 يك‏سرى اعمال دورى نمايد. «يا ايّها الّذين آمنوا اجتنبوا...» (ايمان، با سوءظن، تجسّس از كار مردم و غيبت از آنان سازگار نيست)
 2- براى دورى از گناهان حتمى بايد از گناهان احتمالى اجتناب كنيم. (چون بسيارى از گمان‏ها گناه است، بايد از همه گمان‏هاى بد، دورى كنيم) «اجتنبوا... انّ بعض الظن اثم»
 3- اصل بر اعتماد، سلامتى، كرامت و برائت انسان است. «انّ بعض الظن اثم»
 4- مردم در جامعه اسلامى بايد هم در فكر مورد سوءظنِ كسى قرار نگيرند و هم كسى كارشان را تجسس نكند و هم در مجالس آبرويشان ريخته نشود. «بعض الظن اثم... لاتجسسوا و لايغتب...»
 5 - براى نهى از غيبت بايد زمينه‏هاى غيبت را مسدود كرد. (راه ورود به غيبت، اوّل سوء ظن، بعد پيگيرى و تجسّس و پس از كشف عيب، غيبت شروع مى‏شود، لذا قرآن به همان ترتيب نهى كرده است) «اجتنبوا كثيراً من الظن... لاتجسسوا ولا يغتب»
 6- گناه گرچه در ظاهر شيرين است، ولى در ديد باطنى و ملكوتى خباثت و تنفّرآور است. «يأكل لحم اخيه ميتاً» (باطن غيبت، خوردن گوشت مرده است و درباره هيچ گناهى اين نوع تعبير بكار نرفته است)
 7- در نهى از منكر از تعبيرات عاطفى استفاده كنيم. «لايغتب... أيحبّ احدكم ان يأكل لحم اخيه»
 8 - يكى از وسائل آموزش و تربيت، استفاده از مثال و تمثيل است. «أيحبّ احدكم...»
 9- تعجّب از كسانى است كه ديگران را غيبت مى‏كنند و يا بدان گوش مى‏سپارند. «أيحبّ احدكم...»
 10- غيبت حرام است، از هر سنّ ونژاد ومقامى كه باشد. («احدكم» شامل كوچك و بزرگ، مشهور و گمنام، عالم و جاهل، زن و مرد و... مى‏شود)
 11- مردم باايمان برادر وهمخون يكديگرند. «لحم اخيه»
 12- آبروى انسان مثل گوشت بدن او وسيله قوام اوست. «لحم اخيه...»
 13- كافر غيبت ندارد. (چون كافر، برادر مسلمان نيست) «لحم اخيه»
 14- همان گونه كه مرده قدرت دفاع از خود را ندارد، شخصى كه مورد غيبت است نيز چون حاضر نيست، قدرت دفاع از خود را ندارد. «ميتاً»
 15- اگر از بدن زنده قطعه‏اى جدا شود، امكان پر شدن جاى آن هست، ولى اگر از مرده‏اى چيزى كنده شود، جاى آن همچنان خالى مى‏ماند. آرى، غيبت، آبروى مردم را بردن است و آبرو كه رفت ديگر جبران نمى‏شود. «لحم اخيه ميتاً»
 16- غيبت كردن، درّندگى است. «يأكل لحم اخيه ميتاً»
 17- غيبت كردن، با تقوى سازگارى ندارد. «لايغتب... واتّقوا اللَّه»
 18- در اسلام بن‏بست وجود ندارد، با توبه مى‏توان گناه گذشته را جبران كرد. «لايغتب... ان اللَّه توّاب رحيم»
 19- عذرپذيرى خدا همراه بارحمت است. «توّاب‏رحيم»سوء ظن اقسامى دارد كه از بعضى آنها نهى شده است:
 1- سوء ظن به خدا، چنانكه در حديث مى‏خوانيم: كسى كه از ترس خرج و مخارج زندگى ازدواج نمى‏كند، در حقيقت به خدا سوء ظن دارد؛ يعنى خيال مى‏كند اگر تنها باشد خدا قادر است رزق او را بدهد، ولى اگر همسر داشته باشد، خدا قدرت ندارد و اين‏گونه سوء ظن به خداوند، ممنوع است.
 2- سوء ظن به مردم، كه در اين آيه از آن نهى شده است.
 3- سوء ظن به خود، كه مورد ستايش است. آرى، انسان نبايد نسبت به خود حسن ظن داشته باشد و همه كارهاى خود را بى‏عيب بپندارد. حضرت على‏عليه السلام در صفات متّقين (درخطبه همام) مى‏فرمايد: يكى از كمالات افراد باتقوا آن است كه نسبت به خودشان سوء ظن دارند.
 افرادى كه خود را بى‏عيب مى‏دانند، در حقيقت نور علم و ايمانشان كم است و با نور كم، انسان چيزى نمى‏بيند. مثلاً اگر شما با يك چراغ‏قوّه وارد سالنى شويد، جز اشياى بزرگ چيزى را نمى‏بينيد، ولى اگر با نور قوى (مانند پرژكتور) وارد سالن شويد، حتّى اگر چوب كبريت يا ته سيگار در سالن باشد مى‏توانيد آن را ببينيد.
 افرادى كه نور ايمانشان كم است، جز گناهان بزرگ چيزى به نظرشان نمى‏آيد و لذا گاهى مى‏گويند: ما كسى را نكشته‏ايم! از ديوار خانه‏اى بالا نرفته‏ايم! و گناه را تنها اين قبيل كارها مى‏پندارند، امّا اگر نور ايمانشان زياد باشد، تمام لغزش‏هاى ريز خود را مى‏بينند و به درگاه خدا ناله مى‏كنند. يكى از دلايل آنكه امامان معصوم آن همه گريه و مناجات داشته‏اند، همان نور ايمان و معرفت آنان بوده است.
 آرى، اگر كسى نسبت به خود خوش‏بين شد (و هيچ سوء ظن درباره افكار و رفتار خود نداشت)، هرگز ترقّى نمى‏كند.
 او مثل كسى است كه دائماً به عقب خود نگاه مى‏كند و راههاى طى شده را مى‏بيند و به آن مغرور مى‏شود، ولى اگر كمى به جلو نگاه كند و راههاى نرفته را ببيند، خواهد دانست كه نرفته‏ها چند برابر راههايى است كه رفته است!
 آيا وقتى كه مى‏بينيم قرآن به پيامبرش با دستور «قُل ربّ زِدنى عِلما»(212) مى‏فرمايد: به دنبال زياد شدن علم خود باش، و با دستور «شاوِرهُم فِى الاَمر»(213) مى‏فرمايد: تو با مردم مشورت كن، و با دستور «فاذا فَرَغتَ فَانصَب»(214) مى‏فرمايد: هر لحظه از كارى آزاد شدى بايد كار جديدى را به شدّت دنبال كنى، با اين دستوراتى كه خداوند به اشرف مخلوقات دارد، آيا صحيح است امثال ما خود را فارغ‏التحصيل و بى‏نياز از مشورت بدانيم و مسئوليّتمان را تمام شده احساس كنيم و به خود حسن ظن داشته باشيم؟
 بنابراين ما نبايد نسبت به خود خوش‏بين و حسن ظن داشته باشيم، ولى بايد به الطاف الهى و رفتار مردم حسن ظنّ داشته باشيم.
 توجّه به اين نكته نيز لازم است كه معناى حسن‏ظن، سادگى، زودباورى، سطحى‏نگرى، غفلت از توطئه‏ها و شيطنت‏ها نيست. اُمّت اسلامى هرگز نبايد به خاطر حسن ظن‏هاى نابجا، دچار غفلت شده ودر دام صيادان قرار گيرد.غيبت آن است كه انسان در غياب شخصى چيزى بگويد كه مردم از آن خبر نداشته باشند، چنانكه اگر آن شخص بشنود ناراحت شود.(215) بنابراين انتقاد روبرو يا عيبى كه مردم مى‏دانند و يا اگر غيبت شونده ناراحت نشود، غيبت نيست.
 در حرام بودن غيبت فرقى ميان غيبت كردنِ زن و مرد، كوچك و بزرگ، آشنا و غريبه، معلّم و شاگرد، پدر و فرزند، مرده يا زنده نيست.
 رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود: دست از سر مرده‏ها برداريد، كسى كه مُرد، درباره‏اش خوب بگوييد.(216)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:25.txt">بحث روايتي آيات 1 تا10(1)</a><a class="text" href="w:text:26.txt">بحث روايتي آيات 1 تا10(2)</a><a class="text" href="w:text:27.txt">بحث روايتي آيات 1 تا10(3)</a><a class="text" href="w:text:28.txt">بحث روايتي آيات 1 تا10(4)</a><a class="text" href="w:text:29.txt">بحث روايتي آيات 1 تا10(5)</a><a class="text" href="w:text:30.txt">بحث روايتي آيات 1 تا10(6)</a></body></html> امام صادق عليه السلام فرمود: غيبت كننده اگر توبه كند، آخرين كسى است كه وارد بهشت مى‏شود و اگر توبه نكند، اوّلين كسى است كه به دوزخ برده مى‏شود.(217)
 امام رضا عليه السلام از امام سجاد عليه السلام نقل مى‏كند كه هر كس از ريختن آبروى مسلمانان خود را حفظ كند، خداوند در قيامت لغزشهاى او را ناديده مى‏گيرد.(218)
 پيامبرصلى الله عليه وآله فرمودند: هر كس زن يا مردى را غيبت كند، تا چهل روز نماز و روزه‏اش پذيرفته نمى‏شود.(219)
 پيامبرصلى الله عليه وآله فرمودند: در قيامت هنگامى كه نامه اعمال انسان به عد