 شد. شنيدم زنان و مردان با ايمان را، با نام مى‏خواند و از خداوند براى آنها دعاى خير مى‏نمود و براى خودش هيچ چيز از خداوند نمى‏خواست.

از او سؤال كردم: چرا براى خودتان چيزى نمى‏طلبيد؟ فرمودند: پسرم! اوّل بايد همسايه‏ها را دعا نمود و بعد خويشتن را.» (1) 
  1- بحارالانوار، ج 43، ص 81، ر 3 از علل‏الشرايع. ريحانه

  راحَ يَرُوحُ راحة الشى‏ءَ: وجد رائحته و ريحاً الشى‏ء: وَجَدَ ريحَهُ،

الريح: الرائحة لما يدرك بحاسّة الشم، الشى‏ء الطيّب،

الريحان: كل نبات طيّب الرائحة: هر گياهى خوشبوى،

الريحانة: طاقة الرَيحان. 
ريحانه در لغت، گياهى خوشبوى است، البته براى موجود لطيفى چون زن نيز استعمال مى‏گردد. پيامبر صلى اللَّه عليه و آله مكرر مى‏فرمودند: «فاطمه عليهاالسلام ريحانه‏ى من است، كه هرگاه مشتاق بهشت مى‏شوم او را مى‏بويم.» پس زهراء عليهاالسلام گلى خوشبوى بودند كه بوى بهشت مى‏دادند.

فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام ريحانه‏ى پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله.

«... أنا زوج البتول، سيّدة نساءالعالمين، فاطمة التقية الزكية البَرَّة المهدية، حبيبة، حبيب‏اللَّه و خير بناته و سلالته و «ريحانة» رسول‏اللَّه...،

... من شوهر بتول، سرور زنان عالم هستم. فاطمه‏اى كه اهل پاكدامنى است، نيكوكار است، از طرف خداوند هدايت شده است، دوستِ، دوست خداست، بهترين دختر و فرزند پيامبر خداست، ريحانه‏ى پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله است....» (1)

در موارد بسيارى اميرالمومنين عليه‏السلام براى معرفى خود، به جاى آنكه بگويد من على ابن ابيطالب هستم، خود را توسط حضرت فاطمه عليهاالسلام معرفى مى‏نمايد. در اينجا نيز خود را بوسيله‏ى فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام به ديگران معرفى مى‏كند و مى‏گويد: من همسر زهراى اطهرم.

در جايى ديگر اميرالمومنين مردم را سوگند مى‏دهد و مى‏گويد: 
«من شما را به خدا سوگند مى‏دهم، آيا كسى غير از من در ميان شما هست كه زنش سرور زنان عالم باشد؟ مردم پاسخ دادند: نه.» (2)

اميرالمؤمنين در احتجاجى به ابوبكر مى‏گويد: «من كسى هستم كه پيامبر من را برگزيد و دخترش را به من تزوج كرد و فرمود: خداوند فاطمة عليهاالسلام رإ؛ّّ در آسمانها به عقد تو درآورد. ابابكر! تو را به خدا سوگند مى‏دهم! اين براى من است يا براى تو؟ ابوبكر جواب داد: براى شما است. (3)

اهل‏بيت عليهم‏السلام براى معرفى خود از طريق نام فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام بهره مى‏جستند، همانطور كه امام حسين عليه‏السلام در روز عاشورا خود را فرزند فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام معرفى كرد و فرمود: و «فاطمة امي إبنة الطُّهر أحمد» (4)

و همانگونه كه فرزدق، امام سجاد عليه‏السلام را در كنار حرم امن الهى، براى هشام چنين معرفى مى‏كند: «هذا إبْنُ سَيِّدَةُ النِسَوانِ فاطِمَة.» (5)

همه‏ى ائمه‏ى هدى عليهم‏السلام از اينكه خود را منتسب به حضرت زهرا عليهاالسلام مى‏دانستند، افتخار مى‏كردند، لذا در هنگام معرفى، خود را فرزند فاطمه‏ى مرضيه عليهاالسلام معرفى مى‏نمودند. 
  1- بحارالانوار، ج 35، ص 45، را همچنين، ج 33، ص 283، ر 547 از بشارة المصطفى.

2- قال علي عليه‏السلام:«نشدتكم بالله! هل فيكم أحد زوجته سيدة نساءالعالمين غيري؟ قالوا: لا.» فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفى، ج 1، ص 119 از لاحتجاج، ص 195.

3- قال على عليه‏السلام فى مناشدة طويلة مع أبي‏بكر: «فأنشدك بالله! أنا الذي إختارني رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و زوجني إبنته فاطمة عليهاالسلام و قال «الله زوجك إيّاها في السماء» أم أنت؟ قال: بل أنت.» فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفى، ج 1، ص 119 از الاحتجاج، ج 1، ص 171.

4- محمد صادق نجمى، سخنان حسين بن على عليه‏السلام، ص 316، چاپ هفتم، دفتر انتشارات اسلامى.

5- سيد جعفر شهيدى، زندگانى على بن الحسين عليه‏السلام، ص 121، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، چاپ سوم، 1367.سعيده

  سَعَدَ- سَعْداً و سُعُوداً اليومُ: يَمُنَ،

سَعِدَ- و سُعِدَ سعادة: ضد شقي،

فهو: سعيد،

أسعده الله: جعله سعيداً.

زن خوشبختى را كه عاقبت به خير باشد، سعيده گويند. صابره

  صَبَرَ، صَبْراً على الأمر: شكيبايى نمود بر آن كار و ثبات و دوام ورزيد. جزؤ و شجع و تجلَّد، 
فهو، صابر، صبور، صبير: الحليم، 
الصبر: التجلد و عدم الشكوى من ألم البلوى. صابره، يعنى زن صبورى كه سختيها را تحمل نمايد، شكيبا باشد و بر مشكلات لبخند زند. (صابره از القاب سياسى حضرت زهراء عليهاالسلام مى‏باشد) 
فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام زنى شكيبا. 
«... يا مُمْتَحَنَة إمتحنك اللَّه الذى خلقك قبل عن أن يخلقك فوجدك لما إمتحنك «صابرة»... 
اى خانمى كه خداوند تو را قبل از خلقتت آزمايش نمود و تو را در برابر امتحانات، شكيبا يافت!» (1) 
فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام اسوه صبر و بردبارى. 
«... السلام عليك أيّتها المظلومة «الصابرة» لعن اللَّه من منعك حقك و دفعك عن إرثك... 
سلام بر تو اى مظلومه‏اى كه بر ستمهاى اهل جور صبر نمودى! خداوند كسانى را كه حق شما را از بين بردند و شما را از ارث پيامبر صلى اللَّه عليه و آله محروم كردند لعنت كند.» (2)

صبر ممدوح

در روايات اسلامى براى صبر ممدوح، تقسيمات متعددى ذكر شده است. آنچه مسلم است صبر، يك حالت فعال براى انسان است، نه يك حالت انفعالى، يعنى انسان در برابر مسائل مختلف بايد پافشارى كند، نه آنكه در برابر مشكلات كمر خم كند و زانوى ناتوانى در بغل گيرد. يكى از اقسام صبر، صبر بر گناه است. صبر بر گناه، به اين معنا نيست كه انسان اگر دچار گناهى شد، آن آلودگى را تحمل كند،بلكه صبر در برابر گناه، يك نوع خوددارى نفس است، يعنى بايد در برابر لذات گناه، مقاومت نمود و آلوده به گناه نشد. چون اين نوع خوددارى، كمى سختى مادى دارد و بايد لذاتى را كه طبيعت انسانى ميل شديد به آنها دارد ترك كرد، پس داراى اجر بسيار است. در قرآن اجر صابران بى‏حساب شمرده شده است و به آنها آن قدر پاداش مى‏دهند كه خودشان متعجب مى‏گردند كه اين همه پاداش از كجا در پرونده‏ى ما ثبت شده است، شايد اشتباهى رخ داده باشد.

صبر بر مصيبت، يعنى پافشارى در برابر آثار يك مصيبت، كه گاهى اين آثار بسيار خطرناك است. مصيبت ديده اگر صبور نباشد ممكن است بر قضا و قدر الهى اعتراض نمايد. مصيبت ديده اگر صبور نباشد ممكن است بر خود لطمات جانى وارد كند كه اين عمل، حرام است. مصيبت ديده اگر صبور نباشد حالتى آماده، براى انجام هزاران گناه خواهد داشت، اما كسى كه اهل صبر باشد و در برابر مصائب، تاب و تحمل خود را از دست ندهد، بر تمام اين امور فايق خواهد آمد.

اگر ائمه‏ى اطهار عليهاالسلام فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام را صابره مى‏خوانند و پس از آن، جريان غصب فدك را عنوان مى‏كنند، به اين معنا نيست كه ظالمان، حق فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام را غصب كردند و ايشان در برابر اين عمل شرم‏آور، هيچ عكس‏العملى نشان ندادند، بلكه سراسر حيات فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام پس از غصب فدك، مبارزه‏ى با ظالمان غاصب بود. ا