او - و بايد كه همواره اين خصيصه در شما باشد ، كه پيرو و گوش به فرمان خدا و رسول باشيد .

و ليكن از آنجايي كه هر فعل و ترك فعلي كه آدمي دارد ، بدون حكم نمي‏تواند باشد .

و همچنين هر تصميم و اراده‏اي كه نسبت به فعل ويا ترك فعلي دارد آن اراده نيز خالي از حكم نيست ، در نتيجه مي‏توان گفت كه مؤمن نه تنها در فعل و ترك فعلش بايد گوش به فرمان خدا باشد ، بلكه در اراده و تصميمش هم بايد پيرو حكم خدا باشد .

و نهي در آيه شريفه ما را نهي مي‏كند از اينكه هم به سخني اقدام كنيم كه از خدا و رسول نشنيده‏ايم و هم به فعلي و يا ترك فعلي اقدام كنيم كه حكمش را از خدا و رسول نشنيده‏ايم ، و هم نسبت به عملي اراده كنيم كه حكم آن اراده را از خدا و رسولش نشنيده‏ايم .

در نتيجه آيه شريفه نظير و قريب المعني با آيه بل عباد مكرمون لا يسبقونه بالقول و هم بامره يعملون مي‏شود كه در باره اوصاف ملائكه مي‏فرمايد : از كلام خدا سبقت نمي‏گيرند ، و همواره به امر او عمل مي‏كنند .

و اين اتباعي كه در جمله لا تقدموا بين يدي الله و رسوله بدان دعوت مي‏كند ، همان داخل شدن در ولايت خدا ، و وقوف در موقف عبوديت ، و سير در آن مسير است ، به طوري كه عبد در مرحله تشريع مشيت خود را تابع مشيت خدا كند ، همانطور كه در مرحله تكوين مشيتش تابع مشيت خدا است و خداي تعالي در آن باره فرموده : و ما تشاؤن الا ان يشاء الله ، و نيز فرموده : و الله ولي المؤمنين ، و نيز فرموده : و الله ولي المتقين . 

در آيات گذشته سخن از وظائف مسلمانان در برابر رهبر و پيشوايشان پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) بود، و دو دستور مهم در آن آمده بود: نخست پيشى نگرفتن بر خدا و پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) و ديگر رعايت ادب به هنگام سخن گفتن و صدا زدن در محضر او.
آيات مورد بحث ادامه وظائف امت در برابر اين رهبر بزرگ است و مى گويد هنگامى كه اخبارى را خدمت او مى آورند بايد از روى تحقيق باشد، و اگر شخص فاسقى خبر از چيزى داد بدون تحقيق نپذيرند، و پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) را براى پذيرش آن تحت فشار قرار ندهند.
نخست مى فرمايد: اى كسانى كه ايمان آورده ايد اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بياورد درباره آن تحقيق كنيد: (يا ايها الذين آمنوا ان جائكم فاسق بنبا فتبينوا).
سپس به علت آن اشاره كرده مى افزايد: ((مبادا در صورت عمل كردن بدون تحقيق به گروهى از روى نادانى آسيب برسانيد، و از كرده خود پشيمان شويد))! (ان تصيبوا قوما بجهالة فتصبحوا على مافعلتم نادمين ).
همانگونه كه اگر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) به گفته ((وليد بن عقبه )) عمل مى فرمود و با طايفه ((بنى المصطلق )) به عنوان يك قوم مرتد پيكار مى كرد فاجعه و مصيبت دردناكى به بار مى آمد.
از لحن آيه بعد چنين استفاده مى شود كه جمعى اصرار بر اين پيكار داشتند قرآن مى گويد: اين كار شايسته شما نيست ، اين عين جهالت و نادانى است و سرانجامش ندامت و پشيمانى خواهد بود.
جمعى از علماى علم اصول براى حجيت خبر واحد به اين آيه استدلال كرده اند، چرا كه آيه مى گويد: تحقيق و تبين در خبر ((فاسق )) لازم است ، و مفهوم آن اين است كه اگر شخص ((عادل ))  خبرى دهد بدون تحقيق مى توان پذيرفت .
ولى به اين استدلال اشكالات فراوانى كرده اند كه از همه مهمتر دو ايراد است ، بقيه اهميت چندانى ندارد: نخست اينكه استدلال فوق متوقف بر قبول ((حجيت مفهوم وصف )) است در حالى كه معروف اين است كه مفهوم وصف حجت نيست .
ديگر اينكه علتى كه در ذيل آيه آمده است آنچنان گسترده است كه خبر ((عادل )) و ((فاسق )) هر دو را شامل مى شود، زيرا عمل به خبر ظنى هر چه باشد احتمال پشيمانى و ندامت دارد.
و اما اين هر دو اشكال قابل حل است ، زيرا مفهوم وصف و هر قيد ديگر در مواردى كه به اصطلاح منظور بيان قيود يك مساءله و مقام احتراز است حجت مى باشد و ذكر اين قيد (قيد فاسق ) در آيه فوق طبق ظهور عرفى هيچ فايده قابل ملاحظه اى جز بيان حجيت خبر عادل ندارد.و اما در مورد تعليلى كه ذيل آيه آمده است ظاهر اين است كه هر گونه عمل به ادله ظنيه را شامل نمى شود، بلكه ناظر به مواردى است كه در آنجا عمل ، عمل جاهلانه يا سفيهانه و ابلهانه است ، چرا كه در آيه روى عنوان ((جهالت )) تكيه شده ، و مى دانيم غالب ادلهاى كه تمام عقلاى جهان در مسائل روزمره زندگى روى آن تكيه مى كنند دلائل ظنى است (از قبيل ظواهر الفاظ، قول شاهد، قول اهل خبره ، قول ذو اليد و مانند اينها).
معلوم است كه هيچيك از اينها جاهلانه و سفيهانه شمرده نمى شود، و اگر احيانا مطابق با واقع نباشد مساءله ندامت نيز در آن مطرح نيست چون يك راه عمومى و همگانى است .
به هر حال به عقيده ما اين آيه از آيات محكمى است كه دلالت بر ((حجيت خبر واحد)) حتى در ((موضوعات )) دارد، و در اين زمينه بحثه اى فراوانى است كه اينجا جاى شرح آن نيست .
بعلاوه نمى توان انكار كرد كه مساءله اعتماد بر اخبار موثق اساس تاريخ و زندگى بشر را تشكيل مى دهد، به طورى كه اگر مساءله حجيت خبر عادل يا موثق از جوامع انسانى حذف شود بسيارى از ميراثهاى علمى گذشته ، و اطلاعات مربوط به جوامع بشرى ، و حتى مسائل زيادى از آنچه امروز در جامعه خود با آن سر و كار داريم به كلى حذف خواهد شد، و نه تنها انسان به عقب باز مى گردد، بلكه گردش چرخهاى زندگى فعلى او نيز متوقف خواهد شد.
لذا اجماع همه عقلا بر حجيت آن است و شارع مقدس نيز آن را ((قولا)) و ((عملا)) امضا فرموده است .
ولى به همان اندازه كه حجيت خبر واحد ثقه به زندگى سامان مى بخشد، تكيه بر اخبار غير موثق بسيار خطرناك ، و موجب از هم پاشيدگى نظام جامعه ها است ، مصائب فراوانى به بار مى آورد، حيثيت و حقوق اشخاص را به خطر مى اندازد، و انسان را به بيراهه و انحراف مى كشاند، و به تعبير جالب قرآن در آيه مورد بحث سرانجام مايه ندامت و پشيمانى خواهد بود.
اين نكته نيز قابل توجه است كه ساختن خبرهاى دروغين و تكيه بر اخبار غير موثق يكى از حربه هاى قديمى نظامهاى جبار و استعمارى است كه به وسيله آن جو كاذبى ايجاد كرده ، و با فريب و اغفال مردم ناآگاه آنها را گمراه مى سازند، و سرمايه هاى آنها را به تاراج مى برند.
اگر مسلمانان دقيقا به همين دستور الهى كه در اين آيه وارد شده عمل كنند و خبرهاى فاسقين را بدون تحقيق و تبين نپذيرند از اين بلاهاى بزرگ مصون خواهند ماند.
اين نكته نيز قابل توجه است كه مساءله مهم وثوق و اعتماد به خود خبر است ، منتها گاهى اين وثوق از ناحيه اعتماد به ((شخص خبر دهنده )) حاصل مى شود، و گاه از قرائن ديگرى از بيرون ، لذا در پارهاى از موارد با اينكه گوينده خبر فاسق است ما به خبر او اطمينان پيدا مى كنيم .
بنابراين اين وثوق و اعتماد از هر راهى حاصل شود، خواه از طريق عدالت و تقوا و صداقت گوينده باشد، و يا از قرائن خارجى ، براى ما معتبر است ، و سيره عقلا كه مورد امضاى شرع اسلام قرار گرفته ، نيز بر همين اساس است .
به همين دليل در فقه اسلامى مى بينيم بسيارى از اخبارى كه سند آنها ضعيف است ، به خاطر اينكه مورد ((عمل مشهور)) قرار 