 را گردن نهاد ، آن وقت در مقام اصلاح بين آن دو طائفه برآييد .

اما اصلاح تنها به اين نباشد كه سلاح‏ها را زمين بگذاريد ، و دست از جنگ بكشيد ، بلكه اصلاحي توأم با عدل باشد ، به اين معنا كه احكام الهي را در مورد هر كسي كه به او تجاوز شده - مثلا كسي از او كشته شده ، و يا عرض و مال او و يا حق او تضييع شده - اجراء كنيد .

و أقسطوا ان الله يحب المقسطين - كلمه اقساط - به كسره همزه - به معناي آن است كه به هر يك ، آن حقي را كه مستحق است و آن سهمي را كه دارد بدهي .

پس عطف اين جمله به جمله أصلحوا بينهما بالعدل ، از قبيل عطف مطلق بر مقيد به منظور تاكيد است .

و جمله ان الله يحب المقسطين ، هم علت دستور به اصلاح و عدالت را تعليل مي‏كند ، و هم آن تاكيدي را كه گفتيم از عطف دو جمله به يكديگر استفاده مي‏شود ، براي بار دوم تاكيد مي‏نمايد ، گويا فرموده : بين آن دو طائفه به عدالت اصلاح كنيد ، باز هم مي‏گويم ، دائما عدالت كنيد ، و در همه امور عدالت را رعايت نماييد ، براي اينكه خداوند عدالت‏گستران را به خاطر عدالتشان دوست دارد . <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:211.txt">آيه 10 و معني</a><a class="text" href="w:text:212.txt">نكته هاي آيه 10</a><a class="text" href="w:text:213.txt">پيام هاي آيه 10</a><a class="text" href="w:text:214.txt"> اخوّت و برادرى‏(آيه 10)</a><a class="text" href="w:text:215.txt">حقوق برادرى‏(آيه 10)</a><a class="text" href="w:text:216.txt"> بهترين برادر(آيه 10)</a><a class="text" href="w:text:217.txt"> صلح و آشتى در قرآن‏(آيه 10)</a><a class="text" href="w:text:218.txt"> اهميّت آشتى‏(آيه 10)</a><a class="text" href="w:text:219.txt"> موانع صلح وآشتى‏(آيه 10)</a><a class="text" href="w:text:220.txt">گوشه‏اى از عوامل رحمت الهى(آيه 10)</a><a class="text" href="w:text:221.txt"> عوامل دريافت رحمت در روايات‏(آيه 10)</a><a class="text" href="w:text:222.txt">پي نوشت هاي بخش آيه 10</a></body></html>«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُواْ بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ‏» (10)
 همانا مؤمنين با يكديگر برادرند، پس ميان برادران خود (در صورت اختلاف و نزاع) صلح و آشتى برقرار كنيد و تقوى داشته باشيد تا مورد ترحّم خداوند قرار گيريد.اين آيه رابطه مؤمنان با يكديگر را همچون دو برادر دانسته است كه در اين تعبير نكاتى نهفته است از جمله:
 الف: دو برادر در برابر بيگانه، يگانه وبازوى يكديگرند.
 ب: دوستى دو برادر عميق است.
 ج: امروز براى اظهار علاقه كلمات رفيق، دوست، هم شهرى، هم وطن و... بكار مى‏رود ولكن اسلام كلمه برادر را بكار برده است كه عميق‏ترين واژه‏هاست.
 د: دوستى دو برادر متقابل است.
 ه : در حديث دو برادر دينى به دو دست تشبيه شده است كه يكديگر را شستشو مى‏دهند.(146)
 در اين آيه و آيه قبل، در مجموع سه بار جمله «اصلحوا» تكرار شده كه نشانه توجّه اسلام به مسئله صلح است.
 از آنجا كه در درگيرى مسلمين عوارض تلخى مثل قهر، سوءظن، تبليغات سوء، انتقام و فتنه‏هاى پس از جنگ (مراد از جنگ، ماجراى آيات قبل است) زياد مى‏باشد، لذا قرآن در اين دو آيه با جملات «اصلحوا، اقسطوا، يُحبّ المقسطين، اِخوَة، اَخوَيكم، اتّقوا، تُرحمون» بر زخم‏هاى ناشى از جنگ مرهم گذاشته است.  1- رمز برادرى تنها در ايمان است. (مسائل اقتصادى، سياسى، نژادى، جغرافيايى، تاريخى و... نمى‏تواند در مردم روح برادرى به‏وجود بياورد) «انّما المؤمنون‏اخوة»
 جان گرگان و سگان از هم جداست‏
متّحد جان‏هاى شيران خداست‏
 2- برادرى بر اساس ايمان، مشروط به زمان، سنّ، شغل و مكان نيست. «انما المؤمنون اخوة»
 3- كسى خود را برتر از ديگران نداند. «اخوة» (آرى، ميان والدين و فرزند برترى است، ولى ميان برادران مساوات است)
 4- براى صلح وآشتى دادن، از كلمات محبّت‏آميز، روانى و انگيزه‏آور استفاده كنيم. «اخوة فاصلحوا»
 5 - صلح دادن بر همه مسلمانان واجب است، نه تنها بر گروهى خاص. «فاصلحوا»
 6- اصلاح كننده نيز برادر طرفين درگير است. «بين اخويكم»
 7- اصلاح و آشتى دادن نيز آفاتى دارد كه بايد مراقب بود. «فاصلحوا... و اتقوا» (بعضى آفات اصلاح و ميانجى‏گرى عبارتند از خودنمايى، توقّع، ظلم در اصلاح دادن، منّت گذاشتن و...)
 8 - جامعه درگير، از دريافت رحمت الهى محروم است. «فاصلحوا... واتقوا... ترحمون»
 9- صلح و صفا، مقدّمه دريافت رحمت الهى است. «فاصلحوا... ترحمون» يكى از امتيازات اسلام آن است كه اصلاحات را از ريشه شروع مى‏كند. مثلا مى‏فرمايد: «اِنّ العِزّة لِلّه جَميعاً»(147) تمام عزّت براى خداست، بعد موعظه مى‏كند كه چرا به خاطر كسب عزّت به سراغ اين و آن مى‏رويد. يا مى‏فرمايد: «انّ القوّة لِلّه جَميعاً»(148) تمام قدرت‏ها از اوست، بعد نتيجه مى‏گيرد كه چرا هر ساعتى دور يك نفر هستيم!؟
 در اين آيه نيز مى‏فرمايد: همه مؤمنين با يكديگر برادرند، بعد مى‏فرمايد: اكنون كه همه برادر هستيد، قهر و جدال چرا؟ پس همه با هم دوست باشيد.
 بنابراين براى اصلاح فرد و جامعه بايد مبناى فكرى و اعتقادى را اصلاح كرد، بعد رفتار انسان را.
 طرح برادرى واُخوّت وبكارگيرى اين واژه، از ابتكارات اسلام است. در صدر اسلام پيامبرصلى الله عليه وآله به همراه هفتصد و چهل نفر در منطقه «نخيله» حضور داشتند كه جبرئيل نازل شد و فرمود: خداوند ميان فرشتگان عقد برادرى بسته است، حضرت نيز ميان اصحابش عقد اُخوّت بست و هر كس با ديگرى كه همفكرش بود برادر مى‏شد. مثلاً:
 ابوبكر با عمر - عثمان با عبدالرحمن - سلمان با ابوذر - طلحه با زبير - مصعب با ابوايّوب انصارى - حمزه با زيدبن حارثه - ابودرداء با بلال - جعفر طيّار با معاذبن جبل - مقداد با عمّار - عايشه با حفصه - ام السلمه با صفيّه و شخص پيامبرصلى الله عليه وآله با حضرت على عليه السلام برادر شدند.(149)
 در جنگ اُحد پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله دستور داد دو نفر از شهدا (عبداللَّه‏بن عمر و عمربن جموح) را كه ميانشان برادرى برقرار شده بود، در يك قبر دفن كنند.(150)
 برادرى نسبى در روزى گسسته خواهد شد، «فلا اَنساب بينهم»(151) ولى برادرى دينى حتّى روز قيامت پايدار است. «اِخواناً على سُرُرٍ متقابِلين»(152)
 اُخوّت در ميان زنان مؤمنه نيز هست، چنانكه در جاى ديگر تعبير اخوّت در مورد زنان نيز بكار رفته است. «وان كانوا اِخوَة رجالاً و نساءً»(153)
 برادرى بايد تنها براى خدا باشد، اگر كسى با ديگرى بخاطر دنيا برادر شود، از آنچه در نظر دارد محروم مى‏شود واين گونه برادران در قيامت به صورت دشمن در مى‏آيند.(154) قرآن مى‏فرمايد: درقيامت دوستان‏با هم دشمنند جز متّقين. «الاَخلاّءُ يَومئذ بَعضهم لِبَعض عَدوٌّ الاّ المتّقين»(155)
 آنچه مهم‏تر از گرفتن برادر است، حفظ برادرى است و در روايات از كسانى كه برادران دينى خود را رها مى‏كنند به شدّت انتقاد شده است تا آنجا كه سفارش شده است كه اگر برادران از تو فاصله گرفتند، تو با آنان رفت و آمد داشته باش. «صِلْ مَن قَطعك»(156)
 در روايات مى‏خوانيم: از ميان برادران دينى به كسانى كه سابقه بيشترى دارند توجّه بيشترى كنيد و اگر از آنان لغزش