مى شود كه اسلام از معلول و علت همگى نهى كرده است .
سپس براى اينكه قبح و زشتى اين عمل را كاملا مجسم كند آن را در ضمن يك مثال گويا ريخته ، مى گويد: ((آيا هيچ يك از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد))؟! (ايحب احدكم ان ياكل لحم اخيه ميتا).
((به يقين همه شما از اين امر كراهت داريد)) (فكرهتموه ).
آرى آبروى برادر مسلمان همچون گوشت تن او است ، و ريختن اين آبرو به وسيله غيبت و افشاى اسرار پنهانى همچون خوردن گوشت تن او است ،و تعبير به ((مرده )) به خاطر آن است كه ((غيبت )) در غياب افراد صورت مى گيرد، كه همچون مردگان قادر بر دفاع از خويشتن نيستند.
و اين ناجوانمردانه ترين ستمى است كه ممكن است انسان درباره برادر خود روا دارد.
آرى اين تشبيه بيانگر زشتى فوق العاده غيبت و گناه عظيم آن است .
در روايات اسلامى - چنانكه خواهد آمد - نيز اهميت فوق العاده اى به مساءله ((غيبت )) داده شده است ، و كمتر گناهى است كه مجازات آن از نظر اسلام تا اين حد سنگين باشد.
و از آنجا كه ممكن است افرادى آلوده به بعضى از اين گناهان سه گانه باشند و با شنيدن اين آيات متنبه شوند، و در صدد جبران بر آيند در پايان آيه راه را به روى آنها گشوده ، مى فرمايد: ((تقواى الهى ، پيشه كنيد و از خدا بترسيد كه خداوند توبه پذير و مهربان است )) (و اتقوا الله ان الله تواب رحيم ).
نخست بايد روح تقوا و خداترسى زنده شود، و به دنبال آن توبه از گناه صورت گيرد، تا لطف و رحمت الهى شامل حال آنها شود.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:118.txt">1 - امنيت كامل و همه جانبه اجتماعى</a><a class="text" href="w:text:119.txt">2 - تجسس نكنيد!</a><a class="text" href="w:text:120.txt">3 - غيبت از بزرگترين گناهان است</a><a class="text" href="w:text:121.txt">4 - مفهوم غيبت</a><a class="text" href="w:text:122.txt">5 - علاج غيبت و توبه آن</a><a class="text" href="w:text:123.txt">6 - موارد استثناء</a></body></html>1 - امنيت كامل و همه جانبه اجتماعى

دستورهاى ششگانه اى كه در دو آيه فوق مطرح شده (نهى از سخريه ، و عيبجوئى ، و القاب زشت ، و گمان بد، و تجسس ، و غيبت ) هرگاه به طور كامل در يك جامعه پياده شود آبرو و حيثيت افراد جامعه را از هر نظر بيمه مى كند، نه كسى مى تواند به عنوان خود برتربينى ديگران را وسيله تفريح و سخريه قرار دهد، و نه مى تواند زبان به عيبجوئى اين و آن بگشايد، و نه با القاب زشت حرمت و شخصيت افراد را در هم بشكند.
نه حق دارد حتى گمان بد ببرد، نه در زندگى خصوصى افراد به جستجو پردازد، و نه عيب پنهانى آنها را براى ديگران فاش كند.
به تعبير ديگر انسان چهار سرمايه دارد كه همه آنها بايد در دژهاى اين قانون قرار گيرد و محفوظ باشد: جان ، و مال ، و ناموس ، و آبرو.
تعبيرات آيات فوق و روايات اسلامى نشان مى دهد كه آبرو و حيثيت افراد همچون مال و جان آنها است ، بلكه از بعضى جهات مهمتر است !
اسلام مى خواهد در جامعه اسلامى امنيت كامل حكمفرما باشد نه تنها مردم در عمل و با دست به يكديگر هجوم نكنند، بلكه از نظر زبان مردم ، و از آن بالاتر از نظر انديشه و فكر آنان نيز در امان باشند، و هر كس ‍ احساس كند كه ديگرى حتى در منطقه افكار خود تيرهاى تهمت را به سوى او نشانه گيرى نمى كند، و اين امنيتى است در بالاترين سطح كه جز در يك جامعه مذهبى و مؤ من امكان پذير نيست .
پيغمبر گرامى (صلى اللّه عليه و آله ) در حديثى مى فرمايد: ان الله حرم من المسلم دمه و ماله و عرضه ، و ان يظن به السؤ : ((خداوند خون و مال و آبروى مسلمان را بر ديگران حرام كرده ، و همچنين گمان بد درباره او بردن )).
گمان بد نه تنها به طرف مقابل و حيثيت او لطمه وارد مى كند، بلكه براى صاحب آن نيز بلائى است بزرگ زيرا سبب مى شود كه او را از همكارى با مردم و تعاون اجتماعى بركنار كند، و دنيائى وحشتناك آكنده از غربت و انزوا فراهم سازد، چنانكه در حديثى از اءمير مؤ منان على (عليه السلام ) آمده است : من لم يحسن ظنه استوحش من كل احد: ((كسى كه گمان بد داشته باشد از همه كس مى ترسد و وحشت دارد))!.
به تعبير ديگر: چيزى كه زندگى انسان را از حيوانات جدا مى كند، و به آن رونق و حركت و تكامل مى بخشد، روح تعاون و همكارى دسته جمعى است ، و اين در صورتى امكان پذير است كه اعتماد و خوشبينى بر مردم حاكم باشد، در حالى كه سوءظن پايه هاى اين اعتماد را در هم مى كوبد، پيوندهاى تعاون را از بين مى برد و روح اجتماعى را تضعيف مى كند.
نه تنها سوءظن كه مساءله تجسس و غيبت نيز چنين است .
افراد بدبين از همه چيز مى ترسند، و از همه كس وحشت دارند، و نگرانى جانكاهى دائما بر روح آنها مستولى است ، نه مى توانند يار و مونسى غمخوار پيدا كنند، و نه شريك و همكارى براى فعاليتهاى اجتماعى ، و نه يار و ياورى براى روز درماندگى .
توجه به اين نكته نيز لازم است كه منظور از ((ظن )) در اينجا گمانهاى بى دليل است بنابراين در مواردى كه گمان متكى به دليل يعنى ظن معتبر باشد از اين حكم مستثنى است مانند گمانى كه از شهادت دو نفر عادل حاصل مى شود.2 - تجسس نكنيد!

ديديم قرآن با صراحت تمام تجسس را در آيه فوق منع نموده ، و از آنجا كه هيچگونه قيد و شرطى براى آن قائل نشده نشان مى دهد كه جستجوگرى در كار ديگران و تلاش براى افشاى اسرار آنها گناه است ، ولى البته قرائنى كه در داخل و خارج آيه است نشان مى دهد كه اين حكم مربوط به زندگى شخصى و خصوصى افراد است ، و در زندگى اجتماعى تا آنجا كه تاءثيرى در سرنوشت جامعه نداشته باشد نيز اين حكم صادق است .
اما روشن است آنجا كه ارتباطى با سرنوشت ديگران و كيان جامعه پيدا مى كند مساءله شكل ديگرى به خود مى گيرد، لذا شخص پيغمبر (صلى اللّه عليه و آله ) ماءمورانى براى جمع آورى اطلاعات قرار داده بود كه از آنها بعنوان ((عيون )) تعبير مى شود، تا آنچه را ارتباط با سرنوشت جامعه اسلامى در داخل و خارج داشت براى او گردآورى كنند.
و نيز به همين دليل حكومت اسلامى مى تواند ماءموران اطلاعاتى داشته باشد، يا سازمان گسترده اى براى گردآورى اطلاعات تاءسيس كند، و آنجا كه بيم توطئه بر ضد جامعه ، و يا به خطر انداختن امنيت و حكومت اسلامى مى رود به تجسس برخيزند، و حتى در داخل زندگى خصوصى افراد جستجوگرى كنند.
ولى اين امر هرگز نبايد بهانه اى براى شكستن حرمت اين قانون اصيل اسلامى شود، و افرادى به بهانه مساءله توطئه و اخلال به امنيت به خود اجازه دهند كه به زندگى خصوصى مردم يورش برند، نامه هاى آنها را باز كنند، تلفنها را كنترل نمايند و وقت و بى وقت به خانه آنها هجوم آورند.
خلاصه اينكه مرز ميان تجسس و به دست آوردن اطلاعات لازم براى حفظ امنيت جامعه بسيار دقيق و ظريف است ، و مسئولين اداره امور اجتماع بايد دقيقا مراقب اين مرز باشند، تا حرمت اسرار انسانها حفظ شود، و هم امنيت جامعه و حكومت اسلامى به خطر نيفتد.عده‏اي آيه را چنين توجيه كرده‏اند كه : مراد از حبط ، ثواب نداشتن خود عمل است ، نه اينكه اين عمل مانند كفر ، ثواب ساير اعمال را باطل مي‏كند .

در مجمع البيان مي‏گويد : اصحاب ما گفته‏اند : معناي حبط عمل در جمله أ