ز، 2 ماه، 6 روز، 72 روز، 75 روز نوشته اند و این فاصله اخیر مورد تأكید مورخان شیعه است مثل ابن شهر آشوب و كلینی در اصول كافی.
گروهی 83 روز، 90 روز، شهید اول در كتاب الدروس 100 روز، صحیح بخاری 6 ماه، و برخی هم 8 ماه نوشته اند در كل كمترین مدت 40 روز[15] و بیشترین مدت 8 ماه است.[16]
بهمین علت درباره تاریخ وفات او هم اختلاف نظر است برخی آن را سیزدهم جمادی الاولی، گروهی سوم جمادی الاخر نوشته اند، تاریخ های دیگر سوم ماه رمضان، بیستم جمادی الثانی، سیزدهم ربیع الاول و... نوشته اند كه دو سند اول مهمتر است.
اما سنش در حین وفات بصورت مشهور 18 سال و 2 ماه نوشته اند در حالیكه كلینی و طبری 29 سال، مجلسی و زبیر بن بكار 30 سال، برخی از علمای عامه 28 سال، یعقوبی 23 سال و... نوشته اند در كل هیچكس از 18 سال كمتر[17] و از 30 سال بیشتر ذكر نكرده است.[18]
غسل و كفن
اسماء بنت عمیس گوید فاطمه - سلام الله علیها - سفارش كرده بود كه چون در گذشت كسی جزمن و امام علی - علیه السلام - او را غسل ندهد. در برخی از روایات آمده است كه ام سلمه هم با او همكاری داشت. اسنادها گویند كه حتی عایشه را اجازه نداد كه كنار جنازه اش باشد.[19]
امام علی - علیه السلام - به ام سلمه گفت آب بریزد و آب ریخت و امام علی - علیه السلام - فاطمه - سلام الله علیها - را غسل داد و او را در وسط اطاق رو به قبل قرار داده و كفنش كرد[20] و امام علی - علیه السلام - فرماید بخدا قسم او را شستم و كفن كردم در حالیكه بدنش پاك و مطهر بود. او پاك بدنیا آمد و پاك از دنیا رفت.
او فرماید به هنگامی كه خواستم سر كفن را ببندم فرزندان را صدا كردم كه بیایند با مادر وداع كنند. زمان فراق رسیده و دیدار بعدی در بهشت خواهد بود. فرزندان بر جنازه مادر حاضر شدند و هر كدام سخنی و مرثیه ای گفتند:
- حسن آمد كه ای مادر پیش از اینكه جان از تنم بیرون رود با من سخنگوی (كلمنی قبل ان تفارق روحی بدنی).
- حسین آمد كه ای مادر پیش از آنكه قلبم ازكار بایستد با من حرف بزن (كلمنی قبل ان ینصدع قلبی فاموت).
- زینب آمد كه یا رسول الله هنوز لباس عزای تو بر تن داریم و...
- امام علی - علیه السلام - فرمود ای دختر پیامبر چگونه خود را تسلی دهم.
- و هم او فرمود خدای را شاهد می گیرم كه دستهای فاطمه - سلام الله علیها - از كفن بیرون آمد بچه هارا در بغل گرفت و بسینه چسبانید (الی اشهد الله - انهاقد حنت و انّت و مدّت یدیها و ضمتها الی صدرها بكیا).
- در این هنگام ندائی از آسمان برخاست كه یا علی فرزندان را از روی سینه مادر بردار، بخدا سوگند كه فرشتگان آسمان را بگریه انداختند (و اذا بهاتف من السماء ینادی یا اباالحسن ارفعهما فلقد بكیا و الله ملائكه السماوات فقد اشتیاق الحبیب الی المحبوب) [21]
دفن حضرت فاطمه - سلام الله علیها -
مردم در كنار خانه حضرت فاطمه - سلام الله علیها - منتظر جنازه بودند - ابوذر به آنان اعلام كرد كه حركت جنازه به تأخیر افتاد. مردم پراكنده شدند و ابوبكر خبر نیافت تا بر جنازه اش حاضر شود[22]. در تشیع او عمار، مقداد، عقیل، زبیر، سلمان، ابوذر، حذیفه و... بودند.[23] و حضرت فاطمه - سلام الله علیها - را در تاریكی شب و در سكوت دفن كردند. [24]
در دفنش غوغائی برخاست، همه می گریستند، امام علی - علیه السلام - فرمود فاطمه جان راحت شدی، سلام ما را به پدرت برسان...، در حین دفن خواست، حضرت فاطمه - سلام الله علیها - را داخل قبر كند، خطاب به رسول خدا - صلی الله علیه و آله - السلام علیك یا رسول الله عنی و عن ابنتك النازله بك و السریعه اللحاق الیك...سلام من و دخترت را كه بر تو مهمان می شود بپذیر كه چه زود به تو ملحق شد... لقد استرجعت الودیعه و اخذت الرضینه،[25]... و دیعه ای كه در نزد من داشتی برگردانده شد، و گروئی و امانت تو پس داده شد...
اما حزنی فسرمد، و اما لیلی فمستهد...اندوهم پایان ندارد، شبم هرگز صبح شدنی نیست... تا روزی كه مرگم فرا رسد و در كنار تو قرار گیرم... امام علی - علیه السلام - از دفن فارغ شد، برخاست كه برود، اما احساس كرد توان قلبی آن را ندارد كه ای وای من خود فاطمه - سلام الله علیها - را بدست خویش به خاك سپردم؟ یكباره دچار اندوه شد و به كمك دو ركعت نماز خود را آرامش و سكون بخشید كه قرآن فرمود: و استعینوا بالصبر و الصلوه و انهالكبیره الا علی الخاشعین[26].
اما قبرش
اینكه قبر او در كجاست نظرات مختلفی در این زمینه وجود دارد، حق این است كه حضرت فاطمه - سلام الله علیها - خود خواسته بود كه قبرش مخفی باشد تا سندی برای اعتراض او در عرصه جهان باقی بماند. اما مجلسی و صدوق قبر او را در خانه اش می دانند و آن را صحیح ترین خبر می شناسند: (ان الا صح انهامدفونه فی بیته)[27].
بسیاری ازاهل سنت باستناد این سخن پیامبر كه فرمود بین قبر و منبرم باغی از باغهای بهشت است ما بین بیتی و منبری روضه من ریاض الجنه[28].
می گویند قبر او در همان محل است. گروهی قبر او را در بقیع می دانند و ابن جوزی آن را در كنار خانه عقیل... و حق این است كه به هیچكدام از آنها نمی توان اعتماد كرد، آنچه كه عرضه می شود در حد یك استحسان عقلی است.
امام علی - علیه السلام - بر سر مزاش
وضع حال امام علی - علیه السلام - و زمزمه هایش در كنار مزار یارش مشخص است از چه قبیل خواهد بود. زیرا تاریخ انس و صفا را بمانند انس و صفای علی - علیه السلام - و فاطمه - سلام الله علیها - نمی شناسد جز در رابطه با پیامبر و خدیجه. و طبیعی است كه از دست دادن حضرت فاطمه - سلام الله علیها - برای او گران است روزی از مشتی خاك برداشت و گریان شد، اندوهی شدید بر او غالب آمد، روی به مرقد پیامبر كرد و چنین زمزمه نمود:
- جانم فدای جگر كوشه پیامبر كه میراثش تباه شد، بعد از رحلت پیامبر حرمت او را در هم شكستند، او به خواسته خود نائل آمد، اما نزار و خسته، فقدان پدر توانش را كاست و اشك از دیدگانش جاری ساخت شبانه به خاك سپرده شد و هیچكس دیگر او را ندید...[29].
ای كاش این جان دردمند همراه با نفس هایم ازسینه برون می رفت نفسی علی زفراتها محبوسه - یا لیتها نخرجت مع الزفراتی) پس از تو چیزی برای زندگی نیست گریه ام برای این است كه زندگیم پس از تو طولانی شد «لا خیر بعدك فی الحیوه و انما ابكی مخافه ان تطول حیاتی».
و فرمود اگر از سر كویت برمی خیزم بدان خاصر نیست كه از ماندن در كنارت خسته و ملول شده ام و اگر میمانم بدان خاطر نیست كه به وعده خدا به صابران بدگمانم...[30].
سلام بر پیكر نحیف تو ای فاطمه، سلام بر بدن كبود وتازیانه خورده ات، سلام بر جنازه ات كه رسواگر شكنجه خصم است و سلام بر قبر پنهانت كه سند اعتراض است.
[1] . سوره زمر، آیه 30.
[2] . الوافی بالوفیات ج 5، ص 347.
[3] . لسان المیزان، ج 1 ، ص 268.
[4] . بحار، ج 43 ، ص 170.
[5] . تلخیص الشافعی، ص 415.
[6] . نهج البلاغه.
[7] . بررسی تاریخ عاشورا.
[8] . مناقب، ج 3، ص 362.
[9] . روضه الواعظین.
[10] . همان - و نیز ناسخ، ج 4 ، ص 1609.
[11] . احتجاج طبرسی، ص 59 .
[12] . بحار، ج 43، ص 178.
[13] . بحار،ج 43 ، ص 214.
[14] . كشف الغمه.
[15] . بحار، ج 43 ، ص 191.
[16] . الاستیعاب، ص 749.
[17] . مناقب ابن شهر آشوب.
[18] . مجلسی در بحار.
[19]