وا أَنَّ فِيكُمْ رَسولَ اللَّهِ لَوْ يُطِيعُكمْ فى كَثِيرٍ مِّنَ الاَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَ لَكِنَّ اللَّهَ حَبَّب إِلَيْكُمُ الايمَنَ وَ زَيَّنَهُ فى قُلُوبِكمْ وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسوقَ وَ الْعِصيَانَ أُولَئك هُمُ الرَّشِدُونَ(7)
فَضلاً مِّنَ اللَّهِ وَ نِعْمَةً وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ(8)

6 - اى كسانى كه ايمان آورده ايد اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بياورد درباره آن تحقيق كنيد، مبادا به گروهى از روى نادانى آسيب برسانيد، و از كرده خود پشيمان شويد.
7 - و بدانيد رسول خدا در ميان شما است ، هر گاه در بسيارى از امور از شما اطاعت كند به مشقت خواهيد افتاد، ولى خداوند ايمان را محبوب شما قرار داده ، و آنرا در دلهايتان زينت بخشيده ، و (به عكس ) كفر و فسق و گناه را منفور شما قرار داده است كسانى كه واجد اين صفاتند هدايت يافتگانند.
8 - خداوند بر شما فضل و نعمتى از سوى خود بخشيده ، و خداوند دانا و حكيم است .<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:87.txt">شان نزول اول براي آيات 6-8:</a><a class="text" href="w:text:88.txt">شان نزول ديگري براي آيات 6-8</a></body></html>براى نخستين آيه مورد بحث دو شاءن نزول در تفاسير آمده است كه بعضى مانند طبرسى در ((مجمع البيان )) هر دو را ذكر كرده اند، و بعضى مانند ((قرطبى ))  و ((نور الثقلين )) و ((فى ظلال القرآن )) تنها به يكى اكتفا كرده اند.
نخستين شاءن نزولى كه غالب مفسران آن را ذكر كرده اند اين است كه آيه يا ايها الذين آمنوا ان جائكم ...درباره ((وليد بن عقبه )) نازل شده است كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) او را براى جمع آورى زكات از قبيله ((بنى المصطلق )) اعزام داشت ، هنگامى كه اهل قبيله با خبر شدند كه نماينده رسول الله (صلى اللّه عليه و آله ) مى آيد با خوشحالى به استقبال او شتافتند، ولى از آنجا كه ميان آنها و ((وليد)) در جاهليت خصومت شديدى بود تصور كرد آنها به قصد كشتنش ‍ آمده اند.
خدمت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) بازگشت (بى آنكه تحقيقى در مورد اين گمان كرده باشد) و عرض كرد: آنها از پرداخت زكات خوددارى كردند! (و مى دانيم امتناع از پرداخت زكات يكنوع قيام بر ضد حكومت اسلامى تلقى مى شد، بنابراين مدعى بود آنها مرتد شده اند!).
پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) سخت خشمگين شد، و تصميم گرفت با آنها پيكار كند، آيه فوق نازل شد (و به مسلمانان دستور داد كه هرگاه فاسقى خبرى آورد درباره آن تحقيق كنيد).
بعضى نيز بر آن افزوده اند كه بعد از اخبار ((وليد)) درباره ارتداد قبيله ((بنى المصطلق )) پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) به خالد بن وليد بن مغيره دستور داد به سراغ قبيله ((بنى المصطلق )) رود، ولى فرمود شتابزده كارى انجام مده .
((خالد)) شبانه به نزديكى قبيله رسيد، و ماموران اطلاعاتى خود را براى تحقيق فرستاد، آنها خبر آوردند كه بنى المصطلق به اسلام كاملا وفا دارند، و صداى اذان و نماز آنها را با گوش خود شنيده اند، صبحگاهان ((خالد)) شخصا به سراغ آنها آمد، و صدق گفتار مخبرين را ملاحظه كرد، خدمت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) بازگشت و ماجرا را به عرض ‍ رسانيد، در اين هنگام آيه فوق نازل شد و به دنبال آن پيامبر مى فرمود: التانى من الله ، و العجلة من الشيطان !:
درنگ كردن و تحقيق از سوى خدا است و عجله از شيطان است !.شان نزول ديگرى كه فقط بعضى از مفسران به آن اشاره كرده اند اين است كه آيه در مورد ((ماريه )) همسر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) (مادر ابراهيم ) نازل شد، زيرا خدمت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) عرض كردند كه او پسر عموئى دارد كه گاه و بيگاه به سراغش مى آيد (و روابط نامشروعى در ميان است ) پيامبر على (عليه السلام ) را فراخواند فرمود: برادرم ! اين شمشير را بگير اگر او را نزد ((ماريه )) يافتى به قتل برسان .
امير مؤ منان على (عليه السلام ) عرض كرد: اى رسول خدا! من مامورم كه مانند ((سكه تفتيده )) دستور شما را پياده كنم ، يا اينكه شخص ‍ حاضر چيزى مى بيند كه غائب نمى بيند؟ (با تحقيق بيشتر انجام وظيفه كنم ).
فرمود: نه ! بر اساس اينكه حاضر چيزى مى بيند كه غائب نمى بيند عمل كن .
على (عليه السلام ) مى فرمايد: شمشير را به كمر بستم و به سراغ او آمدم ، ديدم نزد ماريه است شمشير را كشيدم او فرار كرد و از نخلى بالا رفت ، و سپس خود را از بالا به زير افكند، در اين هنگام پيراهن او بالا رفت و معلوم شد اصلا عضو جنسى ندارد، خدمت پيامبر آمدم و ماجرا را شرح دادم پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) فرمود خدا را شكر كه بدى و آلودگى و اتهام را از دامان ما دور مى كند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:90.txt">به اخبار فاسقان اعتنا نكنيد!</a><a class="text" href="w:text:91.txt">ادامه1:به اخبار فاسقان اعتنا نكنيد!</a><a class="text" href="w:text:92.txt">ادامه2:به اخبار فاسقان اعتنا نكنيد!</a><a class="text" href="w:text:93.txt">ادامه3:به اخبار فاسقان اعتنا نكنيد!</a></body></html>يا ايها الذين امنوا لا تقدموا بين يدي الله و رسوله و اتقوا الله ان الله سميع عليم كلمه بين يدي در باره هر چيز استعمال شود ، به معناي جلوي آن چيز است ، و اين استعمالي است شايع ، چيزي كه هست يا مجازي است و يا استعاره‏اي .

و اينكه اين كلمه را هم به خدا نسبت داده و هم به رسول خدا ، خود دليل بر اين است كه منظور از آن ، جلو چيزيست مشترك بين خدا و رسول و آن مقام حكمراني است ، كه مختص است به خداي سبحان و - با اذنش - به رسول او همچنان كه در جاي ديگر فرموده : ان الحكم الا لله ، و نيز فرموده : و ما أرسلنا من رسول الا ليطاع باذن الله .

و نيز شاهد بر اينكه مراد از بين يدي حكم است ، اين مي‏باشد كه آيه شريفه را با جمله يا ايها الذين امنوا آغاز ، و با جمله و اتقوا الله ان الله سميع عليم ختم كرده ، كه از ظاهر آن برمي‏آيد مراد از بين يدي آن مقامي است كه ارتباط به مؤمنين متقي دارد ، به كساني ارتباط دارد كه هم به خدا و رسولش ايمان دارند ، و هم از آن دو پروا .

و آن مقام همان مقام حكم است كه مؤمنين احكام اعتقادي و عملي خود را از آن مقام مي‏گيرند .

ا اين تقريب روشن گرديد كه مراد از لا تقدموا هم اين است كه هيچ حكمي را بر حكم خدا و رسولش مقدم مداريد ، حال يا مراد اين است كه قبل از گرفتن كلام و دستور خدا و رسول در باره حكم چيزي سخني نگوييد ، و يا قبل از گرفتن دستور خدا عملي را انجام ندهيد .

ليكن از اينكه به دنبال كلام مي‏فرمايد : ان الله سميع عليم - خدا شنوا و داناست مثل اينكه برمي‏آيد مراد تقديم قول است ، نه تقديم فعل و نه اعم از آن دو ، كه هم شامل قول شود و هم فعل ، و گر نه اگر مراد قول و فعل هر دو بود ، مي‏فرمود : ان الله سميع بصير - خدا شنوا و بينا است هم سخن شما را مي‏شنود ، و هم عمل شما را مي‏بيند ، همچنانكه در بسياري از موارد كه پاي فعل در كار است كلمه بصير را آورده ، مثلا مي‏فرمايد : و الله بما تعملون بصير .

پس حاصل معناي آيه اين شد : اي كساني كه ايمان آورده‏ايد ، در جايي كه خدا و رسول او حكمي دارند ، شما حكم نكنيد - يعني حكمي نكنيد مگر به حكم خدا و رسول 