ود.
و اگر خدا براى او پاداش عمل قائل شده ، اين را نيز لطف ديگرى مى داند، و گرنه انجام كارهاى نيك سودش به خود انسان باز مى گردد و در حقيقت با اين توفيق بر ميزان بدهكاريهاى او به خداوند افزوده مى گردد.
بنابراين هدايت او لطف است ، و دعوت پيامبرش (صلى اللّه عليه و آله ) لطفى ديگر، و توفيق اطاعت و فرمانبردارى لطفى مضاعف ، و پاداش ‍ لطفى است ما فوق لطف ! در آخرين آيه مورد بحث كه پايان سوره ((حجرات )) است باز هم آنچه را در آيه قبل آمده تاءكيد مى كند، و مى فرمايد: ((خداوند غيب آسمانها و زمين را ميداند، و نسبت به آنچه انجام مى دهيد بصير و بينا است )) (ان الله يعلم غيب السموات و الارض و الله بصير بما تعملون ).
اصرار نداشته باشيد كه حتما مؤ من هستيد، و نيازى به سوگند نيست ،او در زواياى قلب شما حضور دارد، و از آنچه در آن مى گذرد كاملا با خبر است .
او از تمام اسرار اعماق زمين و غيب آسمانها آگاه است ، بنابراين چگونه ممكن است از درون دل شما بيخبر باشد؟
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:145.txt">بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيِمِ</a><a class="folder" href="w:html:146.xml">آيه1</a><a class="folder" href="w:html:157.xml">آيه 2</a><a class="folder" href="w:html:167.xml">آيه 3</a><a class="folder" href="w:html:175.xml">آيه 4و5</a><a class="folder" href="w:html:180.xml">آيه 6</a><a class="folder" href="w:html:193.xml">آيات 7 و 8 </a><a class="folder" href="w:html:199.xml">آيه 9</a><a class="folder" href="w:html:210.xml">آيه 10</a><a class="folder" href="w:html:223.xml">آيه 11</a><a class="folder" href="w:html:234.xml">آيه 12</a><a class="folder" href="w:html:251.xml">آيه 13</a><a class="folder" href="w:html:255.xml">آيه 14</a><a class="folder" href="w:html:261.xml">آيه 15</a><a class="folder" href="w:html:268.xml">آيه 16</a><a class="folder" href="w:html:272.xml">آيه 17</a><a class="folder" href="w:html:276.xml">آيه 18</a></body></html>بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيِمِ‏
 به نام خداوند بخشنده مهربان.
 
 نكته ‏ها:
 اين سوره نيز همانند ساير سوره ‏ها با نام خداوند شروع شده است، زيرا در حديث مى ‏خوانيم: هر كار مهمّى كه بدون نام خداوند آغاز گردد، نافرجام است.(3)
 آرى، در آغاز كارها انسان به استمداد از رحمتى بس گسترده نياز دارد كه آن نياز با جمله مباركه « بسم اللّه الرّحمن الرّحيم» برطرف مى ‏گردد.
 «بسم اللّه» در آغاز هر كار، نشان ايمان به خدا، عشق به خدا، ياد خدا، توكّل بر خدا، رنگ و جهت خدايى دادن به كارهاست. 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:147.txt">آيه 1 و معني</a><a class="text" href="w:text:148.txt">نكته هاي آيه 1</a><a class="text" href="w:text:149.txt">پيام هاي آيه اول</a><a class="text" href="w:text:150.txt">نمونه ‏هاى پيش‏ افتادن(آيه 1)</a><a class="text" href="w:text:151.txt"> نمونه‏ هاى تخلّف و بازماندن‏ (آيه1)</a><a class="text" href="w:text:152.txt">بحثى پيرامون تقوى(آيه 1)</a><a class="text" href="w:text:153.txt">عوامل مؤثّر در تقوى (آيه1)</a><a class="text" href="w:text:154.txt">آيا تقوى محدوديّت است؟(آيه 1)</a><a class="text" href="w:text:155.txt">تقوى؛ يعنى ايمن‏ سازى.(آيه 1)</a><a class="text" href="w:text:156.txt">پي نوشت مربوط به قسمت آيه 1</a></body></html>«يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تُقَدِّمُواْ بَيْنَ يَدَىِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَاتَّقُواْ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ‏» (1)
 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! بر حكم خدا و پيامبر او پيشى نگيريد واز خداوند پروا كنيد، همانا خداوند شنوا و دانا است.
 اين آيه، جلوى بسيارى از خطاها را مى‏ گيرد. زيرا گاهى خواسته اكثريّت مردم، جلوه‏ هاى ظاهرى و مادّى، پيروى از حدس و تخمين، ميل به ابتكار و نوآورى، هيجان و قضاوت عجولانه و خيال آزاد انديشى، انسان را وادار به گفتن ‏ها، نوشتن ‏ها و تصميماتى مى‏كند كه ناخودآگاه انسان از خواسته خدا و رسول جلو مى ‏افتد، همان گونه كه گاهى خيال عبادت، خيال قاطعيّت، خيال انقلابى بودن و خيال زهد و ساده زيستى، گروهى را وادار كرد تا از خدا و رسول پيشى بگيرند و به قول معروف كاسه داغ‏تر از آش باشند.
 اين آيه مى‏خواهد انسان‏ها را همچون فرشته تربيت كند، زيرا قرآن درباره فرشتگان مى‏ فرمايد: در سخن بر خدا سبقت نمى ‏گيرند و تنها طبق دستور او عمل مى‏ كنند. «لايَسبِقونَه بِالقَول و هم باَمرِه يَعمَلون»(4)
 قرآن، موارد تقدّم را بيان نكرد تا شامل انواع پيش افتادن‏ هاى عقيدتى، علمى، سياسى، اقتصادى و غيره در گفتار وكردار گردد.
 بعضى اصحاب از پيامبر صلى الله عليه وآله درخواست كردند كه خود را مقطوع النسل و اَخته نمايند تا ديگر تمايلى به همسر نداشته باشند و يكسره در خدمت اسلام باشند، حضرت آنان را از اين كار زشت باز داشت.
 كسى كه از خدا و پيامبر صلى الله عليه وآله پيشى مى ‏گيرد، در مديريّت نظام خلل وارد كرده و جامعه را به هرج و مرج مى ‏كشاند و در حقيقت دستگاه و نظام قانون گذارى را بازيچه تمايلات خود قرار مى ‏دهد.
1. براى انجام گرفتن دستورات بايد ابتدا زمينه ‏هاى روانى پذيرش را در مخاطب ايجاد كرد. جمله «يا ايها الّذين‏آمنوا» به مخاطب شخصيّت مى ‏دهد و وابستگى او به خدا را كه زمينه انجام كار است، بيان مى ‏كند.

2. از آنجا كه فرمان پيش نيفتادن از خدا و رسول، فرمان ادب است، خود اين آيه نيز مخاطب را با ادب ويژه صدا مى ‏زند. «يا ايها الذين آمنوا...»

3.بعضى سليقه‏ هاى شخصى، عادات و رسوم اجتماعى و بسيارى از مقرّرات و قوانين بشرى كه ريشه در قرآن و حديث ندارد و برخاسته از عقل و فطرت نيست، نوعى پيش افتادن از خدا و رسول است. «لا تقدّموا...»

4.هرگونه حرام كردن نعمت‏ هاى حلال خداوند و يا حلال كردن حرام ‏ها، پيشى گرفتن  از خدا و رسول است. «لاتقدّموا...»

5.هرگونه بدعت، مبالغه، ستايش نابجا و انتقاد نابجا، پيشى گرفتن است. «لا تقدّموا...»

6. سرچشمه فقه و رفتار ما بايد قرآن و سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله باشد. «لا تقدّموا بين يدى اللَّه و رسوله»

7.پيشى گرفتن از خدا و رسول، بى ‏تقوايى است. (چون در اين آيه مى‏ فرمايد: پيشى نگيريد و تقوى داشته باشيد) «لاتقدّموا... واتّقوا»

8. هر آزادى، توسعه و پيشرفتى ارزش ندارد. «لاتقدّموآ...»

9.براى انجام تكاليف، دو اهرم ايمان و تقوى لازم است. (در آيه هم كلمه «آمنوا» و هم كلمه «اتّقوا» مطرح شده است) «آمنوا... واتّقوا»

10.از چيزهايى كه جمله را زيبا مى‏كند آن است كه امر و نهى در كنار هم باشد. (در آيه هم نهى آمده «لاتقدّموا» و هم امر آمده است «واتّقوا»)

11.حكم رسول همان حكم خداست، بى ‏احترامى به او بى ‏احترامى به خداست و پيشى گرفتن از هر دو ممنوع است. «لا تقدّموا بين يدى اللَّه و رسوله»

12. التزام عملى بايد همراه با تقواى درونى باشد. «لاتقدّموا... واتّقوا اللَّه»

13. كسانى كه به خاطر سليقه ‏ها و مسائل ديگر از خدا و رسولش پيشى مى‏ گيرند، نه ايمان دارند و نه تقوا. «يا ايّها الذين آمنوا لاتقدّموا... و اتّقوا»

14.تندروى يا كندروى ‏هاى خود را توجيه نكنيم. «انّ اللَّه سميع عليم»
ان الذين ينادونك من وراء الحجرات اكثرهم لا يعقلون از سياق آيه چنين برمي‏آيد كه از واقعه‏اي خبر مي‏دهد كه واقع شده ، و اشخاص جفا كار بوده‏اند كه آن جناب را از پشت ديوار حجره