ى‏زدند و با صداى بلند گريه مى‏كردند. اگر بگويم جبرئيل آنجا بود، دروغ نگفته‏ام، زيرا صداى گريه و زارى مى‏شنيدم كه برايم آشنا نبود، اما كسى را نمى‏ديدم، شك ندارم كه صداى فرشته‏اى بود و مگر مى‏شود جبرئيل در اين شب هولناك يار ديرينه‏ى خود را تنها بگذارد. آن شب، فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام چنان گريه مى‏نمود كه گمان مى‏كنم زمين و آسمان بر او ناله و گريه مى‏كردند،

سپس پيامبر فرمود: اى دخترم! خداوند پشيتبان شما خواهد بود. به همان خدايى كه مرا برانگيخت، عرش خداوند و آنچه در اطراف اوست، از زمين و آسمان و ما بين اين دو، از گريه تو گريستند. به همان خدايى كه مرا برانگيخت، بهشت بر مردم حرام است، تا آنكه من وارد بهشت گردم و پس از من، تو اولين كسى هستى كه بر بهشت قدم مى‏نهد. فاطمه جان! گوارايت باد. به همان خدايى كه مرا برانگيخت، تو سرور زنان بهشت هستى. به همان خدايى كه مرا برانگيخت، جهنم شعله‏اى مى‏كشد كه هيچ پيامبر و يا فرشته‏ى مقربى از هراس او در امان نيست و همگى بى‏هوش مى‏شوند، يك منادى صدا مى‏زند:

اى جهنم! خداوند به تو مى‏گويد: آرام باش تا فاطمه، دختر محمد، عبور نمايد و به بهشت روانه گردد، هيچ دود و آتشى به او آسيب نمى‏رساند. به همان خدايى كه مرا برانگيخت، حسن از طرف راست و حسين از طرف چپ، شما را همراهى مى‏كنند و به بالاترين مكان بهشت در پيشگاه خداوند متعال، در مقامى شريف در كنار على بن ابى‏طالب جاى مى‏گيرى. به همان خدايى كه مرا برانگيخت، از دشمنانت دادخواهى خواهم نمود و كسانى كه حق تو را غصب كردند، رشته محبت ترا بريدند، بر من دروغ بستند، همه را پشيمان و خجل خواهم نمود. پس مى‏گويم: اى امت من! اى امت من! جواب مى‏رسد: امتت، پس از شما دگرگون شدند و جهنمى گشتند.» 
  1- بحارالانوار، ج 22، ص 490، ر 36.حبيبه

  حبَّ، حُبّاً و حِبّاً: وَدَّه، حَبَّ- و حَبُبَ- إليه: صار حبيباً له، أي، محبوباً،

الحبيب: المُحِبّ تقول أنا حبيبكم، أي مُحِبُّكم، المحبوب، تقول: «هذا حببيبي»، أي، محبوبي.

حبيبه، يعنى زنى محبوب و دوست داشتنى، زنى كه او را دوست داشته باشند. «حبيبة حبيب‏اللَّه»، يعنى پيامبر خدإ؛ 
ّّ صلى اللَّه عليه و آله كه حبيب خداوند است، فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام را دوست مى‏دارد.

فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام محبوبه‏ى رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله. 
عن أبي‏عبداللَّه عليه‏السلام قال:... قال أميرالمؤمنين عليه‏السلام:

«... فلما كانت الليلة الّتى أراد اللَّه أن يكرمها و يقبضها إليه أقبلت تقول: و عليكم السلام و هي تقول لي: يا إبن عمّ قد أتاني جبرئيل مسلّماً و قال لي: السلام يقرأ عليك السلام يا «حبيبة» حبيب‏اللَّه! و ثمرة فؤاده، اليوم تلحقين بالرفيع الأعلى و جنة المأوى ثم إنصرف عني...، امام صادق عليه‏السلام فرمودند:

... اميرالمؤمنين عليه‏السلام فرمودند: شبى كه خداوند مى‏خواست جان زهراء عليهاالسلام را بگيرد، زهراء به طرف قبله رو نمودند و گفتند: درود بر شما باد. و به من گفت: اى پسر عمو، جبرئيل در حالى كه درود مى‏فرستاد بر من وارد شد و گفت: «سلام»، بر تو درود مى‏فرستد، اى محبوب پيامبر! و اى ثمره‏ى قلب رسول! امروز به ملكوت اعلى خواهى شتافت و سپس از من دور شد....» (1)

فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام دوستدار رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله.

«... أنا زوج البتول سيّدة نساء العالمين فاطمة التقية الزكية البَرَّة المهدية،«حبيبة» حبيب‏اللَّه و خير بناته و سلالته و ريحانة رسول‏اللَّه...،

... من شوهر بتول، سرور زنان عالم هستم. فاطمه‏اى كه اهل پاكدامنى است، نيكوكار است، از طرف خداوند هدايت شده است، دوستِ، دوست خداست، بهترين دختر و فرزند پيامبر خداست، ريحانه‏ى پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله است....» (2)

  1- بحارالانوار، ج 43، ص 207، ر 36 از الدلائل للطبرى.

2- بحارالانوار، ج 35، ص 45، ر 1 همچنين، ج 33، ص 283، ر 547 از بشارة المصطفى. حوريه

  از نظر لغت، در لقب حورا گذشت.

از آنجايى كه خلقت حضرت فاطمه عليهاالسلام با ميوه‏هاى بهشتى در ارتباط بوده است، لذا صفات حوريه‏هاى بهشتى نيز در وجود آن حضرت فراوان يافت مى‏شوند بدين جهت او را «حوريه» گويند، يعنى فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام فرشته خصال بود. فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام بوى بهشت مى‏دادند و همچون فرشتگان همواره باكره بودند و هيچ‏گاه خون حيض، يا نفاس نمى‏ديدند. 
پيامبر فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام را حوريه خطاب مى‏كند. 
عن سلمان الفارسى رضي‏اللَّه‏عنه قال: 
«كنت واقفاً بين يدى رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله أسكب الماء على يديه إذا دخلت فاطمة عليهاالسلام و هى تبكى، فوضع النبى صلى اللَّه عليه و آله يده على رأسها و قال: ما يبكيك؟ لاأبكى اللَّه عينيك يا «حورية»!. قالت: مررت على ملاء من نساء قريش و هن مخضبات فلما نظرن إلىّ وقعوا فيّ و فيّ إبن عمّي. 
فقال لها: و ما سمعت منهن؟ قالت: قلن كان قد عزّ (1) 
على محمد أن يزوّج إبنته من رجل فقير قريش و أقلهم مالاً. فقال لها: واللَّه يا بنية! ما زوّجتك ولكن اللَّه زوّجك من علي فكان بدوه منه...، 
سلمان فارسى مى‏گويد: خدمت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بودم و آب روى دست مباركشان مى‏ريختم كه در اين حين فاطمه عليهاالسلام وارد شد در حالى كه مى‏گريست، حضرت فاطمه عليهاالسلام عرضه داشتند: بر گروهى از زنان قريش مى‏گذشتم هنگامى كه آنها مرا ديدند به بد گفتن از من و على عليه‏السلام پرداختند. پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به فاطمه عليهاالسلام فرمودند: چه شنيدى؟ 
حضرت فاطمه عليهاالسلام عرضه داشت: مى‏گفتند: چقدر براى محمّد بد شد كه دخترش را به مرد فقيرى از قريش داد. پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: 
زهراء جان! به خدا قسم من تو را شوهر ندادم، خداوند تو را به عقد على عليه‏السلام درآورد.» (2) ... فقال صلى اللَّه عليه و آله: 
«إنّ فاطمة خلقت «حورية» في صورة إنسية، 
پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله مى‏فرمود: زهراء عليهاالسلام خلقتى از فرشتگان دارد كه در پوستى از انسانها قرار گرفته است.» (2) 
  1- عزّ: ارجمند شد، ناگوار است براى...، قوى شد، ضعيف شد. 2- بحارالانوار، ج 43، ص 149، ر 6 همان مأخذ، ص 7 از فضايل شهر رمضان.

2- بحارالانوار، ج 43، ص 7 و 8 از كشف‏الغمه. رضيه

  از نظر لغت در اسم راضيه توضيح داده شد.

در صفت رضا، آن قدر رضاى حضرت زهراى مريضه عليهاالسلام مثال‏زدنى است كه براى اين صفت نيك ايشان، چندين لقب ذكر شده است. «راضيه» «مرضيه» و «رضيه». 
فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام راضى در برابر همه‏ى سختيها. 
عن الصادق عليه‏السلام قال:

«دخل رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله على فاطمة عليهاالسلام و عليها كساء من ثلة الابل و هى تطحن بيدها و ترضع ولدها فدمعت عينا رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله لما ابصرها فقال: يا بنتاه! تعجلى مرارة الدنيا بحلاوة الآخرة فقد أنزل اللَّه علي «و لسوف يعطيك ربك فترضى»،

امام صادق عليه‏السلام فرم