 خانه فاطمه (س ) روانه ساخت .
و به اين ترتيب ((فضه )) زندگى افتخارآميز خود را در كنار دختر رسول خدا (ص) را آغاز كرد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:116.txt">مشاركت در خدمت</a><a class="text" href="w:text:117.txt">خانه نور</a><a class="text" href="w:text:118.txt">زهد علوى</a><a class="text" href="w:text:119.txt">سبوس نان</a><a class="text" href="w:text:120.txt">درسى از على (ع)</a><a class="text" href="w:text:121.txt">عدالت فاطمه (س )</a><a class="text" href="w:text:122.txt">نوبت كار</a><a class="text" href="w:text:123.txt">حق انتخاب</a><a class="text" href="w:text:124.txt">فضه ما</a><a class="text" href="w:text:125.txt">دست نياز</a><a class="text" href="w:text:126.txt">راز اجابت دعا</a><a class="text" href="w:text:127.txt">مقام نيكان</a><a class="text" href="w:text:128.txt">راز مقام نيكان</a><a class="text" href="w:text:129.txt">وعده غذاى بهشتى</a></body></html>مشاركت در خدمت
برخى از نويسندگان سعى دارند، ثابت كنند در آن زمان كه فضه به خانه فاطمه زهرا (س ) راه يافت ، همه فقراى مدينه از جمله اصحاب صفه به تمكن مالى رسيده بودند، بنابراين بخشيدن خادمه به فاطمه زهرا (س ) به معناى ناديده گرفتن حقوق ديگر فقرا نبود. صاحب ((نخبة البيان )) مى نويسد: آنچه كه معروف است ، فاطمه خادمه اى به نام فضه داشته كه پيامبر (ص) آن را به او بخشيده بود و اين بعد از زمانى است كه فرزندان و كارهايش بيشتر از قبل شد و از طرف ديگر پيروزى و غنايم افزونتر گشت . رسول خدا بر آنچه از خيبر و بنى قريظه و نضير و غير آن به دست آمد، مسلط شد به اين ترتيب دنيا به مسلمانان رو كرد و اهل صفه و ضعفاى مدينه از فقر و فلاكت نجات پيدا كردند؛ زيرا رسول خدا از اين اموال به آنها بخشيد و آنان به وسعتى كه خدا عنايت كرده بود، روى آوردند. پيامبر (ص) در اين وقت براى دخترش نيز گشايشى ايجاد كرد...))(19)
ديدگاه حاضر در صدد رفع اين شبهه است كه خاندان عترت در عين نيازمندى اقشار وسيع مردم ، چگونه تقاضاى خادم مى كردند، و با اين توجيه تقاضاى خدمتكار بعد از رفع نيازهاى عمومى خواهد بود؛ اما حقيقت اين است كه هيچ دليلى بر اين ادعا نيافتيم . كه گوياى تمكن مالى عموم مردم از جمله اصحاب صفه آن هم در اين حد فراگير باشد.
در هر صورت به نظر مى رسد با ورود اين بانوى نوبه اى استراحت و راحتى نيز همچون كار و تلاش بين او و فاطمه (س ) تقسيم شد؛ لذا فاطمه (س ) مى فرمود: رسول خدا (ص) به من سفارش كرد، كار خانه يك روز با من و روز ديگر با او (فضه ) باشد.(20)
به اين ترتيب پيامبر به فضه در مقابل خدمت حق حيات ، حق استراحت ، حق عبادت داد. به عبارت ديگر، او نيز انسانى آزاد شد كه هم كار مى كرد و هم ثمره كار خود را مى چيد. لذا اين گونه به خدمت گيرى نه تنها روح رفاه طلبى و برترى جويى نداشت ، بلكه نوعى تعامل و روشى براى يارى رسانى طرفينى بود. روشى كه با اجراى عدالت جلوى هر نوع برترى جويى و استثمار را مى گرفت .
به اين ترتيب به نظر مى رسد، ورود فضه نوبيه به خانه فاطمه زهرا (س ) با عنوان ((مشاركت )) صورت پذيرفت . در تاءييد اين تحليل كافى است به متن حديث امام صادق (ع) توجه كنيم كه مى فرمود:(21) رسول خدا براى فاطمه (س ) خادمه اى استخدام كرد كه نامش فضه نوبيه بود و خدمت را تقسيم كردند.خانه نور
فضه برگزيده رسول خدا از چنين رويدادى بى اندازه خوشحال بود و از اينكه توفيق همكارى و هميارى با دختر پيامبر بزرگ اسلام را يافت ، در پوست خود نمى گنجيد. خوشحالى او آنگاه افزونتر شد كه پيامبر خدا (ص) او را مورد لطف مخصوص خود قرار داد و نام (فضه ) را برايش انتخاب كرد. فضه با خوشحالى و خيالى آسوده ، مسير خانه فاطمه (س ) را در پيش ‍ گرفت . و لحظه اى بعد خود را در آنجا يافت . خانه فاطمه كنار خانه رسول خدا و در مجاورت مسجدالنبى بود و روزنه اى بين آن دو بود كه هرگاه پيامبر (ص ) از خانه خود بيرون مى آيد از طريق اين روزنه از حال دخترش مطلع مى شد. فضه ، خانه اى گلى و محقرى را پيش روى خود مى ديد كه مانند ديگر خانه هاى مدينه بود و آنگاه كه به درون خانه پاى گذاشت ، سادگى خانه او را مبهوت ساخت و عجيب تر اينكه فاطمه و دو فرزندش حسن و حسين عليهماالسلام در نهايت سادگى مى زيستند. اينك فضه مقصود خود را يافته بود. الفت و پيوندى معنوى بين آن دو از همان لحظه آغازين برقرار شد كه تا لحظه شهادت فاطمه زهرا (س ) ادامه يافت .زهد علوى
در اين خانه ، زهد على (ع) و عدالت فاطمه (س ) دو اصلى بود كه از همان روز نخست ، فضه را مجذوب اهل بيت عليهم السلام كرد. او مى ديد كه چگونه منسوبين و بستگان درجه اول پيامبر (ص) از كوچكترين امتيازى محرومند. آرى ! فضه از همان روز به اين حقيقت پى برد. ديوارهاى كوتاه ، اتاق كوچك ، ظروف گلى ، زيراندازهاى نخ ‌نما و لباس هاى ساده ... همه فضه را غرق در حيرت كرده بود.
((حافظ رجب برسى )) در كتاب ((مشارق الانوار)) در اين باره داستانى را بيان مى كند كه در هيچ يك از كتب ديگر از آن ياد نشده است .(22) روشن ترين دليل را محمد على عالمى در كتاب خود ((پيغمبر و ياران )) يادآور مى شود و مى نويسد: تا اول قرن نهم كه ((برسى )) اين كتاب را نوشته است ، از اين مطالب خبرى نيست و در كتابى قبل از آن يافت نشده است )). اصل داستان او كه از آن پس بارها در كتب ديگر نقل شده ، چنين است :
وقتى فضه به خانه حضرت زهرا (س ) آمد، در آنجا غير از آسياب ، سپر و شمشير چيز ديگرى نديد. او دختر پادشاه هند بود و مقدارى از ((اكسير)) به همراه داشت . قطعه اى مس برداشت و به شكل شمش ‍ درآورد. دارو به آن زد و به صورت طلا شد. وقتى پيش امير مؤ منان آمد، طلا را رو به رويش گذاشت . على (ع) وقتى آن را ديد، فرمود: آفرين فضه ! اما اگر آن را ذوب مى كردى ، رنگش بهتر و قيمتش بالاتر مى شد. فضه با شگفتى پرسيد: اى آقا! مگر شما هم اين صنعت را مى شناسيد؟
فرمود: بله و اين كودك هم (بلد است .)
فضه پرسيد: اين كودك هم ؟
فرمود: بله . آنگاه به حسين (ع) اشاره كرد و او جلو آمد و مانند پدر توضيح داد.(23)
به هر روى اين روايت از قرن نهم به بعد در كتاب هاى مختلفى تكرار شد و توهمات زيادى پيرامون زندگى فضه به وجود آورد. از جمله اينكه برخى او را دختر پادشاه هند دانسته اند.(24)
گروهى بر ضعف اين مطلب تاكيد كرده اند و البته ما براى اثبات مقام زهد اميرمؤ منان (ع ) نيازى به چنين رواياتى نداريم ؛ و رواياتى ديگر كه فضه نيز در آنها حضور دارد و گوياى مقام زهد اميرمؤ منان است ، به تعداد زيادى در كتب مختلف نقل شده است .
فضه ارتباط گسترده اى با خاندان اهل بيت مخصوصا على (ع) داشت . و علاوه بر يارى رسانى در امور منزل ، به اميرمؤ منان (ع) نيز كمك مى كرد. گاه آب وضوى حضرت را حاضر مى كرد و زمانى كارهاى شخصى او را انجام مى داد. غذاى حضرت را كه در منزل تهيه مى شد، در دستمالى مى پيچيد و به خدمت ايشان به محل كارش در نخلستان ها مى برد. در اين بين گاه اتفاقاتى روى مى داد كه نمونه هايى از آنها را مى خوانيم :سبوس نان
سويد بن غفله (25) مى گويد: عصر يكى از روزها نزد اميرمؤ منان رفتم . ديدم سفره اى پيش روى گسترده است و در آن دوغى قرار داده اند كه بويش ‍ از فاصله دور به مشام مى رسيد. در دستش نيز تكه اى نان ديدم كه سبوس ‍ جو روى آن