 . طبقات الكبری، ج 8، ص 18.
[20] . وفاه فاطمه الزهرا(س)، ص 77.
[21] . فاطمه الزهرا(س)، رحمانی، ص 538.
[22] . صحیح بخاری، ج 5 ، ص 177.
[23] . روضه الواعظین، ج 1، ص 151.
[24] . مناقب، ج 3، ص 363.
[25] . نهج البلاغه.
[26] . سوره بقره، آیه 45.
[27] . بحار، ج 43 ، ص 188.
[28] . صحیح مسلم.
[29] . الزهراء(س)، ص 188
[30] . كشف الغمه، ص 127.درسى از على (ع)
فضه مسؤ وليت داشت غذاى حضرت را كه در منزل آماده مى شد، به ايشان برساند و به اين ترتيب با وى همراه بود. از اين روى چندين بار كه اشخاص ‍ مختلف حضرت را در حال خوردن غذاى ساده بعد از خستگى ناشى از كشاورزى مى ديدند، به فضه اعتراض مى كردند و او كه در مقابل اين سؤ الها قرار مى گرفت ، خود بهتر از ديگران به مقام والاى اميرمؤ منان وصى و برادر رسول بزرگ خدا پى مى برد.
عمرو بن حريث يكى از اشخاصى است كه به فضه اعتراض كرد و... امير مؤ منان در پاسخ او فرمود: يا عمرو لقد حانت هذه - و مد يده الى محاسنه - و خسرت هذه ان ادخلها النار من اجل الطعام و هذا يجزنى .(27)
حضرت على (ع) فرمود: عمرو وقت اين رسيده - و دستش را به محاسنش ‍ كشيد - و ادامه داد: اگر اين محاسن به سبب طعام بسوزد، زيان كرده است و همين غذا مرا كفايت مى كند.عدالت فاطمه (س )
فاطمه (س ) هرگز در حق فضه بى عدالتى روا نداشت . به وى فرصت عبادت مى داد و از تمام امتيازها بهره مندش مى ساخت . در اين باره پيامبر (ص) نيز به فاطمه (س ) توصيه كرده بود به اين صورت كه انجام كارهاى خانه يك روز بر عهده فاطمه (س ) و روز ديگر بر عهده فضه باشد. با اين روش هر يك مى توانستند به استراحت ، عبادت و كارهاى مورد علاقه شان بپردازند. در نوع انتخاب كارهاى خانه نيز فاطمه (س )، فضه را آزاد گذاشته بود و كار بر زمين مانده را دختر رسول خدا انجام مى داد. در اين خانه عموما كارها به دو بخش داخلى و خارجى خانه تقسيم شده بود. كارهايى مانند: آرد كردن جو و گندم ، روشن كردن تنور نان و غذا پختن ، شستن لباس ، نگهدارى كودكان از كارهاى داخل خانه بود و امورى مانند تهيه هيزم ، رساندن غذاى حضرت على (ع) در نخلستان ، از امور بيرون منزل به حساب مى آمد. و اين نيز مطلب نمونه اى است از عدل الهى كه در خانه اهل بيت عليهم السلام جارى بود.نوبت كار
قطب راوندى مى نويسد: ((روزى سلمان فارسى به خانه فاطمه (س ) آمد. ديد حضرت در كنار آسياب نشسته و به آرد كردن جو براى خانواده اش ، مشغول است و از كثرت كار، دست فاطمه زهرا (س ) مجروح شده و خون آن بر دسته آسياب لخته بسته است . در همان حال فرزند كوچكش حسين (ع) در گوشه خانه از گرسنگى بى تاب و رنگ پريده شده است . سلمان پرسيد: اى دختر رسول خدا دست هاى شما از آسياب كردن مجروح شده است . خادمه تان حاضر است ، چرا اين كار را به او نمى سپاريد؟
فرمود: رسول خدا (ص) به من وصيت كرده است خدمت خانه يك روز با او و روز ديگر با من باشد، ديروز نوبت او بود.
سلمان گفت : من بنده آزاد شده شما هستم . بگذاريد جو را آرد كنم يا حسين (ع) را ساكت سازم . فرمود: من بهتر مى توانم حسين را آرام كنم . شما جو را آرد كنيد.
سلمان مشغول كار كردن شد. دقايقى بعد هنگام نماز فرا رسيد و سلمان به سوى مسجد رسول خدا (ص) روانه شد. در مسجد على (ع) را ديد و از آنچه ديده بود، او را مطلع كرد. على (ع) كه از ناراحتى اشك بر گونه هايش ‍ جارى شده بود، بى درنگ از مسجد خارج و به سوى خانه روانه شد.
لحظه اى بعد ديدند كه على (ع) تبسم كنان به مسجد برگشت . رسول خدا (ص) پرسيد: چه شد گريان رفتى و خندان برگشتى ؟ فرمود: دخلت على فاطمه (س ) و هى مستقبلة لقفاها و الحسين نائم على صدرها و قدامها رحى تدور من غير يد نزد فاطمه رفتم . ديدم حسين (ع) بر سينه مادر خوابيده و آسياب ، بى آنكه دستى ديده شود، خود به خود مى گردد.
پيامبر (ص) تبسمى كرد و فرمود: يا على اما علمت ان لله ملائكة سيارة فى الارض يخدمون محمدا و ال محمد الى ان تقوم الساعة اى على ! مگر نمى دانى خداوند در زمين فرشتگانى دارد كه مى گردند و هميشه به محمد و آل محمد خدمت مى كنند؟(28)حق انتخاب
در روايتى ديگر كه ابن حجر عسقلانى آن را به نقل از امام صادق (ع) بيان مى كند، فروغى در نهايت زيبايى از عدل فاطمى با فضه نوبيه را مى توان مشاهده كرد. آنجا كه حتى انتخاب نوع كار را به فضه مى سپارد. ابن حجر مى نويسد: امام صادق (ع) از اميرمؤ منان (ع) نقل مى كرد كه : فقالت لها فاطمه اتعجينى او تخبزين ؟ قالت بل اعجن يا سيدتى و احتطب . فاطمه (س ) به او گفت : آيا خمير درست كردن را بر عهده مى گيرى يا پختن نان را؟ و در جواب او فضه گفت : خمير درست كردن و آوردن هيزم با من ...(29)فضه ما
فضه چند سال از محضر رسول اكرم (ص) بهره برد. او در همين مدت كم ، ارتباطى مستحكم با رسول خدا برقرار كرد. در اين مدت روح فضه به مرتبه اى اوج گرفت و معنويت در سيمايش جلوه گر شد كه شگفتى اميرمؤ منان (ع) را برانگيخت و پيامبر (ص) او را از مقام احتياط و طهارت فضه آگاه ساخت . سيد هاشم بحرانى (30) مى نويسد: امام على (ع) به اتاق عايشه كه نزديك خانه فاطمه (س ) بود، رفت و سه بار فضه را صدا زد تا برايش آب وضو حاضر سازد؛ اما از فضه خبرى نشد، تا اينكه شخصى ظرفى پر از آب زلال برايش حاضر ساخت و اميرمؤ منان (ع) بعد از آنكه وضو ساخت ، نزد رسول اكرم (ص) آمد. حضرت از آب وضوى او كه مانند قطرات مرواريد ريزان بود، سؤ ال كرد. على (ع) نيز را اتفاق افتاده بود، باز گفت . پيامبر فرمود: آنكه تو را صدا زد، جبرئيل و آن ظرف از بهشت و آن آب يك سومش از مغرب و يك سومش از مشرق بود.
جبرئيل از قول خود و خدا به تو سلام مى رساند و مى گويد: فضه حائض ‍ بود و نخواست با آن حال آب وضو براى تو حاضر كند و اميرمؤ منان عليه السلام ، بعد از رد جواب سلام در حالى كه از مقام فضه و احتياط او شادمان بود، با تحسين تمام فرمود: اللهم بارك لنا فى فضتنا خدايا در فضه ما بركت قرار بده .(31)
به اين ترتيب كمال پاكيزگى ، طهارت و تقواى فضه بر همگان روشن شد. در مقابل اميرمؤ منان (ع) در حق فضه دعا كرد و به اين واسطه كه بركت در علم ، فرزند و فضايل انسانى فضه به وجود آمد. مقام بزرگى كه فضه در اين رويداد كسب كرد و به اهل بيت منتسب شد، بالاترين شرافت و فضيلت را در حق وى ايجاد كرد، همانگونه كه رسول خدا (ص) سلمان را به چنين انتسابى فضيلت بخشيد و فرمود: سلمان منا اهل البيت بنابراين ؛ تقوا، ايمان ، طهارت و پاكى نفس ، پشتوانه اصلى براى توجه اهل بيت عليهم السلام به فضه را فراهم ساخت .دست نياز
دعا به سوى يار رفتن و حديث آشنايى به حضور دوست بردن است . دعا جذبه است و آنجا كه انسان از پاى مى افتد، بُراق (32) دعا او را به فضاى عطرآگين اميد رهنمون مى شود. دعا مظهرى از اعجاز معرفت است و براى آنكه به مقصد اجابت برسد، كمال انسانى در روح و جان آدمى بايد به سوى نقطه اوج برود.
اما اجابت دعا خود كسب مقدمات و كمالاتى را مى طلبد كه اعتقاد به ربوبيت خداوند، احساس نياز و اعتقاد به اجابت ، از جمله آنها است .راز اجابت دعا
اساس دعا، احساس فقر حقيقى است . مرحله اى كه فضه نوبيه نيز به آن دست يافت . تا آنجا كه پيامبر (ص) از عمق ص