ه بـا كـمـال فـصـاحـت و بـلاغـت بـيـان شـده اسـت . ايـن خـطـبـه نـشـانـگـر مـرتـبـه بـالاى عـلمـى و فضل و معرفت دختر گرامى رسول خدا(ص) است . در اين خطبه شگفت انگيز حدود نامحدود توحيد و رسـالتِ رسـالت و حـكـمـت احـكـام و كـارنـامه نبى و رنج نامه وصى و دادنامه خاندان نبوت و مـخـالفـت عـلنـى مـدعيان خلافت را با كتاب الله بيان كرد. و سرانجام از هدف نهايى خود يعنى حقّانيت ولايت على (ع) سخن گفت و نامشروع بودن حكومت غير ولايى را به اثبات رساند.
حـضـرت زهـرا(س)  در حـمـايـت از ولايـت تـا آنجا پيش رفت كه انصار را به قيام مسلّحانه عليه غاصبان فرا خواند و فرمود:
يا مَعاشِرَ الاَنْصارِ اَنْتُم اهْلُ العِدَةِ وَالعُدَه وَ السِلاح ...
اى گروه انصار شما داراى نيروى لازم ، آمادگى و تجهيزات هستيد.
حـضـرت زهرا(س)  همان بانوى بزرگوارى است كه دورى از نامحرم را براى زنان بهترين مى دانـد، امـا هـم ايـنـك كه اساس اسلام را در خطر مى بيند، در محضر عام وارد مى شود و فرياد مى زنـد و پـشـت پـرده بـى پـرده از حـقـايـق سـخـن مـى گـويـد و در حـقـيـقـت ، رسول ازناى بتول پيام مى دهد. از اين رو مى توان گفت :
بـه حـق زنـدگـانى اين بانوى بزرگِ سراسر افتخار، در تمامى شؤ ون اجتماعى ، سياسى و تـربـيـتـى سرمشق و الگوى كمال و عروج انسانى يك زن است . زنى كه در عين عفاف و حجاب ، يـك مـبـارز خـسـتـگـى نـاپـذيـر و يـك انـقـلابـى شـجـاع و بـى نـظـيـر اسـت . او در مقابل ستمگران ، منحرفان ، منافقان ، سياست بازان و مخالفان حاكميت حق ، فرياد و فغان سر مى دهد و در دفاع از مقام ولايت و امامت خروش برمى آورد.
آرى ! حـضـرت زهرا(س)  با خطابه شورانگيزى كه در مسجد خواند، بسيارى از وجدانهاى خفته را بيدار كرد و مسير انديشه را دگرگون ساخت .
در واقـع ، خـطـابـه حـضـرت زهـرا(س)  حـجت و سند محكم و ترديدناپذيرى است كه در تاريخ جـاودانـه گـشـته است و مظلوميت خاندان رسالت را به اثبات مى رساند. اين خطابه تاريخى ، نـه تـنـهـا سياسى كاران و قدرت طلبان آن روز را هدف قرار داد، بلكه ضربه هشدار دهنده اى اسـت كـه تـمـامـى وجدانهاى آگاه و انديشه هاى بيدار را در همه زمان هاو زمين ها به قضاوت مى طـلبـد و نـيـز تـمـامـى حـاكـمـان و سـيـاسـتـمـداران اسـلامـى را در طـول تـاريـخ بـه دادرسـى فـرا مـى خـوانـد و بـهـتـريـن دليـل و روشـن تـريـن سـند را در اختيار مسلمانان قرار مى دهد تا همواره معيارى براى شناسايى حاكميت حق از خلافت غاصب در اختيار داشته باشند.
بـه يـقـيـن ، خـطـبـه كـوبنده حضرت در مسجد، اين پيام را براى همه مدافعان ولايت دارد كه : در مصالح عمومى ، نه تنها سكوت و انزوا و مصالحه و مسامحه روا نيست . بلكه فرياد اعتراض و اقدام به روشنگرى ، از واجبات دينى است .
5 ـ افشاگرى
يكى از روشهاى مبارزه عليه دشمن شناساندن و بيان ضعفها و حيله هاى او به دوستان غفلت زده و گـول خـورده اسـت . بـرمـلا سـازى كـانـون انـحـراف سـيـاسـى كـه بـعـد از رحـلت رسـول خـدا(ص) پـديـد آمـده بود يكى ديگر از اقدامهاى صديقه طاهره (س)  بود. شيوه اى كه توانست دشمن را رسوا سازد و از گسترش فتنه و تثبيت بدعت جلوگيرى كند. از اين رو حضرت زهرا(س)  همواره سعى مى كرد مردم را از توطئه هاى پشت پرده سياست بازان آگاه سازد و به افشاى ماهيت گروهها و شخصيت هاى دسيسه ساز مى پرداخت . آن حضرت در بيانى فرمود:
بـه خـدا سـوگند، حشمت و عظمت آن كس دريده و نابود شد كه برخلاف حكم خدا و قرآن و سنت و سـفـارش پـيـامبر(ص) در تاءويل قرآن ، حق امامت او را غصب كرده و به ديگران سپرد. اينگونه برخوردهاى خصمانه از كينه توزيهاى جنگ بدر و خونخواهى جنگ احد است كه در درون قلب نفاق آميز و فتنه انگيز آنان پنهان بوده و تاكنون جراءت اظهار آن را نداشتند.
در آن هـنگام كه حكومت الهى بازيچه دست قدرت طلبان گرديد و امام حق منزوى شد و آتش ‍ كينه هاى ديرينه شان زبانه كشيد، باران مصيبتها و مشكلات بر ما باريد.(50)
حـضـرت فـاطمه (س)  در جاى ديگر درباره ماهيت كسانى كه بر امير مؤ منان ستم روا داشتند مى فرمايد:
از پـسـت تـريـن قـبـايـل عـرب قـبـيـله تـمـيـم (قـبـيـله ابـو بـكـر) و از حـيـله بـازتـريـن قـبـايـل عـرب ، قـبـيـله عـدى (قـبـيـله عـمـر) بـر ابـوالحـسـن سـتم روا داشتند. آنان پرچم مسابقه برافراشتند تا بر على پيشى گيرند. چون بر اين كار موفق نشدند، بغض و كينه على را در دل گـرفـتـه اما پنهان داشتند. تا آنگاه كه نور دين به خاموشى گراييد و پيامبر(ص) رحلت كـرد، آن بـغـضـهـا و كـينه ها را به زبان آوردند و بر مركب آرزو سوار گشته ، ظلم و ستم روا داشتند.(51)
صـديـقـه كـبـرى ، هـنـگـامـى كـه جـسـارت مـنـافـقـان را ديـد كـه پـس از رسول خدا(ص) جراءت حمله به خانه على (ع) را يافته اند، خطاب به آنان فرمود:
شـمـا اى گـمـراهـان و دروغـگـويان چه مى گوييد و چه مى خواهيد؟ اى عمر از خدا پروا ندارى ؟ ايـنـگـونـه مـى خـواهى وارد خانه من شوى ؟ آيا با حزب شيطان كه دور شما را گرفتند مرا مى تـرسـانـى ؟ در حالى كه حزب شيطان ناتوانند. واى بر تو اين چه جرئت و جسارتى است كه بر خدا و پيامبر او داريد؟ آيا مى خواهى دودمان پيامبر را نابود كنى ؟ آيا قصد دارى نور خدا را خـامـوش سـازى ؟ آگـاه بـاش كـه خـداونـد نـور خـود را فـروزان نـگـه مـى دارد و جـاودانـه مـى سازد.(52)
حـضرت زهرا(س)  در ادامه مبارزه ، از راز مهمى پرده برداشت و غاصبان حكومت را همان منافقانى دانست كه در زمان پيامبر(ص) نيز به توطئه چينى مى پرداختند. از اين رو فرمود:
(وَ هذا بَعْدُ وَفاتِهِ شَبِيهٌ بِما بَغى لَهُ مِنَ الغَوائِل فِى حَياتِهِ)(53)
اين خيانتى كه بعد از رحلت پيامبر(ص) صورت مى گيرد، شبيه همان ظلم ها و فتنه هايى است كه در زمان حيات رسول خدا(ص) انجام مى شد.
شـايـد ايـن جـمـله حـضـرت اشـاره بـه تـوطـئه اى بـاشـد كـه تـوسـط جـمـعـى از مـنـافـقـيـن درسـال آخـر عـمـر پـيـامـبـر(ص) طـراحـى شـد و آنـان قـصـد داشـتـنـد بـا رم دادن شـتـر رسول خدا(ص) و پرت كردن آن به درّه ، حضرت را به شهادت برسانند.
6 ـ اعلان خطر
آينده نگرى و روشن بينى نتيجه جريانهاى سياسى موجود جامعه يكى از امور ارزشمندى است كه توسط فرزانگان جامعه در هر زمان امكان پذير است . آگاه كردن مردم نسبت به سرنوشتى كه در اثر رخدادهاى سياسى در انتظارشان است و آشنا كردن آنان به آسيبهاى سياسى و اعلام خطر نسبت به آن براى ايجاد مقاومت در مردم يكى از وظائف رهبران آگاه است .
حـضـرت زهرا(س)  با استفاده از اين روش در جهت آگاهى بخشى به امت پيامبر(ص) اقدام كرد و آنـان را متوجه خطرى كرد كه در پيش رو داشتند و با هشدار امت اسلامى به آينده موهوم جامعه با آنـان اتـمـام حـجـت كـرد. آن حـضـرت بـه مـنـاسبتهاى مختلف راه خطرناكى را كه مسلمانان بعد از رسـول خـدا(ص) در پـيـش گـرفته بودند به آنان تذكر مى داد. فاطمه (س)  خطاب به مردم فرمود:
وا