اه مى‏كردم؟! عرض كردم: خير! فرمود: من در كتاب فاطمه(س) نگاه مى‏كردم، البته حاكمى نيست كه حكومت كند مگر آنكه نام او و نام پدرش در كتاب فاطمه نوشته شده است و براى فرزند حسن اثرى در آن نديدم. (36)

عبدالملك بن‏اعين مى‏گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم كه زيديه و معتزله اطراف محمد بن‏عبدالله (37) را گرفته‏اند، آيا او حاكم خواهد شد؟ در پاسخ فرمود: به خدا قسم نزد من دو كتاب است كه در آن كتابها نام هر پيامبر و نام هر حاكمى كه در زمين حكومت كند موجود است. خير! به خدا قسم كه محمد بن‏عبدالله هيچ كدام از اينها نيست. (38)

معلى بن‏خنيس مى‏گويد: امام صادق(ع) فرمود: هيچ پيامبر و جانشين پيام‏آور و حاكمى نيست مگر آنكه در كتابى كه نزد من موجود است، اسم آنها ذكر شده است. خير! به خدا قسم كه از محمد بن‏عبدالله بن‏حسن در آن نامى نيست. (39)

نامهاى امامان معصوم(ع)

در صحيفه‏اى كه قسمتى از مصحف فاطمه زهرا(س) است و توسط جابربن عبدالله انصارى در اختيار همگان قرار گرفته است نامهاى مبارك ائمه معصومين(عليهم السلام) يكى پس از ديگرى ذكر شده است و اين خود يكى از مطالب مصحف فاطمه(س) را تشكيل مى‏دهد. (40)

نزد فرزندش امام زمان(عج)

صحيفه فاطميه كه كتاب الهام شده از جانب خداوند تعالى به زهراى مرضيه است از ما است. (امام خمينى(ره) (41)

مصحف فاطمه(س) اين خير كثير الهام شده از سوى خداوند متعال، به عنوان ميراث بس ارزشمندى در نزد امامان معصوم(ع) دست‏به دست گشته است و هم اكنون در اختيار مهدى فاطمه حجت‏خدا بر روى زمين است.

روايات بسيارى از ائمه نقل شد كه در آنها لفظ «عندنا» يا «عندى‏» است و اين تعبير مى‏فهماند كه مصحف فاطمه(س) به مثابه علامت و نشانه‏اى از امامت، تنها در اختيار آنان بوده است و در مواردى نيز عليه كج‏انديشان و منحرفان از مسير امامت‏بدان احتجاج مى‏كردند و به اين وسيله حقانيت‏خويش و ادعاى دروغين آنها را آشكار مى‏ساختند.

ابوبصير مى‏گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه مى‏فرمود: «ما مات ابوجعفر(ع) حتى قبض مصحف فاطمه(س)» (42)

ابوجعفر - امام محمد باقر(ع) - از دنيا نرفت تا آنكه مصحف فاطمه(س) را تحويل داد.

على بن‏ابى‏حمزه مى‏گويد: عبد صالح - منظور امام موسى كاظم(ع) - فرمود: عندى مصحف فاطمه(س) ليس فيه شئ من القرآن. (43)

نزد من، مصحف فاطمه(س) است كه البته چيزى از قرآن در آن نيست.

ابوبصير مى‏گويد: به امام محمد باقر(ع) عرض كردم: جانم فدايت! پس از رحلت جانسوز فاطمه(س) آن مصحف به چه كسى انتقال گرديد؟

فرمود: فاطمه(س) شخصا آن را به اميرالمؤمنين(ع) تحويل داد و پس از شهادت على(ع) به امام حسن(ع) منتقل گشت و پس از او به امام حسين(ع) و آنگاه در خاندان حسين(ع) دست‏به دست گشت تا اينكه به صاحب الامر(عج) تحويل داده شد. (44)

اللهم صل على فاطمة و ابيها و بعلها و بنيها و السر المستودع فيها بعدد ما احاط به علمك.

پى‏نوشتها

1- عوالم العلوم و المعارف والاحوال، علامه بحرانى، ص‏36.

2- آل عمران،3 / 42 ،43 آيات خطاب به مريم است و اذا قالت الملائكة يا مريم ... و چون فرشتگان همين آيات را خطاب به فاطمه زهرا(س) تلاوت كرده‏اند به جاى يا مريم يا فاطمه گفته‏اند.

3- عوالم العلوم و المعارف و الاحوال، ص‏36.

4- مناقب ابن‏شهر آشوب، انتشارات علامه، ح‏3، ص‏336.

5- همان مدرك.

6- اصول كافى، ج 1، ص 241 و 458; بصائر الدرجات، ابوجعفر محمد بن حسن صفار، ص‏153; مسند فاطمة الزهراء، عزيزالله عطاردى، چاپ اول، ص 281; بحارالانوار، ج 22، ص 545 و ج‏43، ص‏79.

7- اصول كافى، ج 1، ص 240; بصائر الدرجات، ص‏157; مسند فاطمة الزهراء، ص 282; بحارالانوار، ج‏43، ص 80 و ج‏26، ص 44 و ج‏47، ص 65.

8- بصائر الدرجات، ص‏156،157، 161; بحارالانوار، ج‏26، ص 40 و46 و 48; ج‏47، ص 271.

9- بحارالانوار، ج‏26، ص 42.

10- بحارالانوار، ج‏26، ص‏39.

11- جابر بن عبدالله پانزده سال پيش از هجرت در مدينه به دنيا آمد، از طايفه خزرجيان بود. او و پدرش عبدالله بن‏حرام از پيشتازان اسلام بودند. پدرش در جنگ احد به شهادت رسيد. جابر از مسلمانان پيش از هجرت و از اصحاب با فضيلت رسول خدا(ص) بود كه در19 غزوه، از جمله جنگ بدر در ركاب پيامبر(ص) حضور داشت و در جنگ صفين نيز در ركاب على(ع) جنگيد. اين محدث بزرگ شيعه در اواخر عمر نابينا شد و با همان حال، همراه عطيه عوفى در اولين اربعين به زيارت كربلا آمد. وى آخرين فردى بود كه از حاضران پيمان عقبه بود. بدن او را به جرم دوستى اهل بيت، در زمان حجاج داغ نهادند و سرانجام در سال 78 هجرى قمرى، در سن نود و چند سالگى در حالى كه نابينا بود از دنيا رفت و در بقيع به خاك سپرده شده. (فرهنگ عاشورا، جواد محدثى، ص‏127).

12- رك: اصول كافى، ج 1، ص‏527; الاختصاص، شيخ مفيد، ص 210; مسند فاطمة الزهراء، ص‏286.

13- بحارالانوار، ج 25، ص‏117.

14- حديث‏با تلخيص نقل شده. اصول كافى، ج 1، ص‏239; بصائر الدرجات، ص 151; بحارالانوار، ج‏26، ص 38.

15- بحارالانوار، ج‏26، ص 211.

16- امام حسن مجتبى(ع) پسرى داشت كه نام او هم حسن بود و به همين سبب به او «حسن مثنى‏» مى‏گفتند. حسن مثنى در كربلا در خدمت امام حسين(ع) بود. مجروح شد و در ميان مجروحين افتاده بود. بعد كه به سراغ مجروحين آمدند، يك كسى كه با او خويشاوندى مادرى داشت واسطه شد و متعرضش نشدند، خودش را معالجه كرد و خوب شد. بعدها با فاطمه دختر امام حسين(ع) ازدواج كرد و از اين ازدواج فرزندانى به وجود آمد كه يكى از آنها همين عبدالله است. عبدالله از طرف مادر نوه امام حسين(ع) از طرف پدر نوه امام حسن(ع) است. به همين جهت افتخار مى‏كرد و مى‏گفت من از دو طريق فرزند پيغمبرم و از دو راه فرزند فاطمه(س) هستم. لذا به او «عبدالله محض‏» مى‏گفتند يعنى خالص از اولاد پيغمبر. عبدالله در زمان امام صادق(ع) رئيس اولاد امام حسن(ع) بود چنانكه امام صادق(ع) رئيس و بزرگتر بنى‏الحسين بود. در جريانات سياسى كه در عصر امام صادق(ع) پيش آمد و عباسيان روى كار آمدند. در آغاز عبدالله بن حسن راه ديگرى رفت و گوش به سخن امام صادق(ع) نداد و پندها و سخنان امام را به حسادت حمل مى‏كرد! تا آنكه از بنى‏عباس و ديگران براى فرزندش بيعت گرفت و بنى‏عباس هم چون در ابتدا زمينه را براى خودشان فراهم نمى‏ديدند از وجاهت و موقعيت آل على استفاده كردند و با محمد پسر عبدالله به عنوان مهدى امت‏بيعت كردند. خواستند از امام صادق(ع) بيعت‏بگيرند ولى امام(ع) مخالفت كرد كه مساله مهدى فعلا وقتش نيست، دروغ است. مهدى امت اين نيست ولى تحت عنوان امر به معروف و نهى از منكر و مبارزه با ظلم حاضرم همكارى و بيعت كنم. (براى آگاهى بيشتر مراجعه كنيد به سيرى در سيره ائمه اطهار، شهيد مطهرى، از ص 124 به بعد).

17- بصائر الدرجات، ص‏153; بحارالانوار، ج‏26، ص 40.

18- رك، لسان العرب، ج 10، كلمه صحف و مفردات راغب.

19- حديث قسمتى از حديثى است كه در پاورقى 14 منابع آن ذكر گرديده است.

20- بحارالانوار، ج‏26، ص 40.

21- بصائر الدرجات، ص‏156.

22- اصول كافى، ج 1، ص 240; بصائر الدرجات، ص 150 و 154; بحارالانوار، ج‏26، ص‏37.

23- بصائر الدرجات، ص‏159; مسند فا