بر فرزانه انقلاب خواستار تحقق جنبش نرم‏ افزارى همه‏ جانبه و فراگير شدند. اين حركت و نهضت مبنتى بر مؤلفه‏ هاى زير بود:
 ايجاد فرهنگ توليد علم، ارتقاى قدرت علمى و جرأت علمى، پرورش و شكوفايى استعدادها، نفى الگو پذيرى تقليدى از فرهنگ غرب، ايجاد تحولات و پيشرفت‏ هاى علمى در چارچوب ارزش‏هاى دين‏ مدار، ارتقاى روحيه خودباورى و اتكاء به نفس و انديشه و اراده خودى، استفاده از ظرفيت‏هاى علمى بومى، تقويت بنيه پژوهش كشور، تعالى و رشد اقتصادى و علمى كشور با هويت بخشيدن به مراكز علمى، پيوند مفاهيم و اخلاق دينى با علم روز، ايجاد خلاقيت و نوآورى علمى، اهتمام به فراگيرى علم و دانش با ارتقاى ايمان و معنويت، عنايت به آزادانديشى، دين‏ باورى و نوانديشى دينى و نفى تحجر و جزم‏ گرايى و تفكر و فرهنگ وارداتى غرب، هوشيارى در برابر تئورى‏ هاى وارداتى، نفى تفكر تقليدى و تبعى و اهتمام به فكر استقلالى به منظور پرهيز از انفعال و مجذوبيت و مبهوت بودن در برابر تحليل‏ هاى بيگانه، اهتمام به توليد علم و بومى كردن آن  بر مبناى فرهنگ ملى و ارتقاى توسعه انسانى، گسترش و اعتلاى جنبش نرم‏ افزارى در حوزه‏ هاى علوم اجتماعى و انسانى بر اساس اصول و ارزش‏ هاى ايران اسلامى، سياست گذارى و برنامه‏ ريزى براى توسعه و اعتلاى فعاليت‏ هاى تحقيقاتى پيرامون نوآورى و دستيابى به فناورى‏ هاى نوين.
در طول تاريخ، تمامى حكومت‏ها و نظام‏ هاى سياسى مى‏ توانستند جوامع تحت حاكميت خود را متناسب با سليقه و مصالح خود اداره كنند؛ و براساس خواست حكومت‏ كنندگان حركت كنند؛ موضوعاتى را در جامعه اشاعه دهند يا مانع از ترويج موضوعات ديگر شوند. دولت‏ها از اختيارات لازم برخوردار بودند و مى‏ توانستند تصميم بگيرند كه چه اخبار و اطلاعاتى بايد در اختيار مردم قرار گيرد و چه اخبار و اطلاعاتى پخش نشود.
از سوى ديگر، بيگانگان نيز امكان تأثيرگذارى مستقيم بر افكار عمومى ملت‏ها را نداشتند؛ مگر اينكه كشورى را به اشغال خود درآورده و با در اختيار گرفتن زمام امور، جوامع تحت اشغال خود را متناسب با خواست خود اداره كنند و برخى از اخبار و اطلاعات را در جامعه پخش كنند يا مانع پخش برخى اخبار شوند يا براساس سياست نئوكلانيستى، مزدوران خود را بر مقدرات ملتى حاكم كنند و آنان در راستاى اهداف نظام‏ هاى سلطه‏ گر، به افكار عمومى شكل دهند.

در اواخر دوران استعمار كهن و نو مهم‏ترين ابزار تأثيرگذارى راديو بود. راديو نيز نتوانست قرنطينه‏ هاى اطلاعاتى فرهنگى  سياسى حكومت‏ ها را بشكند؛ زيرا با ارسال پارازيت، قابل كنترل گرديد؛ ليكن در دوران نوين، با اختراع ماهواره، اينترنت، كامپيوتر و تكنولوژى‏ هاى جديد مخابراتى و توسعه ICT و IT و شبكه‏ هاى راديو تلويزيونى، كشورهاى توسعه يافته غرب و صاحبان تكنولوژى اين توانايى را به دست آورند كه بدون هيچ مانعى، به طور مستقيم، با دورترين نقاط جهان، ارتباط برقرار كنند؛ قرنطينه‏ هاى سياسى و تبليغاتى حكومت‏ ها را بشكنند و خارج از كنترل دولت‏ ها، بر افكار عمومى ملت‏ها، تأثير مستقيم بگذارند. اين امر تحولاتى ژرف در مناسبات سياسى، فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى جهان پديد آورده است.(18)
انقلاب اسلامى ايران با هدف نشر و گسترش انديشه و پيام اسلام، استقلال فرهنگ، تكامل روحى و اخلاق ى، تحقق كامل فرهنگ اسلامى در عين اهتمام به درك مقتضيان زمان، اولويت خود را بر برنامه‏ ريزى و اصلاح فرهنگ جامعه و نهادينه كردن آن مطابق با نيازهاى توسعه در جامعه دينى قرار داد و سياست فرهنگى برگرفته از جهان‏ بينى و انسان‏ شناسى اسلامى بر اساس احترام به كرامت انسانى، سرشت معنوى بشر، خيرخواهى، كمال‏ جويى، آرمان‏ طلبى، استقلال‏ گرايى، آزادى‏ خواهى، عزت‏ نفس و قدرت ايمان را محور فعاليت‏هاى خود قرار داد.
 تقويت تفكر و تعقل و قدرت نقادى و آزادانديشى، خردورزى، نظريه‏ پردازى و نوانديشى دينى و نمونه‏ هايى از راهبردهاى فرهنگى انقلاب اسلامى است. هم‏چنين مقابله با خرافات و موهومات و جمود و تحجر فكرى، مقدس مآبى و ظاهرگرايى و مقابله با افراط در تجددطلبى و خودباختگى در برابر بيگانگان. نشانه ارتقاى آگاهى‏ هاى دينى و بنيان‏گرايى سياست فرهنگى انقلاب اسلامى است.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:172.txt">در سطح تحليل منطقه‏ اى‏</a><a class="text" href="w:text:173.txt">1. بازسازى تمدن اسلامى</a><a class="text" href="w:text:174.txt">2. ارتقاى بيدارى اسلامى</a><a class="text" href="w:text:175.txt"> 3. احياى هويت جهان اسلام</a><a class="text" href="w:text:176.txt"> 4. محوريت ثبات منطقه‏ اى</a><a class="text" href="w:text:177.txt"> 5. جهانى كردن مبارزه با صهيونيسم؛</a></body></html>در زمره ابعاد قدرت نرم‏ افزارى انقلاب اسلامى ايران در سطح منطقه‏اى مى‏ توان به مواردى از جمله بازسازى تمدن اسلامى، ارتقاى بيدارى اسلامى، احياى هويت جهان اسلام، محوريت ثبات منطقه‏ اى و جهانى كردن مبارزه با صهيونيسم اشاره كرد كه به طور مختصر به تحليل آن پرداخته مى‏ شود:انقلاب اسلامى ايران با ايجاد خودباورى فرهنگى در ميان ملت‏هاى مسلمان و بهره‏ گيرى از فناورى‏ هاى مدرن ارتباطى براى انتقال پيام نوانديشى دينى در جهان اسلام توانست رويكرد تمدنى خود را به ظهور رساند.
 افزون بر اين، انقلاب اسلامى تقويت بنيادهاى تمدن اسلامى را از رهگذر رفتار مسالمت‏ آميز و تعامل جوامع مسلمان بر اساس همكارى فرهنگى و بازرگانى و تحكيم روابط دوستى و مودت و اخوت و اهتمام رهبران به خواسته‏ هاى ملت‏ هاى مسلمان و تأكيد بر تبادل انديشه‏ اى ميان تمدن اسلامى زمينه‏ سازى كرد.
انقلاب اسلامى توانست با ارتقاى آگاهى و بيدارى گسترده در بين مردم مسلمان، محروم و مستضعف جهان اسلام، روحيه شهامت و شجاعت لازم در آنان را براى مبارزه ايجاد كند و با ايجاد خودباورى نسبت به توان و امكانات درونى و تشويق لزوم شناخت فزونتر نسبت به تجربه تاريخى وعملى جنبش آزادى‏ بخش، جرأت حركت‏هاى مردمى را براى مبارزه بر اساس انديشه‏ هاى انقلابى اسلام فزونى بخشد. انقلاب اسلامى ايران نشان داد كه دين مى‏ تواند عنصرى تأثيرگذار بر نظام تصميم‏ گيرى جهانى قلمداد گردد و جهان اسلام با تكيه بر باورها و هنجارهاى بومى از توان و قدرتمندى لازم براى شكل‏ دهى به ساختارهاى اجتماعى و سياسى برخوردار است. انقلاب اسلامى اين خودباورى را به ملت‏هاى مسلمان اعطا كرد كه مى‏ توان با شناخت دقيق از فرهنگ اسلامى و باز تعريف آرمان‏ هايى چون استقلال، آزادى، عزت و عدالت و با تكيه بر الگوى تفكر، آگاهى، تصميم‏ گيرى و اطلاع‏ رسانى باب خلاقيت اسلامى را گشود. انقلاب اسلامى ايران با ايفاى نقش سازنده در زمينه بازتوليد منافع مشترك منطقه‏ اى، مبارزه با تروريسم، توسعه همكارى‏ هاى اقتصادى، سياسى و فرهنگى، حمايت از روند ثبات منطقه‏ اى بر اساس امنيت دسته‏ جمعى، تباين الگوى توسعه همه‏ جانبه و درون‏زا، ب