ه چند حديث پر محتواى زير را از نظر مى گذرانيم :
1 - در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام آمده است : المسلم اخو المسلم ، لا يظلمه ، و لا يخذله ، و لا يسلمه : ((مسلمان برادر مسلمان است ، هرگز به او ستم نمى كند، دست از ياريش بر نمى دارد، و او را در برابر حوادث تنها نمى گذارد)).
2 - در حديث ديگرى از همان حضرت (صلى اللّه عليه و آله ) نقل شده : مثل الاخوين مثل اليدين يغسل احداهما الاخر: ((دو برادر دينى همانند دو دستند كه هر كدام ديگرى را مى شويد))! (با يكديگر كمال همكارى را دارند و عيوب هم را پاك مى كنند).
3 - امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد: المؤ من اخو المؤ من ، كالجسد الواحد، اذا اشتكى شيئا منه وجد الم ذلك فى سائر جسده ، و ارواحهما من روح واحدة : ((مؤ من برادر مؤ من است ، و همگى به منزله اعضاء يك پيكرند، كه اگر عضوى از آن به درد آيد، ديگر عضوها را نماند قرار، و ارواح همگى آنها از روح واحدى گرفته شده )).
4 - در حديث ديگرى از همان امام (عليه السلام ) مى خوانيم : المؤ من اخو المؤ من عينه و دليله ، لا يخونه ، و لا يظلمه ، و لا يغشه ، و لا يعده عدة فيخلفه : ((مؤ من برادر مؤ من است و به منزله چشم او و راهنماى او است هرگز به او خيانت نمى كند، و ستم روا نمى دارد، با او غش و تقلب نمى كند، و هر وعده اى را به او دهد تخلف نخواهد كرد)).
در منابع حديث معروف اسلامى روايات زيادى در زمينه حق مؤ من بر برادر مسلمانش ، و انواع حقوق مؤ منين بر يكديگر، و ثواب ديدار برادران مؤ من و مصافحه ، و معانقه ، و ياد آنها كردن ، و قلب آنها را مسرور نمودن ، و مخصوصا بر آوردن حاجات مؤ منان و كوشش و تلاش در انجام اين خواسته ها، و زدودن غم از دلها و اطعام ، و پوشاندن لباس و اكرام و احترام آنها وارد شده است كه بخشهاى مهمى از آن را در ((اصول كافى )) در ابواب مختلف تحت عناوين فوق مى توان مطالعه كرد.5 - در پايان اين بحث به روايتى اشاره مى كنيم كه از پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله ) درباره حقوق سى گانه مؤ من بر برادر مؤ منش نقل شده كه از جامعترين روايات در اين زمينه است :
قال رسول الله (صلى اللّه عليه و آله ): للمسلم على اخيه ثلاثون حقا، لا برائة له منها الا بالاداء او العفو.
يغفر زلته ، و يرحم عبرته ، و يستر عورته ، و يقيل عثرته ، و يقبل مغدرته ، و يرد غيبة ، و يديم نصيحته ، و يحفظ خلته ، و يرعى ذمته ، و يعود مرضه .
و يشهد ميته ، و يجيب دعوته ، و يقبل هديته ، و يكافا صلته ، و يشكر نعمته و يحسن نصرته ، و يحفظ حليلته ، و يقضى حاجته ، و يشفع مساءلته ، و يسمت عطسته .
و يرشد ضالته ، و يرد سلامه ، و يطيب كلامه ، و يبر انعامه ، و يصدق اقسامه ، و يوالى وليه ، و لا يعاديه ، و ينصره ظالما و مظلوما: فاما نصرته ظالما فيرده عن ظلمه ، و اما نصرته مظلوما فيعينه على اخذ حقه ، و لا يسلمه و لا يخذله ، و يحب له من الخير ما يحب لنفسه ، و يكره له من الشر ما يكره لنفسه
پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله ) فرمود: مسلمان بر برادر مسلمانش ‍ سى حق دارد كه برائت ذمه از آن حاصل نمى كند مگر به اداى اين حقوق يا عفو كردن برادر مسلمان او:
لغزشهاى او را ببخشد، در ناراحتيها نسبت به او مهربان باشد، اسرار او را پنهان دارد، اشتباهات او را جبران كند، عذر او را بپذيرد، در برابر بدگويان از او دفاع كند، همواره خيرخواه او باشد، دوستى او را پاسدارى كند، پيمان او را رعايت كند، در حال مرض از او عبادت كند، در حال مرگ به تشييع او حاضر شود.
دعوت او را اجابت كند، هديه او را بپذيرد، عطاى او را جزا دهد، نعمت او را شكر گويد، در يارى او بكوشد، ناموس او را حفظ كند، حاجت او را برآورد، براى خواسته اش شفاعت كند، و عطسه اش را تحيت گويد.
گمشده اش را راهنمائى كند، سلامش را جواب دهد، گفته او را نيكو شمرد انعام او را خوب قرار دهد، سوگندهايش را تصديق كند، دوستش ‍ را دوست دارد و با او دشمنى نكند، در يارى او بكوشد خواه ظالم باشد يا مظلوم : اما يارى او در حالى كه ظالم باشد به اين است كه او را از ظلمش باز دارد، و در حالى كه مظلوم است به اين است كه او را در گرفتن حقش كمك كند.
او را در برابر حوادث تنها نگذارد، آنچه را از نيكيها براى خود دوست دارد براى او دوست بدارد، و آنچه از بديها براى خود نمى خواهد براى او نخواهد.
و به هر حال يكى از حقوق مسلمانان بر يكديگر مساءله يارى كردن و اصلاح ذات البين است به ترتيبى كه در آيات و روايت فوق آمده (در زمينه اصلاح ذات البين بحث ديگرى در جلد هفتم صفحه 83 به بعد ذيل آيه يك سوره انفال داشتيم ).
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:110.txt">آيه و ترجمه</a><a class="text" href="w:text:111.txt">شان نزول آيات 11-12</a><a class="folder" href="w:html:112.xml">تفسير آيات 11-12</a><a class="folder" href="w:html:117.xml">نكته هاي آيات 11-12</a></body></html>يا ايها الذين امنوا لا ترفعوا أصواتكم فوق صوت النبي ... منظور از اينكه مي‏فرمايد : صداي خود را بلندتر از صداي رسول الله مكنيد ، اين است كه وقتي با آن جناب صحبت مي‏كنيد ، صدايتان بلندتر از صداي آن جناب نباشد ، چون - به طوري كه گفته‏اند - دو عيب در اين عمل هست : يا منظور شخصي كه صداي خود را بلند مي‏كند اين است كه توهيني به آن جناب كرده باشد ، كه اين كفر است .

و يا منظوري ندارد و تنها شخصي بي ادب است كه رعايت مقام آن جناب را نمي‏كند ، و اين خلاف دستور است ، چون مسلمانان دستور دارندآن جناب را احترام و تعظيم كنند .

مي‏فرمايد : و لا تجهروا له بالقول كجهر بعضكم لبعض با آن جناب آن طور كه با يكديگر صحبت مي‏كنيد داد و فرياد مكنيد ، چون رعايت احترام و تعظيم آن جناب اقتضاء دارد در هنگام تخاطب گوينده صدايش كوتاه‏تر از صداي آن حضرت باشد .

پس به طور كلي ، با صداي بلند صحبت كردن فاقد معناي تعظيم است ، و با بزرگان به صداي بلند صحبت كردن .

نظير مردم عادي ، خالي از اسائه ادب و وقاحت نيست . 

أن تحبط اعمالكم و أنتم لا تشعرون - يعني لئلا تحبط ، أو كراهة ان تحبط اعمالكم : به صداي بلند سخن مگوييد تا اعمال شما حبط نشود .

و اين جمله متعلق به هر دو نهي است ، معنايش اين است كه : اگر گفتيم به روي آن جناب فرياد نزنيد و اينكه گفتيم به صداي بلند صحبت نكنيد ، آن طور كه در بين خود صحبت مي‏كنيد براي اين است كه اعمالتان به اين وسيله و ندانسته باطل نشود ، چون اين دو عمل باعث حبط و بطلان اعمال صالح است .

و ما در جلد دوم اين كتاب بحثي پيرامون مساله حبط اعمال گذرانيديم .

بعضي از مفسرين احتمال داده‏اند كه جمله أن تحبط تعليلي باشد براي عملي كه از آن نهي شده ، يعني فرياد زدن و بلند حرف زدن ، و معنا اين باشد كه : اين عمل كه به منظور حبط انجام مي‏دهيد عملي است كه نهي شده ، و فرق بين اينكه جمله مزبور تعليل نهي باشد ، يا تعليل منهي عنه ، اين است كه در اولي فعل منهي عنه تعليل شده و در دومي فعل تعليل شده مورد نهي قرار گرفته .

و خواننده محترم مي‏داند كه دومي توجيهي تكلف‏آور است .

و ظاهر آيه شريفه اين است كه بلند كردن صداي خود از صداي رسول خدا ، و بلند سخن گفتن در حضور آ