ربوطه براى كنترل اين پروسه بهره مى‏گيرد.
 رسانه‏ هاى خبرى براى دستيابى به اهداف مورد نظر خود، گاهى ادعاهايى عليه افراد،  گروه‏هاى مختلف و رسانه‏هاى رقيب مطرح مى‏كنند و آنان را مجبور به پاسخگويى مى‏نمايند. در واقع در اين روش، اخبار مخابره شده و يا به چاپ رسيده نوعى ادعا به جاى واقعيت را در ذهن مخاطب تداعى مى‏كند و با استفاده از كلماتى نظير «ادعا» منبع خبر سعى مى‏كند اولاً خبر را از دست ندهد، در ثانى صحت و سقم خبر را به گردن منبع مدعى آن انداخته، ثالثاً چنانچه خبر مورد تأييد قرار گرفت، اعتبار پخش آن را نصيب خود كند و در نهايت پيامى را كه مدنظرش مى‏باشد به همراه خبر القا نمايد.
 در شايعه منبع خبر را نمى‏گوييم اما در اين نوع خبر عمداً منبع خبر را ذكر مى‏كنيم، ولى منبعى كه بى‏اعتبار است و بارها مورد تكذيب قرار گرفته است. اين شيوه از جمله شيوه‏هاى جنگ روانى است. اين شيوه در حقيقت مانند يك برگ دو طرف برنده است. استفاده‏كنندگان از آن، چه ادعا را رد و چه آن را تأييد نمايند، در هر دو صورت منبع جواب خود را گرفته است.
 در جريان حمله آمريكا به افغانستان، پس از هر بمباران شديد مقرهاى طالبان، ادعاهايى دال بر كشته شدن بن لادن از سوى رسانه‏هاى آمريكايى و رسانه‏هاى همسو با آن‏ها مطرح مى‏شد. زمانى كه طالبان خبر را تكذيب مى‏كردند، امريكايى‏ها مى‏فهميدند كه تلاش آن‏ها در انهدام مواضع طالبان و كشتار آن‏ها چندان موثر نبوده است. اگر طالبان سكوت مى‏كردند، اين سكوت صحت ادعاى آمريكايى‏ها را اثبات مى‏كرد و نيروهاى طالبان را نيز از نظر روحى تضعيف مى‏نمود.
 ويژگى‏ هاى استعمار نو عبارتند از:
1. به كارگيرى نيروهاى مزدور و وابسته بومى از طريق مستشاران اقتصادى، نظامى و امنيتى؛

2. حاكميت نامحسوس اما قوى بر حاكمان؛

3. چپاول و غارت ثروت‏هاى ملى و ذخاير زيرزمينى و مواد خام كشورهاى زيرسلطه، از طريق انعقاد قراردادهاى استثمارى؛

4. تبديل كشور زيرسلطه به بازار فروش محصولات خويش؛

5. هجوم به فرهنگ ملى و بومى كشور زيرسلطه، از طريق تهى‏ سازى فرهنگى؛

6. ترويج و گسترش فرهنگ كشور سلطه‏ گر در افكار عمومى كشورهاى زيرسلطه با هدف تداوم و تضمين بقاى سلطه سياسى، با ايجاد كانون‏ هاى سياسى، اجتماعى، فرهنگى و ايجاد احزاب وابسته؛(14)

7. تهاجم به مذهب از طريق اشاعه سكولاريسم، ترويج لائيسم، حفظ قالب‏ ها و تهى‏ سازى مفاهيم از محتواى اصلى، ايجاد و گسترش اديان و فرق خودساخته، مانند بهائيت و ترويج مكاتب و ايدئولوژى‏ هاى مبتنى بر امانيسم با هدف كم‏رنگ ساختن نقش مذهب در جامعه، جداسازى دين از سياست، كاهش ايمان و بى‏ هويت ساختن جامعه؛

8. ايجاد كانون‏ هاى مخفى كادرسازى به منزله پشتوانه حاكميت سياسى، از  طريق تشكل‏ هاى منسجم و محافل خاص، مانند سازماندهى انواع لژهاى فرماسونرى، براى اداره سرزمين‏ هاى استعمار شده و پيشبرد اهداف در مستعمرات؛

 9. سلطه‏ گران براى اعمال سلطه خويش، بر مبناى سياست نئوكلانيستى، از ابزارهايى چون وابستگى پنهانى حاكمان بومى، سياست‏ گذارى براى كشور زير سلطه درعرصه‏ هاى مختلف سياسى، اقتصادى، نظامى، فرهنگى، اجتماعى و بين‏ المللى، برپايى حكومت‏ هاى مستبد و ديكتاتور، سركوب مبارزان، آزادى‏ خواهان و استقلال‏ طلبان و تبديل كشور زيرسلطه به حافظ منافع سلطه‏ گر در منطقه، بهره مى‏ بردند. در اين چهارچوب، به رغم وجود رقابت شديد ميان كشورهاى استعمارگر، نوعى وحدت رويه و هماهنگى ميان آنها، براى تثبيت منافع مشترك به چشم مى‏ خورد.

10. آثار و پيامدهاى سياست نئوكلانيستى به طور عمده، عبارت است از: تخريب فرهنگ ملى و بومى، ايجاد فرهنگ التقاطى، وابستگى اقتصادى، ايجاد اقتصاد تك‏ بعدى در كشور زيرسلطه، بى‏ هويتى فرهنگى، وابستگى شديد نظامى - امنيتى؛

11. در استعمار نو، كشور زيرسلطه متحد كشور سلطه‏ گر خوانده مى‏ شد و نيروهاى مبارز و آزادى‏ خواه درتبليغات جهانى،تروريست ناميده مى‏ شدند و كشور زير سلطه از هرگونه تعرض بين‏ المللى در عرصه نقض حقوق بشر و عدم پاى‏ بندى به آزادى‏ هاى سياسى در امان خواهد بود! در عوض، مبارزان، استقلال‏ طلبان و آزادى‏ خواهان در معرض تهاجمات شديد تبليغاتى و سياسى قرار داشتند و با برچسب‏ هايى چون فناتيك و تروريست، مرتجع و.. روبرو مى‏ شوند.

12. زمينه‏ هاى رشد افراد در عرصه‏ هاى سياسى، اقتصادى، فرهنگى، نظامى، امنيتى، هنرى، ادبى، بستگى تام و تمام به ميزان وابستگى و شدت ارادت آنان به نظام سلطه‏ گر دارد و نيروهاى مستقل زمينه‏ اى براى رشد و فعاليت ندارند.

13. اگر پايه‏ هاى سلطه را زر و زور و تزوير بدانيم، در استعمار نو، نقش تزوير كليدى است؛ چنان كه در استعمار كهن نقش نيروى نظامى محورى و اساسى است.

14. در استعمار نو، حكومت‏ هاى زير سلطه قدرت خويش را از طريق نظام سلطه‏ گر كسب و به همان اندازه كه در مقابل نظام سلطه‏ گر، رام و مطيع‏اند، عليه ملت خود، با شدت و خشونت برخورد مى‏ كنند عوامل بومى وابسته، به ويژه حاكمان به شدت، در پى ترويج شيوه زندگى و آداب و رسوم فرهنگ سلطه‏ گر در ميان ملت خود بودند.(15)
 عوامل تبليغاتى با بهره‏گيرى از اين شيوه دست به پخش مطالب مبالغه‏آميز مى‏زنند. آن‏ها سعى مى‏كنند مطالب كوچك را بسيار بزرگتر از آن‏چه وجود دارد جلوه دهند و همچنين قادرند از مطالب بزرگ به شكلى ضعيف و در زمان، مكان و جايگاهى كه به چشم نمى‏آيد، بهره‏بردارى كند. شايد بتوان تفرقه را يكى از مؤلفه‏هاى عوامل قبلى دانست كه با استفاده از آن‏ها عامل تبليغاتى سعى مى‏كند بين جامعه مخاطبان خود با مرزبندى و جناح‏بندى‏هايى كه در اكثريت موارد كاذب هم مى‏باشد، مطالبى را پخش كند تا پتانسيل و توان آن‏ها را كاهش دهد. در شيوه‏هاى جديد، ترور فيزيكى جاى خود را به ترور شخصيت داده است. در زمان‏هايى كه نتوان فردى را ترور فيزيكى كرد و يا نبايد افراد مورد ترور فيزيكى قرار گيرند، سعى مى‏كنند از طريق عوامل تبليغاتى جنگ روانى و با استفاده از وسايل ارتباط جمعى، شخصيت‏هاى مطرح و موثر در جناح مقابل را به زير ذره‏بين كشيده و با بزرگ‏نمايى نقاط ضعف آنان را ترور شخصيت نمايد. هدف آن ترور شخصيت‏هاى سياسى و مهم از طريق به تصوير كشيدن نقاط ضعف و حركات نادرست آن‏هاست. اين عوامل باعث مى‏شود رهبران ذى‏نفوذ نزد مخاطبان دچار بى‏منزلتى و تخريب چهره شوند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:124.txt">شايعه</a><a class="text" href="w:text:125.txt"> تاكتيك شايعه‏</a><a class="text" href="w:text:126.txt"> شايعات آتشين‏</a><a class="text" href="w:text:127.txt"> شايعات خزنده‏</a><a class="text" href="w:text:128.txt"> شايعات دلفينى‏</a></body></html> زمانى كه جريان اين خبر از بين افرادى شروع مى‏شود كه از حقيقت موضوع دورند، شايعه آغاز مى‏گردد و تكرار آن بدون ارائه برهان و دليل ادامه مى‏يابد تا تقريباً بسيارى از مردم آن را باور مى‏كنند 