 خداوند همه را خوب مى‏شناسد. «عليم خبير»
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:256.txt">آيه 14 و معني</a><a class="text" href="w:text:257.txt">نكته هاي آيه 14</a><a class="text" href="w:text:258.txt">پيام هاي آيه 14</a><a class="text" href="w:text:259.txt"> تفاوت اسلام با ايمان‏ (آيه 14)</a><a class="text" href="w:text:260.txt">پي نوشت هاي بخش آيه 14</a></body></html>«قَالَتِ الْأَعْرَابُ ءَامَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُواْ وَلَكِن قُولُواْ أَسْلَمْنَا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَنُ فِى قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِيعُواْ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَلِكُمْ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ‏» (14)
 باديه‏نشينان گفتند: ما ايمان آورده‏ايم، به آنان بگو: شما ايمان نياورده‏ايد، ولى بگوئيد: اسلام آورده‏ايم و هنوز ايمان در دلهاى شما وارد نشده است و اگر خدا و رسولش را اطاعت كنيد، خداوند ذرّه‏اى از اعمال شما را كم نمى‏كند. همانا خداوند آمرزنده مهربان است. مراد از اعراب، باديه‏نشينان بودند كه بعضى آنان مؤمن بودند، چنانكه در سوره توبه از آنان تجليل شده است، «و مِن الاَعراب مَن يُؤمن بِاللَّهِ و اليومِ الآخر»(243)، ولى بعضى از آنان خود را بالاتر از آنچه بودند مى‏پنداشتند و ادّعاى ايمان مى‏كردند، در حالى كه يك مسلمان ساده‏اى بيش نبودند. 1- به هر ادّعا و شعارى گوش ندهيم. «و قالتِ الاَعراب آمنّا»
 2- ادّعاهاى نابجا را مهار كنيم. «قل لم تؤمنوا»
 3- هر كس بايد حريم خود را حفظ كند و خود را بيش از آنچه هست مطرح نكند. «قولوا اَسلَمنا»
 4- اسلام، مرحله ظاهرى است، ولى ايمان، به دل مربوط است. «فى قلوبكم»
 5 - با مدّعيان كمال بايد به گونه‏اى سخن گفت كه از رسيدن به كمال نااميد نشوند. «و لمّا يَدخُل الايمان فى قلوبكم»
 6- راه رسيدن به كمال باز است. «و ان تُطيعوا اللَّه و رسوله...»
 7- اطاعت از پيامبرصلى الله عليه وآله در كنار اطاعت از خدا آمده است و اين نشانه عصمت حضرت است، پس بايد او را بدون چون و چرا اطاعت كرد. «ان تُطيعوا اللَّه و رسوله»
 8 - خداوند عادل است و ذرّه‏اى از پاداش عمل انسان را كم نمى‏كند. (مديريّت و تدبير صحيح آن است كه ذرّه‏اى از حقوق و مزد شخص كم نشود) «لا يَلِتكم من اعمالكم شيئاً» 1- تفاوت در عمق.
 اسلام رنگ ظاهرى است، ولى ايمان تمسّك قلبى است. امام صادق‏صلى الله عليه وآله به مناسبت آيه «ومَن اَحسَنُ من اللَّه صِبغَة»(244) فرمودند: رنگ الهى اسلام است، و در تفسير آيه «فقد استَمسَك بِالعُروَة الوثقى‏»(245) فرمودند: تمسّك به ريسمان محكم الهى، همان ايمان است.(246)

 2- تفاوت در انگيزه.
 گاهى انگيزه اسلام آوردن، حفظ يا رسيدن به منافع مادّى است، ولى انگيزه ايمان حتماً معنوى است. امام صادق‏عليه السلام فرمودند: با اسلام آوردن، خون انسان حفظ مى‏شود و ازدواج حلال مى‏شود، ولى پاداش اخروى بر اساس ايمان قلبى است.(247)

 3- تفاوت در عمل.
 اسلام، بدون عمل ممكن است، ولى ايمان بايد همراه با عمل باشد، چنانكه در حديث مى‏خوانيم: «الايمانُ اِقرارٌ وعَمَل و الاسلام اِقرارٌ بلاعَمَل»(248) بنابراين در ايمان، اسلام نهفته است، ولى در اسلام ايمان نهفته نيست.
 در حديث ديگرى، اسلام به مسجد الحرام وايمان به كعبه تشبيه شده است.(249) آرى، كعبه در وسط مسجدالحرام است، ولى مسجدالحرام در كعبه نيست.

 4- تفاوت در مسائل اجتماعى و سياسى.
 از امام صادق‏عليه السلام سؤال شد: فرق ميان اسلام و ايمان چيست؟ حضرت فرمودند: اسلام گفتن شهادتين و عمل به ظواهر نماز و زكات و... مى‏باشد، ولى ايمان آن شهادت و عمل است كه بر اساس شناخت رهبر الهى باشد.(250)

 5 - تفاوت در رتبه.
 در حديثى مى‏خوانيم: ايمان يك درجه بالاتر از اسلام است و تقوى يك درجه بالاتر از ايمان است و يقين يك درجه بالاتر از تقوى است و در ميان مردم چيزى كمياب‏تر از يقين نيست.(251)
و در الدر المنثور است كه احمد ، بخاري ، مسلم ، ابو يعلي و بغوي - در كتاب معجم الصحابه - ، و ابن منذر ، طبراني ، ابن مردويه و بيهقي - در كتاب دلائل - از انس روايت كرده‏اند كه گفته : وقتي آيه يا ايها الذين امنوا لا ترفعوا اصواتكم فوق صوت النبي ... و أنتم لا تشعرون نازل شد ، ثابت بن قيس بن شماس كه مردي درشت صدا بود گفت : اين من بودم كه صدايم را بلند كردم ، و حتما اعمال صالح من حبط شده ، و من اهل جهنم شده‏ام ، و از آن به بعد غمگين در خانه خود نشست .

رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) روزي پرسيد : ثابت بن قيس كجا است كه او را نمي‏بينم ؟ بعضي از حاضران شتابان به سراغ ثابت رفتند كه رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) احوال تو را مي‏پرسيد مگر تو را چه شده ؟ گفت : من صدايم را بلندتر از صداي رسول الله (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) كرده‏ام ، و آيه شريفه در باره من نازل شده ، و اينك همه اعمال صالحم بيهوده گشته ، و من اهل آتش شده‏ام .

افراد مذكور به حضور رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) رسيدند ، و جريان را باز گفتند حضرت فرمود : نه ، او اهل آتش نيست ، بلكه اهل بهشت است ، اين بود تا آنكه ثابت در حادثه جنگ يمامه به شهادت رسيد .

مؤلف : جمله اين بود تا آنكه ثابت در جنگ يمامه كشته شد كلام راوي است ، مي‏خواسته بگويد شهادت او در جنگ يمامه تصديق همان وعده‏اي است كه رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) داد ، و فرمود : او اهل بهشت است .

البته اين روايت با مختصر اختلافي به طرق مختلف ديگري نيز نقل شده .
243) توبه، 99.
244) بقره، 138.
245) بقره، 256.
246) كافى، ج‏2، ص 14.
247) كافى، ج‏2، ص 24.
248) كافى، ج‏2، ص‏24.
249) كافى، ج‏2، ص‏52.
250) كافى، ج‏2، ص‏24.
251) كافى، ج‏2، ص‏51.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:262.txt">آيه 15 و معني </a><a class="text" href="w:text:263.txt">نكته هاي آيه 15</a><a class="text" href="w:text:264.txt">پيام هاي آيه 15</a><a class="text" href="w:text:265.txt"> پايدارى در ايمان‏ (آيه 15)</a><a class="text" href="w:text:266.txt"> وسيله پايدارى ايمان‏</a><a class="text" href="w:text:267.txt">پي نوشت هاي بخش آيه 15</a></body></html>«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ‏يَرْتَابُواْ وَجَهَدُواْ بِأَمْوَلِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الصَّدِقُونَ‏» (15)
 مؤمنين تنها كسانى هستند كه به خدا ورسولش ايمان آوردند، سپس ترديد نكردند و با اموال و جانهاى خود در راه خدا جهاد كردند. آنان همان راستگويانند. 1- قرآن، هم ملاك و معيارهاى تكامل را بيان مى‏كند، «انّ اكرَمَكم عنداللّه اتقاكم» و هم الگوها را نشان مى‏دهد. «انّما المؤمنون الّذين...»
 2- ايمان به پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله در كنار ايمان به خداوند است. «آمنوا باللّه و رسوله»
 3- نشانه ايمان واقعى، پايدارى و عدم ترديد در آن است. «ثمّ لم يَرتابوا»
 4- ايمان امرى باطنى است كه از راه آثار آن شناخته مى‏شود. «انّما المؤمنون الّذين... جاهدوا...»
 5 - ايمان بدون عمل شعارى بيش نيست. «جاهدوا باموالهم...» (ايمان افراد بخيل و ترسو، واقعى نيست)
 6- در فر