 می شود كه ارث پدر را از من سلب كردی؟ ابوبكر همان سخن خلافت قرآنش راتكرار كرد كه پدرت طلا و نقره ای به ارث نگذارد جز سهمیه خیبر و فدك، و از او شنیدم كه آن را دوران حیات خودم خود مورد استفاده قرار می دهم و وقتی از دنیا رفتم از آن مسلمین است[4] و برای حضرت فاطمه - سلام الله علیها - طبیعی بود كه به این سخن بی سند قانع نشود.
در مبارزات فعال حضرت فاطمه - سلام الله علیها - گاهی امر به درگیری تن به تن كشیده می شد.مثلاً در حمله به خانه علی - علیه السلام - برای بردنش جهت بیعت، از یكسو علی - علیه السلام - را خصم می كشید و از سوی دیگر حضرت فاطمه - سلام الله علیها - و این كار چندان مقاومت آمیزبود كه ناچار شدند با ضربه غلاف شمشیر دست او را از دامن علی - علیه السلام - كوتاه كنند.
2 - مبارزه منفی :
و آن هم خود صورت های متعددی داشت. از جمله به صورت بی اعتنائی به دستگاه حكومت، عدم تأیید آنها، استفاده از حربه مظلومیت،وصیت درباره قبر و دفنش، نفرین به ابوبكر، راه ندادن ابوبكر و عمر بخانه خود، عدم سخنگوئی باآنان و... و لازم نیست مبارزات همه گاه خشن باشد زمانی هم ممكن است به همین صورتها باشد كه ذكر شد.
در آن هنگام كه حضرت فاطمه - سلام الله علیها - در انواع گوناگون مبارزه توفیق نیافت به ابوبكر گفت: والله لا دعون الله علیك فی كل صلوه اصلیها[5] بخدا قسم پس از هر نمازی كه می خوانم ترا نفرین می كنم. و یا وصیت حضرت فاطمه - سلام الله علیها - كه مرا شب غسل و كفن كن مگر كم مسأله ای بود. مخفی داشتن قبر، خود نوعی مبارزه است، عدم اجازه به خلیفه مسلمین كه بر او نماز بخواند خودیك مبارزه است، عدم اجازه تشییع شیخین از جنازه اومبازره ای دیگر با وصیت هائی كه از حضرت فاطمه - سلام الله علیها - در دست است چه بسیارند ابهام ها كه از اذهان بیرون رفتند و با سفارش او كه مرا شب غسل بده چه افشاگری عظیمی صورتگرفت و سفارش او كه مگذار آنها بر جنازه ام نماز بخوانند چه نارضائی هائی را كه در این قالب عرضه داشت.
تدوام مبارزه
مبارزات حضرت فاطمه - سلام الله علیها - برای یك روز و دو روز، یكساعت و دو ساعت نبود. او آن را تا روزی كه زنده بود ادامه داد. و حتی برای پس ازمرگ هم باب آن را گشوده داشت و آخرین تیر تركش او دفن جنازه اش بود كه آن را هم به سوی خصم رها كرد و كل عملكردشان را به زیر سؤال برد.
در همان روزی كه از دشمن ضربه خورد و در خانه اش افتاد و بیهوش گشت ساعتی بعد بهوش آمد و نخستین سؤالی را كه مطرح كرد این بود كه علی - علیه السلام - را چه كردند؟ حسنین را به دنبال پدر فرستاد و آنها خبر آوردند كه در مسجد تحت فشار برای بیعت است.
با همان حال زار و نزار و دردمند به مسجد رفت و فریاد كشید دست از شوهرم علی - علیه السلام - بر دارید من ستم به او را نمی توانم تحمل كنم. بخدا قسم اگر رهایش نكنید به مزار پیامبر روم، گیسو پریشان كنم و همه تان رانفرین نمایم. و آن روز هم كه به عیادت او آمده اند بصراحت اعلام ناخشنودیكرد.[6]
حاصل مبارزه
ما در فصل پیشین بسیاری از گفتنی ها را در مسأله احقاق حق حضرت فاطمه - سلام الله علیها - گفتیم و در اینجا اصل را بر رعایت اختصار می گذاریم و به صورت گذرا متذكر می شویم كه حاصل مبارزه پایه گذاری و تحكیم روح مقاومت در امت بود و مردم را واداشت كه در طریق عدالتخواهی حركتی رو به پیش داشته باشند اگر بخواهیم برای كار و تلاش حضرت فاطمه - سلام الله علیها - لیستی تهیه كنیم خواهیم گفت كه حاصل آن بسیار عظیم و پردامنه بود ازجمله:
- پایه گذاری تفكر صحیح در جامعه، پیروز ساختن حق و علنی كردن آن بگونه ای كه همگان از سیاه و سفید ازآن سر درآوردند، رسوا كردن غاصبان، اعلان مظلومیت خاندان پیامبر، اثبات عدم لیاقت آنها كه مدعی خلافت وجانشینی پیامبربودند، پاشیدن بذر نهضتی را كه بعدها بارور شد و گشودن دفتری كه تاروز قیامت هم چنان مفتوح است و نشان قدر ناشناسی بازماندگان رسول - صلی الله علیه و آله - است.
آری آنها به خلاف دست یافتند و ظاهراً به هدف خود رسیدند ولی خلافت استخوان گلوگیری برای آنها شد و آنان توان بلع و هضم آن را نداشتند. این سخن بارها ازآنان شنیده شد كه اگر علی - علیه السلام - نبود... هلاك می شدند. و یا بگفته عبدالفتاح عبدالمقصود: ضربه سخنان حضرت فاطمه - سلام الله علیها - در بستر مرگ به ابوبكر از ضربه شمشیر سخت تر بود، گوئی زمین از زیر پای او دو تن كشیده شده و مانند سنگ آسیا بگردش درآمد و از ضربه آن سرگیجه گرفته و خانه فاطمه - سلام الله علیها - را ترك گفتند.[7] و یا به گفته بخاری، و ماتت فاطمه و كانت ساخطه علیها[8]، حضرت فاطمه - سلام الله علیها - از دنیا رفت در حالیكه از هر دوی آن ها (ابوبكر و عمر) خشمگین بود... و این مسأله ای است كه در تاریخ ثبت شده و برای همیشه در خور مراجعه است.
صدمات وارده
حضرت فاطمه - سلام الله علیها - بر اثر این مبارزه صدمه خورد، از نظر روانی بعلت مرگ پدر متألم بود و ناسپاسی اصحاب و بازماندگان این تألم را شدیدتر كرد او در اثبات مقاصدش تا آنجا به پیش رفت كه حتی جان خود را به خطر انداخت. فرزند خود را كه در رحم بود ازدست داد، به دشواری زندگی افتادو حتی كار بجائی رسید كه نفس كشیدن او با درد همراه بود.
او در راه خدا جان باخت و از این دید شهیده است بویژه با توجه به این حدیث كه اكثر شهداء امّتی فی الفراش[9] بیشتر شهیدان امت من در بستر می میرند و دیگر فداكاری از این بیشتر چگونه میسر می شود؟ او زاده اسلام بود و برای اسلام هستی خود را فدا كرد.
الا ای فاطمه" ای نور دیده پیامبر، دشمن می خواست با ضربه زدن ترا درهم شكند و عطر حقیقت ترا پنهان سازد وتو قیام كردی تا عزت امامت را تثبیت كنی - تو تازیانه خوردی تا آبروی علی - علیه السلام - راحفظ كنی، تو به صدمه ها تن دادی تا غرور فرعونی را درهم شكنی. سلام بر تو و بر پیكر آسیب دیده ات و سلام بر محسن سقط شده ات.
[1] . غررالحكم ص 343.
[2] . ابن ابی الحدید ج 16، ص 284.
[3] . همان منبع، ص 217 و 231.
[4] . فتوح البلدان، ص 44.
[5] . الامامه و السیاسه، ص 13، ج 1.
[6] . بحارالانوار، ج 43، ص 171.
[7] . الامام علی(ع)، ج 1، ص 333.
[8] . حدیث نبوی.
[9] . حدیث نبوی.بهترين الگو براى بانوان
عبداللّه بن عباس و ديگر راويان حكايت كنند:
هنگامى كه زمان رحلت يگانه دخت نبوّت ، همسر ولايت حضرت فاطمه زهراء عليها السلام نزديك شد، اءسماء بنت عميس را طلب كرد.
و چون اسماء نزد ايشان حضور يافت ، به او فرمود:
اى اسماء! وقت جدائى و فراق من فرا رسيده است ، مى خواهم بعد از آن كه فوت نمودم ، جسد مرا به وسيله اى بپوشانى ، تا آن كه هنگام تشييع جنازه ام و حجم بدنم مورد ديد افراد نامحرم قرار نگيرد.
اسماء با شنيدن اين كلمات بسيار اندوهگين و محزون گرديد.
و چون حضرت زهراء مرضيّه عليها السلام ، بر خواسته و پيشنهاد خود اصرار ورزيد، اسماء اظهار داشت : اى حبيبه خدا! من در حبشه ، تخت هائى را ديده ام كه مخصوص حمل و تشييع جنازه زن درست مى كرده اند.
حضرت زهراء عليها السلام با شنيدن آن خوشحال شد و تقاضا نمود ك