 فى حديث : ((عينا يشرب بها عباد الله يفجرونها تفجيرا)) قال فى دار النبى (ص) يفجر الى دور الانبياء و المؤ منين ((يوفون بالنذر)) يعنى على و فاطمة و الحسن و الحسين عليهم السلام و جاريتهم ((و يخافون يوما كان شره مستطيرا)) يقول عابسا كلوحا...
((يوفون بالنذر)) يعنى على ، فاطمه ، حسن ، حسين و خادم آنها فضه .(41)
بى گمان و پاداشى كه فضه برد و در رديف ابراز و نيكان جاى گرفت ، علاوه بر پيروى از اهل بيت عليهم السلام به خاطر (لوجه الله ) بودن كارش بود و اينكه مى گويد به خاطر شما مى بخشم ، نيز به دليل اين است كه يقين يافته است ، همراهى با آنان ((لوجه الله )) است .
از اين روى فضه نيز شايستگى رسيدن به چنين مقامى را مى يابد. علامه مجلسى بعد از نقل پانزده روايت مختلف در مورد شاءن نزول اين آيات ، مى نويسد:
بعد از آن كه بر اجماع مفسرين و محدثين بر اين كه اين سوره در حق اصحاب كساء نازل شد، پى بردى ، هيچ كسى شبهه نياندازد. زيرا: اينگونه ايثار از غير ائمه بر نمى آيد و نزول اين سوره به همراه غذاى براى آنها دليل بر جلال و رفعت و كرامت آنها نزد خدا است و اختصاص آنها به اين نيكو داشت به همراه مكارم ديگر سبب مى شود، كه نسبت دادن اين فضل به غير آنها كه هيچ مكارمى ندارند، قبيح باشد...))
اين تعريض و كنايه علامه مجلسى در حقيقت پاسخى به گروه هاى منحرف از جمله ناصبى ها است كه غير اهل بيت عليهم السلام را مستحق چنين پاداشى مى دانند و اساسا مدنى بودن اين سوره را زير سؤ ال مى برند(42) و گرنه تعريض وى به سهيم نبودن فضه در اين پاداش ‍ بزرگ نمى تواند صحيح باشد. از جمله خود علامه مجلسى نيز به اين ديدگاهها توجه داشته و مى نويسد:(43)
آنچه كه بعضى از ناصبى ها شبهه وارد كرده اند كه سوره مكى است ، بس ‍ چگونه حوادث مدينه را نقل كرده ، توسط شيخ امين الدين طبرسى جواب داده شده است و او روايت ابن عباس را نقل كرده كه : سوره هايى كه در مدينه نازل شد عبارت بودند از: بقره ، انفال ... هل اتى (44)
بى گمان فضيلت هايى كه فضه در سايه تلاش و همگانى با اهل بيت كسب كرد، منحصر در يك يا چند مورد نبود. از اين روى ذبيح الله محلاتى در رياحين الشريعه مى نويسد: ((سى آيه در حق اميرمؤ منان بدون استثناى فضه وارد شده است كه از فوائد و علائم متابعت ، خلوص و مودت اوست . و آن بر حسب ظاهر صبر و شكيبايى بر گرسنگى در مدت سه روز است كه در اطعام قرض نان به مسكين و يتيم و اسير با موالى خود همراهى مى كرد. فضه گرسنه بود، زمانى كه اهل بيت گرسنه بودند و تشنه بود، وقتى آنها تشنه بودند. نمى خوابيد، وقتى آنها نمى خوابيدند، روزه بود، وقتى روزه بودند...))(45)
آنچه براى بانوان ما در عصر حاضر مى تواند راهكارى براى دستيابى به قله هاى معرفت و شرافت معنوى باشد، پى بردن به سر مقاماتى است كه بانوانى شايسته چون فضه به آن دست يافته اند. و ما سعى داريم به اجمال آنچه را كه از كتب روايى و تفسيرى درباره اين شايستگى يافته ايم ، باز گوييم .
البته اين راز چيزى جز همراهى با اهل بيت نيست . ولى بايد توجه داشت كه اين همراهى به معناى تقليد محض و بى دليل نبود، بلكه همراهى ((لوجه الله )) بود و فضه به پاكى راه آنان ايمان داشت . از اين روى صادقانه و خاضعانه راه آنان را پى مى گرفت و به اين ترتيب عمل او مصداق ((لوجه الله )) مى شد. فضه براى اين همگامى چند مرحله را طى كرد كه به شرح ذيل است :
وفاى به نذر: بشر به هنگام گرفتارى روى به خدا مى آورد، اما به محض ‍ خلاصى ، خدا از يادش مى رود. نذر، انسان را به پروردگار توجه مى دهد تا گرفتاريش برطرف شود. وفاى به عهد و نذر انجام اعمالى است كه خداى تعالى به آن دستور داده است و عدم وفا به عهد و نذر به فراموشى سپردن خداست و به اين صورت بين دستيابى به شرافت معنوى و وفاء به نذر رابطه اى عميق وجود دارد.
ترس از روز حساب : مشخصه ديگر ابرار، به فكر حساب و روز جزاء بودن است ، چه انسان هاى نيكوكار نيز نمى توانند به طورى كه شايسته خداست ، او را عبادت كنند. از اين روى همواره نقص و كاستى در اعمال انسان وجود دارد و فضه با آگاهى از اين نقيصه و ترس از حساب توانست با ميل خود به يارى مستمندان بپردازد.
اطعام نيازمندان : سركوب خودخواهى و برترى جويى در سايه اطعام به ديگران خصوصا نيازمندان تحقق مى يابد. اطعام به اين معنى است كه شخص تنها خود را نمى بيند، بلكه ديگران را نيز مستحق يارى مى داند و به آنان عشق مى ورزد.
رضايت خدا: رضايت اساس اعمال است تا آنجا كه اهل بيت هيچ درخواستى از فقير و اسير و يتيم ندارند و در هنگام گفتگو نيز تنها با خدا سخن مى گويند و از او پاداش مى خواهند.
از اين رو امام صادق عليه السلام درباره اين بخشش به خاطر خدا غذا مى دهيم و از شما مزد و تشكرى نمى خواهيم .
امام صادق عليه السلام فرمود: به خدا قسم اين را نگفتند؛ بلكه با خود چنين گفتند و خدا از باطن آنها خبر داد...(46)وعده غذاى بهشتى
بعد از رويداد بى نظير (اطعام و ايثار و نزول آيات الهى ) موضوع وعده شراب و غذاى بهشتى براى اين روزه داران ايثارگر از اهميت فوق العاده اى برخوردار است ، زيرا فضه توفيق مى يافت از ثمره كار بزرگ خود در اين دنيا، آگاه بشود و خداوند متعال با فرستادن آيات خود، از وفاى به نذر و ايثار و اطعام آنان قدردانى مى كند و در قبال آن ، نوشيدن از جام هاى آميخته به كافور و چشمه اى كه بندگان خدا از آن مى نوشند و هر جا خود بخواهد روان مى سازد، را به آنها بشارت مى دهد و مى فرمايد: اءن الابرار يشربون من كاس كان مزاجها كافورا عينا يشرب بها عباد الله يفجرونه تفجيرا ذكر ثواب و پاداش از لحاظ روانى تاءثير زيادى در رفتار فضه به جا مى گذاشت و او را وادار به اصلاح بيش از پيش خود و انفاق افزونتر مى كرد؛ اما اينكه چرا ذكر پاداش با جام ها و چشمه هايى آغاز مى شود كه به كافور آميخته اند و هر جا ابرار بخواهند، جريان مى يابد، بايد گفت : چون جام ها و چشمه ها با قوى ترين انگيزه انسانى ارتباط دارند، و ثابت شده است كه انگيزه تشنگى و گرسنگى در ساختار آدمى نقش مهمى دارند.(47)سرگذشت فدك
فدك، سرزمین آباد و حاصل خیزی بود كه در نزدیكی خیبر قرار داشت. و فاصله آن با مدینه، در حدود 140 كیلومتر بود، كه پس از دژهای خیبر، نقطه اتكاء یهودیان حجاز به شمار می رفت،[1] سپاه اسلام، پس از آنكه یهودیان را در خیبر و وادی القری و تیما در هم شكست، و خلائی را كه در شمال مدینه احساس می شد، با نیروی نظامی اسلام پر نمود؛ برای پایان دادن به قدرت های یهودی در این سرزمین ـ كه برای اسلام و مسلمانان كانون خطر و تحریك بر ضد اسلام به شمار می رفتند ـ سفیری به نام محیط پیش سران فدك فرستادند. یوشع بن نون كه ریاست منطقه را بر عهده داشت، صلح و تسلیم را بر نبرد ترجیح داد، و تعهد كرد كه نیمی از حاصل را هر سال در اختیار پیامبر اسلام بگذارد و از این پس، زیر لوای اسلام زندگی كند. همچنین بر ضد مسلمانان دست به توطئه نزند، و حكومت اسلام در برابر این مبلغ امنیت منطقه آنها را تأمین نماید.
سرزمین هایی كه در اسل