يشين، ج 43، ص 83 و نيز ر. ك: سيدجعفر شهيدى، زندگانى فاطمه زهرا عليهاالسلام ، چ دهم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1365.)

8. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابى طالب، تصحيح سيد هاشم رسول محلاّتى، قم، علاّمه، ج 3، ص 141 / على بن عيسى الاربلى، پيشين، ج 2، ص 92.

9. ابن شهر آشوب، پيشين، ج 1، ص 60، ص 71، ص 174 / محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 18، ص 187 و ص 209.

10 امام حسن عسكرى عليه‏السلام فرمودند: زنى خدمت حضرت فاطمه عليهاالسلام آمد و گفت: مادر ناتوانى دارم كه در امر نماز به مسئله مشكلى برخورد كرده و مرا خدمت شما فرستاده است كه سؤال كنم، و مسئله را مطرح نمود. حضرت فاطمه عليهاالسلام جواب آن مسئله را داد. آن زن سؤال دوم و سوم را كرد و سپس تا ده مسئله از حضرت پرسيد و حضرت عليهاالسلام همه را پاسخ داد. سپس آن زن از كثرت سؤال خجالت كشيد و عرض كرد: اى دختر رسول خدا، ديگر مزاحم نمى‏شوم، خسته شديد، حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود: خجالت نكش! هر سؤالى دارى بگو تا جواب دهم. من از سؤالات تو خسته نمى‏شوم و با كمال ميل جواب مى‏دهم. اگر كسى اجير شود كه بار سنگينى را بر بام حمل كند و در ازاى آن، مبلغ صد هزار دينار اجرت بگيرد، آيا از حمل بار خسته مى‏شود؟ زن پاسخ داد: نه. حضرت فرمود: خدا در برابر هر مسئله آن‏قدر به من ثواب مى‏دهد كه بيشتر است از اينكه بين زمين و آسمان پر از مرواريد باشد. با وجود اين، آيا از جواب دادن مسئله خسته مى‏شوم؟ (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 22، ص 31.)

امام حسن عسكرى عليه‏السلام مى‏فرمايد: دو نفر زن كه يكى مؤمن و ديگرى معاند بود، در يك مطلب دينى با هم نزاع داشتند؛ براى حل اختلاف خدمت حضرت فاطمه عليهاالسلام آمدند. چون حق با زن مؤمن بود، حضرت فاطمه عليهاالسلام گفتارش را با دليل و برهان تأييد كرد و بدين وسيله، بر زن معاند پيروز گشت. حضرت فاطمه عليهاالسلام به زن مؤمن گفت: فرشتگان خدا بيشتر از تو شادمان گشتند و غم و اندوه شيطان و پيروانش نيز بيش از غم و اندوه زن معاند مى‏باشد. (عبداللّه بحرانى اصفهانى، عوالم العلوم، ج 11، ص 627 / محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 2، ص 8.)

در پاسخ‏گويى به سؤالات پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله كه در مسجد از پيروانش مى‏پرسيد، على عليه‏السلام همان سؤالات را از فاطمه عليهاالسلام مى‏پرسيد و به پيامبر پاسخ مى‏داد. (طبرسى، احتجاج، ج 1، ص 11 / عبداللّه بحرانى اصفهانى، پيشين، ج 11، ص 223 / قاضى نورالله شوشترى، احقاق الحق، تعليقات شهاب‏الدين مرعشى نجفى، قم، مكتبة آية‏اللّه مرعشى نجفى، 1403 ق، ج 10، ص 257 و 233 و 226 / محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 94.)

11. قال رسول اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : «اولُ شخصٍ تدخل الجنةَ فاطمة»؛ اول كسى كه وارد بهشت مى‏شود، فاطمه است. (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 44) امام باقر عليه‏السلام فرمودند: «به خدا! اى جابر، در روز قيامت حضرت فاطمه شيعيان و دوستانش را جدا مى‏كند؛ همچنان‏كه پرنده دانه خوب را از دانه بد جدا مى‏كند. (محمّدباقر مجلسى، پيشين و نيز ر. ك: سيدمحمّد كاظم حائرى قزوينى، فاطمه از ولادت تا شهادت، چ سوم، تهران، اميركبير، 1365.)

12. قال رسول اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : «فاطمةُ بضعةٌ مِنّى مَن سرّها فقد سرّنى و مَن ساءها فقد سائنى»؛ پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: فاطمه پاره تن من است؛ كسى كه او را خشنود كند همانا مرا خشنود كرده است و هر كس وى را ناراحت كند، مرا ناخشنود ساخته است. (محمّد بن نعمان مفيد «شيخ مفيد»، الامالى، ترجمه حسين استاد ولى، مشهد، بنياد پژوهش‏هاى اسلامى، 1364، ج 2، ص 259.) قال رسول الله صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : «اذا اشتقتُ الى الجنةِ قَبَّلتُ غُرَّ فاطمة»؛ هر گاه شوق بهشت در دلم پيدا مى‏شود گلوى فاطمه را مى‏بوسم. (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ص 52.) قال رسول‏اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : «فاطمة اُعزُّ البريّةِ عَلىّ»؛ فاطمه عزيزترين خلق نزد من است. (همان، ج 43، ص 39.)

13. حضرت رسول صلى‏الله‏عليه‏و‏آله خطاب به على عليه‏السلام مى‏فرمايد: «جبرئيل از جانب خداوند برايم پيام آورد كه يا محمّد! خدا تو را از بين مخلوقاتش برگزيد و به رسالت انتخاب كرد، على عليه‏السلام را برگزيد و برادر و وزير تو قرار داد، بايد دخترت را با او كابين ببندى. مجلس جشن ازدواج آنان در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده است. خدا دو فرزند پاك و نجيب و طيّب و طاهر و نيكو به آنان عطا خواهد كرد.» (محمّد باقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 127 / على بن عيسى الاربلى، پيشين، ص 95 / ذبيح الله محلاّتى، رياحين الشريعه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1368، ج 1، ص 157.)

14. «فَمَن حاجَّك فيه مِن بعدِ...» (آل عمران: 61)؛ كسانى كه پس از ورود علم بر تو، جدال مى‏كنند به آن‏ها بگو: بياييد تا ما فرزندان خودمان را و شما هم فرزندان خودتان را و ما زنان خودمان را و شما هم زنان خودتان را و ما نفوس خودمان را و شما هم نفوس خودتان را (براى مباهله و نفرين) دعوت كنيم و از خدا تقاضا نماييم كه دروغگويان را مورد طرد و لعن خود قرار دهد. (ر. ك: ابراهيم امينى، فاطمه زهرا عليهاالسلام بانوى نمونه اسلام، چ هفتم، قم، شفق، 1373، ص 100.)

15. آيه تطهير: «انّما يُريدُ اللهُ لِيُذهبَ عنكُم الرِجسَ اهلَ البيتِ و يُطهِّركم تطهيرا.» (احزاب: 33) ابن عبّاس مى‏گويد: روزى حضرت على عليه‏السلام و فاطمه عليهاالسلام و حسن و حسين عليهماالسلام نزد پيغمبر بودند، فرمود: «خدايا، تو مى‏دانى كه اينان اهل بيت من و گرامى‏ترين مردم هستند، دوستانشان را دوست بدار و با دشمنانشان دشمنى كن؛ يارى‏كنندگانشان را يارى فرما؛ از تمامى بدى‏ها پاكشان گردان؛ از تمام گناهان محفوظشان بدار؛ به واسطه روح‏القدس تأييدشان فرما.» سپس فرمود: «يا على! تو امام امّت و جانشين من هستى.» (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 24.) زمانى كه آيه 22 سوره روم (قُل لا اسئلكم عليه ...) نازل شد كه مى‏فرمايد: «اى پيامبر (به مردم بگو) از شما در مقابل پيامبرى اجرى نمى‏خواهم، مگر دوستى با نزديكانم»، گفتند: اى پيامبر خدا! چه كسانى نزديكان تو هستند كه واجب است آنان را دوست بداريم؟ حضرت فرمودند: على و فاطمه و فرزندان آن‏ها.» (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 252.)

16. «جابر بن عبداللّه انصارى از حضرت زهرا عليهاالسلام نقل مى‏كند: روزى پدرم بر من وارد شد و فرمود: سلام بر تو، اى فاطمه. عرض كردم: بر شما باد سلام خدا. فرمود: در بدن خود احساس ناتوانى مى‏كنم. عرض كردم: پدر جان! شما را به خدا مى‏سپارم تا ضعف از شما رخت بربندد. فرمود: عباى يمنى را بياور و مرا با آن بپوشان ... سپس من و حسن و حسين و على عليه‏السلام به فرموده پيامبر در زير عبا جمع شديم. بعد از آن، پيامبر طرفين عبا را گرفته، دست راست خود را به سوى آسمان بلند كردند و عرضه داشتند: پروردگارا! اينان اهل بيت و خاصان و ياران من‏اند.» (ناصر مكارم شيرازى، تفسير نمونه، چ 16، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1378، ج 17، ص 298 ـ 303 / قاضى نوراللّه شوشترى، پيشي