ثر العلية

مشكوة نور اللَّه والزجاجة *** كعبة الآمال لأهل الحاجة

ليلة قدر ليلة مباركة*** ابنة من صلت به الملائكة

قرار قلب امها المعظمة*** عالية المحل سر العظمة

مكسورة الضلع رضيض الصدر ***مغصوبة الحق خفي القبر (1)


  1- جنةالعاصمة، ص 66- 68. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:297.txt">تقيه</a><a class="text" href="w:text:298.txt">انسيه</a><a class="text" href="w:text:299.txt">حوراء</a><a class="text" href="w:text:300.txt">رشيده</a><a class="text" href="w:text:301.txt">زهره</a><a class="text" href="w:text:302.txt">سيده</a><a class="text" href="w:text:303.txt">صادقه</a><a class="text" href="w:text:304.txt">حبيبه</a><a class="text" href="w:text:305.txt">حوريه</a><a class="text" href="w:text:306.txt">رضيه</a></body></html>تقيه

  زنى را كه اهل پرهيزكارى و تقوا باشد «تقيه» گويند. آيا كسى از صدّيقه‏ى طاهره عليهاالسلام در ميان زنان پرهيزكارتر مى‏شناسيد؟ 
فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام الگوى تقوا. 
زيارة فاطمة عليهاالسلام فى الروضة، تقف في الموضع المذكور و تقول. 
«السلام على البتولة الطاهرة والصديقة المعصومة والبرة «التقية» سليلة المصطفى و حليلة المرتضى و ام‏الأئمة النجباء. اللهم إنّها خرجت من دنياها مظلومة مغشومة، قد ملئت داء و حسرة و كمداً و غصة تشكو إليك و إلى أبيها ما فعل بها. اللهم إنتقم لها و خذلها بحقها...،

در زيارتنامه‏ى حضرت فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام مى‏خوانيم: درود بر تو اى زن پاكيزه از هر بدى و آلودگى! سلام بر تو اى زن بسيار راستگو، دور از هر گناه،نيكوكار، باتقوا، فرزند مصطفى (پيامبر اكرم)، همسر مرتضى (اميرالمؤمنين) و مادر پيشوايان گرامى و با كرامت. خداوندا! فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام در حالى كه مورد ظلم و ستم دشمنان قرار گرفته بود از اين دنيا رفت، لبريز از درد و حسرت و آه و غم و اندوه بود كه شكايت اين قوم را در پيشگاه تو و پدرش نمود. خداوندا! انتقام او را بگير و حق مسلم ايشان را بازگردان.» (1) 
«السلام عليك أيّتها «التقية» النقية، 
دورد بر تو اى زن پاكدامن و با تقوا!» (2)

1- بحارالانوار، ج 100، ص 197، ر 15 از مصباح ‏الزائر.

2- بحارالانوار ج 100 ص 199 ر 20 از الاقبال ص 100.  انسيه

  أَنِسَ- أَنَسَ- أَنَسَ- تَأَنَّسَ: صار إنساناً،

إِنْسِي و أَنْسي: البشر أو غير الجن والملاك.

فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام الگوى تمامى انسانها از زن و مرد بوده و هست، زيرا در انسانيت به تمام درجات كمال رسيده بودند، امّا چون نصيبى از بهشت داشت، او را حوراء انسيه مى‏گويند، يعنى انسانى فرشته صفت. 
فاطمه‏ى، انسانى بهشتى. 
... قال رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله: 
?... ففاطمة حوراء ?انسية? فإذا إشتقت إلى الجنة شممت رائحة فاطمة عليهاالسلام، 
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: هرگاه مشتاق بهشت مى‏شوم، فاطمه عليهاالسلام را مى‏بويم. فاطمه عليهاالسلام بوى بهشت مى‏دهد. او فرشته‏اى در پوست انسان است.? (1) 
فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام فرشته‏اى در قالب انسان. 
عن أسماء بنت عميس قالت: 
?قال رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و قد كنت شهدت فاطمة عليهاالسلام و قد ولدت بعض ولدها فلم أر لها دماً فقال صلى اللَّه عليه و آله: إن فاطمة خلقت حورية في صورة ?إنسية.? 
اسماء بنت عميس مى‏گويد: پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: من زايمان فاطمه عليهاالسلام را در تولد بعض فرزندانش ديده‏ام، او از زايمان، هيچ خونى نديد، زيرا فاطمه عليهاالسلام فرشته‏اى در صورت انسانهاست.? (2) 

  1- بحارالانوار، ج 43، ص 5، ر 5 از علل‏الشرايع. 
2- بحارالانوار ج 43، ص 7 ر 8 از كشف‏الغمه. حوراء

  حَوِرَ- حَوَراً- حورت العين: إشتدَّ بياض بياضها و سواد سوادها. 
حوراء زنى است كه چشمانى زيبا دارد كه سفيدى (بدن) او را نهايت سفيدى، و سياهى (چشمان) او نيز در نهايت سياهى است كه اين يكى از صفات حورالعين (فرشتگان) است. 
خلقت فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام نصيبى از بهشت داشت، لذا ايشان صفات فرشتگان را داشتند. پس يكى از اسامى آن حضرت نيز «حوراء» است، يعنى زنى كه همچون فرشتگان داراى چشمانى زيباست. 
فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام بوى بهشت مى‏دهد. 
... قال رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله: 
«... ففاطمة «حوراء» إنسية فإذا إشتقت إلى الجنة شممت رائحة فاطمة عليهاالسلام، 
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: هرگاه مشتاق بهشت مى‏شوم، فاطمه عليهاالسلام را مى‏بويم. فاطمه عليهاالسلام بوى بهشت مى‏دهد. او فرشته‏اى در پوست انسان است.» (1) 
فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام فرشته‏اى كه از هر آلودگى به دور است. قال رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله: 
«إنَّ إبنتي فاطمة «حوراء»، إذ لم تحض و لم تطمث، 
پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: به درستى كه دخترم، فاطمه، فرشته و «حوراء» است، زيرا او هيچ‏گاه خون حيض نمى‏بيند و هيچ آلودگى در او راه ندارد.» (2) 
فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام در قالب انسان. 
قال رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله: 
«إبنتي فاطمة «حوراء» آدميّة، 
پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: دخترم فاطمه، «فرشته‏اى» در قالب انسان است.» (3) 
  1- بحارالانوار، ج 43، ص 5، ر 5 از علل‏الشرايع.

2- فاطمه الزهراء بهجة قلب المصطفى، ج 1، ص 158 از ذخائرالعقبى، ص 26.

3- فاطمه‏ى زهراء بهجة قلب المصطفى، ج 1، ص 182 از الصواعق، ص 96، اسعاف الراغبين ص 172 نقلاً عن السنائي.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:4.xml">زندگی نامه </a><a class="folder" href="w:html:20.xml">کتابخانه</a><a class="folder" href="w:html:372.xml">احادیث</a><a class="folder" href="w:html:419.xml">حکایات</a><a class="folder" href="w:html:456.xml">مقالات</a><a class="folder" href="w:html:536.xml">پرسمان</a><a class="folder" href="w:html:629.xml">اشعار</a><a class="folder" href="w:html:777.xml">پیامک</a></body></html>فصل  هفتم : تسبيحات فاطمه زهرا عليهاالسلام
88 - تشريح تسبيح فاطمه (س ) 
از حضرت امام على عليه السلام نقل شده است كه فرمود:
فاطمه زهرا عزيزترين عزيزان رسول خدا صلى الله عليه و آله در خانه من بود، اين بانو آن قدر با آسياب آرد كرد تا دست هايش پينه بست و آن قدر از چاه آب كشيد كه اثر آن بر سينه اش باقى مانده بود و به اندازه اى خانه را روبيد تا اين كه لباسهايش غبارآلود شد. و آن قدر زير ديگ آتش برافروخت تا لباسش كثيف و گردآلود گرديد و به همين علت به سختى و زحمت افتاد، روزى شنيديم غلام چندى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آوردند به فاطمه گفتم : وقتى خدمت پدر خود رفتى از وى خادمى را بخواه تا در كارها مددكار باشد و از اين همه رنج و محنت آسوده شوى .
پس فاطمه زهرا خدمت رسول خدا رفت ، ملاحظه كرد كه گروهى با ايشان مشغول بحث و گفتگو هستند، لذا بدون اين كه با پدر سخنى بگويد به خاطر شرم و حيا بازگشت . على عليه السلام فرمود: چون رسول خدا مى دانست كه فاطمه زهرا براى حاجت نيازى مراجعه كرده است ، لذا خود به منزل ما آمد، حضرت فرمود: فاطمه جان ! براى چه منظورى به سوى من آمدى و دو مرتبه سوال فرمود و فاطمه ساكت بود، على عليه السلام مى گويد: عرض كردم : اى رسول خدا من علت را براى شما ذكر مى نمايم . فاطمه آن قدر سنگ آسياب را چرخاند