عبدالله انصارى (11) قرار گرفت كه هم‏اكنون همين صحيفه در جوامع حديثى شيعى در دسترس علاقه‏مندان است.

امام صادق(ع) فرمود: پدرم - امام محمدباقر(ع) - به جابر بن‏عبدالله انصارى گفت: پرسشى داشتم كه هر وقت مناسب شد آن را مطرح كنم. جابر عرض كرد: هر زمان كه دوست داشتى در محضرتان خواهم بود. تا آنكه فرصت مناسبى پيش آمد و پدرم خطاب به جابر گفت: اى جابر! به من خبر ده از لوحى كه در دست مادرم فاطمه دختر رسول الله (عليهما السلام) ديدى و مادرم از نوشته‏هاى آن لوح به تو چه خبر داد؟

جابر عرض كرد: خداى را گواه مى‏گيرم كه در حيات رسول خدا براى عرض تبريك ولادت حسين(ع) بر مادرت فاطمه(س) وارد شدم كه در دستش لوح سبزرنگى چون زمرد درخشش داشت و در آن نوشته سفيدى كه چون خورشيد نورانيت داشت مشاهده كردم. عرض كردم: پدر و مادرم فدايت اى دختر رسول الله! اين لوح چيست؟ فرمود: اين لوحى است كه خداوند به پيامبرش هديه داده است و در آن نام پدرم، نام همسرم، نام فرزندانم و نام اوصياء از فرزندان نوشته شده است كه پدرم آن را به من بخشيد تا به سبب آن مرا خشنود كند. جابر گفت: مادرت فاطمه(س) آن را به من عطا كرد و خواندم و از آن رونوشت كردم. پدرم - امام محمدباقر(ع) - به جابر گفت: آيا ممكن است آن نوشته را بر من عرضه كنى؟ گفت: آرى! پدرم همراهش به منزل جابر رفت و پيش از آنكه آن لوح را بياورد ناگاه صحيفه‏اى از ورق نازكى كه در آن نوشته شده بود درآورد و گفت: اى جابر! نگاه كن در نوشته خودت تا من برايت‏بخوانم. جابر هم در نوشته خودش نگاه كرد و پدرم از روى نوشته‏اى كه داشت‏خواند; تا جايى كه اين دو نوشته حتى در يك حرف هم با يكديگر تفاوت نداشتند.

آنگاه جابر گفت: خدا را گواه مى‏گيرم نوشته‏اى كه در آن لوح ديدم چنين بود... (12)

نشانه امامت

مصحف فاطمه(س) به عنوان اسرار رسالت و امامت، تنها در دست ائمه معصومين (عليهم‏السلام) به يادگار ماند و در بين حجتهاى خدا در روى زمين يكى پس از ديگرى دست‏به دست گشت كه در اختيار داشتن آن را يكى از نشانه‏هاى امامت دانسته‏اند.

امام رضا(ع) وقتى علامت و نشانه‏هاى امام معصوم را شمارش كرد فرمود:

«و يكون عنده مصحف فاطمة(س)» (13)

مصحف فاطمه(س) در نزد او از نشانه‏هاى امامت مى‏باشد.

روايات بسيارى دلالت دارد بر اينكه «جامعه‏»، «جفر» و «مصحف فاطمه(س)» در نزد ائمه است كه در فرصت مناسب به آنها مراجعه و مشكلات و نيازهاى فكرى و علمى انسانها را حل مى‏كردند. تمام اين آثار گنجينه‏هاى گرانبهايى از معارف و دانشها بود كه تصور آنها در افكار مادى ذهن بشر نمى‏گنجد.

ابوبصير مى‏گويد: به حضور امام صادق(ع) رسيدم و عرض كردم: قربانت گردم! از شما سؤالى داردم، راستى در اينجا كسى - نامحرمى - هست كه سخن مرا بشنود؟، امام صادق(ع) پرده‏اى را كه ميان آنجا و حجره ديگر بود بالا زد و در آنجا سر كشيد سپس فرمود: اى ابا محمد! هر چه مى‏خواهى بپرس.

... آنگاه فرمود: اى ابا محمد! همانا «جامعه‏» نزد ما است و مردم چه مى‏دانند «جامعه‏» چيست؟ عرض كردم: قربانت‏شوم! جامعه چيست؟ فرمود: طومارى است‏به طول هفتاد ذراع با املاء رسول خدا و دستخط على(ع) كه تمام حلال و حرام و همه نيازهاى مردم در آن موجود است‏حتى جريمه خراش.

... آنگاه فرمود: همانا «جفر» در نزد ما است و مردم چه مى‏دانند «جفر» چيست؟

عرض كردم: جفر چيست؟ فرمود: مخزنى از چرم است كه علم پيامبران و اوصياء و دانشمندان گذشته بنى‏اسرائيل در آن وجود دارد.

... آنگاه فرمود: و ان عندنا لمصحف فاطمه(س) و ما يدريهم ما مصحف فاطمه(س)؟ (14)

همانا مصحف فاطمه(س) در نزد ما است و مردم چه مى‏دانند كه مصحف فاطمه(س) چيست؟

ابوعبيده حذاء مى‏گويد: ابوجعفر - امام محمدباقر(ع) - خطاب به من فرمود: اى ابا عبيده! كسى كه نزد او شمشير رسول الله، زره، پرچم برافراشته‏اش و مصحف فاطمه(س) باشد، چشم روشنى دارد.

راوى نقل مى‏كند در محضر امام صادق(ع) بودم كه جمعى از محدثان نيز در مجلس حضور داشتند يكى از محدثان (15) 
خطاب به امام عرض كرد: قربانت گردم! عبدالله بن‏حسن (16) در باره امامت و خلافت مى‏گويد: اين منصب از آن ماست و 
به ديگران نخواهد رسيد! امام صادق(ع) پس از سخنانى فرمود: چه شگفت‏انگيز است از عبدالله! مى‏پندارد كه پدرش 
على(ع) امام نبوده؟ ولكن به خدا قسم (در حالى كه با دست‏به سينه‏اش اشاره مى‏كرد) اسرار نبوت و نيز شمشير و زره 
رسول الله در نزد ما است. «و عندنا و الله مصحف فاطمة‏» به خدا قسم مصحف فاطمه(س) در نزد ما است. (17)
مصحف فاطمه(س) قرآن نيست

برخى از نااهلان و يا مغرضان بر شيعه خرده گرفته‏اند كه شيعيان قرآن ديگرى تراشيده‏اند! و ممكن است در عصر حاضر نيز چنين اتهاماتى را وارد كنند و ناآگاهانه به باد انتقاد بگيرند. اين انتقادهاى نابخردانه و اهانت‏هاى ناروا ممكن است از چند چيز نشات گيرد:

الف: عدم رجوع به متون و منابع حديثى و جوامع روايى شيعى و ناآگاهى و عدم اطلاع از اينكه تشيع كه قائل است زهراى مرضيه(س) داراى كتاب و مصحف بوده است مقصود چيست؟

ب: عناد و لجاجت‏با انديشه‏هاى اسلام ناب و باورهاى اعتقادى و معارف كه از طريق امامان معصوم(ع) اين حجت‏هاى خدا در روى زمين در اختيار انسانها گذارده شد.

ج: ذهنيت و تصورى كه پس از رحلت پيامبر اسلام(ص) در اذهان مسلمانان حتى اصحاب و ياران پيامبر از كلمه «مصحف‏» بود. چرا كه «مصحف‏» بيشتر به نوشته‏هايى از آيات قرآن اطلاق مى‏شد و در آن زمان مصحفهاى متعددى وجود داشت و شخصيتى كه داراى مصحف بود به همو نسبت مى‏دادند مثل اينكه مى‏گفتند مصحف على(ع) به اعتبار اينكه مولا على(ع) داراى مصحف بود. البته هم‏اكنون نيز تعبير «مصحف شريف‏» به قرآن مجيد شهرت بسيار دارد.

گرچه چنين استعمالى در آن زمان شهرت فراوان داشت ولى اين‏طور نبوده كه مصحف تنها به نوشته‏هاى آيات قرآن گفته شود بلكه نظرشان به معناى لغوى مصحف بوده چرا كه به مجموعه صحيفه‏هاى نوشته شده بين دو جلد كه به صورت كتاب درآمده باشد مصحف يا مصحف مى‏گويند. (18)

بنابراين به مجموعه صحيفه‏ها و نوشته‏هايى كه در موضوعات و مطالبى غير از آيات قرآن نوشته شده باشد مصحف اطلاق مى‏گردد و مصحف فاطمه(س) به همين اعتبار است.

ابوبصير مى‏گويد: در محضر امام صادق(ع) بودم و پرسيدم:

و ما مصحف فاطمه؟ قال: مصحف فيه مثل قرآنكم ثلاث مرات، و الله ما فيه من قرآنكم حرف واحد. (19)

مصحف فاطمه چيست؟ فرمود: مصحفى است‏سه برابر قرآن كه در دست‏شما است، ولى به خدا قسم حتى يك حرف از قرآن شما هم در آن نيست.

اين حديث آشكار مى‏سازد كه مصحف فاطمه(س) از نظر كميت و حجم سه برابر قرآن است ولى از نظر محتوا و مطالب حتى يك حرف از ظاهر قرآن هم در آن وجود ندارد.

علامه مجلسى در توضيح اين حديث مى‏نويسد: ممكن است كسى اين شبهه را كند كه در احاديث‏بسيارى وارد شده قرآن همه احكام را در بردارد و نيز مشتمل بر حوادث و گزارشهاى حال و آينده تاريخ است. پس مصحف فاطمه در پى چه چيزى است و اين حديث چگونه معنا مى