لمى، انقلابى و هنرى، در نزد آنها محترم است.
 البتّه بايد از قداست‏هاى انحرافى پرهيز كرد، زيرا در طول تاريخ رندانى مثل سامرى بوده‏اند كه گوساله‏هايى ساخته و براى آنها قداست جعلى قرار داده‏اند، چه بسيار شاهانى كه دانشمندان و شعرايى را خريده و آنان را به ثناخوانى و مقدّس‏تراشى خود واداشته‏اند.
 اولياى خدا بيش از همه به كرامت‏ها و قداست‏ها پاى‏بند بودند، به چند نمونه توجّه كنيد: 

 الف: تا زمانى كه پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله زنده بود، حضرت على‏عليه السلام، به احترام آن بزرگوار خطبه نخواند.

 ب: رسول خدا صلى الله عليه وآله در بين نماز نگاهش به ديوار روبرو افتاد كه گويا اثرى از آب دهان بر آن بود، كلام خود را قطع كرد و مقدارى راه رفت (بدون آن كه از قبله منحرف شود) و با شاخه درختى كه در كنارش بود، آن اثر را محو كرد و سپس عقب عقب به جاى خود برگشت و به نماز ادامه داد.

 ج: امام حسين عليه السلام همين كه ديد برادر بزرگش امام حسن عليه السلام 100 درهم به فقير كمك كرد، او 99 درهم كمك كرد تا حريم برادر بزرگتر را حفظ كند. 

 د: امام رضا عليه السلام همين كه نام حضرت مهدى عليه السلام را مى‏شنيد (با اين كه آن حضرت هنوز متولّد نشده بود) قيام مى‏كرد.

 ه : در خانه آيةاللَّه‏العظمى بروجردى از مراجع بزرگ شيعيان جهان، شخصى اظهار داشت براى سلامتى امام زمان و آيةاللَّه‏بروجردى صلوات بفرستيد. ايشان به شدّت ناراحت شد كه چرا حريم افراد را حفظ نمى‏كنيد و چرا نام مرا در كنار نام ولى عصرعليه السلام آورديد!؟
 بنابراين بايد توجّه داشت كه درجات كرامت و قداست متفاوت است و هر كس و هر چيزى به اندازه و در جايگاه خودش احترام و قداست دارد. 
 آيه دوّم سوره حجرات، صداى بلند در محضر پيامبر را سبب حبط و نابودى اعمال دانست و فرمود: پاداش تمام كارهاى خوب شما بدون اينكه خود متوجّه باشيد تباه مى‏شود، بنابراين به جاست پيرامون حبط عمل چند كلامى بيان كنيم:
 «حَبط» در لغت به معناى فاسد وتباه شدن است. همان‏گونه كه غذاها و داروها، سرما و گرما، آب و آتش در يكديگر اثر مى‏گذارند، اعمال انسان نيز در يكديگر اثر مى‏گذارد. به دو مثال توجّه كنيد:

 الف: اگر كارگرى بعد از بيست سال خدمات مفيد، يك روز فرزند كارفرما را بكشد، آن قتل خدمات بيست ساله او را تباه مى‏كند، كه به اين تباه شدن اعمال گذشته، حبط گويند.
 ب: اگر كارگرى بيست سال كارفرماى خود را رنج دهد، امّا يك روز فرزند كارفرما را كه در حال غرق شدن است نجات دهد، اين خدمت رنجهاى بيست ساله را از بين مى‏برد كه به اين خدمتى كه بدى‏ها را از بين مى‏برد، تكفير يا كفّاره گويند.

 با توجّه به اين دو مثال مى‏گوييم: مسائل معنوى و رفتار انسان نيز در يكديگر اثر مى‏كند. به چند نمونه قرآنى توجّه كنيد:

 1- كفر و ارتداد و بستن راه خدا بر مردم و ستيز با رسول خدا، سبب تباهى اعمال است.(50)

 2- كسانى كه پيرو كارهايى هستند كه خدا را به غضب مى‏آورد و از كارهايى كه خدا را راضى مى‏كند تنفّر دارند، اعمالشان تباه است.(51)

 3- شرك و نفاق، دنياطلبى، كشتن انبيا و عدالت‏خواهان، سبب نابودى اعمال است.(52)

 4- منّت گذاشتن بر كسى كه به او كمكى كرده‏ايم، سبب باطل شدن عمل است.(53)

 5 - ريا و عُجب، عبادات انسان را از بين مى‏برد.
 اكنون به سراغ روايات مى‏رويم تا ببينيم چه كار و عملى سبب تباهى كارهاى خوب انسان مى‏شود. در اينجا نيز مسائل اعتقادى، عبادى، خانوادگى، اجتماعى، سياسى و روانى، سبب نابودى اعمال معرفى شده است كه ما به هر يك اشاره مى‏كنيم؛

 1- اعتقادى: كينه و دشمنى با امامان معصوم‏عليهم السلام و اهل‏بيت‏پيامبر.(54)

 2- عبادى: كسى كه نماز خود را بدون عذر ترك كند.(55) از امام پرسيدند: چرا ترك نماز را از گناهان كبيره نشمردى، ولى خوردن مال يتيم را از گناهان كبيره بشمار آورديد؟
 حضرت فرمودند: كفر از گناهان كبيره است و ترك نماز كفر عملى است.(56)

 3- خانوادگى: امام صادق عليه السلام فرمودند: اگر همسرى به همسرش بگويد: من از تو خيرى نديدم و از تو ناراضى هستم! اعمالش تباه مى‏شود.(57)

 4- اجتماعى: رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمودند: كسى كه مرده‏اى را با حفظ امانت غسل دهد، به عدد هر موئى از ميّت خداوند پاداش آزاد كردن يك برده به او عطا مى‏كند و صد درجه به او مرحمت مى‏فرمايد. پرسيدند: حفظ امانت در شستن مرده چيست؟ حضرت فرمودند: عورت وزشتى‏هاى او را پنهان بدارد وگرنه اجرش تباه و آبرويش در دنيا و آخرت ريخته مى‏شود.(58) (آرى، اين بود حفظ آبروى مرده تا چه رسد به حفظ آبروى زنده!)

 5 - سياسى: امام باقر عليه السلام درباره آيه «و مَن يَكفُر بالايمان فقد حَبطَ عَمَلُه»(59) يعنى هر كس به ايمان خود پشت كند (و مرتد شود)، عملش تباه است فرمودند: ايمان در بطن قرآن على‏بن‏ابى‏طالب عليهما السلام است وكسى كه به ولايت او كفر ورزد، عملش تباه است.(60) (آرى، رهبرى معصوم و پيروى از او، از اركان مسائل سياسى اسلام است)

 6- روانى: امام صادق عليه السلام فرمودند: هر كس بر اساس شك و خيال خود (بدون داشتن علم يا حجّت شرعى)، به پا خيزد و عملى انجام دهد، عملش تباه است.(61)

 اكنون كه اثر منفى بعضى اعمال را بيان كرديم، به سراغ اثر مثبت بعضى اعمال ديگر مى‏رويم كه انسان چگونه مى‏تواند با اعمال خود كارهاى بد را بپوشاند و يا به كارهاى خوب تبديل نمايد؛
 در قرآن، ايمان، كار نيك، تقوى، كمك مخفيانه به فقرا، توبه، دورى از گناهان كبيره، نماز، زكات، قرض‏الحسنه، هجرت و جهاد، سبب عفو و بخشش گناهان و از بين رفتن لغزشها معرّفى شده است.(62)

 قرآن مى‏فرمايد: در دو طرف روز نماز به پادار، زيرا خوبى‏ها، بدى‏ها را از بين مى‏برد. «و اَقِم الصلوة... انّ الحسنات يُذهِبنَ السئيات»(63)

 به خوبى روشن است كه بى‏ادبى به پيامبر صلى الله عليه وآله به خاطر مقام والاى آن حضرت، سبب حبط اعمال مى‏شود، ولى قرآن به ما سفارش كرده كه نسبت به همه مردم آرام سخن بگوييم. چنانكه لقمان‏عليه السلام به فرزندش مى‏گويد: «واغضُض من صَوتك» صداى خود را فرو گير و سپس صداهاى غير معروف را به صداى الاغ تشبيه كرده است.«انّ اَنكَر الاصوات لَصوتُ الحَمير»(64) مسئله صداى بلند (آلودگى صوتى)، امروزه (به اصطلاح عصر تمدّن) يكى از مشكلات جامعه بشرى است.

 گاهى به اسم عروسى، گاهى به اسم عزا، گاهى در مسجد، گاهى در زمين ورزش، و گاهى در قالب خريد و فروش اجناس، آرامش را از مردم سلب مى‏كنيم. 
 در حالى كه تنها در چند جا اسلام حقّ فرياد زدن به ما مى‏دهد، مثلاً: هنگام اذان آن هم با صوت خوب و بدون مقدّمات، يا زائران خانه خدا در بيابان‏هاى مكّه، همين كه ديگر قافله‏ها و كاروان‏ها را مى‏بينند، سفارش شده كه با صداى بلند عبارتِ «لَبّيك الّلهمّ لَبّيك» را تكرار كنند.
 به هر حال جز در موارد نادر و استثنائى، ما حقّ بلند حرف زدن را نداريم، تا چه رسد به اين كه اين فرياد جنبه تهديدى نيز داشته باشد كه در اين صورت علاوه بر مس