ى مشاهده شد تحمّل كنيد. واگر بخواهيد در انتخاب برادر به دنبال افراد بى‏عيب باشيد، بدون برادر مى‏مانيد.(157)
 در روايات براى كسانى كه مشكل برادران دينى خود را حل نمايند، پاداش‏هاى بزرگى در نظر گرفته شده تا آنجا كه مى‏خوانيم: اگر شخصى مشكلى را از برادرى برطرف كند، خداوند صد هزار حاجت او را در قيامت حل مى‏كند.(158)
 امام صادق عليه السلام فرمود: مؤمن برادر مؤمن است، مانند يك جسد كه اگر بخشى از بدن ناراحت شد همه بدن ناراحت است.(159) سعدى اين حديث را به شعر درآورده است:
 بنى آدم اعضاى يكديگرند
كه در آفرينش ز يك گوهرند
 چو عضوى به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
 تو كز محنت ديگران بى غمى‏
نشايد كه نامت نهند آدمى‏ رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود: مسلمان بر برادر مسلمانش سى حق دارد كه بايد آن حقوق ادا گردد از جمله:
 1- عفو و مهربانى. 2- پنهان كردن اسرار. 3- جبران اشتباهات. 4- قبول عذر. 5 - دفاع در برابر بدخواهان. 6- خيرخواهى. 7- عمل به وعده‏ها. 8 - عيادت به هنگام بيمارى. 9- تشيع جنازه. 10- پذيرفتن دعوت و هديه او. 11- جزا دادن به هداياى او. 12- تشكّر از نعمت‏هايى كه از جانب برادر دينى خود دريافت مى‏كند. 13- كوشش در يارى رسانى به او. 14- حفظ ناموس او. 15- برآوردن حاجت او. 16- واسطه‏گرى براى حل مشكلاتش. 17- گمشده‏اش را راهنمائى كند. 18- به عطسه او تهنيت گويد. 19- سلامش را پاسخ دهد. 20- به سخن وگفته او احترام گذارد. 21- هديه او را خوب تهيه كند. 22- سوگندش را بپذيرد. 23- دوست او را دوست بدارد وبا او دشمنى نكند. 24- او را در حوادث تنها نگذارد. 25- هر چه را براى خود مى‏خواهد براى او نيز بخواهد و...(160)
 در حديث ديگرى مى‏خوانيم: پيامبراكرم صلى الله عليه وآله بعد از تلاوت آيه «انّما المؤمنون اِخوَة» فرمودند: خون مسلمانان با هم برابر است، اگر ساده‏ترين افراد آنان تعهّدى كرد، همه آنان موظّفند به آن تعهّد پايبند باشند. مثلاً اگر يك مسلمان عادّى به كسى پناه يا اَمان داد، ديگران بايد به آن تعهّد پايبند باشند و همه در برابر دشمن مشترك، يك دست بسيج شوند. «و هم يَدٌ على مَن سَواهم»(161)
 حضرت على‏عليه السلام به كميل فرمود: اگر برادرت را دوست ندارى، برادر تو نيست.(162)
 انسان، با ايمان كامل مى‏تواند در مَدار اولياى خدا قرار بگيرد، «سَلمان مِنّا اهل البيت»(163) سلمان از ما اهل بيت است. همان گونه كه با كفر، از مَدار خارج مى‏شود. چنانكه خداوند در مورد فرزند نوح به آن حضرت فرمود: «انّه ليس من اهلك»(164) او از تو نيست.در روايات نشانه بهترين برادر را اين‏گونه مى‏خوانيم:
 بهترين برادران تو كسى است كه دلسوز و خيرخواه تو باشد و حتّى با تندخوئى تو را به سوى اطاعت خدا سوق دهند، مشكل تو را حل نمايد و براى خدا با تو دوست شده باشد، رفتارش تو را رشد دهد، گفتارش به دانش تو بيفزايد، به سراغ لغزشهاى تو نرود و از اينكه در دام هوسها بيفتى جلوگيرى نمايد و اگر عيبى ديد تذكّر دهد.
 نسبت به نماز توجّه داشته باشد و اهل حيا و امانت و صداقت باشد و در تنگدستى و توسعه تو را فراموش نكند.(165)در اين آيه خوانديم كه مؤمنان برادرند، پس ميان آنان صلح و آشتى برقرار كنيد؛ به همين مناسبت پيرامون مسئله صلح و آشتى دادن مطالبى را بيان مى‏كنيم:
 در قرآن واژه‏هاى: صلح، «والصُّلحُ خَير»(166)، اصلاح، «واَصلِحوا ذاتَ بينكم»(167)، تأليف قلوب، «فَاَلّف بين قلوبكم»(168)، توفيق، «اِن يُريدا اِصلاحاً يُوَفِّق‏اللَّه بينهما»(169) و سِلم، «اُدخلُوا فِى السِّلم كافّة»(170) بكار رفته كه نشان‏دهنده توجّه اسلام به صلح و صفا و زندگى مسالمت‏آميز و شيرين است.
  از نعمت‏هاى الهى كه خداوند در قرآن مطرح كرده است، اُلفت ميان دل‏هاى مسلمانان است. «كُنتم اَعداء فَاَلّفَ بين قلوبكم»(171) به ياد آوريد كه شما قبل از اسلام با يكديگر دشمن بوديد، پس خداوند ميان دل‏هاى شما الفت برقرار كرد. چنانكه ميان قبيله اوس و خزرج يكصد و بيست سال درگيرى و فتنه بود و اسلام ميان آنان صلح برقرار كرد.
 اصلاح و آشتى دادن، زكات آبرو و سبب دريافت بخشودگى و رحمت از جانب خداوند است. «ان تُصلحوا و تتّقوا فانّ اللَّه كان غفوراً رحيماً»(172) هر كس واسطه‏گرى خوبى ميان مسلمين انجام دهد، پاداشِ در شأن دريافت خواهد كرد. «مَن يَشفَع شَفاعةً حَسنة يَكن لَه نَصيبٌ منها»(173)
 اسلام براى اصلاح ميان مردم، احكام ويژه‏اى قرار داده است، از جمله:
 1- دروغى كه از گناهان كبيره است، اگر براى آشتى واصلاح گفته شود، جرم و گناهى ندارد. «لا كِذبَ على المُصلِح»(174)
 2- نجوا و درگوشى سخن گفتن كه از اعمال شيطان و سبب دغدغه بينندگان و مورد نهى است،(175) اگر براى اصلاح و آشتى دادن باشد، گناهى ندارد. «لا خَيرَ فى كثير مِن نَجواهم الاّ مَن اَمر بِصدَقةٍ او مَعروفٍ او اِصلاح بين النّاس»(176)
 3- با اينكه عمل به سوگند واجب و شكستن آن حرام است، امّا اگر كسى سوگند ياد كند كه دست به اصلاح و آشتى دادن ميان دو نفر نزند، اسلام شكستن اين سوگند را مجاز مى‏داند. «ولاتجعلوا اللَّه عُرضَة لايمانكم ان...تصلحوا بين‏الناس»(177)
 در تفاسير مى‏خوانيم كه ميان دختر و داماد يكى از اصحاب پيامبر اختلاف شد و پدر عروس سوگند ياد كرده بود كه دخالت نكند. اين آيه نازل شد كه سوگند را وسيله ترك نيكى و تقوى و اصلاح قرار ندهيد.
 4- با اينكه عمل به وصيّت، واجب و ترك آن حرام است، امّا اگر عمل به وصيّت ميان افرادى فتنه و كدورت مى‏آورد، اسلام اجازه مى‏دهد كه وصيّت ترك شود تا ميان مردم صلح و صفا حاكم باشد. «فَمَن خافَ مِن مُوصٍ جُنُفاً اَو اِثماً فَأصلح بينهم فلا اِثمَ عليه»(178)
 5 - با اينكه خون مسلمان محترم است، امّا اگر بعضى از مسلمانان دست به تجاوز و آشوب زدند، اسلام براى برقرارى صلح و امنيّت اجازه كشتن آن ياغيان آشوبگر را داده است. «فقاتلوا الّتى تَبغى»(179) در قرآن و روايات، موانعى براى صلح و آشتى معرفى شده است از جمله:
 1- شيطان. قرآن مى‏فرمايد: «ادخلوا فى السِّلم كافّة و لا تتّبعوا خطوات الشيطان»(180) يعنى همه در صلح و صفا وارد شويد و از شيطان پيروى نكنيد. و در جاى ديگر مى‏فرمايد: «انّما يُريد الشّيطان اَن يُوقع بينكم العَداوةَ و البَغضاء»(181)؛ شيطان براى شما دشمنى و كينه را اراده كرده است.
 2- مال‏دوستى وبخل. «و الصّلح خَير و اُحضِرَتِ الاَنفس الشُّحّ»(182)؛ صلح بهتر است، گرچه مردم حرص و بخل مى‏ورزند.
 3- تكبّر وغرور نيز گاهى مانع برقرارى اصلاح وآشتى است.انما المؤمنون اخوة فاصلحوا بين أخويكم اين جمله هر چند مطلب جديدي را بيان مي‏كند ، ليكن باز مطالب قبلي را تاكيد مي‏نمايد ، و اگر ارتباط بين مؤمنين را منحصر كرد در ارتباط اخوت ، براي اين بود كه مقدمه و زمينه‏چيني باشد براي تعليلي كه براي حكم صلح مي‏آورد ، و مي‏فرمايد پس بين دو برادر خود اصلاح كنيد ، و در نتيجه بفهماند اين دو طائفه‏اي كه شمشير به روي يكديگر كشيدند ، به خاطر وجود اخوت در بين آن دو ، واجب است كه صلح در بينش