وارد شده كه آن حضرت با مشاهده سختى حال دختر عزيزش به شدت مى‏گريست.

آرى، پيامبر مكرم اسلام(ص) عميق‏ترين احساسات پدرانه خويش را نثار فاطمه(س) مى‏نمود و اين برخوردها ناشى از احساسات و عواطف محض نبوده است وگرنه مى‏بايست‏با دختران ديگر خويش هم به همين شيوه برخورد مى‏كرد. از همين‏رو درمى‏يابيم كه اين شدت علاقه ناشى از اوج كمال فاطمه(س) و محبوبيت او نزد خداست.

در حقيقت پيامبر(ص) در اين همه اظهار علاقه از خداوند متعال متابعت مى‏كرده است. گويى پيامبر(ص) وظيفه دارد موضع قرآن را در اين زمينه تفسير كند و مردم زمان خويش را به اين موضع‏گيرى آشنا نمايد.

 
موضع قرآن نسبت‏به فاطمه(س) و خانواده او

آيات زيادى چون آيه تطهير، مباهله، هل اتى و قربى در شان صديقه كبرى عليها السلام و خانواده‏اش نازل شده و مفسران تمام مذاهب اسلامى به آن اذعان دارند ما از همه به توضيح مختصرى از آيه مودت اكتفا مى‏كنيم.

قرآن كريم مى‏فرمايد:

«قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة فى القربى‏» (25)

«اى رسول گرامى! به مردم بگو من در مقابل رسالت‏خويش از شما مزدى نخواهم جز آنكه به خويشاوندان من مودت ورزيد.»

مودت عبارت از محبت‏شديد و علاقه‏اى است كه قلب انسان را فرا گرفته باشد. به عبارت ديگر مودت مرز بين دوست داشتن و عشق ورزيدن است. در اين آيه شريف مودت اهل بيت‏به عنوان مزد رسالت پيامبر اسلام تعيين شده و مفاد آيه اين است كه اگر كسى به خاندان پيامبر كه مورد نظر اين آيه هستند، مودت نورزد نسبت‏به نبى مكرم اسلام جفا روا داشته و حق او را ادا نكرده است.

زمخشرى در كشاف روايت كرده است: وقتى اين آيه نازل شد گفتند: اى رسول خدا، خويشان تو كه مودتشان بر ما واجب شده كيانند؟

آن حضرت فرمود: على، فاطمه و دو پسر ايشان. (26)

در آيه ديگرى مى‏فرمايد: «ما سئلتكم من اجر فهو لكم‏» (27)

«من هر مزدى از شما بخواهم براى خود شماست.»

از اين آيه كريمه به دست مى‏آيد كه از مودت خويشان رسول اكرم(ص) كه در آيه قبل به عنوان مزد رسالت آن حضرت واجب شده نفعى عايد پيامبر(ص) نمى‏شود.

بعلاوه رسالت و نبوت چيزى نيست كه انسان بتواند مزدى شايسته و لايق براى آن تقديم كند. و به همين علت قرآن كريم از پيامبران نقل مى‏كند كه همگى به پيروان خويش مى‏فرمودند: ما مزدى از شما نمى‏خواهيم. پاداش ما فقط با خداست. (28)

چگونه نفع مودت عايد خود ما مى‏شود؟

در آيه‏اى ديگر به بيان اين چگونگى پرداخته، مى‏فرمايد:

«قل لا اسئلكم عليه من اجر الا من شاء ان يتخذ الى ربه سبيلا» (29)

«بگو من مزد از كسى نمى‏خواهم مگر (همين كه) كسانى بخواهند راهى به سوى پروردگار خويش بيابند.»

در واقع مودت اهل بيت كه همان مزد رسالت است راه عبوديت‏خداست. ايشان محور توحيد، و خانه‏هايشان مدارس تربيت‏بندگانى است كه مشتاق عمل به دين خالص پيامبرند. زمخشرى در كشاف مى‏نويسد: اين كلام مانند گفتار كسى است كه از روى دلسوزى تلاش كرده و براى تو مالى به دست آورده است. آنگاه به تو مى‏گويد من از تو هيچ پاداشى نمى‏خواهم جز اينكه در حفظ اين مال بكوشى و آن را از دست ندهى. حال اگر تو آن مال را براى خودت حفظ كردى در حقيقت پاداشى به او نداده‏اى ولى او اين حقيقت را به اسم ثواب و پاداش از تو تقاضا كرده است و به اين ترتيب دو مطلب را به او فهمانده است:

1- اينكه او به هيچ وجه طمع پاداش ندارد. 2- اينكه او نسبت‏به تو بسيار مهربان است و اگر تو مال را براى خودت حفظ كنى او همين را به عنوان پاداش از تو مى‏پذيرد.

آنگاه اضافه مى‏كند: به جان خودم، رسول خدا(ص) نسبت‏به قوم خود و مردمى كه براى هدايتشان مبعوث شد بيش از اين دلسوز و مهربان بود. (30)

پى‏نوشتها:

1- خصائص نسائى، ص 35 و كنزالعمال، ج‏6، ص 220.

2- فضائل الخمسة، ج‏3، ص 5-15.

3- كتاب فضائل الخمسة من الصحاح السته، ج‏3، ص 151 مجموعه‏اى است مشتمل بر فضايل و مناقب نبى مكرم اسلام(ص)، على(ع)، فاطمه(س) و امام حسن و امام حسين كه به همت‏سيد مرتضى حسينى فيروزآبادى (از علماى معاصر شيعه) از كتب معتبر علماى اهل تسنن جمع‏آورى شده است.

4- ذخائر العقبى، ص‏39 و ميزان الاعتدال ذهبى، ج 2، ص 72.

5- كنزالعمال. ج‏7، ص 111.

6- فضائل الخمسة، ج‏3، ص‏137.

7- همان، ص‏146.

8- صحيح ترمذى، ج 2، ص‏306.

9- مستدرك الصحيحين، ج 2، ص 152.

10- معجم هيثمى، ج‏9، ص 184.

11- اسد الغابة، ج 5، ص‏269.

12- كنزالعمال، ج‏7، ص 102.

13- اسد الغابة، ج 5، ص 510.

14- كنزالعمال، ج‏6، ص‏219.

15- فرائد السمطين، ج 2، ص 30.

16- همان، ص 45.

17- همان، ص‏67.

18- همان، ص 68.

19- همان، ص 35.

20- اسد الغابة، ج 5، ص 520 و الاستيعاب، ج 2، ص 752.

21- فاطمة زهرا از ولادت تا شهادت، ترجمه دكتر حسين فريدونى، ص‏227.

22- مستدرك الصحيحين، ج 1، ص 498 و ج‏3، ص‏6-155.

23- صحيح ترمذى، ج 2، ص‏319.

34- فرائد السمطين، ج 2، ص 50 و 61.

25- سوره شورى، ايه‏23.

26- تفسير كشاف، ج 4، ص‏219.

27- سوره سبا، آيه‏47.

28- براى نمونه: سوره شعرا، آيات‏109-127، 145، 164 و 180.

29- سوره فرقان، آيه‏57.

30- تفسير كشاف، ج‏3، ص 288.
صديقه طاهره درنگاه ائمه معصوم(ع)

تقديم به محضر مبارك حضرت فاطمه زهرا(س)

مقام والاى حضرت فاطمه زهرا(س) فقط ازمنظر معصومين(عليهم السلام) كه همتاى ايشانند, قابل بيان است. كلمات و سخنان اين بزرگواران حكايت از كرامت و عظمت والاى اين بانوى عالمه دارد:
 
1 ـ فاطمه(س) از نگاه امام اميرالمومنين(ع) 

در آخرين لحظات عمر مبارك حضرت فاطمه(س) وصاياى خويش را به همسرشان مى نمودند كه ((اى پسرعمو! توهرگز مرا در دوران زندگى دروغگو وخائن نيافتى و هرگز با فرمانت مخالفت نكردم.))
على(ع) كه شاهد درگذشت تنها ياور و تسلى بخش خود است, مى فرمايد: ((پناه به خدا! تو داناتر و پرهيزگارتر و گرامى تر و نيكوتر از آنى كه من به جهت مخالفت كردنت با خود, تو را نكوهش كنم. دورى از تو و احساس فراقت برمن گران خواهد بود ولى گريزى از آن نيست. به خدا سوگند! با رفتنت مصيبت رسول خدا(ص) را برمن تازه كردى. انالله و انااليه راجعون از اين مصيبت بزرگ و دردناك و تاءثرآور و حزن انگيز!))(1)
دقت دركلام على(ع) در اين لحظات شدت علاقه و احترامش را به فاطمه(س) مى رساند. در نگاه امام على(ع) فاطمه در چنان مرتبه والايى از زهد و خداترسى و عمل به احكام الهى قرار دارد كه تصور مخالفت او با همسرش ممكن نيست. حضرت على(ع) در پاسخ به ادعاهاى بى اساس معاويه مبنى بر فضايل امويان در نامه اى مى نويسد: ((... دو سيد جوانان اهل بهشت از ماست و ((صبيه النار)) از شماست, كودكانى كه نصيب آنان آتش گرديد. بهترين زنان جهان از ماست. و ((حماله الحطب)) آنكه هيزم كشد براى دوزخيان از شماست. اين فضليت ها از ماست و آن فضيلت ها از شماست...))(2)
در شعرى كه به ايشان منسوب است, مى فرمايد: ((من به فاطمه و فرزندانش مباهات مى كنم! آن گاه به رسول خدا(ص) افتخار مى كنم در آن هنگام كه فاطمه را به همسرى من درآورد.))(3)
شخصيت والايى چون حضرت على(ع) به همسرى بانوى جهان افتخار مى كند و همسرى با او را ملاك برترى خود و شايستگى اش بر رهبرى اسلام مى داند.

2 ـ فاطمه(س