فاطمه - سلام الله علیها - اهانت كنند و یا او را تحقیر نمایند.
ابوبكر پس از خطبه حضرت فاطمه - سلام الله علیها - در مسجد به بالای منبر رفت و سخنان ركیكی درباره او گفت. پناه بر خدا از تكرار آن كلمات! او را نعوذ بالله به روباه پیری تشبیه كرد كه شاهد او دم او می باشد. و هم گفت فاطمه - سلام الله علیها - برای اثبات حقانیت خود به ضعیفه ها متمسك شده و از زنان یاری می طلبد...[9]
ام سلمه به دفاع برخاست و معترضانه گفت آیا درباره فردی چون فاطمه - سلام الله علیها - این سخنان رواست؟ او كه روز تولد ملائكه او را در بر گرفتند در خور این سخنان است؟ آیا رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فاطمه - سلام الله علیها - را از میراث محروم كرده و به او خبر نداده؟ وای بر شما - زود است بر خدا وارد شوید و ثمره تلخ كردار خود را بچشید (و بر اثر این سخنان ابوبكر مقرری ام سلمه را قطع كرد)[10].
البته ابوبكر بعدها از كار و تلاش خود علیه فاطمه - سلام الله علیها - پشیمان بود و در دم مرگ گفته بود من سه كار را انجام داده ام كه ای كاش نمی دادم:... ای كاش وارد خانه فاطمه - سلام الله علیها - نمی شدم اگر چه علیه من به جنگ می ایستادند...[11]
حزن و اندوه
حضرت فاطمه - سلام الله علیها - برای زدودن این آثار و اقدام تلاش ها كرد ولی به ثمر نرسید. ازوجود و جان خود و خانواده اش مایه گذارد ولی در آن موفق نشد. او در واقع اسیر انتقام جوئی خصم در شمشیر برافراختن علی - علیه السلام - علیه مشركین بود. آن روز كه علی - علیه السلام - برای احیای دین همه همت خود را مصروف می كرد كینه هائی در دل مشركان شكل می گرفت و امروز همان كینه ها بصورت موضعگیری ها و بی تفاوتی ها درآمد.
حضرت فاطمه - سلام الله علیها - پس از همه فریادها از میدان به در نرفت مقاومت صبورانه ای در پیش گرفت و در آن راه ایستاد خود فرمود صبر می كنم همانند صبر كسی كه در قلب خود تیری و در درونش نیزه سنگینی را احساس می كند. (نصبر منكم علی مثل حز المدی، و وخزالسنان فی الحشاء)[12] و الحق چه صبر جانكاهی بود.
او از اینكه اسلام را غریب و بی یاور می دید دیدگانش گریان و قلبش سوخته بود. جهان را در برابر خود تاریك می یافت و دیگر كسی او را خندان ندید تا به دیدار پدر در جهان باقی شتافت (ان فاطمه لم ترمتبسمه بعد وفات رسول الله و لم یعلم ابوبكر و عمر بموتها)[13] نگران ومتأثر بود كه مردم پاره تن اورا فراموش كرده و در میان انبوهی از دشواری ها تنهایش گذاشتند. مگر پیامبر بارها و بارها او را بضعه خود معرفی نكرده بود.[14]
پیش بینی پیامبر - صلی الله علیه و آله -
رسول خدا - صلی الله علیه و آله - مظلومیت حضرت فاطمه - سلام الله علیها - را پیش بینی كرده و رهنمودهای خود را از پیش به او داده بود. براساس آن چه كه صاحب كشف الغمه می نویسد: پیامبر روزی به فاطمه - سلام الله علیها - فرمود:
دخترم، تو پس از من مورد ستم قرار خواهی گرفت و مورد استضعاف واقع خواهی شد. آنكس كه ترا اذیت كند مرا آزار داده، و آنكس كه ترا بخشم آورد مرا بخشم آورده،كسی كه به تو جفا كند بمن جفا كرده، هر كس از تو ببرد از من بریده، آنكس كه به تو ستم كند به من ستم روا داشته، آنكس كه ترا شادان كند مرا مسرور كرده، آنكس كه به تو پیوند مهر داشته باشد به من پیوند دارد، زیرا تو از منی و پاره تن منی، و جان من و روح منی، از ستمكاران امتم بر تو به خدا شكوه می كنم.[15]
براساس سند دیگری، رسول خدا - صلی الله علیه و آله - در حین مرگ گریست، و در پاسخ علت گریه اش فرمود بدان خاطر است كه از اشرار امتم به آنها ستم می رسد. گوئی می بینم كه دخترم فاطمه - سلام الله علیها - پس از من اسیر ظلم و ستم می شود و فریاد پناه خواهی می زند و كسی از امتم او را كمك نكند (و كانّی بك یا بنیه نستغثین فلا یغنیك احد من امتی)[16]. و هم در سخن دیگری خطاب به حضرت فاطمه - سلام الله علیها - فرمود قسم به آنكس كه مرا بحق مبعوث كرده عرش خدا از گریه اش می گرید و هم آنچه از فرشتگان آسمانها و زمین و ما بین آن دواند از گریه اش بگریه می آیند. (واللذی بعثنی بالحق، لقد بكی لبكائك عرش اللّه و ما حوله من الملائكه والسموات و الارضون و ما فیهما)[17].
مظلومیت او از زبان علی - علیه السلام -
علی - علیه السلام - در حین دفن حضرت فاطمه - سلام الله علیها - طی جمله هائی كوتاه در حالی كه می گریست چنین فرمود:خداوندا از دختر پیامبر تو راضیم، خصم او را به تنهائی و وحشت انداخت تو او را انس بده، مردم از او بریدند تو او را پیوند ده، به او ستم كردند تو ای احكم الحاكمین درباره او داوری كن. (اللهم انی راض عن ابنه نبیك - اللهم انهاقد اوحشت فانسنها،و هجرت فصلها و ظلمت فاحكم لها یا احكم الحاكمین)[18]
و هم در حین دفن خطاب به رسول خدا - صلی الله علیه و آله - چنین گفت: ای رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فاطمه - سلام الله علیها - به تو خبر خواهد داد كه امت چگونه برای از بین بردن او همدست شدند - تو از او بپرس و خبر بگیر...ستنبك ابنتك نتطافر امتك علی هضمها...[19] ای رسول خدا - صلی الله علیه و آله - دختر ترا از بیم دشمن نیمه شب بخاك سپردم، حق او را بردند، میراث او را گرفتند... از دشمنی خصم به خدا شكایت می برم و به تو در مرگ و عزای دخترت سر سلامت باد می گوید (فبعین اللّه تدفن ابنتك سرّاً و یهضم حقها قهراً و یمنع ارثها جهراً... والی اللّه بررسول اللّه المشتكی و فیك احمل العزاء فصلوات اللّه علیها و علیك و رحمه الله و بركاته.
مظلومیت او از زبان فضه و دیگران:
فضه در خانه حضرت فاطمه - سلام الله علیها - بود و به اسرار او واقف، در خانه كعب سرگرم مناجات بود و زمزمه ها داشت فردی كه به مناجاتش توجه داشت علاقمند به او شد و گفت معلوم است از دوستداران خاندان پیامبری. فضه از شنیدن این سخن گریست و عقده اش باز شد و گفت ای بنده خدا اندوه و غصه ای كه در دل داشتم بجوش آوردی سؤال خود را بپرس.
آن شخص از مظلومیت حضرت فاطمه - سلام الله علیها - پرسید و صدای گریه فضه را بلند كرد. آنگاه فضه گفت تو مایلی از مظلومیت فاطمه - سلام الله علیها - برای تو حرف بزنم و من مضایقه نخواهم كرد و شروع كرد به بیان حالات و صدمات و ستم دیدگی های حضرت فاطمه - سلام الله علیها - كه شرح آن را بیش یا كم شنیده ایم.
از زبان ام سلمه هم نمونه هائی از اینگونه سخنان داریم. روزی بر او وارد شد و گفت حالت چگونه است و شب راچگونه به صبح رسانیدی؟ فرمود شب را در حالی به صبح رساندم كه از فقدان پیامبر و ظلمی كه بر جانشین او رفت رنجور بودم. در اینجا چهره مظلومیت حضرت فاطمه - سلام الله علیها - در رابطه با علی - علیه السلام - مطرح شده و این نكته را بیفزائیم كه حضرت فاطمه - سلام الله علیها - از بزرگترین مدافعان علی - علیه السلام - بود و بخشی از ستمدیدگی او در این رابطه بود كه دفاعش درباره علی - علیه السلام - به ثمر نرسیده بود.
براساس سندی كه در دست است حضرت فاطمه - سلام الله علیها - در دم مرگ می گریست و علی - علیه السلام - علت گریه اش را پرسید. حضرت فاطمه - سلام الله علیها - گفت برای گرفتاری های آ