له ايثار جان نيز گام نهاده‏اند. الدستور در يكى از گزارش‏هاى خود به اين موضوع اشاره كرده، مى‏نويسد: بيدارى زنان لبنانى، آنان را به مسلسل كلاشينكف و بمب‏هاى مولوتف مجهّز ساخت. اردوگاه زينبيه در بعلبك، كه زير نظر دفتر زنان انقلابى وابسته به دايره جنبش‏هاى آزادى‏بخش اداره مى‏شود، اينك به عنوان مكانى مقدّس براى فعاليت زنان جنوب لبنان به شمار مى‏رود.(46)

نيويورك تايمز در گزارش ديگرى با تكيه بر بيدارى زنان مسلمان و تلاش آن‏ها براى احقاق حقوق واقعى‏شان مى‏نويسد: جنبش‏هاى زنان در كشورهاى اسلامى بسيار قوى و متشكّل مى‏باشد و زنان در اين كشورها، فعاليت‏هاى زيادى براى كسب حقوق خود در چارچوب‏هاى غيرمذهبى و مذهبى انجام مى‏دهند ... در تمام دنياى اسلام، از شمال آفريقا و خاورميانه تا جنوب شرقى آسيا، انواع گوناگونى از افراد و گروه‏هاى حقوق زنان، با فرهنگ‏هاى متفاوت، اما مشترك در داشتن ايمان قوى در حال ايجاد جنبش هستند.(47)

اميد است زنان مسلمان ايران و جهان با حضور بيدارگرانه خود و كسب آگاهى نسبت به مسائل اسلامى و شناخت اسلام واقعى، با داشتن الگوهايى همچون حضرت زهرا عليهاالسلام ، كه افتخار زنان جهان است، بيش از پيش اين موهبت و رحمت الهى را درك كنند و حضور خود را در صحنه‏هاى گوناگون جامعه در چارچوب اسلامى تداوم بخشند.
نتيجه مبارزه

اگر مبارزات سياسى فاطمه زهرا عليهاالسلام در دفاع از حريم امامت و ولايت نبودند جريان امامت در همان «سقيفه بنى ساعده» خاتمه مى‏يافت. اما خداوند اراده كرده بود كه ريحانه نبى و همسر ولايت بار سنگين مبارزات سياسى را در مدت كوتاهى بر دوش بگيرد و جامعه خفته را بيدار سازد و همچون پيامبر گرامى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله رسالت را به امامت متصل سازد و وجود آن حضرت، تجلّى‏بخش امامت بود. دفاع فاطمه زهرا عليهاالسلام از حريم امامت و ولايت بود كه توانست از قتل حضرت على عليه‏السلام جلوگيرى كند و تا حدى جوّ متشنّج سياسى آن روز مدينه را كنترل نمايد و حقّانيت حضرت على عليه‏السلام را به مرور زمان ثابت كند تا در سال‏هاى بعد، با بيعت مردم با حضرت على عليه‏السلام مسير امامت تداوم يابد و فرزندان آن حضرت ادامه‏دهنده خط‏مشى سياسى و مبارزاتى مادر نمونه‏شان باشند. همو بود كه دخترى همچون زينب عليهاالسلام را در كانون تربيتى خويش پرورش داد تا در كربلا ادامه‏دهنده و پيامبر خون امام حسين عليه‏السلام باشد.

مبارزات سياسى حضرت زهرا عليهاالسلام نشان دادند كه يك زن، كه عنصر پيونددهنده بين رسالت و امامت است، چگونه مى‏تواند با جثه ضعيف خود و روح عظيم الهى خويش، بار سنگين مبارزه را بر دوش كشد و با جان و مال خود تا آخرين نفس، خط الهى را دنبال كند و فريب سياست‏پيشگان زر و زور و تزوير را نخورد و نشان دهد كه در سخت‏ترين عرصه‏هاى سياسى و اجتماعى جامعه، كه حتى مردان رزم‏ديده و مقاوم هم دچار تزلزل مى‏شوند، يك زن ايستا و مقاوم مى‏تواند در مقام دفاع از حق و ولايت بايستد و رسالت خويش را جانانه به ثمر برساند.

حضور سياسى فاطمه زهرا عليهاالسلام نشان داد كه يك زن با آگاهى و اتخاذ شيوه‏هاى سياسى مدبّرانه مى‏تواند در صحنه‏هاى گوناگون جامعه به مبارزه بپردازد. اين حضور نه تنها تفكر «عدم حضور زن در اجتماع» را نفى مى‏كند، بلكه انحصار حضور مردان در عرصه‏هاى سياسى را به نقّادى مى‏كشاند و بر آن مهر ابطال مى‏زند.

راضيه مرضيه عليهاالسلام با زندگى و مبارزه خود، در عرصه‏هاى گوناگون اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى، عبادى، خانه‏دارى، همسردارى، تربيت فرزند و بخصوص در صحنه‏هاى گوناگون سياسى، نشان داد كه يك زن مى‏تواند با حفظ حريم عفّت و ارزش‏هاى انسانى، در تمامى عرصه‏هاى جامعه حضور داشته باشد و اسلام چنين مى‏خواهد كه زن نيز همچون مرد، در تمام عرصه‏هاى جامعه عنصرى فعّال و پويا باشد و با پيروزى انقلاب اسلامى، اين تحوّل و نگرش نسبت به زن در جامعه ايجاد شد و بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران، حضرت امام خمينى رحمه‏الله ، و مقام معظّم رهبرى، حضرت آية‏الله خامنه‏اى، نيز در سخنان خود بر اين امر تأكيد داشته و صحّه گذاشته‏اند.

دخت گرامى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و انسيه حورا، حضرت فاطمه عليهاالسلام ، با اخلاق و رفتار و كارنامه عملى و فكرى خويش، مكتبى را براى زنان پايه‏گذارى كرد كه زمزم تكامل و تعالى و چشمه‏سار والاى كرامت انسانى است، كه زنان امروز نيز با تأسّى به اين اسوه و الگوى برتر، مى‏توانند به گسترش ارزش‏هاى دينى بپردازند و با ايجاد حسّ مسئوليت‏پذيرى، خودسازى، روحيه شهادت‏طلبى، دفاع، انفاق و ايثار و استقامت و پايدارى و صبر، تلاش كنند تا در جهان امروز، به جايگاه حقيقى خويش دست يابند و بدين‏وسيله، با بازبينى سنّت‏هاى جاهلى و احقاق حقوق الهى و شرعى و تكيه بر هويّت اسلامى، با حفظ حجاب به عنوان نماد استقامت(48) و پايدارى، مسير فاطمى را ادامه دهند. بى‏سبب نيست كه يوسف زهرا عليهاالسلام الگوى تمام عيار خويش را در زمان ظهور اين‏گونه معرفى مى‏كند:

«فى ابنة رسول‏اللّه لى اسوةٌ حسنه»؛ در دختر رسول خدا، فاطمه زهرا عليهاالسلام براى من، اسوه‏اى نيكو و شايسته است.
پى‏نوشتها:


1- كارشناس ارشد علوم سياسى و مسئول آموزش و پژوهش سازمان تبليغات اسلامى استان تهران.

2. جمشيد هاشميان‏فر، رضايت جوانان و گرايش آن‏ها به الگوى خودى، ص 1.

3. محمدرضا شرفى، جوان و نيروى چهارم زندگى، ص 17.

4. روح‏الله موسوى خمينى، صحيفه نور، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1366، ج 5، ص 283.

5. امام خمينى، در جستجوى راه از كلام امام رحمه‏الله ، دفتر سوم: زن، چ دوم، تهران، اميركبير، 1363، ص 129.

6. عايشه مى‏گويد: «فاطمه در سخن گفتن، شبيه‏ترين مردم به رسول خدا بود؛ وقتى بر پغمبر وارد مى‏شد، آن حضرت دستش را مى‏گرفت و مى‏بوسيد و بر جاى خود مى‏نشانيد. هر گاه رسول خدا بر فاطمه وارد مى‏شد، به احترام پدر از جاى برمى‏خاست، دست آن حضرت را مى‏بوسيد و در جاى خود مى‏نشانيد.» (على بن عيسى الاربلى، كشف الغمّه، تبريز، مكتبة بنى هاشمى، 1381 ق، ج 2، ص 79 / محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، ترجمه محمدجواد نجفى، تهران، اسلاميه، 1354، ج 43، ص 6 و نيز ر. ك: ناصر مكارم شيرازى، زندگانى حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام ، تهران، ميقات، 1366.)

7. قال ابوجعفر عليه‏السلام : «كان رسول اللّه اذا اراد السفرَ سلّم على من اراد التسليم عليهم من اهله، ثمّ يكون آخر من يسلّم عليه فاطمة عليهاالسلام فيكون وجهُه الى سفره من بيتِها و اذا رجع بدا بها»؛ امام باقر عليه‏السلام فرمود: زمانى كه رسول خدا اراده سفر داشت، با كسانى از اهل بيتش كه قصد خداحافظى با آن‏ها داشت خداحافظى مى‏كرد، سپس آخرين كسى كه با او خداحافظى مى‏كرد، فاطمه بود و از خانه فاطمه به سفر مى‏رفت و زمانى كه برمى‏گشت، ابتدا بدان وارد مى‏شد. (محمّدباقر مجلسى، 