ـد، روح حـمـاسـى و شـهادت طلبى ميدانهاى جنگ را از دست دادند و شـمـشـيـرهـا را غلاف كردند، به انزوا گرويدند و تنها نظاره گر حوادث تلخ شدند. حضرت زهرا(س)  به اين واقعيت تلخ اشاره كرده ، فرمودند:
بعد از آن سوابق درخشان و روشن شدن حق به كجا مى رويد، پس از اعلان حق ، آن را كجا پنهان كرديد. چرا بعد از آن تلاشها به گذشته خود رجوع نموديد و بعد از ايمان مشرك شديد، چرا پـس از آن شـجاعتها از گروهى كه بعد از پيمان بستن سوگندهاى خود را شكستند، ترسيديد و آنان در دين شما رخنه وارد كردند.(76)
و نيز خطاب به زنان مدينه درباره شوهرانشان فرمود:
چـه زشـت اسـت كـندى شمشيرها و سستى و بازيچه شدن مردانتان پس از آن همه تلاش و كوشش .(77)
امـام عـلى (ع) نـيـز نـمـى تـوانـست دست به شمشير برد، هر چند ذوالفقار بدر و اُحد و خيبر در كـنارش و دست خيبركنش همچنان پرتوان بود، اما حقيقت اين است كه امير مؤ منان (ع) با حمايت چه كسانى مى بايست دست به شمشير بزند؟ و اگر قدرت طلبان كودتاگر را كنار زد، با حمايت چه كسانى حكومت كند. آن حضرت به اين واقعيت تلخ اشاره كرد و فرمود:
نـگـاه كـردم ، ديدم براى گرفتن حق خود ياورى جز خاندان خويش ندارم ، به مرگ آنان راضى نـشدم ، چشمهاى پر از خاشاك را فرو بستم و با همان گلوئى كه گويا استخوانى در آن گير كرده بود، جرعه حوادث را نوشيدم .(78)
پس چه كسى بايد از حريم ولايت دفاع كند و از امام زمان خويش جانبدارى نمايد؟ چه كسى بايد نـقـاب از چـهـره مـدعيان دروغين بردارد؟ به يقين در آن لحظات حساس حضرت فاطمه (س)  بايد ايـفـاى نـقـش كـنـد. زيـرا او بـا عـرفـان و مـعـنويتى كه از قرآن دارد، با صبر و تحملى كه از رسـول خـدا(ص) آمـوخـتـه اسـت ، بـا جـسـارت و شجاعتى كه از على (ع) ديده است مى تواند در برابر تجاوز غاصبان بايستد و تا پاى جان از ولايت دفاع كند.
گـويـا فاطمه (س)  براى دفاع از ولايت در مقطع پس از وفات پيامبر(ص) انتخاب شده است . زيـرا هيچ كس ديگر نمى توانست در آن شرايط در برابر تهاجمات سازمان يافته و فتنه هاى كـور، بـا بـصـيـرت و آگاهى لازم چونان فاطمه زهرا(س)  يك مبارزه پيروز را آغاز و بخوبى تـداوم بـخـشد. هر كس غير از دختر پيامبر(ص) مى شد او را شكست مى دادند، هر شخصيت ديگرى اگر مى بود با انواع تهمتهاى ناروا او را به انزوا مى كشاندند. هر مقاومتى اگر مى شد آن را در هم مى شكستند. هر دسته ، گروه و لشكرى را بانام اسلام و در قالب جهاد اسلامى تار و مار مى كردند. اما آنان در برابر شجاعت ، بصيرت و شهادت طلبى فاطمه زهرا(س)  درمانده شدند و ماسكهاى آنان دريده شد و ماهيت پليدشان افشا گرديد.(79)
حـضـرت زهـرا(س)  در دفـاع از ولايـت از روشـهـاى مـخـتـلفـى بـهـره گـرفـت . در فـصـل گـذشـتـه بـرخـى از روشـهـا را بـراى آگـاه كـردن مـردم ذكـر كـرديـم . در ايـن فـصـل به روشهاى مبارزه عملى آن حضرت كه به صورت مبارزه مثبت و منفى متجلى شده است مى پردازيم .شيوه هاى مبارزه 1
1 ـ فرا خوانى مردم
فـاطـمـه زهـرا(س)  در اوليـن مرحله از مبارزه ، براى جلب حمايت مردم و اصحاب پيامبر(ص) در دفـاع از ولايـت ، شـبـانـه به در خانه آنان مى رفت . آن حضرت براى تاءثيرگذارى بيشتر، تـنـهـا بـه سـراغ آنـهـا نـمـى رفـت ؛ بـلكـه از آنـجـا كـه مـردم آن زمـان بـخـوبـى بـه فـضـل و جـايـگـاه رفيع اهل بيت و اصحاب كساء آگاهى داشتند، اين مجموعه از بهترين انسانهاى روى زمـيـن را نيز با خود مى برد. آن حضرت دست حسن و حسين (ع) را مى گرفت و همراه همسر و مـولايـش عـلى (ع) بـه در خـانـه مـهـاجـر و انـصـار مى رفت و با يادآورى سفارشها و وصيتهاى پيامبر(ص) از آنان طلب يارى مى كرد.
فـاطـمـه زهـرا(س)  هـمچون پدر بزرگوارش رسول اكرم (ص) كه به تعبير امير مؤ منان (ع) طـبـيبى معالج بود كه براى شفاى بيماران در هر كوى و برزن حاضر مى شد.(80) او نـيـز بـا نـوش داروى ولايـت در حـالى كـه در اثـر مـصـيـبت هاى وارده ، توان راه رفتن نداشت در دل شـب سـوار بـر مـركب به خانه يكايك از مهاجر و انصار مى رفت و پيام غدير را يادآورى مى كرد. حضرت زهرا(س)  خود در اين باره مى فرمايد:
عـلى (ع) مـرا بـه همراه حسن و حسين (ع) شب و روز براى بيدارى امتِ غفلت زده به خانه مهاجر و انـصـار مـى بـرد. من آنها را نسبت به خدا و پيامبر(ص) و حقوق الهى هشدار مى دادم و مى گفتم : به ما اهل بيت ظلم روا مداريد و حقّ مسلّمى را كه خدا به ما بخشيده است غصب نكنيد.(81)
فاطمه (س)  همواره به مهاجر و انصار مى فرمود: آيا پدرم على (ع) را به خلافت تعيين نكرد؟ آيـا فـداكـارى هـاى او را فـرامـوش كـرديـد؟ اگـر از دستورات پدرم تخلف نكنيد و على را به زمـامـدارى بـرگـمـاريـد او هـدف پـدرم را تعقيب مى كند و شما را به خوبى هدايت مى نمايد. آن حـضـرت بـا ايـن عـبارتها مسلمانان را به يارى على (ع) دعوت مى كرد تا شايد آنان از كردار خويش پشيمان شوند. اما آنان عذرتراشى مى كردند و مى گفتند چرا شما زودتر از ديگران امامت خود را مطرح نكرديد؟ حالا ديگر كارى از پيش نمى توان برد.
حـضـرت زهـرا(س)  در پـاسـخ به عذرهاى بدتر از گناه آنان ، از كِرده امام على (ع) دفاع مى كرد و مى فرمود:
مـا صـَنـَعَ اَبـُوالحـَسـَنْ اِلاّ مـا كـانَ يـَنـْبـَغـِى لَهُ وَ لَقـَدْ صـَنـَعـُوا مـا اللّهُ حـَسـِيبُهُمْ وَ طالِبُهُم (82)
كـارى كـه ابـوالحـسن ، على (ع) انجام داد چيزى جز انجام وظيفه نبود و سزاوارترين كار در آن دوران بود چون او به تجهيز و دفن پيامبر(ص) پرداخت اما كارى كه امت پيمان شكن انجام دادند كار ناروايى بود كه خدا آنها را حسابرسى خواهد كرد و مجازاتشان خواهد نمود.
سـليـم بـن قـيـس بـه نقل از سلمان فارسى كوتاهى مردم در يارى امير مؤ منان (ع) را اينگونه بيان كرده است :
چون شب مى شد، امام على (ع) به همراه فاطمه زهرا(س)  و دو فرزندش حسن و حسين (ع) به در خـانـه بـدريون و مهاجرين و انصار رفته و حق خويش را به آنان يادآورى مى كرد و از آنان مى خواست كه او را يارى كنند. تنها چهل و چهار نفر پاسخ مثبت به آنان دادند. حضرت على (ع) با آنـان پـيمان بست كه تا سر حد مرگ با او باشند و فرمود: صبح فردا با سرهاى تراشيده و شـمـشيرى آخته در جلوى مسجد حاضر شوند. اما روز بعد تنها چهار نفر حاضر شدند؛ من ، مقداد، ابوذر و زبير.
شـب بـعـد دوبـاره آنـان بـه سـراغ همان مهاجر و انصار رفتند و آنان را به پيمانشان يادآورى كردند. آنان نيز وعده دادند. اما باز صبح روز بعد بجز ما چهار نفر كسى حاضر نشد. شب سوم نيز به همين روال نزد آنان رفتند ولى غير از ما كسى نيامد.(83)
حضرت زهرا(س)  هرچند از فراخوانى خانه به خانه ، نتيجه اى نگرفت ولى از مبارزه و دعوت مـردم به قيام عليه غاصبان خلافت دست برنداشت . آن حضرت گاهى در ملا عام آنها را به قيام مـسـلّحـانـه عـليه دشمنان ولايت تشويق مى كرد. فاطمه (س)  در مسجد پيامبر(ص) با استفاده از آيات قرآن خطاب به انصار فرمود:
فَقاتِلُوا ائمَّةَ الكُفْرِ اِنَّهُمْ لا اءَيمانَ لَهُمْ 