ن‏هاى گوناگون و به مقدار بسيار كم ارائه مى‏گردد تا هم مخاطب نسبت به منبع خبر اعتماد پيدا كند و هم نسبت به آن اعتياد پيدا كند و منتظر پخش اخبار از مجراى مورد نظر گردد. در اين شيوه الگوى رخدادها تجزيه مى‏شود و از ديدگيرنده مخفى مى‏ماند. اين تاكتيك قديمى و سنتى مى‏باشد، اما هنوز هم مورد استفاده فراوانى در رسانه‏ها دارد و بيشتر براى مرعوب كردن حريف و يا حتى براى مرعوب كردن افكار عمومى مورد استفاده قرار مى‏گيرد. يعنى پيامى را كه به هيچ وجه واقعيت ندارد، بيان مى‏كنند. معروف‏ترين مورد استفاده‏اى كه از اين تاكتيك شده، در زمان هيتلر و توسط گوبلز بوده است. تأكيد بر انتقال سريع و لحظه به لحظه پيام و افزايش كميت آن يكى ديگر از شيوه‏هاى مطبوعاتى و رسانه‏اى است. هدف از اين شيوه ايجاد نوعى طوفان مغزى براى مخاطب نسبت به سوژه مورد نظر و ايجاد نوعى ايزوله كردن خبرى مخاطب نسبت به ديگر منابع خبرى از طريق ايجاد اين اطمينان در مخاطب است و اين مطلب را مى‏خواهد القا كند كه اين مطبوعه در سريع‏ترين حالت ممكن، قادر است اطلاعات را به مخاطب برساند.
 اين تاكتيك براى كمتر تعمق كردن مخاطب بر اخبار نيز به كار گرفته مى‏شود. از طرفى نيز رسانه‏هاى خبرى با شتاب بخشيدن به گزارش حوادث و رويدادها سعى مى‏كنند از فرصت ايجاد شده براى دستيابى به بسيارى از اهداف خود (كه تاكنون مهيا نبوده) استفاده كنند. اين روش كاربرد تبليغاتى نيز دارد. هم‏چنين در زمان جنگ و بحران‏هاى سياسى كاربرد بسيار دارد.
 امروزه شيوه پنهان كردن حقيقت، محرمانه نگهداشتن آن نيست زيرا كه ذات خبر فرار است و به محض يافتن مجرايى، به داخل جامعه نفوذ پيدا مى‏كند. اعتقاد بر اينست كه زمانى كه يك رسانه قصد دارد يك خبر را پنهان كند لازم است با دادن اطلاعات متنوع و زياد، حقيقت و موضوع را به گونه‏اى پيچيده كند كه مخاطب از پيگيرى آن خبر صرف‏نظر كند.
 براى پنهان ماندن حقيقت، موضوع آنچنان با اخبار و اطلاعات فراوان و گاه ضد و نقيض، پيچيده و مغلق بيان مى‏شود كه مخاطب نتواند از لابلاى مطالب به حقيقت دست يابد. نمونه بارز اين اتفاق در موضوع پرتاب موشك از سوى نيروى دريايى آمريكا به سوى هواپيماى مسافرتى ايرباس ايرانى بود. امروزه جهت سركوب بسيارى از جنبش‏هاى مردمى و نتايج اسف‏بار اقدامات سياسى و اقتصادى قدرت‏هاى بزرگ در كشورهاى ضعيف جهان اين حقايق را از طريق مخدوش ساختن خبر اين وقايع، پنهان مى‏نمايند.
 برخى رسانه‏ها مانند بى.بى.سى همواره از اين شگرد استفاده كرده‏اند. در اين شيوه، نظر مخاطبان به اخبارى صحيح جلب مى‏شود و پس از ايجاد اطمينان اوليه نسبت به اين منبع، يك خبر نادرست اعلام و القاء مى‏شود. يك تحليل‏گر حرفه‏اى مى‏تواند اخبارى كه براى مخالفان خود داراى هويت درست و مشخص شده است، به گونه‏اى با اخبار نادرست آميخته كند كه در نهايت نظر خود را در قالب تحليل و تفسير مورد نظر خود القا نمايد.
 نمونه آن را مى‏توان در سايت عليرضا نورى‏زاده پيدا كرد. در اين شيوه تحليل‏گر سعى‏كند اخبار موثق و درست قابل استناد براى مخاطبين را همراه با چند خبر نادرست در هم آميخته و با شيوه‏اى كاملا حرفه‏اى نتيجه مطلوب خود را كسب كند. در جريان قتل‏هاى زنجيره‏اى، عليرضا نورى‏زاده با در اختيار داشتن بخشى از مطالب صحيح قادر بود كه مطالب نادرست خود را تحت پوشش منابع اطلاعاتى موثق منتشر كند.
 ارتباط بخشيدن بين دو واقعه و نتيجه‏گيرى غلط و غيرواقعى از آن، از شيوه‏هاى ديگر در مطبوعات و خبرگزارى‏ها و راديوها به شمار مى‏رود. مثلاً راديو بى.بى.سى اعلام مى‏كند كه دو هيات سياسى از آمريكا و ايران همزمان در سوريه با مقامات سورى ديدار و گفت و گو كردند. در اين پيام هدف اصلى، القاء خبر ارتباط بين اين دو هيأت سياسى در سوريه و تضعيف دولت جمهورى اسلامى است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:15.txt">استعمار فرانو</a><a class="folder" href="w:html:16.xml"> مشخصات استعمار فرانو</a></body></html> در اين روش تلاش مى‏شود تعابيرى در خبر مورد استفاده قرار گيرد كه به كارگيرى آنان احساس عاطفى مخاطبان را به طور ساختگى تحريف و تهييج كند. كلماتى نظير تبعيض، ظلم به زنان، فشار بر كودكان، شكنجه، بازجويى، توطئه، خفقان، نسل‏سوزى، قانون‏ستيزى، فجايع بشرى و مانند آن مى‏تواند احساسات يك مخاطب را برانگيخته نمايد. پخش برنامه‏هاى تلويزيون و استفاده از عكس‏هايى كه كودكان را در وضعيتى بسيار بد نشان مى‏دهد، همچنين استفاده از زنان به عنوان عناصر زجركشيده در اخبار مى‏تواند در مسير ايجاد هيجان بسيار مؤثر و پرنفوذ باشد.
 از سوى ديگر خبرگزارى‏ها از عاطفه غريزى گيرندگان پيام استفاده مى‏كنند. گيرندگان پيام در مقابل يك سرى مسائل مشترك با هم داراى همبستگى‏هاى عاطفى هستند. مباحث مشتركى نظير دين، نژاد، سرزمين، مليت، جنسيت، محيط اجتماعى، رنگ پوست، مباحث مشترك قاره‏اى و مباحث انسان‏دوستى از جمله اين مباحث است كه در خيلى از خبرها هدف قرار مى‏گيرند و سعى مى‏شود به نوعى در خبرها روى يكى از اين همبستگى‏ها تأكيد شود. به طور مثال كردها در تركيه، عراق، ايران، سوريه و... سعى مى‏كنند از رابطه عاطفى كردها استفاده كنند، به نوعى كه تحريك‏كننده باشد. كردها يك نوع رابطه معنوى، جدا از همبستگى‏هاى منطقه‏اى با هم دارند و فشار به هر گروه در هر منطقه بر بقيه تأثير مى‏گذارد.
وقتى خبرى از رسانه‏ها منتشر مى‏شود، نيازى به اثبات آن وجود ندارد. زيرا اصل اوليه درستى خبر است و اگر كسى فكر كند يا ادعا كند كه خبر درست نيست، لازم است براى رد آن مدركى ارائه دهد.(37) 1. تحليل مغرضانه از اوضاع داخلى و ايجاد فضاى وحشت‏زا و موهوم از احتمال بروز جنگ، آغاز دوره بحران اقتصادى و مشكلات عظيم ناشى از آن.
 2. سوء استفاده تبليغاتى از اجراى طرح‏هايى چون طرح امنيت اجتماعى به عنوان محدودكننده آزادى و حقوق زنان و نقش آزادى‏هاى مدنى و اجتماعى.
 3. ايجاد تقابل‏هاى سياسى بين سران ارشد نظام اسلامى و القاى در جريان بودن جنگ قدرت در جمهورى اسلامى بين چند طيف.
 4. ترويج و اشاعه دنيا طلبى و مادى‏گرايى افراطى با تبليغ مظاهر زندگى غربى.
 6. ترويج نظريه وجود قرائت‏هاى مختلف از اسلام (پلوراليسم).(38)
 7. اشاعه و تبليغ نسبى بودن موازين اسلامى و ارزش‏هاى اعتقادى و دينى.(39)
 8. تبليغ ضرورت جدايى دين از سياست و دنيا از آخرت (سكولاريسم).(40)
 9. ترويج و تبليغ وجود تضاد ميان علم و توسعه با دين و اخلاق.(41)
 10. نفى آرمان‏گرايى با تبليغ دنياپرستى و تحريك غرائز شهوانى.
 11. حمله مستمر به مبانى ارزشى و پايه‏هاى اعتقادى با حربه تحريف حقايق.(42)
 12. اشاعه چهره‏اى غيرواقعى، خشن و زشت از اسلام.(43)
 13. تبليغ و ترويج مغايرت دين و وحى با عقل.(44)
 14. ترويج و اشاعه اومانيسم و مكاتب الحادى غربى.(45)
 15. تبليغ و ترويج تضاد ميان اسلام و آزادى.(46)
 16. تلاش مستمر و بر