جمه محمّدتقي رهبر.
19 . كتاب فاطمه زهرا، صص261 و263 دكتر محمّد عبده يماني، ترجمه محمّدتقي رهبر.
20 . انّها فاطمة الزهراء، ص311
21 . صواعق، ص361 و كنز العمال، ج11، ص603
22 . همان، ص351
23 . همان، ص365
24 . راغب، محاضرات، ج2، ص478
25 . صواعق، ص366؛ كنز العمال، ج11، ص603
26 . همان، ص517
27 . شرح نهج البلاغه، ج4، ص111، چاپ بيروت.
28 . مريم :6 و 7
29 . بقره : 180
30 . دلائل طبري، صص116 و 117؛ شرح نهج البلاغه، ج4، صص129 و130
31 . صحيح بخاري، ج8، ص3
32 . شرح نهج البلاغه، ج4، صص114، 117 و 127
33 . شرح نهج البلاغه، ج4، ص115 و نيز معجم البلدان، فدك.
34 . صحيح بخاري، ج8، ص4؛ ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج4، ص114، چاپ بيروت.
35 . معجم البلدان، ماده فدك.
36 . فدك في التاريخ، صص47 و 48، ضمناً براي شناخت موضع خليفه دوّم با اين مسأله در زمان خليفه اوّل، بنگريد به كافي، ج1، ص443
37 . شرح نهج البلاغه، ج4، ص116
38 . همان.
39 . اصول كافي، ج2، ص443
40 . الامامة والسياسه، ص13
41 . همان.
42 . مروج الذهب، ج2، ص301
43 . الغدير، ج7، ص229 و 230
44 . به نقل از علامه امينى در الغدير، ج7، ص225
45 . شرح نهج البلاغه، ج4، ص122، چاپ بيروت.
46 . نهج البلاغه، نامه 45
47 . شرح نهج البلاغه، ج4، ص107 چاپ بيروت.
48 . علل الشرايع، ج1، ص154؛ كشف الغمّه، ج1، ص494، و نيز نكـ : سوگنامه فدك، ص202
49 . كافي، ج1، ص443
50 . نكـ : شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج4، ص111
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:272.txt">معرفی کتاب</a><a class="text" href="w:text:273.txt">رابطه‏ى غصب فدك و خلافت ابوبكر</a><a class="text" href="w:text:274.txt">دو رفتار متفاوت با دو دختر پيامبر در طول تاريخ</a><a class="text" href="w:text:275.txt">چرا اميرالمؤمنين فدك را در زمان حكومتش پس نگرفت؟</a><a class="text" href="w:text:276.txt">پيشگويى خداوند و پيامبر درباره‏ ى غصب فدك</a><a class="text" href="w:text:277.txt">شكايت حضرت زهرا ع از غاصب فدك</a><a class="text" href="w:text:278.txt">حرمت مصرف اموال غصبى فدك</a><a class="text" href="w:text:279.txt">اقرار غاصب فدك به محكوميت در مقابل مرد يمنى</a><a class="text" href="w:text:280.txt">قتل نماينده‏ ى ابوبكر در فدك بدست اميرالمؤمنين(ع)</a><a class="text" href="w:text:281.txt">دفاع ائمه و بزرگان دين از فدك</a><a class="text" href="w:text:282.txt">دفاع اميرالمؤمنين از فدك به عنوان شاهد كل ماجرا</a><a class="text" href="w:text:283.txt">تناقض در گفته و عمل غاصبين فدك</a><a class="text" href="w:text:284.txt">پاورقی</a></body></html>نام کتاب : يازده نكته در رابطه با فدك
نویسنده : سایت شهید آوینی www,aviny.comرابطه‏ى غصب فدك و خلافت ابوبكر

امام معتزلى مى‏گويد؛ از يكى از اساتيد عالى مقام مدرسه غربى بغداد به نام على بن فارقى پرسيدم: 
اكانت فاطمة صادقة؟ قال: نعم، قلت: فلم لم يدفع اليها أبوبكر فدك و هى عنده صادقة؟ فتبسم، ثم قال: لو اعطاها اليوم فدك لمجرد دعواها لجائت اليه غدا و ادعت لزوجها الخلافة، و زحزحته عن مقامه... 
آيا فاطمه عليهاالسلام كه نسبت به فدك ادعا داشت راستگو بود؟ 
استاد بغداد: بلى. 
امام معتزلى: پس چرا ابوبكر فدك را به وى نداد، در حالى كه مى‏دانست فاطمه عليهاالسلام راست مى‏گويد؟! 
استاد بغداد ضمن تبسم گفت: «اگر در آن روز ابوبكر فاطمه عليهاالسلام را به مجرد ادعايش تأييد كرده و فدك را به او مى‏داد، روز ديگر مى‏آمد و مى‏گفت: خلافت مال شوهرم است و بدين طريق ابوبكر را از مقامش معزول مى‏داشت...» 
امام معتزلى پس از نقل نظر استاد آنگاه خودش چنين مى‏گويد: «و هذا كلام صحيح»و اين گفتار حقيقت دارد. (1) 
در اينجا معلوم مى‏شود كه تصرف فدك و مبارزه غير منطقى با فاطمه و اميرالمؤمنين عليهماالسلام به چه منظورى بوده است؟!دو رفتار متفاوت با دو دختر پيامبر در طول تاريخ

در تاريخ، جنگ بدر آمده است كه شوهر حضرت زينب (دختر پيامبر خدا) به نام ابوالعاص جزو اسيران بود و زينب براى نجات شوهر خود، گردنبندش را كه از مادرش حضرت خديجه به او رسيده بود، به خدمت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرستاد، تا در برابر آن ابوالعاص را آزاد سازد. چون چشمان پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله به آن گردنبند افتاد شديداً متأثر شد و خطاب به مسلمانان فرمود: اگر صلاح مى‏دانيد هم اسير دخترم را آزاد سازيد و هم اين گردنبند را به وى برگردانيد؟
مسلمانان نيز اين خواهش پيامبر را پذيرفته، ابوالعاص را آزاد ساخته و گردنبند را به زينب برگرداندند.(2) امام معتزلى مى‏گويد: من اين جريان را براى استاد و نقيب خود ابوجعفر خواندم و سؤال كردم: آيا ابوبكر و عمر در اين صحنه نبودند؟ و آيا سزاوار بود با فاطمه عليهاالسلام در مورد فدك چنين كردند؟ و اضافه كردم كه اگر فدك مال زهرا هم نبود، مناسب نبود كه از مسلمانان، مانند پيامبر اجازه مى‏گرفتند و فدك را به او مى‏دادند، تا بدين طريق دل زهرا شكسته نمى‏شد؟ و آيا فاطمه عليهاالسلام با اينكه برترين زن عالمين است. (سيدة نساء العالمين) به اندازه خواهرش زينب ارزش نداشت؟! 
نقيب گفت: آرى، چه مى‏شد ابوبكر اين كار را مى‏كرد و به مردم مى‏گفت: اين دختر پيامبر شماست، او فدك و اين چند درخت را مى‏خواهد و بدون ترديد مردم نيز مانع نمى‏شدند... ولى ابوبكر و عمر به روش محبت حركت نكردند.

(انهما لم يأتيا بحسن فى شرع التكرّم)(3)چرا اميرالمؤمنين فدك را در زمان حكومتش پس نگرفت؟

در اينجا اين سؤال پيش مى‏آيد كه اگر فدك مال زهرا بود، چرا اميرالمؤمنين پس از رسيدن به خلافت، آن را شخصاً تصاحب نكردند و يا به فرزندان فاطمه تقسيم ننمودند؟ جواب اين سؤال را مى‏توان از نامه‏ى چهل و پنج نهج ‏البلاغه استفاده كرد كه مولا مى‏فرمايند: «ما اهل‏بيت نيز سخاوتمندانه از آن گذشتيم.» (و سخت عنها نفوس قوم آخرين).
و بدين‏وسيله مى‏رسانند كه مسائل مادى براى ما اهل‏بيت ارزش چندانى ندارد، بلكه تعقيب فدك روى يك سلسله مسائل اسلامى و اجتماعى و سياسى بود، كه با كمال تأسف از سوى خليفه ‏ى وقت بروز كرده بود... و چون على عليه‏السلام از فدك گذشته بود، قهراً فرزندان فاطمه عليهاالسلام نيز به اين عمل راضى بودند و هرگز دوست نداشتند پس از گذشت بيست و پنج سال دوباره طرح مسأله فدك سوء تفاهمى در بين مسلمانان ايجاد نمايد.

در اين زمينه مرحوم سيد مرتضى- رضوان‏اللَّه‏عليه- مى‏فرمايند: چون حكومت به على عليه‏السلام رسيد، از آن حضرت خواستند فدك را از فىء مسلمين خارج سازد، آن حضرت در جواب فرمودند: 
انى لاستحيى من اللَّه ان ارد شيئا منع منه ابوبكر و امضاه عمر.(4) من از خدايم شرم مى‏كنم چيزى را كه ابوبكر آن را منع كرد و عمر بر آن صحه گذاشت به صاحبان اصليش برگردانم. على عليه‏السلام در اين فراز، هم به تصرف عدوانى فدك و عمل خلاف ابوبكر و عمر اشاره كرده و هم، بزرگوارى و بى‏اعتنايى خويش را به مال و منال دنيا نشان داده است.

و چون از امام صادق عليه‏السلام در اين زمينه سؤال كردند، آن حضرت فرمودند: 
للاقتدا برسول‏اللَّه لما فتح مكة و قدباع عقيل بن ابى‏طالب داره، فقيل له: يا رسول‏اللَّه! الا ترجع الى دارك؟ فقال: هل ترك عقيل لنا دارا؟ انا اهل‏بيت لانسترجع شيئا يؤخذ منا ظلما. (5) 
على عليه‏السلام در اين مور