ً در اختيار دارد زياد خوشحال باشد:
(ليكلا تأسوا على ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتيكم)(1)

اين بخاطر آن است كه براى آنچه از دست داده‏ايد تأسف نخوريد، و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشيد.
با اين فراز كوتاه به سراغ شخصيت فاطمه عليهاالسلام در اين زمينه از ديدگاه احاديث پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم در كتب ديگران مى‏رويم:
23- ابن‏حجر و ديگران در روايتى از پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم نقل كرده‏اند: او هنگامى كه از سفر بازمى‏گشت نخست به سراغ دخترش فاطمه زهرا عليهاالسلام مى‏آمد، و مدتى نزد او مى‏ماند، ولى يك بار براى فاطمه زهرا عليهاالسلام دو دستبند از نقره و همچنين يك گردن‏بند و دو گوشواره ساخته بودند، و پرده‏اى بر در اطاق آويزان كرده بود.
هنگامى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم وارد شد و اين منظره را ديد بيرون آمد در حالى كه آثار غضب در چهره‏اش نمايان بود، به مسجد آمد و بر منبر نشست.
فاطمه عليهاالسلام دانست كه ناخشنودى پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم به خاطر همان مختصر زينت است، همه را نزد پدر فرستاد تا در راه خدا صرف كند.
هنگامى كه چشم پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم به آن افتاد سه بار فرمود:
«فعلت، فداها ابوها»(2)
فاطمه آنچه را كه مى‏خواستم انجام داد، پدرش به فدايش باد.

واضح است يك جفت دستبند نقره و گردن‏بند و گوشواره‏اى از نقره چندان بهائى ندارد، و از آن بى‏بهاتر پرده‏ى ساده‏اى است كه انسان بر در اطاق بياويزد، ولى پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم همين را دون شأن فاطمه مى‏شمرد، و افتخار و فضيلت او را در سجاياى انسانيش مى‏دانست.
فاطمه عليهاالسلام اين درس را از محضر پدر بخوبى آموخت، هم زرق و برق دنيا را ترك گفت و خود را اسارت آن رهائى بخشيد، و هم آنچه داشت در راه خدا و بندگان محروم صرف كرد.
در حديثى كه سابقاً از «حليةالاولياء» (تحت شماره‏ى 3) نقل كرديم، خوانديم كه فاطمه زهرا عليهاالسلام حتى پوشش كافى در خانه براى آمدن ميهمانهاى نامحرم نداشت كه پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم عباى خود را به او داد تا خود را بپوشاند و آماده براى آمدن ميهمانان جهت عيادت او در بيماريش گردد.
داستان جهيزيه‏ى فاطمه عليهاالسلام و مراسم شب زفاف او كه در نهايت سادگى برگزار شد دليل روشن ديگرى بر زهد و وارستگى كامل اوست.
خدمات او در خانه‏ى على عليه‏السلام تا آنجا كه با يك دست گندم را براى پختن نان آسياب مى‏كرد، و با دست ديگر طفلش را در آغوش مى‏گرفت، همه شاهد گوياى مقام زهد اوست، گواه اين معنى حديث زيرا است:

24- ابونعيم اصفهانى چنين نقل مى‏كند:
«لقد طحنت فاطمة بنت رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم حتى مجلت يدها، وربا، و اثر قطب الرحى فى يدها» (3)
فاطمه دختر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم آنقدر با دست خود آسياب كرد كه دستش تاول زد، و ورم كرد، و آثار دستاش در دستش نمايان گشت.
25- در «مسند احمد» كه از معروفترين منابع اهل سنت است از انس بن مالك چنين نقل شده كه: روزى بلال براى نماز صبح، دير به خدمت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم آمد، رسول خدا فرمود: چرا دير آمدى؟
عرض كرد: از كنار خانه‏ى فاطمه عليهاالسلام مى‏گذشتم در حالى كه با دست خود آسيا مى‏كرد، و كودكش گريان بود، گفتم: اگر اجازه فرمائى من آسيا مى‏كنم و شما كودك را آرام كنيد، و اگر اجازه فرمائيد من كودك را آرام مى‏كنم و شما آسيا كنيد.
او گفت: من نسبت به فرزندم از تو مهربانترم، (و من مشغول آسيا كردن شدم و او كودكش را آرام كرد) و اين امر باعث تأخيرم شد.
پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود:
«فرحمتها رحمك اللَّه» (4)

تو نسبت به فاطمه رحم و محبت كردى، خداوند تو را مشمول رحمتش كند!
فضائل اخلاقى بانوى اسلام از جمله شجاعت و شهامتش در مقام دفاع از پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم در مقابل مشركان مكه، و آمدنش به ميدان احد براى بستن زخمهاى پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم مطلبى است كه بر كسى پوشيده نيست، و در احاديث گذشته اسناد و مدارك آن آمد.
او از لحظه‏ى تولد در مسير عبوديت و بندگى خدا بود و اين امر تا آخرين لحظات عمرش ادامه داشت، حديث زير شاهد گوياى اين معنى است:
26- در داستان تولد بانوى اسلام فاطمه زهرا عليهاالسلام و انعقاد نطفه او از ميوه بهشتى و آمدن چهار زن با شخصيت جهان- همچون مريم و...- به هنگام تولد او آمده است:
«فولدت فاطمة عليهاالسلام فوقعت حين وقعت على الارض ساجدة»(5)

به اينگونه فاطمه متولد شد و در حين تولد براى خدا سجده كرد.
27- مقام عفت او به آن حد بود كه در همان كتاب از اسماء بنت عميس داستان عجيبى به اين شرح نقل شده است:
روزى فاطمه عليهاالسلام به من فرمود: من از كار مردم مدينه كه زنان خود را بعد از وفات به صورت ناخوشايندى براى دفن مى‏برند، و تنها پارچه‏اى بر او مى‏افكنند كه حجم بدن از پشت آن نمايان است ناخرسندم.
اسماء گفت: من در سرزمين حبشه چيزى ديده‏ام كه با آن جنازه‏ى مردگان را حمل مى‏كردند، سپس شاخه‏هائى از درخت نخل را برداشت و به صورت تابوت مخصوصى درآورد كه پارچه‏اى را روى چوبهاى آن مى‏افكندند، و بدن را درون آن مى‏گذاردند،به گونه‏اى كه بدن پيدا نبود.
هنگامى كه فاطمه بانوى بزرگ اسلام عليهاالسلام آن را مشاهده كرد فرمود: بسيار خوب و عالى است (و هنگامى كه من از دنيا رفتم مرا با آن برداريد)...
و در ذيل همين حديث آمده است: هنگامى كه فاطمه عليهاالسلام چشمش به آن افتاد تبسم فرمود، و اين تنها تبسم او بعد از وفات پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم بود.
پی نوشت ها


1ـ ذخائرالعقبى 54.
2ـ سوره‏ى حديد (57)، آيه‏ى 23.
3ـ الصواعق‏المحرقه 109.
4ـ حليةالاولياء 2/ 41.
5ـ مسند احمد 3/ 150. فاطمه زهرا (س) الگوى مبارزه سياسى زن امروز


فرزانه نيكوبرش راد (1)

چكيده

عملكرد سياسى حضرت زهرا عليهاالسلام در دفاع از حريم ولايت، پس از دوران رحلت پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله تا زمان شهادت ايشان، از فرازهاى مهم تاريخ اسلام است كه در اين مقاله، نحوه مبارزات و برخوردهاى حضرت زهرا عليهاالسلام با غاصبان خلافت و شيوه‏هاى سياسى اتخاذ شده براى رسيدن به هدف، با محور دفاع از ولايت و امامت مورد بررسى قرار گرفته‏اند.
مقدّمه

گرايش به الگو و پى‏روى از مُد نياز بشرى است كه در جهت كمال‏گرايى و تكامل‏طلبى به طور فطرى در درون انسان‏ها نهاده شده است و علم امروز آن را «همانندسازى» مى‏نامد. از اين‏رو، مشاهده مى‏كنيم كه نياز به الگو و الگودهى به نسل‏ها، در آموزه‏هاى دينى به طور آشكار مورد توجه قرار گرفته است و قرآن به صراحت، به معرفى الگوها و اسوه‏هاى «مثبت» و «منفى» مى‏پردازد؛ و اسوه‏هاى مثبت ثابتى را مطرح مى‏كند كه در تمام عصرها و براى همه نسل‏ها قابل اتّكا و پى‏روى در عمل هستند.

در معرفى الگو، آن نوع رفتارهاى اجتماعى به عنوان «مدل» يا «راهن