ى بر آنان ! آيا آن كه مردم را به راه راست مى خواند سزاوار پيروى است يا آن كه خود راه را نـمى داند؟ در اين باره چگونه داورى مى كنيد. به خدا سوگند، آنچه نبايد بكنند كردند. نواها سـاز و فـتنه ها آغاز شد. حال لختى بياساييد تا به خود آييد و ببينيد چه آشوبى بپا شود و چـه خـونـهـا بريزد! شَهد زندگى در كامها شرنگ و جهان پهناور بر همگان تنگ گردد. آن روز زيانكاران را باد در دست است و آيندگان به گناه گذشتگان گرفتار و پاى بست . اكنون آماده بـاشـيـد كه گرد باد بلا انگيخته شد و تيغ خشم خدا از نيام انتقام آهيخته . شما را بگذارد تا دمار از روزگارتان برآورند و آنگاه دريغ سودى ندارد. جمع شما را بپراكند و بيخ و بنتان را بر كند.(54)
حـضـرت زهـرا(س)  در فـرازى از خطبه خود، پيامدهاى شوم انحراف از رهبرى و حمايت نكردن از ولايت را چنين تبيين مى فرمايد:
اين كار ناستوده كه صورت گرفت ، فرجامى ناستوده تر خواهد داشت . از پستان اين گاو، كه زهر گياه خورده است ، جز شيرى آلوده به خون نخواهيد دوشيد و از يك چنين دوشيده مسمومى ، جز انـدوه و مـرگ مـزّه اى نـخـواهـيـد چـشـيـد، ايـن بـدبـخـتـى مـخـوف درمـيـان نسل ها و نژادها بجاى خواهد ماند و همواره ناحق را بر حق ، و ظلمت را بر نور چيرگى خواهد داد و جنگها بر خواهد افروخت و فتنه ها شعله ور خواهد ساخت .
از سـود انـدك ، مـاليـات بـسـيـار سـتـانـنـد و كـشـتـزارهـاى نـاكـِشـتـه را درو كـنـنـد و چـنـگـال عـقـاب و شـلاق شـكـنـجه را به گريبانها اندازند و بر كودكان معصوم و زنان داغديده تـرحم نكنند. گردنهاى خميده از دم شمشير خواهد گذشت و از سرهاى بريده پشته ساخته خواهد شد.
آيا دهقانان گندم خواهند درويد؟
آيـا در بـرابـر ايـن هـمـه سـتـمـهـا و مـنـكـرات ، ديـگـران مـسـؤ ول خواهند بود؟
آيا باز هم قدرت مستبدى ، اين بلايا را مستبدانه بر شما چيره خواهد ساخت ؟
ايـن شـمـا بـوديـد كـه كـشـتـه ايـد و سرانجام ، شما خواهيد بود كه كِشته خويش را درو خواهيد كرد.(55)
پـيـش بـيـنى هاى حضرت زهرا(س)  همگى تحقق يافت و فرزندان همين مهاجر و انصار، در نتيجه حمايت نكردن پدرانشان از ولايت ، گرفتار جباران و ستمگرانى شدند كه به كوچك و بزرگ و زن و مـرد آنـان رحم نكردند و نه تنها آنان بلكه تاكنون بشريت را در رنج و تباهى قرار داده اند.
آرى ! فاطمه (س)  به جريانهاى روز آگاه بود، آينده را مى ديد و آن را به خوبى پيش بينى مـى كـرد. جـهـان بـيـنـى و آيـنده نگرى او، الهى ، متين ، استوار و حساب شده بود و مى دانست كه انـحـراف خـلافـت و نـاديـده گـرفـتـن حـق مسلّم امير مؤ منان (ع)، چه پيامدهاى تلخى براى جامعه اسـلامى در پى خواهد داشت ؛ از اين رو هشدار لازم را داد ولى در آن مردم مرعوب و دنياطلب اثرى نگذاشت . و گرفتاريهايى كه حضرت از آنها ياد كرد گريبانگير آنان شد.
7 ـ ترغيب و توبيخ
يكى از راههاى آگاهى بخشى و بيدارسازى انسانهاى دچار غفلت شده ، نفوذ در جانها و ورود در حـيـطـه احـسـاسات و عواطف آنان براى تحريك و ايجاد مقاومت و ايستادگى در آنان است . حضرت زهـرا(س)  در مـبـارزه و دفـاع از ولايـت از ايـن روش اسـتـفـاده كـرد و سـعى داشت با بيان زشتى انحراف انجام گرفته و بدعت سياسى به وقوع پيوسته ، غيرت دينى و تعصب مذهبى مردم را برانگيزاند و جامعه اسلامى را از غفلتى كه دچار آن گشته است نجات دهد.
هـمـچنين آن حضرت با بيان مزايا و مواهبى كه در صورت تحقق حكومت اسلامى در جامعه ايجاد مى شود، قصد داشت مردم را ترغيب به حكومت حق و حمايت از ولايت كند. از اين رو حضرت فاطمه (س)  بـراى پذيرش مردم نسبت به امامت على (ع) و حمايت و دفاع آنان از آن حضرت از شيوه ترغيب و توبيخ استفاده مى كرد.
حضرت زهرا(س)  در خطبه فرد به بركاتى كه با امامت امير مؤ منان (ع) در انتظار آنان بود و با مخالفت با آن محروم شده اند اشاره مى كند و مى فرمايد:
بـه خدا سوگند اگر پاى در ميان مى نهادند و على را بر كارى كه پيامبر به عهده او نهاد مى گـذاردنـد، آسـان ، آسـان ايشان را به راه راست مى برد و حق هر يك را به او مى سپرد، چنانكه كـسـى زيـانـى نـبـيـنـد و هـر كـس ‍ مـيـوه آنـچـه كـشـتـه اسـت بـچـيـنـد. تـشـنـگان عدالت از چشمه عدل او سيراب مى شدند و زبونان در پناه صولت او دلير مى گشتند.
اگر چنين مى كردند، درهاى رحمت از زمين و آسمان بر روى آنان گشوده مى شد. اما نكردند و به زودى خدا به كيفر آنچه كردند، آنان را عذاب خواهد نمود. واى بر آنان ! آيا آنكه مردم را به راه راست مى خواند، سزاوار پيروى است يا آنكه خود راه را نمى داند.(56)
حضرت زهرا(س)  براى تحريك عواطف انصار نگاهى به جانب آنان نمود و فرمود:
اى يـادگـاران زمان پيامبر، واى ياوران دين و پناه دهندگان اسلام ! اين چه سستى است در يارى من و چه ضعفى است در كمك به من و چه كوتاهى است درباره حقّ من و چه خوابى است كه در مورد ظـلم بـه مـن شما را فرا گرفته است ؟ آيا پيامبر خدا(ص) پدرم نمى فرمود: حُرمت هر كسى را نـسـبـت بـه فـرزنـدانـش ‍ بايد نگاه داشت ؟ چه زود كار خود را كرديد، و عجب زود به كارى كه زمانش نرسيده بود اقدام نموديد!(57)
زمـانـى كـه حـضرت زهرا(س)  مردم را نسبت به ولايت چنان بى تفاوت ديد كه سخنان او نيز در آنان تاءثيرى نداشت به توبيخ و سرزنش آنان پرداخت و فرمود
مـن مـلتـى را مـثـل شـمـا نـمـى شـنـاسـم كـه ايـنـگـونـه عـهـد شـكـن و بـد كـردار بـاشـنـد. جـنازه رسول خدا(ص) را در دست ما گذاشته رها كرديد و عهد و پيمانهاى ميانتان را بريده ، فراموش كـرديـد. ولايـت و رهـبـرى عـلى (ع) و اهـل بـيـت را انـكـار كـرديـد و حـق مـسـلم مـا را بـاز نگردانديد.(58)
زمـانـى كـه مـردم مـديـنـه فـهـمـيـدنـد كـه غـمـهـا و رنـجـهـاى پـس از رحـلت پـيـامـبـر(ص) گـُل جـوانى زهرا(س)  را رو به خزانى برده است و همين روزها به سوى ابديت هجرت مى كند، دسـتـه دسـتـه بـه عـيـادت آن حـضـرت شـتـافـتـنـد. روز دوم مـاه جـمـادى الاولى سـال يازدهم هجرت ، گروهى از زنان متشخص مدينه به عبادت حضرت فاطمه (س)  رفتند و از ديـدن دخـتـر پـيامبر(ص) در آن حالت به حيرت افتادند. زيرا اين زهرا نبود كه بر بسترى از بوريا دراز كشيده بود، بلكه شبحى رنگ پريده بر آن بستر سايه افكنده بود.
زنى پرسيد: حال دختر پيامبر چگونه است ؟
حـضـرت زهرا(س)  نشست و بر بالش تكيه داد و نگاهى به اطراف انداخت و پس از حمد و ثناى پروردگار و صلوات بر پيامبر(ص) فرمود:
بـه خـدا سـوگـند! از دنيايى كه شما در آن هستيد، سخت بيزارم ! از كج انديشى و كج رفتارى مـردان شما دلم خون است ! من اين مردان نامرد را كه خوى مردى و خصلت انسانى ندارند، آزمودم و بدين ناكسان كه راست نمى انديشند، هرگز نمى انديشم .
اينان ! اين مهاجران و انصار! اين پيمان شكنان كه حق را از جاى برآوردند، بسيار زيان كردند. زيرا هرگز نشنيده ام كسى بنا حق كار كند و از كار خويش سود برد.
شما كار را به جايى رسانده ايد كه ديگر اميد پيروزى نيست . بر ج