يد مى دهد كه اگر توبه كنند مشمول رحمت خداوند مى شوند، لذا در پايان آيه مى فرمايد: ((و خداوند غفور و رحيم است )) (و الله غفور رحيم ).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:77.xml">1 - ادب برترين سرمايه است</a><a class="text" href="w:text:80.txt">2 - بلند كردن صدا در كنار قبر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله )</a><a class="folder" href="w:html:81.xml">3 - انضباط اسلامى در همه چيز و همه جا</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:78.txt">1 - ادب برترين سرمايه است</a><a class="text" href="w:text:79.txt">ادامه :1 - ادب برترين سرمايه است</a></body></html>در اسلام اهميت زيادى به مساءله رعايت آداب ، و بر خورد تواءم با احترام و ادب با همه كس ، و هر گروه ، وارد شده است كه به عنوان نمونه در اينجا به چند حديث اشاره مى شود.
1 - على (عليه السلام ) مى فرمايد: الاداب حلل مجددة : ((رعايت ادب همچون لباس فاخر و زينتى و نو است )).
و در جاى ديگر مى فرمايد: الادب يغنى عن الحسب : ((ادب انسان را از افتخارات پدران و نياكان بى نياز مى كند)).
در حديث ديگرى از امام صادق (عليه السلام ) مى خوانيم : خمس من لم تكن فيه لم يكن فيه كثير مستمتع !
قيل و ما هن يا ابن رسول الله ؟
قال : الدين و العقل و الحياء و حسن الخلق و حسن الادب :
پنج چيز است كه در هر كس نباشد صفات و امتيازات قابل ملاحظه اى نخواهد داشت .
عرض كردند: اى فرزند رسول الله آنها چيست ؟
فرمود: ((دين و عقل و حيا و حسن خلق و حسن ادب )).
و نيز در حديث ديگرى از همان امام (عليه السلام ) مى خوانيم كه فرمود: لايطمعن ذو الكبر فى الثناء الحسن ، و لا الخب فى كثرة الصديق ، و لاالسى ء الادب فى الشرف :
((افراد متكبر هرگز نبايد انتظار ذكر خير از سوى مردم داشته باشند و نه افراد نيرنگ باز انتظار كثرت دوستان ، و نه افراد بى ادب انتظار شرف و آبرو)).
به همين دليل هنگامى كه در زندگى پيشوايان بزرگ اسلام دقت مى كنيم مى بينيم كه دقيقترين نكات مربوط به ادب را حتى با افراد كوچك رعايت مى كردند.
اصولا دين مجموعه اى است از آداب : ادب در برابر خدا، ادب در مقابل پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) و پيشوايان معصوم (عليهم السلام )، ادب در مقابل استاد و معلم ، و پدر و مادر، و عالم و دانشمند.
حتى دقت در آيات قرآن مجيد نشان مى دهد خداوند با آن مقام عظمت هنگامى كه با بندگان خود سخن مى گويد: آداب را كاملا رعايت مى كند!
جائى كه چنين است تكليف مردم در مقابل خدا و پيغمبرش روشن است .
در حديثى مى خوانيم : ((هنگامى كه آيات آغاز سوره مؤ منون نازل شد، و يك سلسله آداب اسلامى را به آنها دستور داد، از جمله مساءله خشوع در نماز پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله ) كه قبلا به هنگام نماز گاه به آسمان نظر مى افكند ديگر سر بر نمى داشت ، و دائما به زمين نگاه مى فرمود)).در مورد پيامبر خدا نيز اين موضوع تا آن حد مهم است كه قرآن صريحا در آيات فوق مى گويد صدا را بلندتر از صداى پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) كردن و در مقابل او جار و جنجال راه انداختن موجب حبط اعمال و از بين رفتن ثواب است .
روشن است تنها رعايت اين نكته در برابر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) كافى نيست ، بلكه امور ديگرى كه از نظر سؤ ادب همانند صداى بلند و جار و جنجال است نيز در محضرش ممنوع است ، و به اصطلاح فقهى در اينجا بايد الغاء خصوصيت و ((تنقيح مناط)) كرد، و اشباه و نظائر آن را به آن ملحق نمود.
در آيه 63 سوره نور نيز مى خوانيم : لاتجعلوا دعاء الرسول كدعاء بعضكم بعضا كه جمعى از مفسران آن را چنين تفسير كرده اند: ((هنگامى كه پيامبر را صدا مى زنيد با ادب و احترامى كه شايسته او است صدا كنيد نه همچون صدا زدن يكديگر)).
جالب اينكه قرآن در آيات فوق رعايت ادب را در برابر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) نشانه پاكى قلب و آمادگى آن براى پذيرش تقوى ، و سبب آمرزش و اجر عظيم مى شمرد، در حالى كه بى ادبان را همچون چهار پايان بى عقل معرفى مى كند!
حتى بعضى از مفسران آيات مورد بحث را توسعه داده گفته اند مراحل پائينتر، مانند علما و دانشمندان و رهبران فكرى و اخلاقى را نيز شامل مى شود، مسلمانان موظفند در برابر آنها نيز آداب را رعايت كنند.
البته در برابر امامان معصوم (عليهم السلام ) اين مساءله روشنتر است ، حتى در رواياتى كه از طرق اهل بيت (عليهم السلام ) به ما رسيده مى خوانيم : هنگامى كه يكى از ياران با حالت جنابت خدمتشان رسيد امام (عليه السلام ) بدون مقدمه فرمود:اما تعلم انه لاينبغى للجنب ان يدخل بيوت الانبياء؟!
((آيا تو نمى دانى كه سزاوار نيست ((جنب )) وارد خانه پيامبران شود))؟!.
و در روايت ديگرى تعبير به ((ان بيوت الانبياء و اولاد الانبياء لايدخلها الجنب )) شده است ، كه هم خانه پيامبران را شامل مى شود و هم خانه فرزندان آنها را.
كوتاه سخن اينكه مساءله رعايت ادب در برابر كبير و صغير بخش مهمى از دستورات اسلامى را شامل مى شود، كه اگر بخواهيم همه را مورد بحث قرار دهيم از شكل تفسير آيات بيرون مى رويم ، در اينجا اين بحث را با حديثى از امام سجاد على بن الحسين (عليهم السلام ) در رساله حقوق در مورد رعايت ادب در برابر استاد پايان مى دهيم ، فرمود:
((حق كسى كه ترا تعليم و تربيت مى دهد اين است كه او را بزرگ دارى ، مجلسش را محترم بشمرى ، به سخنانش كاملا گوش فرادهى ، و رو به روى او بنشينى ، صدايت را از صداى او برتر نكنى ، و هر گاه كسى از او سؤ الى كند تو مبادرت به جواب ننمائى ، در محضرش با كسى سخن نگوئى ، و نزد او از هيچكس غيبت نكنى ، اگر پشت سر از او بد گويند دفاع كنى ، عيوبش را مستور دارى ، و فضائلش را آشكار سازى ، با دشمنانش همنشين نشوى ، و دوستانش را دشمن ندارى ، هنگامى كه چنين كنى فرشتگان الهى گواهى مى دهند كه تو به سراغ او رفته اى و براى خدا از او علم آموخته اى نه براى خلق خدا)).اين سوره مشتمل بر مسائلي از احكام دين است ، احكامي كه با آن سعادت زندگي فردي انسان تكميل مي‏شود ، و نظام صالح و طيب در مجتمع او مستقر مي‏گردد .

بعضي از آن مسائل ادب جميلي است كه بايد بين بنده و خداي سبحان رعايت شود ، و پاره‏اي آدابي است كه بندگان خدا بايد در مورد رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) رعايت كنند ، كه در پنج آيه اول سوره آمده .

بعضي ديگر آن ، احكام مربوط به مسائلي است كه مردم در برخورد با يكديگر در مجتمع زندگي خود بايد آن را رعايت كنند .

قسمتي ديگر مربوط به برتري‏هايي است كه بعضي افراد بر بعض ديگر دارند ، و تفاضل و برتري افراد از اهم اموري است كه جامعه مدني انسان با آن منتظم مي‏شود ، و انسان را به سوي زندگي توأم با سعادت و عيش پاك و گوارا هدايت مي‏كند ، و با آن بين دين حق و باطل فرق مي‏گذارد ، و مي‏فهمد كدام دين حق است ، و كدام از سنن اجتماعي قومي است .

و در آخر ، سوره را با اشاره به حقيقت ايمان و اسلام ختم نموده ، بر بشريت منت مي‏گذارد كه نور ايمان را به او افاضه فرموده است .

اين سوره به شهادت مضامين آياتش در مدينه نازل شده ، به استثناي آيه يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر و انثي ... كه بع