اى عملى» مدّ نظر قرار مى‏گيرند(2) كه از ديدگاه اسلام، در قرآن و روايات (آموزه‏هاى دينى پيامبر و اهل بيت عليهم‏السلام ) به عنوان نمونه و الگوى عملى معرفى شده‏اند. رمز ماندگارى الگوها(3) «زنده بودن تفكر و انديشه الگوهاى مطرح شده»، «همسويى سيره و سخن آنان با فطرت انسان‏ها»، «يكسان‏بينى جهان‏بينى و آرمان‏ها» و «شناخت پيروان آنان» قابل توجه و حايز اهميت است. هر قدر اين شناخت وسيع‏تر و عميق‏تر باشد بهتر مى‏توان محتواى پيام و گفتار و رفتار آنان را به دست آورد و از آن‏ها در جهت رسيدن به سعادت و تكامل و تحقق ارزش‏هاى فطرى و الهى بهره برد.

شناخت و معرفت نسبت به الگوهاى شايسته، مانع از هدر رفتن يگانه سرمايه آن‏ها (عمر) مى‏شود. از اين‏رو، امام خمينى رحمه‏الله با تأسّى به الگوهاى عملى در اسلام مى‏فرمايد: «ما بايد سرمشق از اين خاندان [خاندان پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ] بگيريم؛ بانوان ما از بانوانشان و مردان از مردانشان، بلكه همه از همه آن‏ها. الگوى حضرت زهرا عليهاالسلام الگوى پيغمبر است.»(4) اما رسالت و تكليف بر شناخت معصومان عليهم‏السلام ، ما را بر آن مى‏دارد كه عملكرد آن‏ها را مورد بررسى قرار دهيم. با توجه به اينكه حضرت زهرا عليهاالسلام الگوى عملى و عينى براى زنان مسلمان است كه مى‏تواند در همه زمينه‏ها سرمشق نسل امروز و فردا قرار گيرد، در اين مقاله، به اختصار به ابعاد سياسى زندگى حضرت فاطمه عليهاالسلام و مبارزات ايشان در دفاع از حريم ولايت و امامت مى‏پردازيم.

مبارزه‏اى كه ريحانه نبى در حسّاس‏ترين دوران آغاز كرد، از زمان آغازين انحراف جامعه پس از رحلت نبى اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، به عنوان مهم‏ترين و محورى‏ترين حركت سياسى جامعه محسوب مى‏شد. هنگامى كه او تعدّى غاصبان خلافت را به حريم ولايت و امامت ديد، با تمام قوا و با روش‏هاى خود، براى دفاع از اين حريم وارد عرصه فعاليت‏هاى سياسى شد و در طول 75 روز (و به قولى 95 روز) همچون پروانه وجود خويش را براى تثبيت امامت، فداى ولايت كرد. امام خمينى رحمه‏الله در بيان عملكرد آن حضرت و درك عظمت آن حضرت چه زيبا فرمودند:

«زنى كه هر كس با هر بينش، درباره او گفتارى دارد و از عهده ستايش او نيز برنيامده. احاديثى را كه از خاندان وحى رسيده به اندازه فهم مستمعان بوده و دريا را در كوزه‏اى نتوان گنجاند و ديگران هر چه گفته‏اند به مقدار فهم خود بوده، نه به اندازه مرتبت او ...»(5)

 
جايگاه سياسى حضرت زهرا عليهاالسلام

 
كانون تربيت سياسى فاطمه زهرا عليهاالسلام

تولّد فاطمه زهرا عليهاالسلام در دوران جاهليت و شيوه رفتار پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله با اين انسان الهى از ابتدا يك امر سياسى (تكليف الهى) بود. او در كانون سياست و بحران‏هاى جامعه رشد مى‏كرد و تربيت مى‏يافت و همراه با تحوّلات و بحران‏ها، درس مى‏آموخت و شيوه‏هاى حضور در صحنه را عملاً آموزش مى‏ديد. رسالت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله زدودن خرافات جاهليت و معرفى جايگاه شامخ زن در آفرينش بود و رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در رفتار خود با فاطمه زهرا عليهاالسلام ، سعى داشت نگرش جامعه را به سوى زن از ابعاد شهوانى لهو و لعب، به ابعاد ملكوتى و ظرافت‏هاى روحى و نقش تربيتى و مديريتى زن تغيير دهد.

مقام و موقعيت ممتاز حضرت فاطمه عليهاالسلام و تثبيت جايگاه محكم او در انجام رسالت الهى به‏گونه‏اى بود كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در موقعيت‏هاى گوناگون، همواره بر دستان فاطمه زهرا عليهاالسلام بوسه مى‏زد؛ هرگاه صديقه مرضيه در جمعى وارد مى‏شد كه پيامبر در آن ميان بودند، به احترام آن حضرت از جاى خويش بلند مى‏شدند و او را در جايگاه خود مى‏نشاندند؛(6) هنگام خروج از مدينه، از آخرين فردى كه خداحافظى مى‏كردند فاطمه عليهاالسلام بود و هنگام ورود به شهر هم به ديدار اولين كسى كه مى‏شتافتند باز هم راضيه مرضيه عليهاالسلام بود.(7)
مشروعيت بازيگران سياسى

مشروعيت بازيگران و رهبران سياسى در هر جامعه‏اى مستلزم پيش‏نيازهايى است تا مردم جامعه با توجه به عملكردها و رفتار رهبران سياسى مشروع و مقبول جامعه، نسبت به افراد جديد، شناخت و آگاهى لازم را به دست آورند و بتوانند نسبت به شخصيت‏هاى تازه وارد در امور سياسى و اجتماعى جامعه و مشاركت آنان آگاهى كسب كنند و شخصيت‏هاى جديد را به عنوان رهبران آينده جامعه بشناسند. در صحنه سياسى جامعه عرب جاهلى، پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله با كردار، گفتار و عمل خويش در مورد خاندان نبوّت و امامت حضرت على و فرزندانش و نقش فاطمه زهرا عليهاالسلام (8) در ارتباط با نبوّت و امامت و رضايت الهى، شناخت‏هاى لازم را به جامعه مى‏دادند و در كلام و گفتار خود، مواضع اهل بيت عليهم‏السلام را با عبارت‏هاى گوناگون تحكيم مى‏كردند. پيامبر در طول دوران رسالت خود، براى رشد و استقلال فرهنگى مردم تلاش و كوشش بسيار كردند تا جامعه را نسبت به آينده آگاه سازند.

از سوى ديگر، پيامبر گرامى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در زمينه مسئوليت و رهبرى زنان، راضيه مرضيه عليهاالسلام را براى پذيرش اين رسالت الهى تربيت كردند. فاطمه زهرا عليهاالسلام اولين درس را در بحرانى‏ترين شرايط سياسى و اقتصادى ـ يعنى در محاصره «شعب ابى‏طالب» آموخت(9) و به تدريج، با علم لدنّى كه داشت، مجالس بحث و وعظ و درس‏هاى تفسير و احكام در مدينه براى بانوان جامعه داير كرد.(10)

پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله با سخنان گهربار خود درباره جايگاه فاطمه زهرا عليهاالسلام نزد خدا،(11) نزد آن حضرت(12) و جامعه، در شيوه‏هاى برخورد با فاطمه زهرا عليهاالسلام ، ازدواج با حضرت على عليه‏السلام ،(13) ماجراى مباهله با مسيحيان نجران و حضور حضرت زهرا عليهاالسلام در آن جمع،(14) محدودكردن دايره اهل بيت عليهم‏السلام (15) و اشخاص آن، با احاديث گوناگون، مانند حديث «كساء»،(16) «سفينه نوح»،(17) «ثقلين»(18) و ماجراى غدير خم،(19) رسالت خود را به پايان رساندند و جامعه را براى پذيرش امامت حضرت على عليه‏السلام آماده ساختند.

اما متأسفانه جاهليت چنان در تار و پود جامعه ريشه دوانده بود كه پس از رحلت ايشان، در ماجراى «سقيفه بنى ساعده» در فضاى آكنده از اندوه و غم و ماتم رحلت رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، بازيگران سياسى چنان جوّ را تغيير دادند و سريع عمل كردند كه مقام خلافت را، كه حق مسلّم حضرت على عليه‏السلام بود، غصب كردند.(20) انحراف و تخريب افكار عمومى و جنگ قدرت از كودتاى «سقيفه بنى ساعده» آغاز شد. جامعه اسلامى نيز كه حضرت رسول صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در طول دوران نبوّت خود، ساختار آن را پى‏ريزى كرده بودند، با حركت كودتاگران سقيفه و زنده كردن ارزش‏هاى جاهلى و روحيه ناسيوناليستى و سكوت ياران سُست‏اراده و فرصت‏طلبان دچار انحراف شد.

حضرت زهرا عليهاالسلام هم، كه در بطن مسائل سياسى جام