 بخارى، ج 8، ص 26 و 210 / جلال‏الدين سيوطى، پيشين، ص 67 / و نيز ر. ك: حسن سعيد، پيام فاطمه عليهاالسلام ، تهران، مدرسه چهل ستون، 1350، ص 35.)

37. حسن سعيد، پيشين، ص 54 / محمّد دشتى، تحليل و بررسى حوادث ناگوار زندگانى حضرت زهرا عليهاالسلام ، قم، نشر امام على عليه‏السلام ، 1378، ص 150 ـ 170.

38. دو تن از علماى اهل سنّت نيز به اين مسئله اشاره كرده‏اند. (ابوالحسن مسلم قشيرى نيشابورى، صحيح مسلم، تحقيق موسى شاهين لاشين و احمد عمر هاشم، ج 4، بيروت، مؤسسه عزّالدين، 1407 ق، ص 125.) در صحيح بخارى، ج 4، ص 63 آمده است: «عده‏اى از عايشه نقل كرده‏اند فاطمه عليهاالسلام بر ابابكر غضب كرد و با او سخن نگفت و همچنان بر اين حال بود تا از دنيا رفت.»

39. خطبه حضرت زهرا عليهاالسلام در هنگام عيادت زنان مهاجر و انصار از ايشان، ر. ك: على ابن عيسى الاربلى، پيشين، ج 2، ص 18 / محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 158 / محمّد دشتى، پيشين، ص 178 / محمّد بن جرير طبرى، پيشين، ص 39 / ابن شهر آشوب، همان، ج 2، ص 205 / ابن ابى‏الحديد،همان،ج65،ص20.

40. حضرت زهرا عليهاالسلام وصيت كرد: مرا شبانه، در آن هنگام كه ديده‏ها همگى به خواب رفته‏اند، دفن كن و حضرت على عليه‏السلام نيز چنين كرد. (محمد بن اسماعيل بخارى، پيشين، ج 5، ص 139 / محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 183 و ص 214 / قاضى نوراللّه شوشترى، پيشين، ج 10، ص 453.)

41. از حضرت على عليه‏السلام سؤال شد كه علت دفن حضرت فاطمه عليهاالسلام دختر پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در شب چيست؟ ايشان فرمودند: «او از مردمانى (ملتى) خشمگين بود و كراهت داشت بر جنازه‏اش حاضر شوند و حرام است بر دوستان آنان و دشمنان فاطمه عليهاالسلام كه بر فرزندان آن حضرت نماز گزارند.» (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، باب 37، ص 209.)

42. امام خمينى رحمه‏الله ، پيشين، ص 99.

43. همان، ص 91.

44. همان، ص 38.

45. جزوه «ميلاد كوثر فاطمه زهرا عليهاالسلام »، تهران، دفتر امور خواهران سازمان تبليغات‏اسلامى‏استان تهران،ص12.

46. الدستور، چاپ انگلستان، 1/4/1985 م.

47. نيويورك تايمز، چاپ آمريكا، 12/5/1996 م.

48. ميدل ايست تاميز، چاپ قبرس، 12/11/1983 م.

منبع: ماهنامه بانوان شيعه، شماره 4 نيايش‏هاى فاطمه زهرا(س)

فاطمه‏ ى زهرا عليهاالسلام در كنار نماز و ركوع و سجود طولانيش، به دعا و نيايش مى‏پرداخت و در اين ميدان عارفانه، به قدرى پيش مى‏رفت، كه گويا همه‏ى چيزها و نهانها براى او پيدا بود، وى مى‏توانست با مأمورين آسمانى كه از ديد ديگران نامريى و ناپيدا بودند، مذاكره و گفتگو كند و ناديده‏ها را ببيند، و به جايى رسد كه بين خالق و مخلوق پرده‏ها و حاجبها بى‏معنى باشد.
او از طريق دعا و نيايش، با نگرشى به درون خود توانست تمام اميال و شهوات مادى را كنار زند و با تجلى روح ملكوتى به قله‏ى كمال، پرواز كند و با رسيدن به كمال مطلق، عالم خلقت را با «آيت بِاِذنى» به تسخير خود درآورد و آنگاه همه چيز و همه جا به تصرف فاطمه عليهاالسلام درآيد.
اگر فاطمه عليهاالسلام توانست ملائكه و مأمورين آسمانى را به خدمت استخدام كند و خازن بهشتى و جبرئيل و ميكائيل را به مأموريتها وادارد، و تصرفات و تحولات محيرالعقول در جهان پديدار سازد و از طريق چادر پاره‏پاره‏ى پرفروغش خانه‏هاى يهود را منور ساخته و دهها پيروان مذاهب ديگر را به صراط مستقيم اسلام هدايت نمايد و... همگى از همين مقوله سرچشمه مى‏گيرد. (1)

ابن‏عباس مى‏گويد: فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام، دو ركعت نماز خواند و با خداى خود به راز و نياز پرداخت، سپس دستهايش را به سوى آسمان بلند كرده و چنين معروض داشت: اى خدا و مولايم! تو را به حق محمد و على و حسن و حسينم، همچنانچه براى بنى‏اسرائيل مائده نازل فرمودى. براى ما نيز مائده بفرست.
ابن‏عباس مى‏گويد: هنوز دعاى فاطمه عليهاالسلام به پايان نرسيده بود كه طبقى پر از طعام بهشتى نازل شد...(2)
دعاى نور


حضرت فاطمه عليهاالسلام دعاهاى زيادى مى‏خواند و به اصحاب و ياران مخصوص پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله برخى از آنها را تعليم فرمود، كه در كتابهاى ادعيه آمده است، ولى در ميان آنها دعايى بسيار با بركت و آثار خير، كه آن را به حضرت سلمان سفارش فرمودند و افزودند كه آن را بيشتر بخواند و فرمودند از جمله آثار آن اين است كه: تو را تب نمى‏گيرد و سعى كن بر خواندن آن مداومت نمايى...
حضرت سلمان مى‏گويد: سوگند به خدا كه آن را به بيش از هزار نفر آموختم كه در تب و بيمارى مى‏سوختند و به بركت دعاى آن حضرت همگى شفا يافتند. اينك متن آن دعا را براى خوانندگان عزيز ترسيم مى‏نماييم:
بسم اللَّه الرحمن الرحيم، بسم اللَّه النور، بسم اللَّه نور النور، بسم اللَّه نور على نور، بسم اللَّه الذى هو مدبر الامور، بسم اللَّه الذى خلق النور من النور، الحمدللَّه الذى خلق النور من النور، و انزل النور على الطور، فى كتاب مسطور، فى رق منشور، بقدر مقدور، على نبى محبور، الحمدللَّه الذى هو بالعز مذكور، و بالفخر مشهور، و على السراء و الضراء مشكور، و صلى اللَّه على سيدنا محمد و آله الطاهرين.(3)
و بالاخره حضرت فاطمه عليهاالسلام آن قدر دعا كرد و در برابرش از منافقين و مهاجمين به دودمانش مصيبت ديد كه دعاى نهايى عَجِّلْ وَفاتى سر داد و شيفتگانش را به عزاى خود مبتلا ساخت.
پی نوشت ها


1ـ در اين زمينه به كتاب تجليات ولايت به قلم نگارنده كه در ولايت تكوينى چهارده معصوم نگارش يافته مراجعه فرماييد.
2ـ عوالم، ج 11، ص 235: صلت ركعتين ثم رفعت باطن كفيها الى السماء و قالت: الهى و سيدى! هذا محمد نبيك و هذا على ابن عم نبيك و هذان الحسن والحسين سبطا نبيك، الهى انزل علينا مائدة من السّماء كما انزلتها على بنى‏اسرائيل، اكلوا منها و كفروا بها، اللهم انزله علينا فانّا به مؤمنون: قال ابن‏عبّاس: واللَّه ما استتمت الدعوة فاذا بصحفه من ورائها.
3ـ منتهى‏الامال، ص 134- بحارالانوار، ج 43، ص 67.
خداترسى حضرت زهرا(س)

سيد بن طاووس از كتاب «زهدالنّبى» تأليف ابوجعفر احمد القمى نقل مى‏كند:
هنگامى كه اين دو آيه (43 و 44 سوره حجر) نازل شد:
و ان جهنم لموعدهم اجمعين- لها سبعة ابواب لكل باب منهم جزء مقسوم.
: «و جهنم ميعادگاه همه‏ى گمراهان است، هفت در دارد و براى هر درى، گروه معينى از آنها تقسيم شده‏اند».
پيامبر (ص) گريه‏ى شديد كرد، صحابه نيز از گريه‏ى آن حضرت، به گريه افتادند، ولى صحابه علت گريه آن حضرت را نمى‏دانستند، و پيامبر (ص) چنان منقلب بود كسى نمى‏توانست از او سؤال كند.

عادت رسول خدا (ص) اين بود كه هرگاه فاطمه (س) را مى‏ديد خوشحال مى‏شد، از اين رو يكى از اصحاب به حضور فاطمه (س) رفت، تا او را نزد پيامبر (ص) بياورد، وقتى به خانه‏ى زهرا (س) وارد شد ديد او به آسيا كردن مقدارى جو اشتغال دارد و اين آيه را مى‏خواند:
و ما عندالله خير و ابقى: «و آنچه نزد خدا است، بهتر و پايدارتر است» (قصص- 60- شورى- 36).
آن مرد صحابى سلام كرد و جريان گريه‏ى رسول خدا (ص) را گفت، فاطمه (س) بى‏درنگ برخا