 اينكه اميرالمؤمنين عليه‏السلام در طول عمر خود بارها و در شرايط مختلف مسئله‏ى فدك را مطرح مى‏كند، حاكى از اهميت فوق‏العاده‏ى آن است و اين نهيبى ديگر بر كسانى است كه مسئله را سبك مى‏شمارند.تناقض در گفته و عمل غاصبين فدك

مطالب مربوط به جواب غاصبين فدك در بخشهاى گذشته ذكر شد. گذشته از اينها دوگونه گيهاى واضحى در سخنان و عمل آنان بچشم مى‏خورد كه دانستن آن براى مدافعان فدك لازم است:

1. چندگونه ‏گى در حديث جعلى. حديث «النبى لايورث» كه به عنوان پشتوانه‏ى غصب فدك جعل شده بود در گفته‏هاى غاصبين به صورتهاى مختلف نقل شده است. گاهى به دو كلمه اكتفا شده و گاهى پسوند مفصلى به آن اضافه شده، و گاهى قالب كلام ديگرگونه است. بايد همچنين باشد چرا كه وقتى اصل مطلب جعلى شد اضافه و كم كردن بر آن جز زياده بر جعل چيزى ديگر نخواهد بود.
گاهى مى‏گفتند: «پيامبران ارث نمى‏گذارند». گاهى اضافه مى‏كردند كه: «پيامبران علم و حكمت و نبوت را به ارث مى‏گذارند». گاهى اضافه‏ى ديگرى هم به ميان مى‏آمد كه: «آنچه از او باقى بماند صدقه است»، و گاهى سخن اول را فراموش مى‏كردند و به نفع خود آن را تغيير مى‏دادند كه: «هرچه از او بماند در اختيار ولى امر است كه هرگونه مى‏خواهد به مصرف برساند»! (21) 
همچنين در شكل نقل گاهى ابوبكر آن را ادعا مى‏كرد كه از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شنيده است و گاهى به عايشه نسبت مى‏داد كه او شنيده است. گاهى عمر شاهد ابوبكر بود و گاهى عايشه و حفصه را شاهد مى‏آورد. به هر حال اين تناقضات بخاطر اين بود كه اصل مطلب كذب محض بود و براى منافع خاصى كه در نظر داشتند جعل شده بود، و به اقتضاى منافع به آن زياد و كم مى‏كردند. 

2. ابوبكر سخن جابر را درباره‏ى اموال بحرين بدون شاهد قبول كرد ولى سخن فاطمه عليهاالسلام را درباره‏ى فدك قبول نكرد و شاهدان او را هم نپذيرفت! حضرت زهرا عليهاالسلام در سخنانش صريحاً به اين مسئله اشاره كرد و آنان را زير سؤال برد. (22) 

3. ابوبكر كه در مقابل كلام فاطمه عليهاالسلام تسليم شد و نوشته‏اى مبنى بر بازگرداندن فدك نوشت و به آن حضرت داد، در واقع حديث جعلى خود را نقض كرد و آنگاه كه عمر نوشته‏ى ابوبكر را محو و پاره كرد نقضى بر نقض اول انجام داد. (23) 
4. خانه‏ى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را ارث پيامبر حساب كردند و به عايشه كه همسر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بود دادند تا بعدها ابوبكر و عمر در آنجا دفن شوند، و در همين حال ارث را از فاطمه عليهاالسلام دختر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله ممنوع دانستند. 
5. عايشه و حفصه كه در حديث «النبى لا يورث» شاهد ابوبكر بودند، در زمان عثمان براى طلب ارث پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نزد او آمدند! 
عثمان كه خود از طرفداران غصب فدك و در متن ماجرا بود خطاب به عايشه كه براى طلب ارث پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نزد او آمده بود گفت: «آيا تو نبودى كه با مالك بن اوس نصرى شهادت داديد كه «پيامبر ارث نمى‏گذارد» و حق فاطمه را مانع شديد؟ چگونه امروز از من ميراث پيامبر را مى‏خواهيد»؟! (24) 
6. عمر وقتى به حكومت رسيد فدك را به وارثان پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بازگرداند، و عباس با اميرالمؤمنين عليه‏السلام بر سر آن اختلاف نمود. حضرت فرمود: «پيامبر صلى اللَّه عليه و آله آن را در زمان حياتش به فاطمه داد»، ولى عباس قبول نمى‏كرد و مى‏گفت: «ملك پيامبر صلى اللَّه عليه و آله است و من وارث اويم». (25) اين ضد و نقيض گويى عمر و بالاتر از آن تناقض در عمل است كه حل و فصل را به قيامت مى‏گذارد تا حساب يكسره شود. 
7. عثمان بار ديگر فدك را بنام مروان بن حكم به ثبت رسانيد، و با اين كار خود يكبار ديگر كار عمر را نقض كرد. (26) 
از اينگونه تناقضات درباره‏ى فدك زياد است، و اين چند مورد به عنوان مثال ذكر شد.1_شرح ابن ابى‏الحديد، ج 16، ص 284.
2_تاريخ طبرى، ج 2، ص 164 تا 17- كامل ابن‏اثير، ج 133- 134. 
3ـ ابن ابى‏الحديد، ج 14، ص 190- 191.
4_ابن ابى‏الحديد، ج 16، ص 252. 
5ـ عوالم، ج 11، ص 440- طرائف، ص 406. 
6ـ علل‏الشرايع، ج 1، ص 149 به نقل طرائف، ص 406.
7_بيت‏الاحزان: ص 98. 
8ـ بيت‏الاحزان: ص 31. 
9ـ بحارالانوار: ج 29 ص 346. 
10ـ بحارالانوار: ج 43 ص 151 ح 2. 
11ـ بحارالانوار: ج 43 ص 227.
12_بحارالانوار: ج 29 ص108.
13_ابوسعيد خدرى: بحارالانوار: ج 29 ص 111، 121، 123. عطيه عوفى: بحارالانوار: ج 29 ص 245 122 121.
14_بحارالانوار: ج 29 ص 199.
15ـ بحارالانوار: ج 43 ص 210. 
16ـ بحارالانوار: ج 43 ص 211 193. 
17ـ كتاب سليم: ج 2 ص 677. 
18ـ كتاب سليم: ج 2 ص 694. 
19ـ كتاب سليم : ج 2 ص 720. بحارالانوار: ج 29 ص 383. 
20ـ نهج‏البلاغه: نامه‏ى 45.
21_بحارالانوار: ج 29 ص 190. 
22ـ بحارالانوار: ج 29 ص 194. 
23ـ الغدير: ج 7 ص 194. 
24ـ بحارالانوار: ج 31 ص 483 ح 7. كتاب سليم: ج 2 ص 694. 
25ـ الغدير: ج 7 ص 194. 
26ـ الغدير: ج 7 ص 195.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:286.txt">معرفی کتاب</a><a class="text" href="w:text:287.txt">زهرا در نگاه پیامبر</a><a class="text" href="w:text:288.txt">صديقه طاهره درنگاه ائمه معصوم(ع)</a><a class="text" href="w:text:289.txt">محبت فراوان پيامبر(ص) نسبت به فاطمه(س)</a><a class="text" href="w:text:290.txt">سخنان معصومین(ع) درباره حضرت فاطمه(س)</a><a class="text" href="w:text:291.txt">مصحف فاطمه(س) از نگاه امامان</a></body></html>نام کتاب : زهرا در نگاه خورشيد
نویسنده : سایت شهید آوینیزهرا در نگاه پیامبر

  بررسى كامل سخنانى كه رسول مكرم اسلام(ص) به مناسبتهاى مختلف در باره صديقه كبرا عليها السلام فرموده است فرصتى ويژه مى‏طلبد كه اين مقام را گنجايش آن نيست. ما در اين مبحث‏به منظور تبرك به كلام نورانى نبوى به چند مورد اشاره‏مى‏كنيم.
1- فاطمه پاره تن من است.

رسول خدا(ص) فرموده است: فاطمه پاره تن من است. هر كس او را خشمگين كند مرا خشمگين نموده است. (1)

و فرمود: هر آنچه او را اندوهگين كند، مرا هم اندوهگين مى‏كند. هر آن‏چه او را بيازارد ... و خسته كند، مرا نيز آزرده مى‏سازد. هر چه او را شادمان كند، مرا هم شادمان، و هر چه او را افسرده سازد مرا هم افسرده مى‏نمايد. (2)

برخى از اهل تسنن به اين حديث استدلال كرده‏اند كه هر كس به فاطمه زهرا بد بگويد كافر مى‏شود. (3)

2- غضب فاطمه غضب خداست.
فرمود: اى فاطمه، خداوند به خاطر غضب تو غضب مى‏كند و به خاطر رضاى تو خشنود مى‏شود. (4)

3- فاطمه سرور زنان جهان است.
و سرور زنان با ايمان است. (7)

زمانى نيز فرمود: ... اين فرشته آمده است تا به من بشارت دهد كه فاطمه سرور زنان بهشت است. (8)

4- فاطمه قبل از همه وارد بهشت مى‏شود.

فرمود: اولين كسى كه وارد بهشت مى‏شود، فاطمه دختر محمد(س) است. (9)

5- فاطمه(س) روز قيامت هم منزل پيامبر اكرم(ص) است.
فرمود: من و على و فاطمه و حسن و حسين روز قيامت در زير بارگاه عرش خواهيم بود. (10)

اميرالمؤمنين(ع) روايت كرده است كه شبى پيامبر اكرم(ص) در خانه ما خوابيد. نيمه‏شب حسن آب خواست و حضرت برخاسته، كاسه‏اى آب از مشك برگرفت تا به او بنوشاند. در اين ميان حسين دست‏به كاسه آب برد، پيامبر او را باز داشت و آب را به حسن داد. فاطمه(س) عرض كرد: اى رسول خدا! مثل اي