ي تا مؤمنين را تشويق كند به اينكه نهي در آن آيه را عمل كنند .

و در اينكه در اين آيه از پيامبر اسلام تعبير كرد به رسول الله و در آيه قبلي تعبير كرد به نبي اشاره‏اي است به ملاك حكم ، خواسته بفهماند شخص رسول بدان جهت كه رسول است هر قسم رفتاري كه با آن جناب بشود با مرسل و فرستنده او شده است ، اگر او را تعظيم و احترام كنند خدا را احترام كرده‏اند ، پس آهسته سخن گفتن نزد او ، احترام و تعظيم و بزرگداشت خداي سبحان است ، و مداومت بر اين سيره - كه از كلمه يغضون استفاده مي‏شود ، چون مضارع استمرار را مي‏رساند - كاشف از اين است كه اين كساني كه چنين ادبي دارند تقوي خلق آنان شده ، و خدا دلهايشان را براي تقوي تمرين داده .

لهم مغفرة و اجر عظيم - اين نيز وعده جميلي است در برابر تقوايي كه در دل دارند ، همچنان كه فرموده : و العاقبة للتقوي . قُلْ أَ تُعَلِّمُونَ اللَّهَ بِدِينِكمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ مَا فى السمَوَتِ وَ مَا فى الاَرْضِ وَ اللَّهُ بِكلِّ شىْءٍ عَلِيمٌ(16)
يَمُنُّونَ عَلَيْك أَنْ أَسلَمُوا قُل لا تَمُنُّوا عَلىَّ إِسلَمَكم بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكمْ أَنْ هَدَاشْ لِلايمَنِ إِن كُنتُمْ صدِقِينَ(17)
إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ غَيْب السمَوَتِ وَ الاَرْضِ وَ اللَّهُ بَصِيرُ بِمَا تَعْمَلُونَ(18)

16 - بگو: آيا خدا را از ايمان خود با خبر مى سازيد، او تمام آنچه را در آسمان و زمين است ميداند، و خداوند از همه چيز آگاه است .
17 - آنها بر تو منت مى گذارند كه اسلام آورده اند، بگو اسلام خود را بر من منت مگذاريد، بلكه خداوند بر شما منت مى گذارد كه شما را به سوى ايمان هدايت كرده ، اگر (در ادعاى ايمان ) راستگو هستيد.
18 - خداوند غيب آسمانها و زمين را مى داند و نسبت به آنچه انجام مى دهيد بيناست .جمعى از مفسران گفته اند كه بعد از نزول آيات گذشته گروهى از اعراب خدمت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) آمدند و سوگند ياد كردند كه در ادعاى ايمان صادقند، و ظاهر و باطن آنها يكى است ، نخستين آيه مورد بحث نازل شد (و به آنها اخطار كرد كه نيازى به سوگند ندارد خدا درون و برون همه را مى داند).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:143.txt">منت نگذاريد كه مسلمان شده ايد!</a></body></html>در آيات گذشته نشانه هاى مؤ منان راستين بيان شده بود، و چنانكه در شان نزول ذكر شد جمعى از مدعيان اصرار داشتند كه حقيقت ايمان در قلب آنها مستقر است ، قرآن به آنها و به تمام كسانى كه همانند آنها هستند اعلام مى كند كه نيازى به اصرار و سوگند نيست ، در مساءله ((ايمان ))  و ((كفر)) سر و كار شما با خدائى است كه از همه چيز با خبر است ، مخصوصا با لحنى عتاب آميز در نخستين آيه مورد بحث مى گويد: ((به آنها بگو: آيا مى خواهيد خداوند را از ايمان خود با خبر سازيد، او تمام آنچه را در آسمانها و زمين است مى داند)) (قل اتعلمون الله بدينكم و الله يعلم ما فى السموات و ما فى الارض ).
و براى تاءكيد بيشتر مى افزايد: ((خداوند از همه چيز آگاه است )) (و الله بكل شى ء عليم ).
ذات مقدس او عين علم است ، و علمش عين ذات او است ، و به همين دليل علمش ازلى و ابدى است .
ذات پاكش همه جا حضور دارد، و از رگ گردن به شما نزديكتر، و ميان انسان و قلبش حائل مى شود، با اين حال نيازى به ادعاى شما نيست ، او راستگويان را از مدعيان كاذب به خوبى مى شناسد، و از اعماق جانشان با خبر است ، حتى درجات شدت و ضعف ايمان آنها را كه گاه از خودشان نيز پوشيده است ، نزد او روشن است ، با اين حال چرا اصرار داريد كه خدا را از ايمان خود با خبر سازيد؟!
سپس به گفتگوى اعراب باديه نشين بازمى گردد كه اسلام خود را به رخ پيامبر مى كشيدند، و مى گفتند: ما با تو از در تسليم آمديم در حالى كه بسيارى از قبائل عرب از در جنگ آمدند.
قرآن در پاسخ آنها مى گويد: ((آنها بر تو منت مى گذارند كه اسلام آورده اند))! (يمنون عليك ان اسلموا).
((به آنها بگو: اسلام خود را بر من منت نگذاريد)) (قل لا تمنوا على اسلامكم ).
((بلكه خداوند بر شما منت مى گذارد كه شما را به سوى ايمان هدايت كرد اگر در ادعاى ايمان راستگو هستيد))! (بل الله يمن عليكم ان هداكم للايمان ان كنتم صادقين ).
((منت )) - چنانكه قبلا هم گفته ايم - از ماده ((من )) به معنى وزنه مخصوصى است كه با آن وزن مى كنند، سپس به هر نعمت سنگين و گرانقدرى اطلاق شده ، منت بر دو گونه است اگر جنبه عملى داشته باشد (به معنى بخشش نعمت گرانقدر) ممدوح است ، و منت هاى الهى از اين قبيل است ، ولى اگر جنبه لفظى داشته باشد مانند منت بسيارى از انسانها عملى است زشت و ناپسند.
جالب اينكه در جمله اول مى گويد: آنها بر تو منت مى گذارند كه ((اسلام ))  را پذيرفته اند و اين تاءكيد ديگرى است بر اينكه آنها در ادعاى ايمان صادق نيستند بلكه ظاهرا اسلام را پذيرا شده اند.
ولى در ذيل آيه مى گويد: اگر در دعوى خود راست مى گوئيد خداوند بر شما منت مى گذارد كه هدايتتان به ((ايمان )) كرده است .
به هر حال اين مساءله مهمى است كه افراد كوته فكر غالبا تصورشان اين است كه با قبول ايمان ، و انجام عبادات و طاعات ، خدمتى به ساحت قدس الهى يا پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) و اوصياى او (عليهم السلام ) كرده اند، و به همين دليل انتظار پاداش دادند.
در حالى كه اگر نور ايمان به قلب كسى بتابد و اين توفيق نصيبش شود كه در سلك مؤ منان در آيد، بزرگترين لطف الهى شامل حال او شده است .
((ايمان )) قبل از هر چيز درك تازه اى از عالم هستى به انسان مى دهد، حجابها و پرده هاى خود خواهى و غرور را كنار مى زند، افق ديد انسان را مى گشايد، و شكوه و عظمت بى مانند آفرينش را در نظر او مجسم مى كند.
سپس نور و روشنائى بر عواطف او مى پاشد و آنها را پرورش مى دهد، ارزشهاى انسانى را در او زنده مى كند، استعدادهاى والاى او را شكوفا مى سازد، علم و قدرت و شهامت و ايثار و فداكارى و عفو و گذشت و اخلاص به او مى دهد، و از موجودى ضعيف انسانى نيرومند و پر ثمر مى سازد.
دست او را گرفته و از مدارج كمال بالا مى برد، و به اوج قله افتخار مى رساند، او را هماهنگ با قوانين عالم هستى ، و عالم هستى را در تسخير او قرار مى دهد.
آيا اين نعمتى است كه خداوند بر انسان ارزانى داشته يا منتى است كه انسان بر پيامبر خدا (صلى اللّه عليه و آله ) بگذارد؟!
همچنين هر يك از عبادات و اطاعات گامى است به سوى تكامل : قلب را صفا مى بخشد، شهوات را كنترل مى كند، روح اخلاص را تقويت مى نمايد، به جامعه اسلامى وحدت و يكپارچگى و قوت و عظمت مى بخشد.
هر كدام يك كلاس بزرگ تربيتى است ، و درسى است آموزنده .اينجا است كه انسان بايد هر صبح و شام شكر نعمت ايمان بجا آورد و بعد از هر نماز و هر عبادت سر به سجده بگذارد، و خدا را بر اينهمه توفيق سپاس گويد.
اگر بينش انسان در مورد ايمان و اطاعت خدا چنين باشد نه تنها خود را طلبكار نمى داند، بلكه هميشه ((مديون )) خدا و پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) و غرق احسان او مى شمرد.
عبادات را عاشقانه انجام مى دهد، و در راه اطاعت او نه با پا كه با سر مى د