زان قرار گرفتن آنـان مـى داند و از آنان مى پرسد شما كه تا حدودى از جريانهايى كه مى گذشت آگاه بوديد چـرا پـشـت بـه قـرآن كرديد و شرايط امامت و رهبرى را كه در قرآن به آن اشاره شده است مورد تـوجـه قرار نداديد و به خليفه تراشى پرداختيد. آن حضرت در ادامه به توطئه آنان پس از غصب خلافت عليه اهل بيت (ع) و اجابت دعوت شيطان اشاره مى كند و مى فرمايد:
آنـگاه شما درنگ نكرديد مگر به مقدارى كه ساكت بشود چموشى خلافت و به مقدارى كه افسار شـتـر آرام و روان گـردد (پـس از ايـنـكـه خـلافـت را بـه دسـت گرفتيد) شروع كرديد به آتش گيرانه اش را مشتعل كردن و آتش آن را به جامهاى ديگر هم سرايت دادن . فرياد شيطان گمراه را اسـتـجـابـت مـى كنيد و شروع كرديد تا نورهاى روشن دين اسلام را خاموش نماييد و سنت هاى پـيـامـبـر بـرگـزيـده خـدا را مـحـو كـنيد و به تدريج و آرام آرام آشاميديد منافع خلافت را و در پـوشـش درخـتـهـا و پـسـتـى و بـلنـديـهـا (و بـه صـورت مـخـفـى)  عـليـه اهل بيت و فرزندان پيامبر گام برمى داريد.(45)
حضرت به اين نكته اشاره دارد كه علت فاصله گرفتن شما از على (ع) پيروى از شيطان است و چون شيطان هيچگاه انسان را رها نمى سازد؛ از اين رو، مى فرمايد: شما با پيروى از شيطان آتـش فـتـنـه را در سقيفه روشن كرديد و حالا با چموشى و قلدرى آتش را شعله ور مى سازيد و حـتـى فـقـط بـه خـلافـت و ريـاسـت بـسـنـده نـكـرديـد بـلكـه بـا غـصـب فـدك بـه سـراغ اهـل بـيـت پـيامبر(ص) رفتيد و آنان را مورد تعرض و تهاجم قرار داديد و با دعوت شيطان به مـحـو آثـار پـيـامـبر(ص) و ارزشهاى متعالى و نورانى اسلام پرداختيد تا در اثر روشنى نور اسـلام بـا انـحـرافـى كـه در مـسـير امامت و رهبرى ايجاد كرديد چهره كريه شما و نيت پليدتان آشـكـار نـگـردد، و بـا ظـاهـرى آراسته و به عنوان خدمتكار دين و ملت و در پوشش دفاع از كيان اسلام از پشت به اهل بيت (ع) و اسلام ضربه وارد مى كنيد.
حضرت زهرا(ع) براى بيدار كردن وجدان خوابيده آنان به رشادتها، رنجها و زحمتهاى مهاجر و انـصـار در راه اسـلام و ديـن خـدا اشـاره مـى كـنـد و مـى فـرمايد: پس چرا حالا حيران شده و از حق برگشتيد.
(فـَاءَنـى حـَرتُم بَعدَ الْبَيانُ وَ اءَسْرَرْتُمْ بَعدَ الاِعلان وَ نَكَعْتُمْ بَعدَ الاِقدامْ وَ اَشْرَكْتُمْ بَعدَ الاِيمانَ)(46)
اى مـهـاجر و انصار اكنون چه روى داده كه حيران شده ايد و در يك امر آشكار و روشن ساكت مانده ايـد؟ شـمـا در حـال تـحـرك و ظـهـور قـدرت بـوديـد، پـس از ايـن اقـدام و اقبال چرا پشت نموده ايد؟ و پس از ايمان چرا مشرك شديد؟
صـديـقـه طـاهـره (س)  در جهت بيدارى وجدان آنها سابقه درخشانشان را گوشزد كرد و به آنها فرمود شما كه اهل فهم و تشخيص بوديد چطور شد حالا متحير شديد و مخفى كارى مى كنيد و از حـق دفـاع نـمـى كـنـيـد؟! چگونه است كه مشرك شديد؟ زيرا پيروى كسى را مى كنيد كه خداوند اجازه نداده است .
حـضـرت زهرا(س)  عامل ديگرى را كه باعث انزواى عده اى و غصب خلافت شد كينه اى مى داند كه بـرخـى از آنـان نـسـبـت بـه عـلى (ع) داشـتـنـد. زيـرا يا شمشير آن حضرت زخمى بر جسم آنان گـذاشـتـه بود و يا دل منافقان مجروح از رشادتهاى على (ع) بود. از اين رو فاطمه زهرا(س)  به اين حقيقت اشاره مى كند و مى فرمايد:
ايـن (غـصـب خـلافـت)  از جـهـت كينه توزيهايى است كه از جنگ بدر بجا مانده است و انتقام جويى هايى كه از جنگ احد است و در دلهاى منافقان پنهان بوده و روزى كه حكومت را غصب كردند، تمام آن كينه ها و حسادتها را بر ما فرو ريختند.(47)
فـاطـمـه زهـرا(س)  يـكـى ديـگـر از عـلل جـدا شـدن مـردم از عـلى (ع) و دفـاع نـكـردن آنـهـا از اهل بيت را راحت طلبى و دنياپرستى آنان مى داند و مى فرمايد:
هـمـانـا مـى بينم كه شما به رفاه و خوشگذرانى پناه آورده ايد و از صحنه خلافت كسى را كه سزاوار به بسط و قبض كشور اسلامى و قوى تر از ديگران بود را دور كرديد و با سكون و آرامش و خوشگذرانى دمساز شديد و از وسعت و گشايش به تنگناه پناه برديد.(48)
حـضـرت فـاطـمـه (س)  بـه آنان فهماند كه شما به علت دنياپرستى و دلبستگى به دنيا و ظواهر آن با اينكه فداكاريهاى على (ع) را در راه اسلام ديده بوديد و سابقه او را در اسلام مى دانستيد و انتخاب او را توسط خدا و رسولش به عنوان خليفه مسلمانان اطلاع داشتيد، از او روى گردان شديد و اين عدم يارى شما باعث شد كه قدرت طلبان مسير امامت را منحرف كنند.
4 ـ بيدارگرى
هـدايـت و بـيـدارگـرى در زمـانـى كـه ابـرهاى تيره فضاى ذهن جامعه را تاريك كرده است ، نقش اسـاسـى در مـبـارزه دارد. حـضـرت زهـرا(س)  در جـهـت تـبـيـيـن مـسـايـل و اثـبات حقانيت امير مؤ منان (ع) و افشاى چهره غاصبان از شيوه هاى گوناگونى بهره جست و سعى و تلاش خود را براى آگاه سازى مردم غفلت زده و به خواب خرگوشى فرو رفته آغـاز كـرد. و بـا توجه به شرايط و امكانات زمان خود از بهترين روشها براى آگاهى بخشى عوام و خواص جامعه استفاده كرد.
يـكـى از شيوه هاى مؤ ثر، روش خطابه و سخنرانى است . كه زهراى مرضيه (س)  براى بيان حـقـايـق و حـمايت از ولايت از آن بهره گرفت . آن حضرت با انجام سخنرانيهاى علمى ، حماسى و مـسـتدل ، ظلمى را كه بر اهل بيت (ع) رفته بود، براى مردم بازگو مى كرد و بدينوسيله پيام خاندان وحى را به گوش مردم مى رساند و انسانهاى حق طلب را براى يارى و حمايت از ولايت حق فرا مى خواند.
آن حـضـرت تـوانـسـت حـقايق دين را از اين راه براى تمامى نسلها بيادگار گذارد تا ره توشه آنـان در دفـاع از ولايـت و رهبرى باشد. درباره خطبه حضرت و سخنان تكان دهنده فاطمه (س)  كه در كنگره عظيمى كه در حساس ترين فراز تاريخ و در مهم ترين مركز اجتماعى عالم اسلام يـعـنـى مـسـجـدالنـبـى بـر پا شد، در كُتب تاريخى مطالب بسيارى ذكر شده است كه در اينجا بطور اختصار به بخشى از آن اشاره مى كنيم .
آن حضرت بعد از جريان سقيفه بنى ساعده و بيعت مردم با ابو بكر و پس از اينكه وى دستور مـصـادره و ضبط املاك فدك را كه مربوط به فاطمه زهرا(س)  بود صادر كرد. صديقه طاهره (س)  بـا حـجـاب كـامـل از خـانـه بـيـرون آمـد و بـا وقار تمام در ميان گروهى از زنان به مسجد پيامبر(ص) وارد گرديد. عظمت و ابهت آن حضرت بگونه اى بود كه همه حاضران متوجه ورود ايـشان شدند. حضرت فاطمه (س)  پشت پرده اى قرار گرفت و پس ‍ از لحظه اى به ياد پدر بـزرگـوار خـويـش و فـراق وى و سـتـمـهـايـى كـه پـس از وفـات رسـول خـدا(ص) بـر او روا داشـتـه بـودنـد، نـاله اى جـانـسـوز از دل بـرآورد كـه هـمـه حـاضـران را به گريه انداخت و فرياد وا محمدا از هرگوشه مسجد بلند شـد، بـعـد از ايـنـكـه جـمـعـيـت انـدكـى آرام گـرفـتـنـد، صـديـقـه كـبـرى بـا كمال متانت خطبه مفصّلى ايراد نمود.
ايـن خـطـبـه كـه تـوسـط بـرخـى از مـصـادر اهـل سـنـّت و بسيارى از مصادر شيعه ذكر شده است (49) مـتـضـمـن بـسـيـارى از مـعـارف الهـى اسـت كـ