ْعُها، المَظْلُومِ بَعْلُها، المَقْتُولِ وَلَدُها.(141)
و درود فـرسـت بـر آن بـانويى كه حقش غصب شد. از ارث ممنوع شد. پهلويش شكست . شوهر او مظلوم بود و فرزندش در راه خدا كشته شد.
10 ـ مخفى نگهداشتن قبر
از ابـتـكـاراتى كه حضرت زهرا(س)  در راه دفاع از ولايت و اعلام نارضايتى از مخالفان انجام داد، وصـيـت بـه مـخـفـى مـانـدن قـبـر اسـت . كـوشـشـى كـه اهـل بـيـت پـيـامـبـر(ص) در مـخـفـى مـانـدن قـبـر آن حـضـرت انـجـام دادنـد، گـويـاى نـگـرانـى اهل بيت (ع) از توطئه هاى حاكميت غاصب بود.
قسمتى از اين اقدامات ، براى آن بود كه طبق وصيت زهرا(س)  مخالفان در مراسم تشييع ، نماز و خـاك سـپـارى او حـاضـر نشوند. اما آثار ظاهرى قبر را چرا از ميان برده اند؟ چرا پس ‍ از خاك سـپـارى ، صـورت هـفت يا چهل قبر در گورستان بقيع ساخته اند؟ چرا اين همه تلاش در پنهان داشتن مزار او شده است ؟ اگر در سال چهلم هجرى ، فرزندان فاطمه (س)  قبر پدر خود امير مؤ منان (ع) را از ديده مردم پنهان كردند، از بى حرمتى مخالفان مى ترسيدند. آيا وضع مدينه در سه ماه پس از رحلت پيامبر خدا(ص) نيز چنين بود؟!
آيـا عـلّت هـمان نيست كه آن حضرت در آخرين سخنانش به زنان مهاجر و انصار بيان كرد؟ او مى خـواسـت دور از چشم ناسپاسان و حق ناشناسان و غاصبان به خاك سپرده شود و حتى نشان او هم از آنـان پـنـهان باشد تا با اين اقدام ، براى هميشه نارضايتى خود را از مخالفان ولايت اعلام كند.
حـاكـميت نيز به اهميت اين اقدام واقف بود و سعى كرد آثار آن را خنثى كند. ولى با مقاومت امير مؤ مـنـان (ع) روبـه رو شـدنـد. امـام صادق (ع) فرمود: وقتى فاطمه زهرا(س)  به شهادت رسيد، عـلى (ع) او را غـسـل داد و كـسـى جـز فـرزندان فاطمه ، فضّه و اسماء حضور نداشت . آنان بر فاطمه (س)  نماز گزاردند و او را به خاك سپردند. روز بعد، مردم مدينه در بقيع جمع شدند و صـورت چـهل قبر را ديدند. نتوانستند قبر دخت پيامبر(ص) را تشخيص دهند. از اين رو، يكديگر را مـلامـت كـردنـد كـه : پـيامبرتان تنها يك يادگار داشت . او از دنيا رفت و به خاك سپرده شد. بـدون آنـكـه شـمـا حـضـور پـيـدا كـنـيـد و بـر او نـمـاز بـخـوانـيـد و حـتـى محل قبر او را نيز نمى شناسيد.
برخى از سران حكومت غاصب گفتند: زنان بيايند و قبر را نبش كنند تا بر او نماز بگزاريم و او را دوبـاره بـه خـاك بـسـپـاريـم . وقـتـى خـبـر بـه امام على (ع) رسيد، لباس رزم پوشيد و درحـالى كـه از خـشـم چـشـمـانـش سـرخ شـده بـود، ذوالفـقـار را حمايل كرد و به بقيع آمد و مانع آنان شد.
عمر، پيش آمد و گفت : ما قبر را نبش مى كنيم .
امـيـر مـؤ مـنـان (ع) پيراهن او را گرفت و او را بر زمين كوبيد و فرمود: اگر حق مرا گرفتيد و چـيـزى نگفتم ، براى آن بود كه ترسيدم مردم مرتد شوند و از دين برگردند. اما در مورد قبر فـاطـمـه ! سوگند به خدايى كه جان على در دست اوست ، اگر به خاك فاطمه دست دراز كنيد، زمـيـن را از خونتان سيراب مى كنم ! آنان با مشاهده مخالفت و تهديد امير مؤ منان (ع)، از اين كار چشم پوشيدند.(142)
پـنـهـان داشـتـن قـبـر دخـت پيامبر(ص)، با هدف اعلام نارضايتى و اعتراض آن حضرت نسبت به متجاوزان بود. شايد سؤ ال تاريخ هم همين باشد كه به زبان (اُزرى)  جارى شده است :
و لاَِىِّ الاْمور تدفن ىِOّاً
بِضْعَة اثُصطط و يَعط ءOاها
و ثوت ، لا يرى الناسُ مثوى
اَىَّ قدس يَضُمُّه مثواها(143)
به چه دليلى پاره تن مصطفى مخفيانه به خاك سپرده شد و آثار تربت پاك او از بين رفت ؟ او به آغوش ‍ خاك رفت ، اما كسى قبر او را نشناخت . آه كه آرامگاه او، چه جسد مقدس و پاكى را در خود جاى داده است ؟
بـنـابـرايـن ، حـضرت زهرا(س)  با وصيت خود خواست اعتراض هميشگى اش را نسبت به غاصبان خـلافـت اعـلام كـنـد. امـامـان مـعـصـوم (ع) نـيـز بـرغـم آگـاهـى از مـحـل قـبـر، آنـرا آشـكـار نـسـاخـتـنـد و ايـن راز تـا ظهور منتقم و منجى بشريت حضرت ولى عصر (عجل الله تعالى فرجه الشريف)  همچنان مخفى خواهد ماند. -- -پاورقى ---
1 ـ اصول كافى ، ج 2 ، باب دعائم الاسلام ، ح 5 .
2 ـ اصول كافى ، ج 2 ، باب دعائم الاسلام ، ح 8 .
3 ـ نورالثقلين ، ج 5 ، ص 317 و تفسير شريف لاهيجى ، ج 4 ، ص 207 .
4 ـ فلاح السائل ، ص 137 .
5 ـ بحارالانوار ، ج 50 ، ص 26 .
6 ـ سوره احزاب (33) ، آيه 33 .
7 ـ نهج البلاغه ، خطبه 152 .
8 ـ نهج البلاغه ، ترجمه دكتر سيد جعفر شهيدى ، ص 149 ـ 150 .
9 ـ همان ، ص 376 .
10 ـ الذخيره فى علم الكلام ، ص 495 .
11 ـ زندگانى فاطمه زهرا(س)  ، سيد جعفر شهيدى ، ص 128 .
12 ـ همان ، ص 129 .
13 ـ احتجاج طبرسى ، ج 1 ، ص 147 .
14 ـ نهج البلاغه ، ترجمه فيض الاسلام ، خطبه 3 ، ص 46 .
15 ـ همان ، خطبه 66 ، ص 160 .
16 ـ همان ، خطبه 74 .
17 ـ نهج البلاغة ، فيض الاسلام ، كلمات قصار 181 ، ص 1173 .
18 ـ با استفاده از سخنرانى حضرت آية الله جوادى آملى .
19 ـ سوره جاثيه ، آيه 23 .
20 ـ وَ كَذلِكَ نُرِى اِبْراهيِمَ مَلَكُوتَالسَّمواتِ وَالاَْرْضِ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنينَ . سوره انعام ، آيه 75.
21 ـ سوره ابراهيم ، آيه 37 .
22 ـ سوره انفال ، آيه 63 .
23 ـ سوره بقره ، آيه 127 . وَ اِذْ يَرْفَعُ اِبْراهيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ اِسْماعيلُ .
24 ـ همان ، آيه 125 ، وَ عَهِدْنا اِلى اِبراهيمَ وَ اِسْمعيلَ اَنْ طَهِّرا بَيْتِىَ لِلطّائِفين وَ...
25 ـ سوره انبياء ، آيه 57 . وَ تَاللّهِ لاََكيدَنَّ اَصْنامَكُمْ بَعْدَ اَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرينَ .
26 ـ سوره هود ، آيه 75 ، اِنَّ اِبْراهيمَ لَحَليمٌ اَوّاهٌ مُنيبٌ .
27 ـ سوره ابراهيم ، آيه 37 .
28 ـ كشف المحجه ، سيد بن طاووس ، ص 180 .
29 ـ سوره نور ، آيه 63 .
30 ـ بحارالانوار ، ج 43 ، ص 32 .
31 ـ همان ، ص 198 .
32 ـ همان ، ص 47 .
33 ـ فاطمة الزهرا ، بهجة قلب المصطفى ، ص 83 و بحارالانوار ، ج 36 ، ص 353 .
34 ـ عوالم ، ج 11 ، ص 595 .
35 ـ همان و نهج الحياة ، محمد دشتى ، ص 43 ، ح 19 .
36 ـ نهج الحياة ، محمد دشتى ، ص 41 ، ح 17 .
37 ـ نهج الحياة ، محمد دشتى ، ص 68 ، ح 40 .
38 ـ زندگانى فاطمه زهرا(س)  ، سيد جعفر شهيدى ، ص 131 .
39 ـ نهج الحياه (فرهنگ سخنان فاطمه (س)  ، محمد دشتى ، ص 44 ، ح 20 .
40 ـ احتجاج طبرسى ، ج 1 ، ص 136 .
41 ـ بـراى آنـكـه شـتـرهـا و گوسفندان اشتباه نشوند ، گوشه اى از بدن آنها را علامت مى گـذاشـتـنـد يـا روى بدنشان را داغ مى كردند همچنين در حجاز براى آبشخور شتران هر گروه و دسته مكان هاى مخصوصى داشتند . گاهى كسانى كه قدرت داشتند شترهاى ديگران را با علامت خـود داغ مـى كـردنـد و مـشـرب و مـحـل ديـگران را نيز تصرف مى كردند . در اينجا حضرت غصب خلافت را توسط آنان به اين مثال تشبيه كرده است .
42 ـ احتجاج طبرسى ، ج 1 ، ص 256 .
43 ـ احتجاج طبرسى ، ج 1 ، ص 266 .
44 ـ كـلمـه (زعـمـتـم)  درجـايـى بـه كـار مـى رود كـه عـذر طـرف مقابل قابل قبول نباشد .
45 ـ احتجاج طبرسى ، ج 1 ، ص 266 .
46 ـ احتجاج طبرسى ، ج 1 ، ص 266 .
47 ـ نهج الحياة ، محمد دشتى ، ص 45 ، ح 23 .
48 ـ احتجاج طبرسى ، ج 1 ، ص 256 .
49 ـ يـكـى از قـديمى ترين منابعى كه اين خطبه در آن ذكر گرديده است ، كتاب (بلاغات النـسـاء) نـوشـتـه ابـوالفضل احمد