نيستند، كه بتوان با آنها هر چيز را ساخت بـلكـه مـردم قلب دارند و قلب مردم با زر و زور و تزوير به چنگ نخواهد آمد و از راههاى ديگر امكان پذير است . اين موضوع ، يك امر ملكوتى است و قلب مردم فقط به دست مقلب القلوب است .
پيش از اسلام ، بين اوس و خزرج و ساير طوايف حجاز اختلاف و درگيرى ها شديد بود ولى به بـركـت ظـهـور اسـلام ، خداوند متعال بين دل هاى آنان الفت ايجاد كرد و آنان همگى به مكتب الهى پيامبر اكرم (ص) ايمان آوردند. خدا در قرآن مى فرمايد:
وَ اَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ اَنْفَقَتْ ما فِى الاَْرْضِ جَميعاً ما اَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللّهَ اَلَّفَ بَيْنَهُمْ اِنَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ(22)
و دلهـاى آنـهـا را بـا هـمـه مـا الفـت داد اگر تمام آنچه را روى زمين است صرف مى كرد كه ميان دلهـاى آنـان الفت دهى نمى توانستى ولى خداوند در ميان آنها الفت ايجاد كرد، او توانا و حكيم است .
اى پـيـامـبـر! اگـر هـمـه مـعـادن روى زمـيـن را بـخـواهـى بـيـن مـردم تـقـسيم كنى ! و اگر سلسله جـبـال هـمـه از طـلا بـاشد و بخواهى براى اتحاد مردم آنها را تقسيم كنى ، نمى توانى آنان را مـتحد سازى . بلكه هرلحظه اختلاف و درگيرى هاى جديدى پيش مى آيد. بنابراين ، به وسيله زر، حـتـى بـه دست مبارك انسان كامل و محبوبى مثل پيامبر اكرم (ص) نيز نمى توان دلهاى مردم را هـدايـت كـرد. بـلكـه دل ، بـه دسـت مـقـلب القـلوب و دل آفـريـن اسـت . و بـايـد كـارى كـرد كه خداوند دلها را متوجه كند؛ چنانكه حضرت ابراهيم با ايـنـكـه مـعـمـار كـعـبـه بـود(23)، پـاك كـنـنـده خـانـه خـدا بـود(24)، بـت شـكن بود(25)! صبور، حليم ، بردبار(26) و مجاهد نستوه بود،! ولى مى دانست كه بـا ايـن هـا نـمـى تـوان حـكـومـت كـرد، از اين رو از خدا درخواست كرد كه مردم پيرو فرزندان او بـاشـنـد. زيـرا آنـان وقـتـى مـى تـوانـنـد نـمـاز را بـر پـا كـنـنـد كـه دل هاى مردم به سوى آنان باشد. خليل خدا چنين دعا كرد:
فَاجْعَلْ اءَفْئِدَةً مِنَ النّاسِ تَهْوى اِلَيْهِمْ.(27)
دلهاى گروهى از مردم را متوجه آنها ساز.
مـهـمـتـريـن عـامـل پـيـروزى امـام راحـل (ره)  و بـزرگـتـريـن عامل موفقيت مقام معظم رهبرى نيز اين است كه : مردم از آنها اطاعت و پيروى كردند و مى كنند.
در جـريـان پـيـروزى انـقـلاب اسـلامـى ، بزرگترين عاملى كه باعث شد، رهبرى امام امت (ره)  در جـامـعـه گـسـتـرش يـابـد و تـثـبـيـت گـردد عـشق مردم به امام و رهبر خويش و اطاعت از دستورهاى حـضـرتـش بـود. كـارنـامه چندين ساله امت انقلابى ما نيز ثابت كننده اين حقيقت است كه عشق به رهبران الهى و مقام ولايت ، چه اثر عميقى در مقاومت هاى قهرمانانه آنان در سنگرهاى پاسدارى از ايـن انـقـلاب مـقـدس داشـتـه اسـت . حـمـاسـه آفـريـنـى هـاى رزمـنـدگـان در هـشـت سـال دفـاع مـقـدس در حالى صورت مى گرفت كه قلب دلاور مردان از عشق آتشين آنان نسبت به مـقـام ولايـت مـالامـال بـود. آنـان عـلاوه بر اينكه نام على (ع)، فاطمه زهرا(س) ، امام حسين (ع) و سـايـر مـعـصـومـان را بـر لب داشتند، قلبهايشان با نام نايب امام زمان (ع) مى تپيد و اين رمز پيروزى آنان بود.
بـنـابـرايـن گـرچـه امـامـان مـعـصـوم (ع) از جـانـب خـداونـد مـتـعـال بـه مـقـام امـامـت مـنـصـوب گـشـتـه انـد و راءى و پـذيـرش مـردم نـقـشـى در اصل امامت و ولايت آن بزرگواران ندارد، اما مسلَّم است كه بيعت و اطاعت پذيرى مردم نسبت به آنان نقش مهم و اساسى در تحقق رهبرى و حاكميت آنان دارد.
عـلى (ع) در يـكـى از نامه هاى خود به شيعيان به اين مطلب اشاره دارد و ضمن اينكه ولايت بر امـت را امـرى الهى و قطعى مى داند فرمايش پيامبر(ص) را درباره پذيرش امت متذكر مى شود و مى فرمايد:
قد كان رسول الله (ص) عَهِدَ اِليَّ عَهداً فَقال : يَا ابْنَ اَبِى طالِب لَكَ وَ لاءُ اُمَتى ، فَاِنْ وَلُوكَ فى عَافِيَةٍ و اَجْمَعُوا عَلَيكَ بِالرِضا فَقُم بِاءمرِهِم و اِنْ اِخْتَلفوا عليك فَدَعهُمْ وَ ما هُمْ فِيهِ.
رسـول خـدا(ص) بـا من عهد كرد و فرمود: اى پسر ابى طالب ، ولايت و رهبرى امتم با توست ، اگـر تـو را بـا رضـايـت و بـدون درگـيـرى بـه رهـبـرى خـويـش قـبول كردند، حكومت و رهبرى آنان را بپذير. اما اگر اختلاف ايجادشد و تو را نپذيرفتند، آنان را رهاساز و به حال خويش واگذاركن .(28)فصل  اول : جلوه هاى عبادت
شخصيت ملكوتى حضرت زهرا(س ) 
امام جعفر صادق عليه السلام از قول رسول اكرم صلى الله عليه و آله شخصيت ملكوتى حضرت صديقه كبرى عليها السلام را چنين وصف مى كند:
خداوند نور فاطمه را قبل از خلقت آسمان و زمين آفريد.
عده اى سوال كردند: پس فاطمه عليهاالسلام از سنخ انسان نيست ؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: حوريه اى است در لباس انسان .
پرسيدند: چگونه چنين چيزى ممكن است ؟
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: خداوند قبل از آن كه آدم را خلق كند، فاطمه را آفريد، در آن هنگام ارواح خلق شده بودند. چون خداوند آدم را خلق كرد، ارواح را بر او عرضه داشت .
پرسيدند: در آن زمان فاطمه كجا بود؟
آن حضرت فرمود: در جايگاه مخصوص خود در ساق عرش .
پرسيدند: غذايش چه بود؟
پيامبر جواب داد: ذكر خدا (تقديس ، تهليل ، تحميد و تسبيح ) و الله اكبر. چون خداوند، آدم را خلق كرد و دوست داشت كه نسل من از فاطمه باشد، او را به سيب بهشتى تبديل كرد. جبرئيل آن سيب را بر من آورد و گفت : سلام و رحمت خدا بر تو اى محمد. اين سيب ميوه اى از ميوه هاى بهشت است كه خداوند براى تو هديه فرستاده است .
پس آن را گرفتم به سينه چسباندم . جبرئيل گفت آن را بخور.
سيب را دو نيم كردم . نور درخشان و گسترده اى از آن پرتوافشانى كرد. از آن به هوس افتادم . جبرئيل گفت : اى محمد صلى الله عليه و آله چرا سيب را نمى خورى ، تمام آن را بخور كه اين نور منصوره در آسمان و نور فاطمه در زمين است . (1)
2 - دائم در ركوع و سجود 
امام حسن مجتبى عليه السلام فرمود:
در شب جمعه اى مادرم فاطمه عليهاالسلام را ديدم كه در محراب عبادت ايستاده است و تا سپيده صبح ، دائم در ركوع و سجود بود، و مى شنيدم كه براى مومنين و مومنات دعا مى نمود و نام آن ها را مى برد و براى آن ها بسيار دعا مى كرد، ولى براى خود هيچ دعايى نمى نمود. گفتم : اى مادر! چرا همان طور كه براى ديگران دعا مى كنى ، براى خود دعا نمى كنى ؟
حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود: فرزندم ! اول ، همسايه ؛ سپس خانه .(2)
3 - نور افشانى هنگام نماز 
ابن عمره از پدرش نقل مى كند كه گفت : از امام صادق عليه السلام پرسيدم : چرا حضرت فاطمه عليهاالسلام زهرا ناميده شد؟
فرمود: براى آن كه وقتى فاطمه زهرا عليهاالسلام در محراب عبادت (به نماز) مى ايستاد، نورش براى اهل آسمان مى درخشيد، همان طورى كه نور ستارگان براى اهل زمين مى درخشد. (3)
4 - سفارش رسول خدا (ص ) به نماز 
رسول خدا صلى الله عليه و آله پيوسته هنگام نماز به منزل حضرت فاطمه عليهاالسلام و حضرت على عليه السلام مى رفت ، و م