، ج 2، ص 554 ـ 557.)

17. قال رسول‏اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : «مَثَلُ اهلِ بيتى فيكم مَثَلُ سفينةِ نوحٍ مَن ركبها نجا و مَن تَخلَّف عَنها رخّ فى النار»؛ رسول خدا فرمود: مثل اهل بيتم در ميان شما، مانند كشتى نوح است؛ هر كس كه بر آن سوار شود، نجات يابد و كسى كه از آن تخلّف نمايد، در آتش مى‏افتد. (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 23، ص 122 / شيخ صدوق، عيون اخبارالرضا عليه‏السلام ، ترجمه حميدرضا مستفيذ و على اكبر غفّارى، تهران، صدوق، 1373، ج 2، ص 27.)

18. «اِنّى تاركٌ فيكم الثقلينِ ما اِن تمسَّكتم بهما لن تَضلّوا بعدى؛ احدهُما اَعظمُ مِن الآخِر: كتابَ اللهِ ـ عزّوجلّ ـ حبلٌ ممدودٌ مِن السماءِ الىَ الارض و عترتى اهلُ بيتى، و لن يفترقا حتّى يَرِدا علىّ الحوضَ فانظروا كيف تَلحقُوا بِى فيهما»؛ همانا دو چيز گران‏بها در ميان شما بر جاى مى‏گذرام كه تا وقتى به آن دو تمسّك بجوييد هرگز پس از من گم‏راه نخواهيد شد؛ يكى از آن دو بزرگ‏تر، گرامى‏تر و مهم‏تر از ديگرى است: اين‏ها كتاب خدا، و عترت و خاندان من مى‏باشند. اين دو هرگز از يكديگر جدا نمى‏شوند تا در حوض كوثر بر من وارد گردند. پس بنگريد كه نسبت به آن دو، چگونه به من ملحق خواهيد گشت. (محبّ‏الدين احمد طبرى، ذخائر العقبى فى مناقب ذوى القربى، بيروت، دارالكتب العربيه، 1397 ق، ص 16.)

19. قالت فاطمه عليهاالسلام : «اَنسيتم قولَ رسولِ اللّهِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله يوم غدير خمٍ: مَن كنتُ مولاه فعلىٌّ مولاه؟ و قوله صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : انتَ مِنّى بِمنزلةِ هارونَ مِن موسى؟» فاطمه زهرا عليهاالسلام مى‏فرمود: «آيا فراموش كرديد سخنان رسول خدا را در روز غدير كه فرمود: هر كه من مولا و رهبر اويم، على نيز مولاى اوست؟ و آيا فراموش كرديد كه به على عليه‏السلام فرمود: يا على! موقعيت تو نسبت به من همانند هارون به موسى پيامبر است؟» (قاضى نوراللّه شوشترى، پيشين، ج 21، ص 26 و 27 / عبدالحسين امينى، الغدير، ترجمه اكبر ثبوت و محمّد شريف رازى، تهران، كتابخانه بزرگ اسلامى، 1363، ج 1، ص 58.)

20. عبدالحسين امينى، پيشين، ج 7، ص 75.

21. البته پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در اين زمينه به حضرت زهرا عليهاالسلام هشدار لازم را داده بودند و در هنگام رحلت خويش فرمودند: «دخترم! بعد از من مورد هجوم و ستم قرار خواهى گرفت. پاره تنم! هر كس تو را آزار دهد مرا آزرده و آنكه به تو بپيوندد، به من پيوسته ...؛ زيرا كه تو از منى و من از تو ... هر كس از مردم به تو ستم كند، نزد خدا از او شكايت مى‏كنم.» (قاضى نوراللّه شوشترى، پيشين، ج 19، ص 160 / محمّدباقر مجلسى، ج 43، ص 177.)

22. على بن محمّد بن المغازلى، مناقب آل ابى‏طالب، ترجمه شهاب الدين مرعشى نجفى، طهران، المكتبة الاسلاميه، 1394 ق، ص 18 / اخطب ابى بكر خوارزمى، المناقب، نجف اشرف، المطبعة الحيدريه، 1385 ق، ص 94 / عبدالحسين امينى، پيشين، ج 1، ص 272 / قاضى نورالله شوشترى، پيشين، ج 6، ص 256.

23. ر.ك: نعمت‏اللّه قاضى، اسرار سياسى اسلام و بررسى زندگى زهراى بتول و فرزندانش، تهران،پيروز،1349.

24. محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 53، ص 18 و 19 / ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ترجمه و شرح محمّد ابوالفضل ابراهيم، ج 14، بيروت، دارالاحياء التراث العربى، 1385 ق، ص 193 / محمّد بن جرير طبرى، دلائل الامامه، بيروت، الدراسات الاسلاميه، 1413 ق، ص 45.

25. ابن قتيبه دينورى، الامامة والسياسة، ترجمه ناصر طباطبائى، تهران، ققنوس، 1380، ص 12 ـ 20.

26. «هنگامى كه فاطمه عليهاالسلام با عده‏اى از زنان دست حسن و حسين عليهماالسلام را گرفت و در حالى كه پيراهن رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را همراه داشت، در دفاع از امام خود به مسجد رفت و پيراهن رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را بر در مسجد آويزان نمود و آن جمع وقتى خشم فاطمه زهرا عليهاالسلام را ديدند (در اين هنگام ستون‏هاى مسجد لرزيدند.) به همين دليل، غاصبان عقب‏نشينى كردند و على عليه‏السلام به سلمان گفت: دختر پيامبر را درياب! به خدا قسم مى‏بينم كه مدينه همچون طومارى مى‏خواهد به هم بپيچد و اهلش را فرو برد و غاصبان از ترس غضب فاطمه عليهاالسلام ، على عليه‏السلام را رها كردند. (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 198 / ابن ابى الحديد، پيشين، ج 2، ص 52 و ج 6، ص 48 / ابراهيم امينى، پيشين، ص 146 و 149.)

27. عده‏اى از حضرت على عليه‏السلام خواهش كردند كه «تمنّاى ما از حضرتت اين است كه بازمانده نبوّت را بخواهيد يا شب را براى نوحه‏سرايى بر پدر اختيار نموده و روز آرام گيرد و يا بالعكس آن را برگزيند و زهرا عليهاالسلام بعد از آگاهى از خواست مردم، روش سوگوارى خود را تغيير داد و گاه بر سر قبر حمزه و شهداى احد مى‏رفت و گاه در بقيع حاضر مى‏گشت و سوگوارى مى‏نمود و يا دست طفلان خود را مى‏گرفت و نزد پدرش مى‏رفت.» (محمّد باقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 193 / سيد احمد علم الهدى، اشك‏هاى فاطمه عليهاالسلام ؛ پشتوانه على عليه‏السلام ، تهران، صدر، 1369، ص 38.)

28. ر. ك: شيخ عبّاس قمى، رنج‏ها و فريادهاى فاطمه عليهاالسلام ، ترجمه محمدى اشتهاردى، قم، ناصر، 1369.

29. حضرت زهرا عليهاالسلام گاه با فرزندان خود درد دل مى‏كرد و مى‏فرمود:« كجا رفت آن كسى كه شما را دوست مى‏داشت؟ كجا رفت آن كس كه براى شما از همه مهربان‏تر بود؟ ديگر او نيست تا از در وارد شود. ديگر او نيست تا شما را بر شانه خود سوار كند.» (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 181 / ذبيح‏اللّه محلاتى، پيشين، ج 1، ص 245.)

30. ر. ك: شهيدمحمّدباقر صدر، فدك در تاريخ، ترجمه محمود عابدى، تهران، روزبه، 1360 و نيز ر. ك: ناصر مكارم شيرازى، حضرت زهرا عليهاالسلام و ماجراى غم‏انگيز فدك، مشهد، انجمن محبّان فاطمه، 1365، ص 18.

31. ميرزا محمدتقى سپهر، ناسخ التواريخ، چ دوم، تهران، اسلاميه، 1363، ج 1، ص 144 و نيز ر. ك: سيدجمال‏الدين دين‏پرور، فاطمه بر كرسى رهبرى، تهران، روزبه، 1355، خطبه حضرت در مسجد خطاب به ابوبكر.

32. آواى كوثر؛ خطبه حضرت زهرا عليهاالسلام ، تهران، سازمان تبليغات اسلامى، 1376، ص 49.

33. همان، ص 56 و 57 و نيز ر. ك: سيدعزالدين حسينى زنجانى، شرح خطبه حضرت زهرا عليهاالسلام ، چ سوم، تهران، اميركبير، 1365.

34. علاءالدين هندى، كنزالعمّال، ج 3، بيروت، مؤسسة الرساله، 1409 ق، ص 20 / جلال‏الدين عبدالرحمن سيوطى، تاريخ الخلفاء، تحقيق محيى‏الدين عبدالحميد، تهران، الحوراء، 1382، ص 68 و نيز ر. ك: سيدجعفر شهيدى. زندگانى تأثيرانگيز فاطمه دختر محمد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، تهران، حافظ، بى‏تا.

35. ابن قتيبه دينورى، پيشين، ج 1، ص 12 / ابن ابى الحديد، پيشين، ج 2، ص 5.

36. حضرت زهرا عليهاالسلام پس از خطابه غرّاى خود در مسجد و دفاع از فدك و استيضاح خليفه وقت، رسما به ابوبكر اعلام كرد: «اگر فدكم را پس ندهى تا زنده هستم با تو صحبت نمى‏كنم.» به همين دليل، هر جا به ابوبكر برخورد مى‏كرد، صورتش را برمى‏گردانيد و با او حرف نمى‏زد. (على ابن عيسى الاربلى، پيشين، ج 2، ص 103 / محمّد بن اسماعيل بخارى، صحيح