ضرت عليه السلام فرمودند: از تو قبول نكنم كه از پيغمبر صلى الله عليه و آله شنيده ام : اليد العليا خير من يد السفلى . يك دينار به من قرض بده و اين حديث را بشنو كه عوض مى دهند و قرض را يكى هيجده عوض ‍ مى دهند.
عبدالرحمن يك دينار به جناب امير قرض داد، آن حضرت چون روانه شد، در راه مقداد را ديد كه بر كنار راه نشسته فرمود: اى مقداد! در اين وقت اينجا چرا نشسته اى ؟
عرض كرد: از جهت ضرورتى .
فرمود: آن ضرورت چيست ؟
عرض كرد: چهار روز است كه طعامى نيافته ام .
فرمود: بگير اين دينار را، تو از ما اولى ترى كه چهار روز است طعام نيافته اى و ما سه روز است .
مقداد دينار را گرفت و حضرت وقت نماز شام بود روانه مسجد شد، به همراهى پيغمبر صلى الله عليه و آله فريضه را ادا نمود، چون فارغ شد جناب رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: يا على ! امشب به خانه شما مى آيم و مهمان شما خواهم بود.
جناب امير عرض كرد: حبا و كرامة .
از پيش روانه شد و فاطمه زهرا عليهاالسلام را خبر كرد، فورا فاطمه زهرا به مصلى خود رفت و روى مبارك بر خاك نهاد و به ايزد پاك عرض كرد: خداوندا! به حق محمد و آل محمد كه بر ما طعامى فرست .
هنوز فاطمه عليهاالسلام در سجده بود كه بوى طعام به مشام وى رسيد، سربرداشت كاسه بزرگى ديد پر از طعام كه بوى آن خوشبوتر از مشك بود، آن را برداشته و در خدمت پدر بزرگوار خود نهاد، حضرت فرمود: انى لك هذا الطعام ؟ عرض كرد: من عند الله ، ان الله يرزق من يشاء بغير حساب .
پس حضرت امير و فاطمه و حسنين از آن طعام تناول كردند. ناگاه سائلى بر درآمد، اميرالمومنين خواست او را از آن طعام بدهد حضرت رسول صلى الله عليه و آله نگذاشتند و فرمودند: يا على ! اين ابليس است . خبر شده كه ما از طعام بهشت مى خوريم آمده كه با ما مشاركت كند. (32)
44 - تكبير در شب عروسى  
تكبير در مجالس عروسى از شب عروسى حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام مرسوم شد، زيرا در آن شب جبرئيل و ميكائيل و فرشتگان و پيامبر صلى الله عليه و آله تكبير گفتند.
45 - راز مقام عبادى زهرا (س ) 
آرى ! فاطمه عليهاالسلام به تمامى عاشق و شيداى خداى خويش است و او را با همه ذرات وجودش مى پرستد و لذا اعبدالناس مى گردد.
سوالى كه وجود دارد اين است كه چرا فاطمه عليهاالسلام به اين مقام مى رسد؟
نگارنده را نظر بر اين است كه در تحقيق شخصيت هر فرد انسانى ، امور ذيل تاثيرى انكارناپذير دارند:
1 - امور تكوينى
2 - شخصيت و افكار پدر و مادر در زمان نطفه فرزند و روحيه آنها.
3 - روح و رفتار مادر در دوران باردارى .
4 - تربيت
5 - انتخاب شخصى
از جهت تكوينى ، در عالم ذر، نور فاطمه عليهاالسلام از نور پدر و از شجره طوبى و نطفه او از ميوه هاى درختان بهشتى كه خداوند متعال آن ها را توسط جبرييل براى پيامبر صلى الله عليه و آله تحفه فرستاده است .
از جهت امور غير تكوينى ، نيز ضرورت ندارد كه سخنى به درازا گفته شود، فقط همين مقدار كافى است كه بگويم :
فاطمه عليهاالسلام دختر خديجه و محمد صلى الله عليه و آله است ، خديجه كه يكى از چهار زن برتر در جهان است و خداوند به او مباهات مى نمايد، و محمد صلى الله عليه و آله كه برترين پيامبر الهى و خاتم ايشان است ، و فاطمه عليهاالسلام در دامان چنين پدر و مادرى پاى بر عرصه گيتى مى گذارد و پرورش مى يابد. او از همان روز اول كه چشمش گشوده مى شود و گوشش شنوا مى گردد و عرفان پدر و مادرش را مى بيند و در هر روز و شب عبادت خالصانه و تضرع آن ها را به درگاه ربوبى مشاهده مى كند و پدر را مى بيند كه در ميان شب بر مى خيزد و ساعت هاى متمادى با خداى جهانيان به راز و نياز مى پردازد، و...
و هنگامى كه قوه درك اين كودك به كمال مى رسد، ادراك مى كند كه آن چه از پدر و مادر خود مى بيند و مى شنود و آن چه پيامبر به آن عمل مى كند و توصيه مى نمايد حق حقيقى است كه از عمق جان بر مى خيزد و در عمق دل ها نفوذ مى كند، پس جز آن را بر خود نمى پسندد و پاى در جاى پاى پدر مى نهد، و از اين روست كه فاطمه ، فاطمه مى شود و لياقت آن را پيدا مى كند كه سيدة نساء العالمين من الاولين و الاخرين خوانده شود.
پس بنابر عوامل تكوينى و تربيتى و خواست آگاهانه فاطمه است كه او را شخصيتى متكامل و برخوردار از همه صفات عالى ، از آن جمله : زهد، ورع ، عرفان و عبادت به بار مى آورد و الگوى كسانى مى سازد كه مى خواهند مقام واقعى انسانيت را بشناسند و چنان باشند. (33)
46 - شهادتين در بدو تولد 
آدم عليه السلام پس از اكمال خلقت و نفخه روح عطسه كرد و تحميد نمود، فاطمه زهرا عليهاالسلام پس از ولادت شهادتين گفت و يكان يكان از فرزندان معصومين خود عليهم السلام را نام برده ، ياد فرمود. (34)
47 - افضليت بر آدم (ع ) 
آدم عليه السلام به واسطه خوردن گندم از بهشت بيرون آمد، فاطمه زهرا عليهاالسلام از ايثار قرص نان تمام جنات ثمانيه را متصرف گرديد و سوره هل اتى در شاءن ايشان نازل گرديد. (35)
48 - برترى بر ابراهيم (ع ) 
حضرت ابراهيم عليه السلام را خداوند به شكر ياد فرمود، فاطمه زهرا عليهاالسلام را به ذكر ياد فرمود: الذين يذكرون الله قياما و قعودا. (36)
49 - طالب رضاى حق 
آدم عليه السلام از حضرت احديت تمناى منزلت و مكانت اوليه مى كرد و از پروردگار خود تمناى بهشت مى نمود، ولى فاطمه زهراء عليهاالسلام پيوسته رضاى خداى خود را مى خواست .
عباد مكرمون لا يسبقونه بالقول . (37)
50 - دو ركعت نماز احياگر 
روايت است كه : روزى سيد انبياء صلى الله عليه و آله در مسجد نشسته بودند كه جماعتى از بزرگان عرب و قريش خدمت آن بزرگوار شرفياب شدند و عرض كردند: اى افتخار عرب ! ما را عروسى هست و دختر فلان را به پسر فلان مى دهيم و آن ها از اشرافند و با شما نسبتى دارند، استدعا مى كنيم كه فاطمه عليهاالسلام را در اين عروسى رخصت فرمايى كه مجلس ‍ ما را مزين فرمايد به قدوم خود.
حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمودند: از فاطمه طاهره مى پرسم : اگر اراده كند خواهد آمد.
اين را فرمود و تشريف به خانه بردند و فرمودند: اى فاطمه و اى نور ديده من ! اكابر عرب جمع شدند و عروسى دارند و به نزد من آمدند كه تو را به عروسى خود برند خواهى رفت يا نه ؟
فاطمه عليهاالسلام زمانى سر در پيش افكند، بعد از آن سر برآورد و عرض ‍ كرد: اى پدر بزرگوار! ايشان كه مرا به عروسى خواسته اند مقصود آن ها استهزاء است نسبت به من ؛ زيرا كه زنان قريش همه با لباس هاى فاخر و جواهر زينت كرده اند و با كمال حشمت و تنعم نشسته اند و مرا لباسى غير از چادرى و كهنه پيراهنى و كفشى كه چند جاى او را وصله زده ام چيز ديگر نيست و با اين حال رفتن به آن جا غير شماتت حاصلى ندارد.
چون رسول اكرم صلى الله عليه و آله از فاطمه عليهاالسلام اين كلمات را شنيد، بسيار غمناك گرديد، در آن حال جبرئيل نازل شد و عرض كرد: يا رسول الله ! حق تعالى سلام مى فرستد و مى فرمايد فاطمه را با لباسى كه دارد به عروسى بفرست كه ما را در اين حكمتى است .
رسول اكرم صلى الله عليه و آله پيغام حق تعالى را به فاطمه رسانيد، پس آن مخدره شكر حق تعالى را به جا آورد و عرض 