ند. اين طور نبود كه فقط على عليه السلام در نماز غرق شود و تير را از پايش درآورند و متوجه نشود، بلكه فاطمه زهرا عليهاالسلام نيز همچنان در محراب عبادت مى ايستاد كه از شدت ترس ‍ نفسش به شماره مى افتاد.
امروز بايد زن و شوهر اقتدا به اين زوج ملكوتى بكنند، هر دو در نماز به معراج برسند، عرفان و معنويت و سير و سلوك براى هر دو لازم است .
پس خانه اى كه اين دو زوج گرامى با آن عظمتى كه هر كدام در نزد پروردگار دارند، معلوم است كه آن خانه چه ارزش و فضيلت معنوى را داراست . خانه اى كه فاطمه زهرا عليهاالسلام در آن سكونت داشت آن قدر داراى قداست و روحانيت و فضيلت هاى ربوبى بود كه علامه مجلسى از انس بن مالك ، و بريره نقل مى كند: هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله اين آيه را خواند:
فى بيوت اذن الله ان ترفع و يذكر فيها اسمه يسبح له فيها بالغدو و الاصال (40)
در خانه هايى (مانند معابد و مساجد و منازل انبيا و اوليا) خدا رخصت داده كه آن جا رفعت بايد و در آن ذكر نام خدا شود و صبح و شام تسبيح و تنزيه ذات پاك او كنند.
مردى برخاست و سوال كرد: يا رسول الله ! اين خانه ها كدامند؟
فرمود: خانه هاى انبيا، سپس ابوبكر برخاست و پرسيد: اى رسول خدا! آيا اين خانه (اشاره به خانه على و فاطمه نمود) نيز از همان خانه هاست ؟
فرمود: آرى و از برترين آنان است .
و ابن عباس گويد: در مسجد پيامبر بوديم كه قاريى آيه فى بيوت اذن الله ... را تلاوت كرد.
پرسيدم : اى رسول خدا! اين خانه ها كدام خانه ها هستند؟
فرمود: خانه هاى انبيا و سپس به دست خويش به خانه فاطمه زهرا عليهاالسلام اشاره فرمود. (41)
56 - عبادت در كودكى 
يكى از محورهاى اساسى كه حضرت زهرا عليهاالسلام بدان توجه و تاكيد داشتند بعد پرستش و گرايش فرزندان به انجام تكليف عبادى و الهى بود. آن حضرت شوق بندگى و خضوع در برابر معبود را از همان دوران كودكى در جان فرزندان خود تقويت نموده و آنان را چنان تربيت كرد كه بهترين كارها را عبادت خداوند دانسته و از آن بالاترين لذتها را مى بردند.
دخت گرامى رسول اكرم صلى الله عليه و آله بر اين مطلب تاكيد داشت كه بچه ها را از كوچكى به انجام عبادت فرا خواند و آنان را به خدا پيوند دهد و بذر محبت و ارتباط با معبود را دركام آنان بيفشاند تا انجام تكليف براى آنان نه تنها رنج و مشقتى نداشته باشد بلكه با شوق و اشتياق به استقبال آن بروند.
بر اين اساس فاطمه عليهاالسلام فرزندان خود را حتى به شب زنده دارى عادت ميدادند. البته او شيوه تربيت را به خوبى مى دانست و به گونه اى برخورد مى كرد كه در حد توان و استعداد فرزندان باشد.
57 - كار منزل و عبادت  
حضرت فاطمه عليهاالسلام در خانه على عليه السلام بچه دارى مى كند و آب مى كشد و آسياب مى نمايد و غذا درست مى كند و زحمات زيادى را به تنهايى تحمل مى كند، ولى عبادت و شب زنده دارى و در محراب مخصوص خودش راز و نياز و دعا براى مومنين و پيروزى اسلام و سرفرازى مسلمين را هم فراموش نمى كند، سرور زنان عالم با آن كه در منزل خسته و رنجور مى شود، ولى وقتى كه على عليه السلام به خانه مى آيد، آن چنان چهره بشاش و شادابى دارد كه وقتى چشم مباركش به چهره زيبا و نورانى زهرا عليهاالسلام مى افتد همه خستگى و ناملايمات و رنج هاى او برطرف مى شود و مثل اين كه على عليه السلام هيچ ناراحتى نداشته است . (42)
58 - تشويق فرزندان به عبادت  
بسيار مى شد كه با مناجات ها و گريه هاى شبانه مادر، بچه ها از خواب بيدار مى شدند. امام حسن عليه السلام مى گويد: در يك شب جمعه ديدم مادر در محراب عبادت ايستاده و تا طلوع صبح در ركوع و سجده بود و همه را دعا مى كرد. گفتم : مادرم ! چرا براى خود چيزى نخواستى ؟
گفت : پسرجانم ! اول همسايه بعد خودت .
زهرا عليهاالسلام در هنگام غروب نمى گذاشت بچه ها بخوابند و اگر در خواب بودند آن ها را بيدار مى كرد كه آن وقت ، وقت استجابت دعاست . و همچنين در شب هاى قدر آن ها را با غذاى سبك دادن بيدار نگاه مى داشت .
او بچه ها را زياد به ياد رسول الله صلى الله عليه و آله مى انداخت و به سفارش پدرش بچه ها را دسته گل مى دانست و آن ها را براى ياد گرفتن قرآن و دعا به نزدش مى فرستاد. (43)
59 - بيدار كردن كودكان براى عبادت  
حضرت زهرا عليهاالسلام در شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان كودكان خود را به بيدارى و نخفتن وادار مى كرد. ممكن است كسى تعجب كند كه او چگونه بچه ها را به اين كار كه حتى براى اشخاص بزرگ هم زحمت دارد فرا مى خواند.
حضرت در روز بچه ها را مى خوابانيد تا كاملا استراحت كنند و غذاى كمترى به آنان مى داد تا بدين گونه زمينه و موقعيت بهتر و مطلوب ترى از نظر جسمى و روحى براى شب زنده دارى داشته باشند. او به حدى در اين كار جدى و قاطع بود كه نمى گذاشت احدى از اهل خانه خوابش ببرد و مى فرمود: محروم است كسى كه از بركات شب قدر محروم بماند.
گويا فاطمه عليهاالسلام مى خواهد از دوران كودكى در قلب پاك فرزندان خود جمال خدا را به تجلى ، و جان و زبانشان را به حلاوت و شيرينى عبادت آشنا كند و محبوب راستين را به آنان نشان دهد تا در جوانى جذب جلوه هاى دروغين نشود. اين روش تربيتى فاطمه عليهاالسلام به عنوان يك سنت بسيار پسنديده و قابل اجرا در گفتار امامان معصوم عليهم السلام نيز به چشم مى خورد.
از جمله امام صادق عليه السلام فرمودند: زمانى كه كودك به سن شش ‍ سالگى رسيد او را به نماز و چنان چه تحمل گرفتن روزه را داشت ، او را به انجام آن وادار نماييد.ماجراى غم‏ انگيز فدك‏

داستان فدك يكى از غم انگيزترين و پرغوغاترين داستانهاى زندگى فاطمه بانوى اسلام(س) خصوصاً، و اهل بيت عليم السلام عموماً، و تاريخ اسلام به طور گسترده‏اى و عام است، كه آميخته با توطئه‏هاى سياسى، و فراز و نشيب‏هاى فراوانى مى‏باشد و دريچه‏اى است براى حل قسمتى از معماهاى مهم تاريخ صدر اسلام.
اما قبل از ورود در اين بحث لازم است بدانيم:
«فدك چه بود و كجا بود؟»
«فدك» به طورى كه بسيارى از مورخان و ارباب لغت نوشته‏اند قريه آباد و حاصل خيزى بود در سرزمين «حجاز» نزديك «خيبر» كه ميان آن و مدينه دو يا سه روز راه بود، بعضى اين فاصله را صدو چهل كيلومتر نوشته‏اند و در آن چشمه‏اى جوشان و نخلهاى فراوانى بود و بعد از خيبر نقطه اتكاء يهوديان در حجاز به شمار مى‏رفت.
در اينكه چگونه «فدك» اين آبادى خرم و سرسبز به پيامبر اسلام(ص)‏ منتقل شد، معروف چنين است كه رسول خدا(ص) بعد از آنكه از فتح خيبر بازگشت خداوند رعب و وحشت را در قلوب اهل فدك كه از يهوديان سرسخت بودند، افكند، آن‏ها كسى را خدمت رسول خدا(ص) فرستادند، و با او صلح كردند، در برابر اينكه نيمى از «فدك» را به آن حضرت‏(ص) واگذار كنند، پيامبر(ص) از آن‏ها پذيرفت و اين صلح را امضاء فرمود.
به اين ترتيب «فدك» خالصه رسول اللّه‏(ص) شد، زيرا طبق طبق قرآن مجيد چيزى كه به دست مسلمين بدون جنگ بيفتد منحصراً حق پيامبر(ص) است، و به صورت غنائم جنگى تقسيم نمى‏شود و به اين ترتيب پيامبر(ص) «فدك» را در اختيار گر