 در نهايت شيوه معينى براى ترويج آن پيش گرفته مى‏شود، مانند «آن‏ها مى‏گويند...» يا «از يك منبع مسئول شنيده‏ام كه ...» يا «اخبار دقيقى دارم مبنى بر اينكه...» و مانند آن‏ها.
 شايعات زمانى رواج مى‏يابند كه حوادث مربوط به آن در زندگى افراد از اهميتى برخوردار باشند يا در مورد آن‏ها خبرهاى صريح پخش نشود و يا اينكه خبرهاى مربوط به آن‏ها مبهم باشند. اين ابهام زمانى به وجود مى‏آيد كه خبر به صورت تحريف شده دريافت شود، يا به فرد خبرهاى متضادى برسد يا فرد از فهم اين گونه خبرها عاجز باشد.
 شايعه در جايى ايجاد مى‏شود كه خبر نباشد و يا خبر از منابع موثق منتشر نگردد. از جمله اولين عناصرى كه در بحث شايعه مطرح مى‏باشند، موضوع، مكان و زمان شايعه است. يك شايعه‏ساز ماهر به خوبى مى‏داند كه شايعه وى بايد موضعى باشد كه حساسيت بالاى جامعه را در زمان و مكان مناسب به خود اختصاص دهد.
 ضريب نفوذ شايعه مديون دو نكته است؛ اول ابهام در موضوع و دوم اهميت موضوع. هرچه ضريب اهميت يك شايعه بالا باشد، ضريب نفوذ آن نيز به همان ميزان بالا مى‏رود. در ضمن به همان ميزان كه ابهام در قضيه افزايش مى‏يابد ضريب نفوذ شايعه نيز صفر خواهد شد. عوامل ديگرى نيز در پخش‏پذيرى و نفوذ شايعه مؤثرند اما از درجه دوم اهميت برخوردار مى‏باشند. به طور نمونه پخش شايعه از زبان يك وزير، يك استاد دانشگاه و يا هر منبع معتبر ديگر ضريب نفوذ آن را بيشتر از پخش شايعه از زبان راننده تاكسى مى‏كند.
 هر شايعه در برگيرنده بخش قابل ملاحظه‏اى از واقعيت مى‏تواند باشد، اما ضريب نفوذ آن نيز تحت تأثير عوامل ديگر مى‏تواند افزايش بالايى پيدا كند.
 شايعه‏اى است كه يكباره شكل مى‏گيرد، همه جامعه را تحت‏الشعاع قرار مى‏دهد و اثرى كوتاه‏مدت دارد. كاربرد اين نوع شايعه بيشتر در زمان جنگ نظامى است. استفاده از آمار و ارقام و بزرگ نشان دادن آنها، مسير شايعات آتشين است. به معناى ديگر شايعات آتشين با ارقامى بسيار بزرگ ولى فقط در يك مقطع وارد مى‏شوند، تأثير آن‏ها عظيم است ولى مقطعى است. اين نوع شايعات غالبا با ارقام بزرگ سر و كار دارند. تلفات ناشى از جنگ و تلفات ناشى از سيل و زلزله از جمله اين موارد مى‏باشند.شايعاتى هستند كه همراه با تاكتيك‏هاى قطره‏چكانى، مرحله به مرحله مى‏تواند مسير يك شايعه را در ذهن افراد يك جامعه طراحى كند. اين شايعات دراز مدت‏تر از شايعات آتشين هستند و پيچيدگى‏هاى بيشترى نيز دارند. سوء استفاده‏هاى مالى و فساد در دستگاه‏هاى ادارى و رسوايى‏هاى مالى از جمله اين نوع شايعات هستند. پخش قطره‏چكانى و مرحله به مرحله حادثه 11 سپتامبر زمينه‏ساز اين نوع شايعه بود. آن نوع از شايعات هستند كه به تناسب زمان آشكار مى‏گردند و بلافاصله پس از تأثيرگذارى براى مدتى پنهان مى‏شوند و دوباره با ايجاد زمينه و انگيزه خود را آشكار مى‏كنند.
 شايعات دلفينى شايعاتى هستند كه زمان مشخصى ندارند و هرگاه زمينه آن فراهم شود، قابل خودنمايى هستند. مانند اخبار مربوط به قتل‏هاى زنجيره‏اى.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:130.txt">تاكتيك ماساژ پيام</a><a class="text" href="w:text:131.txt"> تاكتيك كلى بافى(26)</a><a class="text" href="w:text:132.txt"> تاكتيك زمان‏بندى(27)</a><a class="text" href="w:text:133.txt"> تاكتيك حذف(28)</a><a class="text" href="w:text:134.txt"> تاكتيك قطره‏چكانى(29)</a><a class="text" href="w:text:135.txt"> تاكتيك دروغ بزرگ يا استفاده از دروغ محض(30)</a><a class="text" href="w:text:136.txt"> فوريت بخشيدن ساختگى به خبر(31)</a><a class="text" href="w:text:137.txt"> پيچيده كردن خبر براى عدم كشف حقيقت(32)</a><a class="text" href="w:text:138.txt"> افزايش قابليت تصديق خبر از طريق چيدن خبر ساختگى و نادرست در ميان چند خبر درست(33)</a><a class="text" href="w:text:139.txt"> استفاده از دو خبر واقعى براى طرح يك خبر ساختگى(34)</a><a class="text" href="w:text:140.txt"> استفاده از عاطفه گيرندگان پيام(35)</a><a class="text" href="w:text:141.txt"> استفاده از خبر براى تبليغات(36)</a></body></html>سياست نئوكلانيستى يا استعمار نو، اگرچه از تلفات زياد نيروهاى كشور سلطه‏ گر در امان بود؛ اما اشكالات زيادى داشت.
از جمله:
1. نيروهاى مزدور و وابسته بومى، به دليل فقدان پايگاه مردمى، معمولاً با كودتا، روش‏هاى نامشروع و غيرقانونى، زمام امور را به دست مى‏ گرفتند سازماندهى كودتا تا هزينه‏ هاى مالى و حيثيتى بسيارى را بر سلطه‏ گران تحميل مى‏ كرد.

2. ماهيت مزدورانى كه زمام امور ملت‏ها را در دست مى‏ گرفتند، خيلى زود بر ملت‏ها آشكار مي گشت. از اين رو، چاره‏ اى نداشتند جز آن كه با ديكتاتورى و خفقان حكومت كنند. اين امر سلطه‏ گران را با تضاد و تعارض روبرو مى‏ ساخت؛ زيرا دفاع از ديكتاتورهاى مستبد، با شعار طرفدارى از حقوق بشر، دموكراسى، ليبراليسم، كرامت انسان و... منافات داشت.

3. وابستگى حاكمان و استبداد و ديكتاتورى آنان سبب بسيج توده‏ هاى مردمى عليه استبداد داخلى و استعمار خارجى، بر محور كسب استقلال و آزادى مى‏ گرديد(16).
 تاكتيك حذف، تاكتيك كلى بافى، تاكتيك زمان‏بندى، تاكتيك قطره‏چكانى، تاكتيك موجى و تاكتيك تبخير از جمله تاكتيك‏هاى ماساژ پيام به شمار مى‏آيند كه به طور مختصر به توضيح آنها پرداخته مى‏شود. در تاكتيك كلى‏بافى جزئياتى كه ممكن است مخالفت ادارى يا سياسى را برانگيزد را با لعابى از مطالب غيرواقعى مى‏پوشانند. در اين تاكتيك سعى مى‏شود بدون توجه به مسايل اصلى و عميق در خبر و بدون ريشه‏يابى به موضوعى كه منعكس مى‏شود به حواشى آن پرداخته شده، به خبر لعاب بزنند و شاخ و برگ آن را اضافه كنند و خواننده را در سطح نگه دارد. و توجه وى را كمتر معطوف به عمق مطالب نمايند. اين تاكتيك بيشتر در پخش بيانيه‏هاى وزارت امور خارجه و يا دستگاه ديپلماسى خارجى كشورها مورد استفاده قرار مى‏گيرد، كه در آن‏ها از شيوه بى‏حس‏سازى مغزى استفاده شده است.مرسوم‏ترين مصداقى را كه مى‏توان براى تاكتيك زمان‏بندى مثال زد، تأخير در پخش خبر مى‏باشد، به نحوى كه پيام‏گير نتواند كارى بكند. اين شيوه در بسيارى از موارد التهاب و اشتياق مخاطبين را براى شنيدن خبر از منابع موثق مهيا نموده و در بخشى ديگر زمينه پخش شايعات را نيز فراهم مى‏كند.براساس اين تاكتيك قسمت‏هاى مهمى از خبر به دلايلى كه از پيش طراحى شده و به شكلى هدفمند حذف مى‏گردد تا زمينه را براى پخش تاكتيك شايعه مهيا نمايد. در اين تاكتيك پخش‏كننده خبر (رسانه) مى‏داند كه با پخش قسمت ناقصى از خبر سوالاتى، در ذهن مخاطبان ايجاد مى‏شود كه اين سؤالات چنانچه پاسخ گفته نشود، زمينه پخش شايعات را فراهم مى‏كند. در وسايل ارتباط جمعى معروف است كه شايعه جايى پخش مى‏شود كه خبر نباشد.
 چون سياست به شدت ستيزه‏آميز است، پيام‏هاى سياسى بيش از پيام‏هاى ديگر آگاهانه انتخاب مى‏شوند و تاكتيك حذف استفاده مى‏گردد.
داده‏ها، اطلاعات و دانش به جاى آنكه در سندى واحد نوشته شود در اين تاكتيك دسته‏بندى شده و در زما