- توسل امام باقر به فاطمه زهرا(س ) 
توسل تقرب است و اهل بيت وسيله آن ؛ ومنكر آن يا جاهل است و يا معاند. اهل بيت وسيله تقرب انبيا هستند و زهرا وسيله تقرب و توسل اهل بيت . اگر ما به زهرا عليهاالسلام متوسل مى شويم ، تعجبى نيست كه اهل بيت هم به زهرا عليهاالسلام متوسل مى شدند.
امام باقر عليه السلام هرگاه تب طاقتش را مى ربود، آب خنكى طلب مى كرد و وقتى آب به دستش مى رسيد و جرعه اى از آن را مى نوشيد، لحظه اى از نوشيدن باز مى ماند و سپس با صداى بلند به حدى كه در بيرون خانه نيز شنيده مى شد از ته دل مادرش زهرا عليهاالسلام را صدا مى كرد و مى فرمود: فاطمه اى دختر رسول خدا و بدين گونه خود را از سوز تب تشفى مى داد و بر خود مرهمى مى نهاد و جان و روح خود را با ياد محبوب و توسل به او آرام و عطرآگين مى نمود.
117 - توسل امام جواد به فاطمه زهرا(س ) 
امام جواد هر روز هنگام زوال به مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله رفته و پس از سلام و صلوات بر رسول خدا صلى الله عليه و آله به سراغ خانه مادرش زهرا عليهاالسلام كه در همان نزديكى قبر پيامبر صلى الله عليه و آله است مى رفت و كفش ها را درآورده و با نهايت ادب و خضوع ، داخل خانه شده و در آن جا نماز و دعا مى خواند و دقايقى طولانى به عبادت مشغول مى شد. و هرگز ديده نشد به زيارت رسول خدا صلى الله عليه و آله برود و سراغ مادرش را نگيرد.
118 - توسل شخص مومن به فاطمه (س ) 
يكى از طلاب فاضل و مورد وثوق تعريف مى كند: زمانى كه در نجف اشرف مشغول تحصيل بودم ، يك روز در ماه مبارك رمضان ، طرف عصر غذايى براى افطار خود تهيه كرده و در حجره گذاردم و بيرون آمده و در را قفل كردم . پس از اداى نماز مغرب و عشا و گذشتن مقدارى از شب براى صرف افطار برگشتم به مدرسه . چون به در حجره رسيدم دست در جيب نموده ، اما كليد را نيافتم . داخل صحن مدرسه را خوب گشتم و از بعضى طلاب كه در مدرسه بودند سوال نمودم ، اما باز هم كليد پيدا نشد. به علت گرسنگى و نيافتن راه چاره سخت پريشان شدم . از مدرسه بيرون آمده ، متحيرانه به سوى حرم مطهر مى رفتم و به زمين نگاه مى كردم . ناگاه مرحوم حاج سيد مرتضى كشميرى (اعلى الله مقامه ) را ديدم . سبب حيرتم را پرسيد؛ مطلب را عرض كردم ، پس با من به مدرسه آمد و نزد حجره ام فرمود: معروف است كه نام مادر حضرت موسى كليد قفل هاى بسته است . پس چگونه نام نامى حضرت فاطمه عليهاالسلام چنين اثرى نكند؟
آن گاه دست روى قفل نهاد و ندا كرد: يا فاطمه كه ناگهان قفل باز شد.
119 - قسم به فاطمه زهرا(س ) 
يكى از فضلاى حوزه كه مشكل بزرگى برايش پيش آمده بود براى زيارت و توسل به حضرت رضا عليه السلام عازم حرم مى شود. از قضا به علامه طباطبايى برمى خورد كه ايشان هم عازم حرم است . بلافاصله به طرفش ‍ رفته و با چشمى پراشك و دلى پرسوز از ايشان مى خواهد تا دعايى به او بياموزد كه حاجتش روا شود. علامه نگاهى مهربان به چهره و حالت او مى كند، آن گاه مى گويد: فرزندم ! وقتى وارد حرم مطهر مى شوى ، يكى از موثرترين و بهترين دعاها اين است كه حضرت را به مادرش زهرا عليهاالسلام قسم بدهى كه حاجت ترا از خدا بخواهد. چون حضرت به مادرش زهرا عليهاالسلام علاقه فراوان و ارادت خاصى دارد و سوگند دادن به مادر محبوبش سخت موثر خواهد افتاد.
او مى گويد: با شنيدن اين سخن سخت متاثر شدم ، و رعشه و لرزه اى تمامى وجودم را در برگرفت . اين توسل و قسم دادن همان و به مقصود رسيدن همان .عليمه

  عَلِمَ، عِلْماً، الرّجل: حصلت له حقيقة العِلم،

العِلْم: إدراك الشى‏ء بحقيقته،

العَليم: المتصف بالعلم.

زنى را كه دانش فراوان داشته باشد، «عليمه» گويند. صديقه كبرى عليهاالسلام بر همه‏ى علوم، آگاه بود، تا آنجا كه ائمه‏ى اطهار عليهاالسلام براى روشن شدن حوادث آينده، به «صحيفه فاطميه» مراجعه مى‏كردند.

فاطمه عليهاالسلام بانوى دانشمند مدينه.

«السلام عليك أيّتها المحدثة «العليمة».

سلام و درود بر تو! اى خانمى كه حديث‏گوى و دانشمند بودى!» (1) 
  1- بحارالانوار، ج 100، ص 199، ر 20. مهديه

  هَدَى، هُدىً و هَدْياً و هِدْيَةً و هِدايَةً: أرشده، و هو ضد أضلّه، 
يقال: «هداه الطريق و هداه إلى الطريق و للطريق»، أي، بينه له و عرّفه به، 
المَهدّى، الّذي قد هداه اللَّه إلى الحقّ. 
زنى را كه هدايت شده باشد، مهديه گويند. فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام مهديه بودند، يعنى از طرف خداوند مورد هدايت قرار گرفته بودند و هركس خداوند او را راهنمايى كند، هيچ‏گاه گمراه نخواهد شد. 
فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام هدايت شده از طرف خداوند. 
عن موسى بن جعفر عن أبيه عليهم‏السلام... قال رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله: «موفّقة رشيدة «مهديّة» ملهمة...، 
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: تو يك زن موفقه و رشيده هستى كه از سوى خداوند مورد الهام واقع شده است و از طرف او هدايت يافته‏اى.» (1)

  1- بحارالانوار، ج 22، ص 492، ر 37 همچنين، ج 81، ص 324، ر 18، ر. ك: لقب رشيده. حُرَّة

  حَرَّ- حَراراً العبدُ: عُتق و صار حُرًّا، 
الحُرّ: خلاف العبد والأسير: الكريم، 
الحُرَّة، خلاف الإمة، الكريمة 
هر زن آزاده را حُرّه خوانند. زنى آزاده‏تر از فاطمه عليهاالسلام در دنيا يافت نمى‏شود. فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام زنى كه آزادگى را معنا نمود و در راه حريت جان خويش را فدا نمود.

فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام زنى آزاده.

عن سلمان و عبداللَّه بن العباس قالا: 
«توفى رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله... فقاما، فجلسا بالباب و دخل عليّ عليه‏السلام على فاطمة عليهاالسلام. فقال لها: أيّتها «الحُرَّة» فلان و فلان بالباب، يريدان ان يسلّما عليك فماترين؟ قالت: البيت بيتك و الحُرَّة زوجتك، إفعل ما تشاء...، 
سلمان مى‏گويد: وقتى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فوت نمودند... آن دو نفر (عمر و ابوبكر) به در خانه‏ى على عليه‏السلام آمدند. اميرالمؤمنين عليه‏السلام پيش فاطمه عليهاالسلام آمدند و صدا زدند: اى آزاده! آن دو نفر پشت در خانه هستند، مى‏خواهند خدمتتان برسند و سلام عرض كنند. چه مى‏گويى؟ فاطمه عليهاالسلام گفت: خانه، خانه‏ى توست و من نيز زن تو هستم، هرچه خواهى انجام ده.» (1) 
  1- بحارالانوار، ج 43، ص 197، ر 29 از كتاب سليم بن قيس الهلالى. راكعه

  رَكَعَ- رَكْعاً و رُكُوعاً: إنحنى و طأطأ رأسه، و منه الركوع في الصلوة.

زنى را كه اهل ركوع بر درگاه احديت باشد، راكعه گويند.

فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام، در شب جمعه تا صبح در ركوع بود.

عن الحسن بن على بن أبي‏طالب عليه‏السلام قال:

«رأيت أمي فاطمة عليهاالسلام قامت في محرابها ليلة جُمْعَتها فلم تزل «راكعة» ساجدة حتى إتّضح عمود الصبح و سمعتها تدعو للمؤمنين والمؤمنات و تسمّيهم و تكثر الدعاء لهم و لا تدعو لنفسها بشى‏ء. فقلت لها: يا اُمّاه لِمَ لاتدعين لنفسك كما تدعين لغيرك؟ فقالت: يا بُنىَّ! الجارّ ثم الدّار،

امام حسن عليه‏السلام مى‏فرمايد: مادرم را در يك شب جمعه ديدم كه به نماز ايستاده، و پى‏درپى در ركوع و سجود بود، تا صب