هدى(ع) كه با ظهور خويش عالم را متحول مى سازد, حضرت فاطمه(س) را الگوى عملى و حكومتى خويش مى شمرد و اين, حكايت از مقام عظماى بانوى عالم, حضرت زهرا(س) دارد.
آنچه مطرح شد, قطره اى از درياى وجود فاطمه(س) بود.(21) به اين اميد كه در قيامت ما را مشمول عنايت و شفاعت خود قرار دهد.


پى نوشتها:

1 ـ فاطمه الزهرا من المهد الى اللحد, ص 609 و ;610 روضه الواعظين, ص 151.
2 - نهج البلاغه, نامه 28.
3 ـ ديوان امام على ابن ابى طالب(ع), محمدعبدالرحمن عوض, ص 65.
4 ـ بحارالانوار, ج 43, ص 81 و 82, حديث 3.
5 ـ همان, ج 45, ص 9.
6 ـ همان, ج 43, ص 123, حديث 31.
7 ـ عوالم العلوم, 1780/2/11 و 1779.
8 ـ بحارالانوار, ج 43, ص 64.
9 ـ همان, ص 105.
10 ـ مدينه المعاجز به نقل: فاطمه الزهرا بهجه القلب المصطفى, ص 86.
11 ـ بحارالانوار, ج 43, ص 65, حديث 580.
12 ـ مرآه العقول, ج 5, ص 315.
13 ـ سفينه البحار, ج 4, ص 295.
14 ـ مسندالرضا, ج 1, ص 119, حديث 81.
15 ـ همان, ج 1, ص 141, حديث 177.
16 ـ اصول كافى, ج 4, ص 314, حديث 2.
17 ـ بحارالانوار, ج 50, ص 59.
18 ـ لسان الميزان, ج 3, ص 346.
19 ـ بحارالانوار, ج 53, ص 180.
20 ـ اهم منابع از كتب روايى و مذهبى بوده است. بويژه اصول كافى و بحارالانوار و مجلات پيام زن و آينه عصمت.محبت فراوان پيامبر(ص) نسبت به فاطمه(س)

اذا اشتقت الى الجنة قبلت نحر فاطمة:

هنگامى كه شوق بهشت در دلم پيدا مى‏شود گلوى فاطمه را مى‏بوسم!

همه مورخان و ارباب حديث نوشته‏اند كه پيامبر(ص) نسبت به دخترش فاطمه‏(س) علاقه عجيبى داشت.

بديهى است علاقه پيامبر تنها به خاطر رابطه پدرى و فرزندى نبود، هر چند اين عاطفه در وجود پيامبر(ص) موج مى‏زد، اما تعبيرات و سخنانى كه پيامبر(ص) به هنگام اظهار علاقه نسبت به دخترش فاطمه‏(س) بيان مى‏كرد، نشان مى‏داد كه در اينجا معيارهاى ديگرى مطرح است. و:

اين محبت از محبتها جدا است‏

حب محبوب خدا، حب خدا است‏

از ميان روايات فراوانى كه در اين زمينه رسيده است كافى است به چند روايت زير كه در كتب معروف شيعه و اهل سنت آمده اشاره كنيم:

1- ما كان احد من الرجال احب الى رسول اللّه من على و لا من النساءٍ احب اليه من فاطمة:

«احدى از مردان نزد پيامبر(ص) محبوبتر از امير مؤمنان على‏(ع) نبود و نه از زنان، محبوبتر از فاطمه(س).

جالب اين است كه اين حديث را گروه زيادى از عايشه نقل كرده‏اند.

2- هنگامى كه آيه شريفه:

لا تجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاءٍ بعضكم بعضاً:

پيامبر را آن گونه كه يكديگر را صدا مى‏زنيد، صدا نزنيد

نازل شد مسلمانان پيامبر(ص) را با خطاب «يا محمد» صدا نكردند، بلكه «يا رسول اللّه و يا ايها النبى» مى‏گفتند.

فاطمه(س) مى‏گويد:

بعد از نزول اين آيه من ديگر جرأت نكردم پدرم را به عنوان «يا ابتاه» (پدرجان!» صدا كنم، و هنگام كه خدمتش مى‏رسيدم «يا رسول‏اللّه» مى‏گفتم.

يكى دوبار اين خطاب را تكرار كردم، ديدم پيامبر(ص) ناراحت شد و از من روبرگردانيد. دفعه سوم رو به من كرد و گفت:

يا فاطمة انها لم تنزل فيك و لا فى اهلك و لا نسلك، انت منى و انا منك، انما نزلت فى اهل الجفاء و الغلظة من قريش!:

اى فاطمه اين آيه درباره تو نازل نشده، و نه درباره خاندان و نسل تو، تو از منى و من از توأم، اين در مورد جفاكاران و تند خويان بى ادب از قريش نازل شده است!

سپس اين جمله عجيب و روح پرور را افزود:

قولى: يا ابه! فانها احيا للقلب و ارضى للرب!

«بگو پدرجان! كه اين سخن قلب مرا زنده مى‏كند و خدا را خشنود مى‏سازد».

آرى آهنگ دلنواز پدرجان فاطمه‏(ع) با روح پيامبر(ص) همان مى‏كرد كه امواج نسيم بهارى با شكوفه‏هاى لطيف درختان.

3- در حديث ديگرى آمده است پيامبر چنان مشتاق فاطمه(س)‏ بود كه هر گاه به سفر مى‏رفت آخرين كسى را كه با او وداع مى‏كرد زهرا(س) بود، و به هنگامى كه از سفر باز مى‏گشت نخستين كسى را كه به ديدنش مى‏شتافت فاطمه‏(س) بود.

4- اين حديث را نيز بسيارى از محدثان شيعه و اهل سنت نقل كرده‏اند كه پيامبر فرمود:

من آذاها فقد آذانى.

و من اغضبها فقد اغضبنى.

من سرها فقد سرنى.

و من سائه فقد سائنى.

هر كس او را آزار دهد مرا آزار داده است.

و هر كس او را خشمگين كند مرا خمشگين ساخته.

هر كس او را مسرور كند مرا مسرور ساخته نموده.

و هر كس او را اندوهگين سازد مرا اندوهگين ساخته است!

بدون شك شخصيت والاى فاطمه(س)‏ عليها و آينده درخشان و مقام عرفان و ايمان و عبادتش اينهمه احترام را ايجاب مى‏كرد. چرا كه امامان، همه، از نسل او بودند. و بعلاوه او همسر بزرگمرد اسلام امير مؤمنان على‏(ع) بود.

اما پيامبر(ص) با اين عمل مى‏خواست حقيقت ديگرى را نيز به مردم تفهيم كند و ديدگاه اسلام را در زمينه ديگرى روشن سازد و انقلاب فكرى و فرهنگى بيافريند و بگويد:

دختر موجودى نيست كه بايد زنده به گور شود.

ببينيد من دست دخترم را مى‏بوسم، او را بر جاى خود مى‏نشانم، و اينهمه عظمت و احترام براى او قائلم.

دختر انسانى است همچون ساير انسانها، نعمتى است از نعمتهاى پرودرگار، موهبتى است الهى.

دختر نيز مى‏تواند مانند پسر مدارج كمال را طى كند و به حريم قرب خدا راه يابد.

و به اين ترتبيب شخصيت در هم شكسته زن را در آن محيط تاريك احياء فرمود.

 

پی نوشت ها

1. فضائل الخمسة جلد 43 صفحه .127
2. مضمون اين حديث در دهها روايت از طرق اهل سنت نقل شده است (احقاق الحق)، جلد 10، صفحه .167
3. سوره نور، آيه .63
4. مناقب اين شهر آشوب، جلد3، صفحه .320
5. فضائل الخمسة، جلد3، صفحه .132
فصل ششم : نمازهاى فاطمه زهرا عليهاالسلام 
75 - نماز استغاثه به حضرت فاطمه (س ) 
روايت شده كه : هرگاه حاجتى دارى ، دو ركعت نماز به جاى آور و پس از سلام نماز سه بار تكبير بگو و پس از تسبيح حضرت فاطمه عليهاالسلام به سجده برو، يكصد مرتبه بگو: يا مولاتى يا فاطمة اغيثينى . سپس ، جانب راست صورت را بر زمين بگذار و همان ذكر را صد مرتبه بگو سپس جانب چپ صورت را بر زمين بگذار و صد مرتبه بگو، باز هم به سجده رفته و صد مرتبه بگو و حاجت خود را ياد كن ، به خواست خداوند حاجتت برآورده مى شود.
76 - متمسك به نماز 
شيخ الطائفة طوسى گويد: نماز حضرت زهرا عليهاالسلام دو ركعت است . در ركعت اول حمد و صد مرتبه انا انزلناه فى ليلة القدر و در ركعت دوم حمد و صد مرتبه قل هو الله احد ؛ و پس از سلام ، تسبيح حضرت زهرا گفته بخوانيد:
سبحان ذى العز الشامخ المنيف ، سبحان ذى الجلال الباذخ العظيم ، سبحان ذى الملك الفاخر القديم ، سبحان من لبس البهجة و الجمال ، سبحان من تردى بالنور و الوقار، سبحان من يرى اثر النمل فى الصفا، سبحان من يرى وقع الطير فى الهواء، سبحان من هو هكذا و لا هكذا غيره .
پاك و منزه است دارنده عزت والاى پيروز، پاك و منزه است دارنده برترين شكوه و جلال بزرگ ، پاك و منزه است دارنده حكومت ارزنده جاويد، پاك و منزه است آن كس كه لباس و جامه زيبايى و طراوت پوشيده ، پاك و منزه است كسى كه جامه نور و وقار بر تن كرده ، پاك و منزه است كسى كه رد پاى مورچه را بر سنگ صاف مى بيند، پاك و منزه است كسى كه جايگاه پرنده را در فضا مى بيند، پاك و منزه است كسى كه اين چنين است و غير از او كسى چ