 بود. از آنجا كه كينه و حسد جـمـعـى و تـلاشـهـاى اغـوا كـنـنـده آنـان بـاعـث شده بود كه مردم كمالات على (ع) را به بوته فـرامـوشـى بـسپرند و به سوى كسانى كه حتى اندكى از آن ويژگيها را ندارند روى آورند. فـاطـمـه (س)  لازم مـى ديـد كـه شـخـصـيـت عـلى (ع) را آنـچنان كه هست به مردمى كه خود شاهد فـداكاريها و ايمان و اخلاص او بوده اند، معرفى كند. از اين رو آن حضرت در مناسبتهاى مختلف به بيان ويژگيها و فضائل على (ع) مى پرداخت كه به برخى از آن موارد اشاره مى كنيم :
الف ـ حضرت زهرا(س)  در روضه مطهره رسول اللّه (ص) خطاب به آن حضرت فرمود:
پدر جان در عزاى تو اباالحسن امير المؤ منين سوگوار است ، پدرِ دو فرزندت ، حسن و حسين (ع)، بـرادر، امـام برگزيده و دوست بى مانند تو. هم او كه تو او را در كودكى بزرگ و تربيت كـردى و سـپس برادر خود خواندى و از نزديكترين دوستان و محبوبترين اصحاب در پيشگاه تو بود. او كه در پذيرش اسلام از همه پيشى گرفت و هجرت كرد. اى پدر و اى بهترين انسانها، اكـنـون بـيـا و بـنـگـر كـه امـام بـرگـزيـده تـو را اسـيـرگـونـه بـراى بـيـعـت تـحـمـيـلى مى برند.(37)
ب ـ صديقه طاهره (س)  به دفاع على (ع) در مواقع سخت از اسلام و پيامبر خدا(ص) اشاره مى كند و در خطبه معروف خود پس از ذكر خدمات نبى مكرم اسلام (ص) به ذكر سوابق امير مؤ منان على (ع) در تحكيم اسلام مى پردازد و مى فرمايد:
هـرگـاه گرگ صفتانى از عرب آتش جنگ برمى افروختند تا ريشه اسلام را بسوزانند و يا آن هنگام كه اژدهاى عظيمى از مشركين براى بلعيدن شما مسلمانان دهان باز مى كرد، پيامبر خدا(ص) بـرادر خـود على را به كام او مى فرستاد. على باز نمى ايستاد تا بر سر و مغز مخالفان مى نـواخـت و كـار آنـان را بـا دم شـمـشـيـر يـكـسـره مـى سـاخـت . او ايـن رنـجـهـا را بـراى خـدا تحمل مى كرد و در آن ، خشنودى و رضاى الهى و رضايت پيامبر(ص) را مى ديد و مهترى اولياى حـق را مـى خـريد، درحالى كه در آن روزها شما در زندگى راحت و آسوده و در بستر امن و آسايش غنوده بوديد.(38)
ج ـ حضرت زهرا(س)  در پاسخ فردى كه زبان به سرزنش امام (ع) گشوده بود، فرمود: آيا مى دانى على كيست ؟ آنگاه خود به معرفى او پرداخت و فرمود:
عـلى امـامـى ربـانـى و وجـودى نـورانى و مركز توجه همه عارفان و خداپرستان و فرزندى از خـانـدان پـاكـان ، گـويـنـده حـق ، مـحـور امـامـت و پـدر حـسـن و حـسـيـن (ع) دو دسـتـه گل پيامبر(ص) و دو سرور جوانان اهل بهشت است .(39)
د ـ حـضرت فاطمه (س)  براى معرفى امام نور به جامعه اسلامى برخى از ويژگيهاى على (ع) را در خطبه زيباى خود يادآور شده است كه بطور اختصار به آن اشاره مى كنيم .
1 ـ در راه خـدا و بـراى رضـاى خـدا در سـخـتـى و فـشار بود و مقاومت مى كرد. (مَكدُوداً فِى ذاتِ اللّهِ)
2 ـ در راه خـدا و هـر آنـچه مربوط به دين خدا بود سخت كوش بود و حاضر به مداهنه و سستى نبود. (مُجْتَهِداً فِى اَمْرِ اللّهِ)
3 ـ به رسول خدا(ص) نزديك بود، چه از لحاظ ظاهرى كه پسر عمو و داماد پيامبر(ص) بود و چه از لحاظ معنوى كه برادر و درب ورود شهر علم نبى بود. (قَرِيْباً مِنْ رَسُولِ اللّهِ)
4 ـ سـيـد و سـرور اوليـاى خـدا بـود و بـزرگـوارى آن حـضـرت در بـيـن اوليـاء خدا بر كسى پوشيده نبود. (سَيِّداً فِى اُولِياءِ اللّهِ)
5 ـ بـه فـكـر خـواسـتـه هـاى شـخـصـى خـود نـبـود بـلكـه خـيـر خـواه جـامـعـه و اهل نصيحت و اصلاح جامعه بود. (مُشَمِّراً ناصِحاً)
6 ـ اهل شعار و حرف نبود بلكه اهل عمل و تلاش بود (مُجِداً كادِحاً)
7 ـ تـحـت تاءثير جو و شرايط حاكم بر جامعه قرار نمى گرفت و در راه خدا سرزنش ديگران در او تاءثيرى نداشت و در راه دفاع از حق بخاطر سرزنش اين و آن ، كوتاهى نمى كرد. و تنها رضايت حق تعالى براى او هدف بود. (لا تَاءْخُذُهُ فِى اللّهِ لَومَةُ لائِمٍ)(40)
بيان اين ويژگيها در آن فضاى آلوده كه حاكمان غاصب بوجود آورده بودند، بسيار روشنگر و حـكـايـت از شـجـاعـت و بـصـيـرت حـضـرت زهـرا(س)  دارد كـه در مقابل دشمنان بدون ترس و واهمه از ولى الله و امام بر حق خويش شجاعانه و با منطق دفاع مى كرد.
3 ـ بيان علت كناره گيرى مردم
يـكـى از راهـهـاى بـاز گـردانـدن مـردم از مـسـير انحرافى تذكر اشتباهات و بيدار كردن وجدان خـوابـيده آنان است . حضرت زهرا(س)  از اين روش بهره گرفت و در خطبه معروف خود، مهاجر و انصار را مورد سرزنش قرار داد و خطاب به آنان فرمود:
بـعـد از رحـلت پـيامبر(ص) خارهاى نفاق در ميان شما ظاهر شد، دين و معنويت از بين شما رفت ، مـشركان و كسانى كه تا به حال به گوشه اى خزيده بودند به سخن آمدند و شيطان سر از لاك خـود بـيـرون آورد و شـمـا را تـحـريـك كـرد و بـه سـوى خـودش دعوتتان نمود، پس شما را افـرادى سـبك و بى اراده يافت ، فهميد خيلى زود تبليغات و تحريكات در شما اثر مى گذارد. پس آنگاه شما شترهاى ديگران را داغ نموديد(41) (و علامت ملكيت زديد) و براى نوشيدن آب از محل غير خودتان وارد شديد.(42)
حضرت با بيان اين مطلب به آنان فهماند كه شما به حريم خلافت و امامت تجاوز كرديد و از حـدود خـود فـراتـر رفـتـيـد و بـا زور و قـلدرى بـه حـريـم ديـگـران تـعـدى نـمـوديـد و ايـن مسائل در حالى است كه از زمانى كه با رسول خدا(ص) عهد و پيمان بستيد و با على (ع) بيعت كرديد هنوز سه ماه نگذشته است ولى شما پيمان شكستيد و همه را زير پا نهاديد. (هذا والعهد قـريـب)  ايـن قـلدريـهـاى شـمـا در حـالى صـورت مـى گـيـرد كـه حـضـرت رسـول (ص) تـازه از دنـيـا رفته است و هنوز چند روزى بيشتر نگذشته است كه شما پاى منبر پـيـامـبـر خدا(ص) بوديد و مى ديديد كه آن حضرت چقدر درباره عترتش و بخصوص على (ع) سفارش مى كرد. در ادامه حضرت زهرا(س)  به آنان فرمود:
هـنـوز زخـم دل مـا التـيام نيافته و جراحت مصيبت پيامبر(ص) بهبودى پيدا نكرده است . هنوز جسد پـيـامبر اكرم (ص) دفن نشده ، بهانه گرفتيد و پيش افتاديد و گفتيد: ما از فتنه ترسيديم ، شـمـا خـود در آن فـتـنـه كـه بـه دست خود ايجاد كرديد گرفتار شديد و جهنم ، محيط بر فتنه انـگـيزان كافر است . شما از فتنه اى كه گريزان بوديد به دست خود در آن افتاديد. هيهات ! چـه دور است از شما تدابير امور ملت مسلمان ، شما چگونه مى خواهيد عهده دار امرى شويد كه از آن بى اطلاعيد، شيطان شما را به كجا مى كشاند؟(43)
حـضـرت زهـرا(س)  در اين بيان علت فاصله گرفتن مردم از على (ع) را از زبان آنان ، ترس ‍ از ايـجـاد فتنه بيان مى كند ولى خود به پاسخ آن مى پردازد.(44) و مى فرمايد: با اين كارتان در فتنه سقوط كرديد؛ زيرا چه فتنه اى بالاتر از اينكه على (ع) خانه نشين شود و فـرصـت طـلبـان روى كـار بـيـايـنـد و اسـلام را از مـسـيـر اصلى خود منحرف كنند. و به آنان گـوشـزد كـرد كـه شـمـا بـرخـلاف نـص پـيـامـبـر(ص) كـه عـلى را انـتـخـاب كـرده بـود عمل كرديد و باعث اختلاف و تفرقه در بين مسلمانان شديد.
فـاطـمه (س)  همچنين علت ديگر را ساده لوحى مردم و بازيچه دست سياست با