ى خود را انتخاب كند.

 2- در رهبرى، اصل عصمت يا عدالت را در كنار شرائط ديگر شرط لازم شمرده است.

 3- در تقليد نيز يكى از شرائط مرجع تقليد را در كنار علم و عدالت، دورى از هوا و هوس، و بصيرت داشتن به مسائل زمان مطرح كرده است.

 4- در قضاوت، علاوه بر علم و عدالت، تأمين زندگى قاضى را شرط دانسته تا فقر و نياز قلب قاضى را به سوى گرفتن رشوه سوق ندهد.

 5 - در تنظيم اسناد تجارى. بزرگ‏ترين آيات قرآن كه در سوره بقره است، مربوط به تنظيم اسناد داد و ستد و معاملات است. اسلام محكم كارى را حتّى در دفن مرده به ما سفارش كرده است، زيرا مسلمانان ديدند پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله قبر يكى از مسلمانان را بسيار محكم مى‏سازد، پرسيدند: او كه مرده است اين همه دقّت در چيدن خشت‏هاى قبر براى چيست؟ فرمود: خداوند دوست دارد مسلمان دست به هر كارى مى‏زند، محكم كارى كند.

 قرآن درباره سخن گفتن نيز مى‏فرمايد: حرف محكم و منطقى بزنيد، «قولوا قَولاً سَديداً»(93) بعد از اين نگاه اجمالى، به سراغ مسئله خبر در اسلام برويم؛ اسلام درباره خبر تأكيدهاى فروانى كرده است از جمله:

 الف: در قرآن به ما فرمان داده شده كه هر چه را به آن علم ندارى، دنبال نكن. زيرا در قيامت از چشم و گوش و دل شما بازخواست مى‏شود.(94)

 ب: قرآن از كسانى كه هر خبرى را مى‏شنوند نسنجيده آن را نشر مى‏دهند، به شدّت انتقاد كرده و فرموده است: خبر را به اهل استنباط عرضه كنيد و اگر كارشناسى و حقّانيّت آن ثابت شد پخش كنيد.(95)

 ج: قرآن براى كسانى كه با پخش اخبار دروغ، در جامعه دغدغه ايجاد مى‏كنند، كيفرى سخت معيّن فرموده است.(96)

 د: پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله در سال آخر عمر شريف خود در سفر حج فرمودند: كسانى كه خبرهاى دروغى از من نقل مى‏كنند زيادند و در آينده زيادتر خواهند شد، هر كس آگاهانه به من نسبت دروغ بدهد، جايگاهش دوزخ است و هر چه از من شنيديد به قرآن و سنّت من عرضه كنيد، پس اگر موافق آن دو بود بپذيريد وگرنه ردّ كنيد.(97)

 ه : امام صادق عليه السلام بر كسى كه خبرهاى دروغى را به پدرش امام باقر عليه السلام نسبت مى‏داد لعنت كردند و فرمودند: هر چه از ما شنيديد، اگر شاهد و گواهى از قرآن يا ساير سخنان ما بر آن پيدا كرديد بپذيريد وگرنه نپذيريد.(98)

 و: امام رضا عليه السلام فرمودند: سند سخنان ما قرآن و سنّت رسول‏خدا صلى الله عليه وآله است.(99)

 ز: يكى از مهم‏ترين علوم اسلامى، علم رجال است كه براى شناخت خبر صحيح از غير صحيح، افرادى را كه حديث نقل مى‏كنند مورد ارزيابى و بررسى قرار مى‏دهد.و اشاره به كلمه اينان اشاره به خصوص آنهايي است كه چنين صفاتي دارند ، يعني آنهايي كه دلهايشان دوستدار ايمان و متنفر از كفر و فسوق و عصيان است ، تا به اين وسيله ، هم اين افراد را مدح كرده باشد و هم آنهايي را كه چنين نبوده‏اند تشويق نموده باشد .

اين را هم بايد دانست كه در جمله و اعلموا ان فيكم رسول الله لو يطيعكم في كثير من الامر لعنتم اشعاري است به اينكه يك دسته از مؤمنين اصرار داشته‏اند كه خبر فاسق مشار اليه در آيه قبلي ، مورد قبول واقع شود و رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) به آن خبر ترتيب اثر دهد و اتفاقا جريان از همين قرار هم بوده كه رسولخدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) وليد بن عقبه را ( كه مردي فاسق بود ) به ميان قبيله بني المصطلق فرستاد تا زكات آنان را جمع‏آوري نموده بياورد .

وليد ، نزد اين قبيله رفت و مردم قبيله وقتي او را ديدند دلواپس شدند ، و او بدون اينكه چيزي به ايشان بگويد ، به مدينه برگشت و عرضه داشت كه مردم بني المصطلق از دين برگشته‏اند ، و زكات نمي‏دهند .

رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) تصميم گرفت لشكر به سويشان بفرستد ، و با ايشان كارزار كند كه آيه مورد بحث نازل شد ، و ايشان منصرف گرديدند و در بين مسلمانان عده‏اي اصرار داشتند كه چه خوبست با بني المصطلق كارزار كنيم - كه به زودي اصل اين داستان در بحث روايتي خواهد آمد .  آنچه مهم است تحقيق و بررسى و كسب علم است تا اقدامى جاهلانه صورت نگيرد، امّا اسلام كه دين جامعى است براى شناخت صحيح از ناصحيح، راههايى را نيز نشان داده است از جمله:

 1- مراجعه به كتب و اسناد محكم و قابل قبول تا آنجا كه پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله نيز تورات و انجيل را شاهد براى خود آورد و فرمود: نام و نشان مرا در تورات و انجيل مى‏يابيد. «مَكتُوباً عندهم فى التوراة و الانجيل»(100)

 2- پرسش از دانشمندان با تقوى. «فَسئلوا اهل الذّكر»(101)

 3- گواهى دادن دو شاهد عادل. «ذَوا عَدلٍ منكم»(102)

 4- بررسى شخصى، كه انسان خود به بررسى صحّت و سقم آن مى‏پردازد. نظير تحقيق و بررسى شخص نجاشى درباره مسلمانانى كه به حبشه هجرت كرده بودند.

 5 - جمع‏آورى قرائن. گاهى انسان از مجموع آثار و قرائن و نوع سخن، همكار، زمان، مكان و شيوه كار، حقّانيّت آن را مى‏فهمد. مثلاً براى شناخت پيامبر اسلام از اينكه او فردى درس ناخوانده در مركز بت پرستى بر ضد بت‏پرستى قيام كرده و سخن او قرآن است و در ميان دوست و دشمن به امين شناخته شده، خلق او كريم، يارانش باوفا، رفتارش حتّى روز فتح مكه عفو و گذشت، دستوراتش جهان شمول و شيوه‏كارش بر اساس حقّ و... كه اين قرائن نشان دهنده حقّانيّت پيامبر اسلام مى‏شود.

 6- هماهنگى گفتار او با سخنان قبلى وتضاد نداشتن سخنان.

 7- هماهنگى گفتار او با گفتار ديگران. مثلاً شخصى مطلبى را از حديث پيامبرصلى الله عليه وآله برداشت مى‏كند، همين كه ديد مطلبى كه فهميده بزرگان ديگرى نيز آن را براداشت كرده‏اند، به فهم خود مطمئن مى‏شود.

 8 - شناسايى از طريق فرستادن بازرسى مخصوص. چنانكه حضرت على‏عليه السلام مى‏فرمايد: «عَينى بِالمغرب» يعنى كسى كه در منطقه مغرب چشم و ناظر مخصوص من است، چنين گزارش داده است.

 9- اطلاعات مردمى نيز مى‏تواند سند اعتماد و تحقيق باشد. حضرت على عليه السلام مى‏فرمايد: «بَلَغَنى انّك» مردم به من اين گونه گزارش داده‏اند.

 10- اعتماد ديگران. مثلاً اگر علما و مراجع تقليد به حديثى اعتماد كردند و طبق آن فتوى دادند و يا اگر مردم متديّن در نماز به شخصى اقتدا كردند، اين نوع اعتمادها را مى‏توانيم تكيه‏گاه تحقيق خود قرار دهيم.

 11- سابقه كار نيز مى‏تواند راهى براى تحقيق باشد. پيامبراسلام صلى الله عليه وآله به مردم مى‏فرمود: چرا در من شك داريد؟ من كه عمرى را در ميان شما زندگى كرده‏ام و شما همه حالات مرا ديده‏ايد. «فقد لَبِثتُ فيكم عُمراً»(103) از آنجا كه در آيه مورد بحث (آيه 6) فرمان تحقيق و بررسى اخبار صادر شده، لازم است نگاهى به مسئله دروغ داشته باشيم؛
 * دروغ يك نوع نفاق است، زيرا انسان چيزى را به زبان مى‏گويد كه خود نيز در دل آن را باور ندارد. «يَقولون بِاَلسِنَتهم ما ليسَ فى قُلوبِهم»(104)

 * دروغ گاهى در سيماى يك تهمت در مى‏آيد و نسبت ناحقّى به شخصى پاك داده مى‏شود. «اَرادَ بِاَهلِك سُوء»(105)

 * دروغ گاهى در قالب سوگند