ن بيشتر كرد و در صورت استنكاف ايران، پرونده اين كشور را به شوراى امنيت فرستاد. گرچه اولويت اول، اعمال فشار ديپلماسى از طريق متحدان است به گونه‏ اى كه ايران داوطلبانه از فعاليت‏ها و برنامه هسته‏ اى خود چشم‏ پوشى كند.

 8. حمايت از اپوزيسيون هم مى‏ تواند از عوامل مؤثر بر تغيير رژيم ايران باشد.

9.10 بايد فعاليت‏NGO ها را در ايران تسهيل كنيم و به صدور ويزا همت گماريم. دعوت فعالان جوان ايرانى به خارج، براى شركت در سمينارهاى كوچك هم، اقدام مهمى است. اين كار در صربستان، فيليپين، اندونزى و شيلى و كشورهاى ديگر جواب داده است.

 11. سفارتخانه‏ هاى كشورهاى ديگر هم مى‏ توانند در تهران براى ما مؤثر باشند. حضور در جلسات محاكمه، درخواست مشترك براى آزادى زندانيان سياسى، كمك مالى به خانواده‏ هاى زندانيان و گروه‏ هاى مخالف حكومت و حتى نظارت يا مشاركت در اعتراض‏ ها، از جمله اين راه‏هاى تأثيرگذار است. كنگره بايد تصويب قانونى به نام «آزادى ايران» را بررسى كند تا حمايت كافى از آن را به عمل آورد.

 12. تضعيف ستون‏ هاى حمايتى حكومت ايران كه همانا سرويس‏ هاى امنيتى و نظامى اين كشور مى‏ باشند، بايد در دستور كار قرار گيرند.

 13. بايد رهبران روحانى ايران را كه در رأس قدرت هستند، وادار كرد از قدرت سياسى به صورت مسالمت‏ آميز كناره بگيرند.

 14. بايد قدرت بسيج و سپاه را از ميان برد و در وزارت اطلاعات تغييرات اساسى ايجاد و يا به طور كلى آن را حذف كرد.

 15. گفتگو با دولت ايران هم بايد در دستور كار باشد. ما بايد تعامل خود را براى ديدار با مقامات ايران و بحث و گفتگو درباره موضوعات مورد علاقه و نگرانى دو طرف نشان دهيم».(1)
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:149.txt"> بسترها و زمينه‏ هاى موفقيت دشمن در جنگ نرم‏</a><a class="text" href="w:text:150.txt"> 1. گسترش رفاه‏ طلبى و تساهل‏</a><a class="text" href="w:text:151.txt"> 2. تقويت جريان سكولار</a><a class="text" href="w:text:152.txt"> 3. تضعيف نظام فقاهتى و جايگاه مراجع تقليد</a><a class="text" href="w:text:153.txt">4. شايعه ناكارآمدى نظام اسلامى‏</a><a class="text" href="w:text:154.txt"> 5. رشد جمعيت جوان‏ </a><a class="text" href="w:text:155.txt">6. تعميق و تراكم شكاف‏هاى اجتماعى موجود</a></body></html>1. گسترش رفاه‏ طلبى و تساهل‏
2. تقويت جريان سكولار
3. تضعيف نظام فقاهتى و جايگاه مراجع تقليد
4. شايعه ناكارآمدى نظام اسلامى‏
5. رشد جمعيت جوان‏
6. تعميق و تراكم شكاف‏هاى اجتماعى موجود استعمار فرانو و سلطه‏ گرى نوين، مبتنى بر ايجاد تغيير در جهان‏ بينى، فرهنگ، باورها، بينش‏ ها، رفتار نگرش‏ هاى سياسى با هدف تغيير نامرئى و نامحسوس هويت ملت‏ها، پايه‏ ريزى گرديده است. سست كردن پايه‏ هاى وحدت ملى، تشديد اختلافات داخلى، بى‏ تفاوت ساختن مردم، از مهم‏ترين محورهاى القايى استعمار فرانو است. 
استراتژيست‏هاى نظام سلطه و طراحان سياست‏هاى استعمارى، با بهره‏ گيرى از تكنولوژى‏ هاى پيشرفته و فناورى‏ هاى مدرن اطلاعاتى و ارتباطى، در پى تأثيرگذارى بر مبانى اعتقادى و رفتار مذهبى و ملى مردم هستند.
 در دوران استعمار كهن و استعمار نو، امكان تأثيرگذارى مستقيم بر افكار عمومى كمتر بود. اين امكان اكنون با رشد و توسعه فناورى بيشتر پديد آمده است.(17)
 اتخاذ برخى سياست‏هاى اقتصادى در سال‏هاى پس از جنگ و در دولت سازندگى، با حركت به سوى توسعه و رفاه جامعه و كم‏رنگ شدن عدالت اجتماعى، خواسته و ناخواسته زمينه‏ ساز تغيير و تحولات در بينش و به  تبع آن سبك و مدل زندگى مردم به ويژه در شهرهاى بزرگ شد كه تفاوت‏ هاى آشكارى با ارزش‏ها و الگوهاى دهه اول انقلاب داشت.
 سياست‏هاى فرهنگى مبتنى بر شعار تساهل و تسامح در دولت اصلاحات نيز به تشديد اين روند دامن زد.
 تسامح و تساهل و تغيير سبك زندگى، زمينه مساعدى را براى ظهور و گسترش انديشه‏ هاى ليبراليستى و سكولاريستى را فراهم كرد. تقويت جريان موسوم به روشن‏فكرى دينى و ارايه قرائت‏ هاى مختلف از دين و طرح مقولاتى چون تكثرگرايى دينى و تفكيك ديانت از حكومت و... در سال‏هاى اخير در جهت تقويت جريان سكولار بود.
 به دليل پيوستگى و ارتباط تنگاتنگ بين دو مجموعه نظام و روحانيت به ويژه مراجع معظم تقليد، هرگونه تضعيف اين رابطه يا به چالش كشيدن شدن آن مى‏ تواند بستر مناسبى را براى تضعيف پشتوانه دينى نظام و سرخوردگى و روگردانى دين‏داران از نظام و در نتيجه زمينه مناسبى براى پيشبرد جنگ نرم به وجود آيد. در اين راستا تحريكات و تحركات دشمنان بسيار آشكار است.
 در اين سه دهه يكى از محورهاى اصلى تبليغات دشمنان، ناكارآمد نشان دادن نظام اسلامى بوده است. ميزان پذيرش اين محور از سوى مردم بسته به نحوه عمل مجموعه قوا و نهاد هاى حكومت است.
 فارغ از مضيقه‏ هاى اقتصادى كه به جهت تقاضاى بالاى اين نسل در مقولاتى چون اشتغال، ازدواج و مسكن رخ مى‏ دهد، جوانان اصلى‏ ترين گروه هدف تهاجم فرهنگى و جنگ نرم هستند، تحريك جوانان در جهت طرح مطالبات بيش از حد و اعتراضات آنها در فضاهاى دانشگاهى و كارگرى زمينه مساعدى براى سوء استفاده دشمن را فراهم مى‏ كند.
 از ديگر بسترهايى كه زمينه را براى پيشبرد جنگ نرم دشمن در كشور مهيا مى‏ كند، تعميق و گاه تراكم شكاف‏هاى اجتماعى است و فاصله انداختن ميان نسل اول، دوم و سوم انقلاب، فاصله انداختن ميان پدر و مادر و فرزندان و فاصله انداختن ميان مسئولين، مردم و فاصله انداختن ميان قوميت‏ها و مذاهب به رسميت شناخته شده در كشور است. چنين شكاف‏ هايى زمينه فعاليت‏ هاى نرم دشمن را فراهم مى‏ شود و ميزان تأثيرگذارى اين قبيل فعاليت‏ها بالا مى‏ رود.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:157.txt"> 1. فقر كار تئوريك‏</a><a class="text" href="w:text:158.txt"> 2. ابهام در سياست فرهنگى رسمى نظام‏</a><a class="text" href="w:text:159.txt"> 3. عمل زدگى مسئولين و مديران فرهنگى‏</a></body></html> در آستانه دهه چهارم انقلاب نيازمند نظريه‏ پردازى‏ هايى هستيم كه اولاً دغدغه تطبيق مبنايى با زيرساخت‏ هاى اسلامى - ايرانى را داشته باشند و ثانياً توجه داشته باشند كه براى استقرار جمهورى اسلامى در جهان بايد استراتژى تدوين شود.
 على رغم وجود نهادها و سازمان‏هاى عريض و طويل فرهنگى اما هنوز نمى‏ توان از وجود يك سند مدون، جامع و رسمى به عنوان سياست فرهنگى نظام جمهورى اسلامى سخن گفت. سندى كه مبناى عمل و مراجعه تصميم‏ گيران و مديران و فعالان فرهنگى و افكار عمومى باشد و رسما به اطلاع همه رسيده باشد و همگان لااقل در مقام قانون بر آن اتفاق داشته باشند و محوريت آن را بپذيرند.
 به تبع فقدان سياست فرهنگى مدون و رسمى نظام و فقر نظرى، مسئولين نهادهاى فرهنگى در مواجهه با مسايل و تنگناهاى پيش‏ آمده بيش‏تر دست به  دامن آسان‏ترين و معمول‏ترين روش‏ها مى‏ شوند و به جاى حل ريشه‏ اى معضلات و چالش‏ ها سراغ گزينه‏ هايى رفته‏ اند كه در كوتاه مدت معضل را حل كند.(2)
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="te