ه و بحران‏ها رشد كرده و تربيت يافته بود و رسالت دفاع از حق و حقيقت را بر عهده داشت، با بصيرت و آگاهى عميق نسبت به توطئه‏اى كه مسير امامت را منحرف ساخته بود، هشيارانه وارد عرصه جامعه شد و به صورت يك سياست‏مدار آگاه و مدافع حريم امامت، در صحنه جامعه حضور جدّى و فعال يافت و رهبرى دفاع از امامت را برعهده گرفت.(21) او زنى است تربيت‏شده الهى و پيامبر زمان خود. پذيرش رهبرى امام على عليه‏السلام از سوى يك زن، با تفكر موجود جاهلى نسبت به زن تضاد داشت؛ اما از سوى ديگر، با پيش‏ذهنيت‏هايى كه پيامبر گرامى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله درباره حضرت زهرا عليهاالسلام در جامعه ايجاد كرده بودند، كاملاً همخوانى داشت و هنوز وجود گوهر گران‏قدرى همچون فاطمه زهرا عليهاالسلام به عنوان قوى‏ترين ركن سياسى جامعه براى تشخيص و شناخت حق از باطل مطرح بود.

دخت گرامى حضرت رسول صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به خاطر بيدارى جامعه و آگاهى مردم در انحراف آغازين خود، فعاليت‏هاى سياسى خود را آغاز نمود. بررسى فعاليت‏ها و روش‏هايى كه فاطمه زهرا عليهاالسلام اتخاذ كرد، نمونه‏اى است كه نشان مى‏دهد اسلام مى‏خواهد افراد جامعه، اعم از زن و مرد، هميشه نسبت به مسائل جامعه‏اى كه در آن زندگى مى‏كنند، آگاهى و شناخت لازم داشته باشند تا بتوانند در امور سياسى جامعه مشاركت كنند و حضرت صديقه طاهره عليهاالسلام ، سدشكنِ تفكر غلط جاهليّت نسبت به زن بود كه با تمام وجود، سرشار از عشق الهى و رسالت نبى، دفاع از امامت و ولايت را رهبرى كرد.
روش‏هاى مبارزه سياسى حضرت زهرا عليهاالسلام
الف. تهديد غاصبان خلافت

پس از رحلت رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله هنگامى كه حضرت على عليه‏السلام در حال غسل و كفن و دفن پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بود، بعضى از بازيگران سياسى با مسموم كردن جوّ، در «سقيفه بنى ساعده» خلافت را غصب كردند(22) و خليفه‏اى را بر خلاف حديث غدير خم و خط مشى پيامبر و رسالت الهى انتخاب نمودند. عده‏اى از بازيگران سياسى براى مشروعيت بخشيدن به خليفه وقت و مقبوليت خلافت غصب شده و بر حق نشان دادن آن و سرپوش گذاردن بر مسير انحرافى، بيعت گرفتن از خليفه ذى حق را عَلَم كردند و براى بيعت گرفتن از حضرت على عليه‏السلام به در خانه فاطمه عليهاالسلام آمدند، ولى با امتناع حضرت فاطمه عليهاالسلام در گشودن در مواجه شدند. به همين دليل، دَرِ خانه او را به آتش كشيدند،(23) فاطمه عليهاالسلام را مورد هجوم قرار دادند(24) و او از شدت درد بى‏هوش شد و فرزند خود را سقط كرد. آنان حضرت على عليه‏السلام را براى بيعت گرفتن با خليفه وقت به مسجد بردند. زمانى كه حضرت فاطمه عليهاالسلام به هوش آمد، سراغ امام بر حق، على عليه‏السلام ، را گرفت. وقتى متوجه شد كه او را به مسجد برده‏اند، بلافاصله دست فرزندان خردسالش حسن و حسين عليهماالسلام را گرفت و به مسجد رفت.(25) هنوز مردم عوام جامعه و مهاجران و انصار برخوردهاى باكرامت و بزرگوارانه پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله با فاطمه زهرا عليهاالسلام و سخنان پيامبر را نسبت به دخت گرامى‏اش از ياد نبرده بودند و احترام و تكريم خود را نسبت به فاطمه زهرا عليهاالسلام در باطن ضمير خويش در نظر داشتند. وقتى كه فاطمه زهرا عليهاالسلام به مسجد رفت و غاصبان خلافت را تهديد كرد كه اكنون خدا را به يارى مى‏طلبم، با تهديد او، غاصبان خلافت تا حدى جا خالى كردند و از بيعت گرفتن با حضرت على عليه‏السلام دست برداشتند و در اين مبارزه، فاطمه زهرا عليهاالسلام با پيروزى به خانه برگشت.(26)
ب. تحت‏ تأثير قرار دادن افكار عمومى جامعه (گريه كردن)

در مرحله ديگر، فاطمه زهرا عليهاالسلام تاكتيك «گريه» را انتخاب كرد(27) و به عنوان يك حربه سياسى از آن بهره برد. صديقه طاهره عليهاالسلام محل گريه خود را مركز اجتماع مسلمانان(28) قرار داده بود؛ بر سر قبر رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، شهداى احد و قبرستان بقيع مى‏رفت و در اين اقدام، همراه كودكان خردسالش (براى تحت تأثير قرار دادن جامعه) و در ساعات شب و روز با ذكر مرثيه‏هايى در فقدان پدر بزرگوار خويش(29) و انحراف امّت پس از رحلت رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله سعى مى‏كرد جامعه خفته را بيدار سازد.
ج. سخنرانى (با تكيه بر فدك)

حربه سياسى ديگر، سخنرانى با تكيه بر غصب «فدك» بود(30) كه به دنبال غصب آن توسط خليفه وقت، فاطمه زهرا عليهاالسلام بار ديگر از اين حركت رژيم حاكم به عنوان يك حربه سياسى و فرصت مناسب سياسى براى روشن ساختن اذهان جامعه در غصب خلافت مسلّم حضرت على عليه‏السلام استفاده كرد. در حقيقت، فاطمه زهرا عليهاالسلام به نام غصب حق مالكيت خويش، به اعتراض سياسى و استيضاح حاكم وقت پرداخت و به مسجد رفت و خطبه خواند.(31)

در اين خطبه، چند فراز و نمود خاص وجود دارند. فاطمه زهرا عليهاالسلام در ابتدا، با يادآورى رسالت پيامبر و دفاع از رهبرى و امامت بر حق حضرت على عليه‏السلام و حق مالكيت خويش بر فدك از لحاظ قانون ارث در اسلام، با سازش‏كاران سياسى اتمام حجت كرد. ايشان در فرازى از آن خطبه مى‏فرمايد:

«هان اى مردم! بدانيد من فاطمه‏ام و پدرم محمّد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، انتها و ابتداى كلامم يكى است؛ هرگز آنچه مى‏گويم غلط نبوده و آنچه انجام مى‏دهم ظلم نيست.»(32)

نكته بارز در خطبه حضرت زهرا عليهاالسلام اين است كه آن حضرت با فصاحت و بلاغت خاصى به دفاع از مقام ولايت و امامت حضرت على عليه‏السلام مى‏پردازد. در فرازى از اين خطبه مى‏فرمايد:

«... و چون خداوند پيامبرش را به خانه انبيا فراخواند، جايى كه برگزيدگانش زندگى مى‏كنند، خارهاى نفاقتان سر برون آورد و پوشش دينتان رنگ باخت و صداى سركرده گم‏راهان درآمد و پست‏مهره‏اى ذليل و ناشناخته ظهور كرد و نازپرورده جاهلان مفسد زمزمه سر داد. پس بر دل‏ها و زندگى‏تان سوار شد ... و شما بر حق غضب كرديد...»(33)

دفاع از حريم ولايت توسط يك زن و بذرى كه او در مسجد با سخنان مستدل و منطقى خود كاشت، بعدها در بيعت مردم با حضرت على عليه‏السلام (پس از قتل عثمان) به ثمر نشست.

در فراز ديگرى از اين حركت سياسى، حضرت زهرا عليهاالسلام به دفاع از ارث زن در اسلام مى‏پردازد؛ دفاع از مالكيت بر حق زن. اين حركت بر خلاف راه و رسم موجود در افكار جاهلى بود كه در بعضى از اذهان رسوخ داشت. اما آنچه را اسلام حق مى‏دانست براى فاطمه زهرا عليهاالسلام معيار و محك بود، نه عرف و سنّت‏هاى جاهلى. آن حضرت توانست با حضور در مركز اجتماع مسلمانان و مهم‏ترين مكان معتبر سياسى ـ يعنى مسجد ـ به محاجّه با خليفه وقت بپردازد و او را به استيضاح بكشاند و با رسوايى سياسى حاكمان وقت، تا حد زيادى مشروعيت آنان را زير سؤال برد و رسم‏هاى جاهليت را درهم بشكند(34) و نشان دهد كه هيچ حكومتى نمى‏تواند حق و مال كسى را غصب كند، حتى اگر اين حق متعلّق به يك زن باشد.
د. رايزنى سياسى

حضرت فاطمه عليهاالسلام